ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده (REVA)

ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده (REVA)

2-5-4-2-3 ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده (REVA)

به منظور محاسبه ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده لازم است به جای ارزش دفتری خالص داراییهای شرکت از ارزش بازار آن استفاده شود. بر این اساس شکل تعدیل شدهای از EVA بنام REVA بدست میآید که بصورت زیر قابل محاسبه است:

(2-9)

منظور از ارزش بازار خالص دارائیها، ارزش بازار سهام عادی و ممتاز شرکت بعلاوه ارزش دفتری بدهیهای آن میباشد. با وجود آنکه EVA از اطلاعات قابل اتکاءتری استفاده میکند ولی این اطلاعات لزوماً اطلاعات مربوطی نیستند. در حالی که در روش REVA به جای تأکید بر قابلیت اتکاء اطلاعات (ارزش دفتری دارائیها) به مربوط بودن اطلاعات (ارزش روز دارائیها) تأکید شده است و با توجه به اینکه برای محاسبه بازده از مبلغ سود خالص سال جاری استفاده میشود و اطلاعات سود خالص نیز (مثل بهای تمام شده کالای فروش رفته و مبلغ فروش) عمدتاً مربوط به دوره جاری هستند. بنابراین در نظر گرفتن ارزش روز دارائیها در مخرج کسر محاسبۀ بازده، مطلوبتر بنظر میرسد.

معیارهای استفاده شده جهت ارزیابی عملکرد نباید در ازای روشها و انتخابهای حسابداری حساس باشد، بلکه اصولاً معیارهای مزبور باید توان ارزیابی تصمیمات مدیریت را دارا بوده و ریسک تصمیمات سرمایهگذاری را مورد توجه قرار دهد.در عین حال این معیارها نباید مدیران را به لحاظ قرار گرفتن در موقعیتهایی که خارج از کنترل و اراده آنها بوده، جریمه کرده یا مقصر نشان دهد (داموداران [1]، 2002) با وجود آنکه معیارهای بیان شده در فوق از جمله معمولترین معیارهای حسابداری سنجش عملکرد میباشد، اما برخی از محققین از معیارهای حسابداری دیگری نیز نظیر نسبت فروش به دارائیها (یا میسری ، 2002) و بازده فروش (بوبکری، 2004) در مطالعات خود استفاده کردهاند.

2-6 سود؛ مفاهیم، تفاوت هاد، تئوری ها

یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی برای ارزیابی عملکرد واحد اقتصادی سود است که شاخص مناسبی برای تصمیمات سرمایهگذاران به حساب میآید. به رغم کاربردهای وسیعی که برای مفهوم سود ارائه شده ولی بر سر تعریف جامعی از آن توافق کامل وجود ندارد.

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه ها :

بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران

2-6-1 مفهوم سود و کاربردهای آن

مفهوم سود از جمله مفاهیم کاربردی در یک واحد اقتصادی است. از این رو، با توجه به اهداف مختلف استفاده کنندگان، تعاریف و روشهای اندازهگیری متفاوتی برای آن ارائه شده است. بکارگیری سود برای اهداف خاصی همچون معیار سنجش کارایی مدیریت، معیار پیش بینی عملکرد آتی شرکت و یا سود تقسیمی در آینده، معیار سنجش میزان موفقیتهای شرکت، مبنای تعیین مالیات، مبنای تدوین مقررات شرکت جهت تأمین منافع عموم مردم و سرانجام معیار ارزیابی و قضاوت درباره چگونگی تخصیص منابع توسط اقتصاددانان برای سود قابل ترسیم است (کلاید، 2007)

با توجه به اهداف استفاده کنندگان سود میتوان سه رویکرد ساختاری، تفسیری و رفتاری را مورد توجه قرار داد.

 

2-6-1-1 مفهوم سود از دیدگاه ساختاری:

در این دیدگاه، عرف، سنت و مقررات، اموری معقول، منطقی و با هم سازگار به شمار میآیند که بر پایه مفروضات، مفاهیم و اصولی که حسابداران در عمل به آنها رسیده و ارائه کردهاند قرار میگیرند. ولی، مفاهیم یا اصولی مانند تحقق بخشیدن به یک رویداد مالی، تطابق، روش تعهدی و روشهای تخصیص هزینهها را میتوان فقط از دیدگاه مقررات خاص تعریف کرد، زیرا نمیتوان نسخه دومی از آنها را در دنیای واقعی مشاهده نمود.( پارسائیان به نقل از هندریكسن، 1385؛380)

2-6-1-2 مفهوم سود از دیدگاه تفسیری:

در این دیدگاه برای ارائه تعریفی از سود بر دو مفهوم اقتصادی تغییر میزان رفاه و حداکثرسازی سود تکیه میشود.

هیئت استانداردهای حسابداری مالی نیز به صورت تلویحی به این دو مفهوم در قالب «حفظ سرمایه» و « به حداکثر رساندن سود» اشاره کرده است. حفظ سرمایه یکی از اصلیترین مفاهیم سود است، زیرا این مفهوم بر پایهی تئوری اقتصادی قرار دارد.این دیدگاه مبتنی بر تغییرات ارزش فعلی وجوه نقد مورد انتظار است؛ ولی قیمت فعلی بازار و گزینههای مشابه را نیز میتوان از این  دیدگاه توجیه کرد و مدعی شد که اقلام مزبور میتوانند جایگزین مناسبی برای ارزش جاری باشند (پارسائیان به نقل از هندریكسن،1385؛342)

 

 

2-6-1-3 مفهوم سود از دیدگاه رفتاری

(عملگرایی): این مفهوم مواردی نظیر فرآیندهای تصمیمگیری سرمایهگذاران و بستانکاران، واکنشهای قیمت اوراق بهادار در برابر گزارش دهی سود، تصمیمات مدیریت در مورد هزینه سرمایه و واکنش مدیران و حسابداران در برابر بازخورد اطلاعات را در بر میگیرد. یکی از ویژگیهای رفتاری این است که میتوان سودهای آتی را پیشبینی نمود. اگر سایر عوامل تأثیرگذار با دقت کامل در نظر گرفته شوند، میتوان با استفاده از سودهای خالص چند دوره، عملیات آینده شرکت را پیشبینی کرد (پارسائیان به نقل از هندریكسن،1385؛342)

با این وصف، همهی مفاهیم سود از جنبههای عملی و نظری نمیتواند در ارائه اطلاعات اثرگذار بر سرمایهگذاران و دیگران معقول باشد. به عبارت دیگر، از دیدگاه دنیای واقعی فاقد تفسیر لازم هستند و یا نمیتوانند بر تصمیمات سرمایهگذاران و دیگران اثرگذار باشند. زیرا فاقد هر گونه ویژگی رفتاری هستند.

2-6-2 سود حسابداری و نحوه محاسبه آن

سود حسابداری که با استفاده از سیستم تعهدی تهیه میشود، از نظر بسیاری از استفاده کنندگان صورتهای مالی، ابزاری برای سنجش عملکرد شرکت محسوب میشود. منظور از سنجش عملکرد شرکتها، ارزیابی کلی وضعیت مالی و نتایج عملیات به منظور اخذ تصمیمات منطقی است. به عنوان مثال، سود حسابداری میتواند مبنای اعتباردهی بانکها به شرکت و یا  از شرایط ورود به بورس اوراق بهادار قرار گیرد.

هیأت استانداردهای حسابداری مالی[2]، در بیانیه شماره 6 مفاهیم حسابداری مالی، استفاده از روش تعهدی در حسابداری را الزامی نموده است. بر این اساس، انعکاس آثار معاملات و رویدادهای شرکت لزوماً به معنای ورود و خروج وجه نقد نیست. به عبارت دیگر، در روش تعهدی، اصولی نظیر «تحقق» و «تطابق» به منظور انعکاس درآمدها و هزینهها و محاسبه سود حسابداری مورد استفاده قرار میگیرد. در نهایت، موفقیت یک شرکت به توانایی آن در ایجاد جریانهای نقدی بستگی دارد(هیئت استانداردهای حسابداری مالی، 1985 )

از دیدگاه حسابداری به دلیل ابهامات موجود در مورد میزان جریانهای نقدی آتی و عدم دسترسی به نرخ تنزیل مناسب، سرمایه بر مبنای خالص داراییهای مؤسسه مالی اندازهگیری میگردد. به عبارتی دیگر سود در حسابداری ناشی از تفاوت بین سرمایه واحد تجاری در آغاز و پایان دوره  مالی است. در این مفهوم سرمایه معادل خالص داراییها بوده و اندازهگیری سود تحت تأثیر مبانی اندازهگیری داراییها و بدهیها قرار میگیرد. در حسابداری جهت تعیین سود، روشهای مختلفی همچون حسابداری تعهدی، حسابداری نقدی، حسابداری نیمه تعهدی، تعهدی تعدیل شده و نقدی تعدیل شده به کار میرود. بدیهی است استفاده از روشهای فوق سود و زیانی متفاوت ارائه خواهد داد به همین دلیل طبق اصل تطابق، حسابداران برای شناخت هزینهها از رویکرد «بگذار هزینهها از درآمدها تبعیت کنند» پیروی مینمایند. مطابق این اصل هزینههای یک دوره از درآمدهای همان دوره کسر میگردند تا عملکردی واقعی از نتیجه کار منعکس گردد. از دیدگاه نظری روش صحیح حسابداری برای شناسایی درآمد باید به گونهای باشد که اولاً آن درآمد تحقق یابد یا قابل تحقق باشد و ثانیاً آن درآمد تحصیل گردد. مطابق این دیدگاه چنانچه یکی از شرایط فوق به وقوع پیوندد میتوان درآمد را شناسایی نمود (تیموری،1380).

[1]- Damodaran

[2]- Financial Accounting Stand- ards Board

Share