حافظه توسعه یافته و توانایی یادگیری کاهش می یابد. حتی برای پرخاشگران پیر و یا پرخاشگرانی که با تخریب نسبی عملکرد مغز روبرو هستند، روش های برخورد با پرخاشگری یکی از مناسب ترین روش های مدیریت پرخاشگری است.
۲-۳۲-۱- روش های برخورد با تغییرات مورد انتظار
۲-۳۲-۱-۱- روش های ارائه پاداش (تقویت کننده مثبت)
یک نظر کلی وجود دارد که می گوید هنگامی که اشخاص مشغول پرخاشگری و ناسزاگفتن هستند، توجه نکردن به آنها یک روش مناسب برای کاهش پرخاشگری است. حتی سرزنش کردن شخص پرخاشگر از جانب یکی از اشخاص یا کارکنان یک بخش می تواند باعث انتقام شخص پرخاشگر شده و او را به پرخاشگری بیشتر تشویق کند. یکی از دلایل رفتار پرخاشگرانه، نوع و میزان توجه کارکنان است که براحتی می تواند باعث تداوم پرخاشگری شود. از طرف دیگر چشم پوشی از پرخاش یا بی تفاوتی نسبت به آن نیز باعث تشدید پرخاشگری می شود. به یاد داشته باشیم، گاهی اوقات ما با جنون خشم، شورش و یا خشونت سروکار داریم و بسیاری از اینها برای زیر نفوذ قرار دادن و بدست آوردن توجه دیگران مورد استفاده قرار می گیرد. تحلیل رفتار بر اساس مدل ABC، می تواند در از بین بردن رفتار خصمانه کمک کند. بدین ترتیب شخص پرخاشگر ممکن است به این باور برسد که «شما ممکن است به کاری که من انجام می دهم اعتناء نکنید، اما سعی کنید از آن چشم بپوشید». بنابر این اشخاصی که در مقابل شخص پرخاشگر ایستاده اند باید با مهارت و تدبیر، توجه خود را کنترل و اداره نمایند، تا پرخاش نتیجه عکس داده و پرخاشگر رضایتی بدست نیاورد و بدنبال بدست آوردن پاداش و تشویق و توجه از طریق ارائه رفتار مطلوب برآید.
وقتی پرخاشگر آرام می نشیند و یا رفتار مناسبی از خود نشان می دهد، زمانی را برای آنها در نظر بگیرید و با نشان دادن رضایتمندی خود به آنها پاداش دهید. اگر شخص پرخاشگر تقاضایی را با لحن مؤدبانه و غیرپرخاشگرایانه عنوان کرد، با دقت گوش کنید و حرف های او را تأیید کنید و اگر مناسب دیدید پاسخ مثبت بدهید. همچنین برای شخص پرخاشگر توضیح دهید که چرا خوشحال و راضی هستید. در این روش، شما نه تنها عمل پرخاشگرایانه را در زمان عمل نادیده می گیرید و امیدوار هستید که مشکل را از بین ببرید، بلکه بر رفتارهای مطلوب و سودمند او تأکید کنید. هنگام تمجید از آنان مراقب باشید با آنان مثل یک کودک برخورد نکنید و یا اینطور عمل نکنید که بنظر برسد که به آنها امتیاز می دهید. اینگونه اعمال نه تنها باعث عصبانیت می شود بلکه به سادگی، اطمینان ایجاد شده را از بین می برد و به آنها یادآوری می کند که تلاش های آنها پذیرفته نشده است. هنگام ارتباط با شخص پرخاشگر، هدف شما باید بر حفظ عزت نفس، شأن و مقام او متمرکز شود. این روش تنها زمانی مؤثر واقع می شود که چیزی را به عنوان پاداش به شخص پرخاشگر می دهید، برای آنها قابل مشاهده و لذت بخش باشد. این به نظر شما بستگی ندارد که چه چیزی مهم تر است بلکه نظر پرخاشگر است که مهم بودن آن پاداش را تعیین می کند. فراهم آوردن فرصتی برای فعالیت کردن و بیرون رفتن از محیط پرخاشگری، روش دیگری است که می تواند بعنوان یک پاداش مطرح شود. هر نوع پاداشی که انتخاب می شود، اختصاصاً باید مورد علاقه شخص پرخاشگر باشد و نباید آن دسته از فعالیت هایی باشد که به طور عادی برای همه اشخاص قابل دسترس است (وزیری و لطفی عظیمی، ۱۳۹۰).
نکته دیگری که باید به خاطر داشته باشید آن است که همیشه باید خود را با شرایط منطبق کنید. مثلاً اگر شخصی چند لحظه قبل غذا خورده باشد، دادن غذا به عنوان یک پاداش تأثیر چندانی نخواهد داشت. باید پذیرفت تقویت کننده های عادی، تقویت کننده قدرتمندی برای رفتار مطلوب نیستند. از این رو داشتن فهرستی از پاداش هایی که بتوان در موقعیت خاصی، یکی از آنها را انتخاب کرد، مفید باشد. شما می توانید شخص را در یک مدل تقویتی با عنوان نظام اقتصاد ژتونی (پته ای) قرار دهید. در این روش تقویتی، برای کاهش رفتار پرخاشگرانه، در برابر هر رفتار مطلوب یک ژتون ارائه می شود؛ شخص می تواند این ژتون ها را با یک وسیله یا تقویت کننده مطلوب خود عرضه نماید. در این روش شخص می تواند پس از یک فاصله زمانی که رفتار مناسب نشان می دهد، یک نشانه یا ژتون و یا پته دریافت کند و بعدها آن را با یک سری تقویت کننده های مناسب تعویض نماید. این روش شخص را قادر می سازد تا از پاداش هایی که ممکن است با گذشت زمان، تغییر کند، سود ببرد. اگر شخص پرخاشگر یک شخص مسن یا یک بچه یا عقب مانده ذهنی باشد که نتواند معنی ژتون ها را درک کند، نظام اقتصاد ژتونی چندان مفید نخواهد بود.
به هر حال تا زمانی که رفتار مناسب به خوبی تثبیت نشده است شما نمی توانید به طور ناگهانی از پاداش دادن خودداری کنید، زیرا این عمل بدان معناست که شما می خواهید مشکل اولیه را دوباره مطرح کنید. بهترین روش آن است که در توزیع، از یک روش پاداش دهی وابسته به موقعیت یا فرصت خاص، حرکت کنید. اگر احساس کردید شخص پرخاشگر یاد گرفته که چگونه رفتارهای خود را کنترل کند، می توانید در زمان های متفاوت بطور تصادفی پاداش دهید. این کار می تواند سبب تغییر رفتار شود. سیاست شما برای پاداش دهی متناوب به رفتار غیر پرخاشگرانه و مطلوب شخص در وضعیت پرخاشگری پیشرفت شما در کنترل رفتار پرخاشگرایانه را تضمین کرده و نتیجه کار یک تغییر پایدار باشد. توقف تدریجی پاداش ها به ویژه پاداش های محسوس آسان تر خواهد بود. البته اگر هدایای خود را با تعداد واکنش طبیعی مانند تحسین شخص و یا موافقت با او همراه کنید می توانید به موفقیت خود اطمینان بیشتری داشته باشید، زیرا همه اشخاص دوست دارند توسط دیگران دوست داشته شوند. اشخاص اغلب بدون اینکه حتی متوجه شوند به یکدیگر پاداش می دهند یا در پاداش دادن قصور می کنند. در مدیریت پرخاشگری، شما واکنش های اجتماعی روزانه را در یک مسیر سازمان یافته و با برنامه از قبل طراحی شده مورد استفاده قرار دهید تا بتوانید پرخاشگری یک شخص را کنترل نمایید. لذا در این روش رفتارهای پرخاشگرانه، از طریق پدیده های اجتماعی طبیعی که به صورت روزمره اتفاق می افتند، به دام افتاده و کاهش می یابند (وزیری و لطفی عظیمی، ۱۳۹۰).
۲-۳۲-۲- روش های تنبیه رفتار پرخاشگرایانه
۲-۳۲-۲-۱- محروم سازی
یکی از روش های تنبیهی رفتار پرخاشگرانه، روش محروم کردن است. محروم کردن روشی است که در آن به دنبال بروز یک رفتار نامطلوب، شخص به یک محیط غیر پاداشی، که در آن پاداش خاصی ارائه نمی شود منتقل می شود. هدف این کار، در نظر گرفتن یک مکان اختصاصی برای تخلیه انرژی مازاد موجود در شخص پرخاشگر نیست، بلکه شخص با جدا شدن از محیط ایجاد کننده یا تقویت کننده پرخاشگری، به گونه ای برخورد می نماید که به کاهش متناوب پرخاشگری و یا حوادث ضمنی آن منجر شود. گرچه در قالب نظریه های رفتاری، روش محروم سازی می تواند به کم شدن مشکل کمک کند اما باید توجه داشت که واکنش غیرمنطقی یا غیرعاطفی اشخاصی که با شخص پرخاشگر سروکار دارند می تواند سبب بروز مشکلات دیگری گردد. بعید به نظر می رسد که شخص پرخاشگر که تحریک شده است با روی باز از پیشنهاد رفتن به منطقه ای غیر پاداشی استقبال کند. حتی اگر موفق شوید او را وارد یک محیط قرنطینه نمایید، باید مدتی، هر چند کوتاه در قرنطینه به سر ببرد که این موضوع خود نیز به طور طبیعی مشکلاتی را به بار می آورد.
به عنوان مثال اگر شخص بخواهد برای توالت رفتن محیط قرنطینه را ترک کند، اگر راضی به ماندن در آن محیط نباشد چگونه امکان دارد دوباره به آنجا برگردد؟ در چنین محیطی امکان قفل کردن درها وجود ندارد و احتمال شدت یافتن درگیری و پرخاش بسیار زیاد خواهد بود. البته شما نمی توانید از این ملاحظات به آسانی صرف نظر کنید. همانطور که مشاهده می شود استفاده از روش محروم سازی در مدیریت پرخاشگری کار بسیار خطرناکی است و در بسیاری از موارد خطر صدمه دیدن کارکنان و تمامی اشخاصی که در اطراف شخص پرخاشگر هستند وجود دارد و امکان بد رفتاری نیز بسیار زیاد است. در کل این روش زیاد توصیه نمی شود.
۲-۳۲-۲-۲- جریمه کردن
جریمه کردن یک روش تنبیهی برای کاهش رفتار پرخاشگرانه است. بدان معنا که اگر شخص پرخاشگر رفتار نامناسب داشته باشد، با از دست دادن پاداش هایی که قبلاً در اختیار داشته، تنبیه می شود. بعد از صحبت با شخص پرخاشگر در مورد اینکه چه چیزی برایش جالب و لذت بخش است، زندگی روزانه او با دریافت پاداش به صورت یک برنامه منظم و کلی برای یک زمان مشخص، سرشار و غنی می شود. البته، شما می توانید از روز خاصی شروع کنید، به عنوان مثال، به یک دانش آموز پرخاشگر، یا کودک پرخاشگر، یا حتی یک بیمار بستری شده در بیمارستان بگویید که در زمان بروز رفتار مطلوب در زمان های مناسب، پاداش مناسب را دریافت می کند. اما اگر پرخاشی صورت گیرد، زمان بروز پرخاشگری یادداشت شده و به او گفته می شود که چون این حادثه رخ داده، از دادن پاداش به وی صرف نظر شده است. لازم به ذکر است، این روش باید کاملاً بی طرفانه باشد و ارائه دهنده پاداش نباید مسائل شخصی خود را وارد بحث کنترل رفتار پرخاشگرانه نماید. برای به دست آوردن مجدد پاداش، پرخاشگر مجبور است از بروز پرخاش برای مدت زمانی مشخص، مثلاً یک ساعت، خودداری نماید. اگر در طول این دوره که شخص باید شایستگی خود را ثابت نماید، دوباره پرخاش دیگری صورت بگیرد، جریمه یک ساعته از زمان آخرین حادثه صورت گرفته، محاسبه می شود و باز مثل گذشته به او گزارش و آگاهی داده می شود. با این روش شخص پرخاشگر می آموزد که پرخاشگری مساوی با از دست دادن امتیاز پاداش است، در حالی که رفتار مناسب او می تواند موجب تداوم لذت بخش بودن موقعیت او شود. برای جلوگیری از تکرار پاداش ها، تنظیم فهرستی از پاداش ها می تواند بسیار مفید باشد (زینب مطلق و همکاران، ۱۳۹۲).
۲-۳۳- تحقیقات داخلی و خارجی انجام شده پیرامون موضوع تحقیق
۲-۳۳-۱- تحقیقات داخلی
– حبیبی و همکاران (۱۳۹۳) در تحقیقی با عنوان «اثربخشی آموزش هوش هیجانی بر راهبردهای مقابله با تنیدگی در افراد با آسیب بینایی» نتیجه گرفتند که؛ آموزش هوش هیجانی راهبرد مقابله ای اجتناب مدار و خرده مقیاس های آن، توجه برگردانی و سرگرمی اجتماعی را به طور معنی داری کاهش داد، اما بر راهبردهای مقابله ای تکلیف مدار و هیجان مدار تأثیر معنی داری نداشت.
– اقدسی و همکاران (۱۳۹۲) در تحقیقی با عنوان «مقایسه شیوه های فرزندپروری والدین نوجوانان پسر بزهکار و عادی » نتیجه گرفتند که؛ بین شیوه های فرزندپروری والدین نوجوانان بزهکار و عادی تفاوت معناداری وجود دارد. والدین مسامحه کار بیشترین فرزندان بزهکار را دارند و والدین مقتدر بیشترین فرزندان سالم را تربیت کرده اند.
– خانجانی و محمودزاده (۱۳۹۲) در تحقیقی با عنوان «مقایسه شیوه های فرزندپروری و اختلالات رفتاری کودکان مادران شاغل و غیرشاغل» نتیجه گرفتند که؛ کودکان مادران شاغل و غیرشاغل از نظر مشکلات رفتاری تفاوت معناداری با هم نداشتند. مادران خانه دار به طور معناداری شیوه تربیتی مقتدرانه تری از مادران شاغل داشتند. ولی در شیوه فرزندپروری آزادگذاری و استبدادی تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد.
– شریفی درآمدی و همکاران (۱۳۹۲) در پژوهشی تحت عنوان «تأثیر آموزش هوش هیجانی بر خودکارآمدی مادران کودکان فلج مغزی در شهر اصفهان» که بر روی ۵۰ نفر از مادران دارای کودکان فلج مغزی برای سنجش خودکارآمدی انجام شد از پرسشنامه خودکارآمدی شرر استفاده گردید و پس از آموزش هوش هیجانی نتایج زیر حاصل گردید که، نمرات پیش آزمون خودکارآمدی تفاوت معناداری بین میانگین های پس آزمون خودکارآمدی دو گروه گواه و آزمایش از مادران کودکان فلج مغزی مشاهده شد.
– فرامرزی و همکاران (۱۳۹۲) در تحقیقی با عنوان «مقایسه سبک های دلبستگی و شیوه های فرزندپروری مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان با اختلال یادگیری» نتیجه گرفتند که؛ در دو سبک دلبستگی ایمن و ناایمن دوسوگرا بین دو گروه عادی و با اختلال یادگیری تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین در دو شیوه فرزندپروری سهل گیرانه و مقتدرانه بین دو گروه عادی و با اختلال یادگیری تفاوت معناداری دیده شد.
– گنجه و همکاران (۱۳۹۲) در تحقیقی با عنوان «مقایسه اثربخشی آموزش مهارت حل مسأله و هوش هیجانی در کاهش پرخاشگری دانش آموزان پسر دبیرستانی» نتیجه گرفتند که؛ آموزش هر دو روش حل مسأله و هوش هیجانی به طور معنی داری با کاهش میزان پرخاشگری در بین دانش آموزان پسر ارتباط داشت. همچنین در خرده مقیاس های پرخاشگری نیز گروه ها با هم مقایسه شدند و نتایج داده های پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که در مقایسه دو نوع روش آموزشی در خرده مقیاس ها تفاوت معنی دار بود.
– صادق خانی و همکاران (۱۳۹۱) در تحقیقی با عنوان «مقایسۀ شیوه های فرزندپروری مادران دانش آموزان پسر ۷ تا ۹ سال دوره ابتدایی با اختلال لجبازی- نافرمانی و عادی در شهرستان ایلام» نتیجه گرفتند که؛ بین شیوه های فرزندپروری مادران گروه های پژوهش در الگوهای تربیتی تفاوت معنی دار وجود دارند. مادران کودکان با سبک مقتدرانه، مستبدانه و سهل گیرانه نسبت به مادران کودکان عادی بیشتر از شیوه فرزندپروری مستبدانه و سهل گیرانه و کمتر از شیوه فرزندپروری مقتدرانه استفاده می کنند.
– مداحی و همکاران (۱۳۹۰) در تحقیقی با عنوان «بررسى تعامل رفتار سازشى و شیوه هاى فرزندپرورى» نتیجه گرفتند که؛ بین سن استقلال آموزى با رفتار سازشى رابطه اى وجود ندارد. بین سن تسلط آموزى با رفتار سازشى رابطه منفى معنادار وجود دارد. بین سن مراقبت آموزى با رفتار سازشى رابطه اى معنادار وجود نداشت و در نهایت بین سه خرده مقیاس شیوه هاى فرزندپرورى با رفتار سازشى رابطه اى منفى و معنادار مشاهده شد. نتایج تجزیه و تحلیل رگرسیون نشان داد که از بین سه خرده مقیاس شیوه هاى فرزندپرورى، تسلط آموزى پیش بینی کننده قوى ترى براى رفتار سازشى است. زیرا تغییرى به اندازه یک انحراف معیار در متغیر تسلط آموزی موجب تغییر در رفتار سازشى شد.
– احمدی رق آبادی (۱۳۸۹) در پژوهش خود تحت عنوان «ارتباط هوش هیجانی با خودکارآمدی» به این نتیجه رسید که؛ مولفه های درون فردی و کنترل تنیدگی و سازش پذیری و خلق کلی بر خودکارآمدی تأثیر دارد. اما مؤلفه بین فردی که شامل خرده مقیاس های (مسئولیت پذیری، اجتماعی و همدلی) است بر خودکارآمدی دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی شهر رشت بی تأثیر بوده است.
– عسگری و همکاران (۱۳۸۹) در تحقیقی با عنوان «مقایسه میزان اضطراب، افسردگی و پرخاشگری نوجوانان با توجه به سطوح پراشتهایی روانی» نتیجه گرفتند که؛ بین نوجوانان با سطح پایین پراشتهایی روانی و نوجوانان با سطح بالای