دانلود پایان نامه

مشکلاتی داشته و احساس محرومیت شدیدی کرده اند. این قبیل اشخاص خیلی زود، در برابر محرومیت ها از خود عکس العمل پرخاشگرانه نشان می دهند و به اصطلاح قادر نیستند کمترین محرومیتی را بپذیرند. در نتیجه برای رفع و ترک عوامل پرخاشگرانه باید به زیرساخت های تربیتی، اخلاقی، سیاسی و غیره، که شخص در طی زندگی خود تحت تأثیر آنها بود، پی ببرد.
در واقع کودک پرخاشگری را، از راه تقلید نیز، می آموزد. قرار گرفتن در برابر یک الگوی پرخاشگر سبب ظهور این حالت در او می شود. در تحقیق بندورا و همکارانش که در دانشگاه استنفورد آمریکا انجام گرفت ملاحظه شد که نود درصد کودکان با پاسخ های پرخاشگرانه، الگوهای پرخاشگری را تقلید نموده اند. به نظر بندورا حتی مشاهده رفتار پرخاشگرانه، برای تقلید کودکان از آنها، کفایت می کند. بنابراین ناکامی تنها عامل ظهور پرخاشگری نیست. تقلید رفتارهای پرخاشگرانه از یک الگو به الگوهای دیگر نیز تعمیم داده می شود. همانگونه که تشویق، ناکامی و مشاهده حالات پرخاشگرانه باعث ظهور رفتار پرخاشگرانه می شود، در مقابل، مطابق اصل یادگیری تنبیه باید مانع آشکار شدن این رفتار گردد. بسیاری از تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است نشان می دهند که هنگامی که رفتار خصمانه در کودک ظاهر می شود بتدریج خاموش می شود.
والدین باید نتایج تجربیات فوق را در محیط خانواده، در ضمن رفتار خوب با دیگران بکار گیرند. اگر رفتار پرخاشگرانه فرزند خود را از ابتدای کودکی تشویق نکنند این رفتار قوت نمی گیرد و در نتیجه تعمیم نمی یابد. گاهی رفتار پرخاشگرانه در جایی دیگر، غیر از جای اصلی خود ظاهر می شود، به این کیفیت، جابجایی گفته می شود. بهترین روش برای جلوگیری از بروز رفتار پرخاشگرانه آن است که والدین، چنین رفتاری را تشویق نکنند و با ملایمت کودک را وادار کنند که رفتار دیگری نشان دهند. والدین نباید کودک را به هنگام رفتار پرخاشگرانه تنبیه بدنی کنند زیرا، این خود نوعی رفتار پرخاشگرانه است و به وضوح اهمیت آن را برای کودک روشن می سازد. والدین مهربان که در مقابل فرزند خود رفتاری متعادل پیش می گیرند بندرت کودکانی پرخاشگر پرورش می دهند و نقطه مقابل آنها والدین عصبی و پرخاشگر قرار دارند که از تنبیه بدنی استفاده می کنند.
والدین کودک پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معیارها خشونت می کنند و پرخاشگرند. کودکانی که به شدت پرخاشگرند معمولاً در خانواده هایی بزرگ شده اند که اعضای آن پرخاشگرند. معمولاً در این نوع خانواده ها اختلافات جزیی تبدیل به مسئله ای عمده می شود. نمایش خشونت در وسایل ارتباط جمعی نیز به رفتار پرخاشگرانه بخصوص در اشخاص مستعد، دامن می زند. تربیت فرزندان در خانواده بر قدرت پرخاشگری و نوع ظهور آن تأثیر می گذارد. اگر پرخاشگری تشویق شود و پرخاشگر پاداش دریافت کند، پرخاشگری تقویت می شود. همانند سازی پسر با پدر پرخاشگر، قدرت پرخاشگری را افزایش می دهد. نوع و قدرت پرخاشگری در این الگوها از هنجارها و فرهنگ خانواده پیروی می کند و پسران و دختران پرخاشگر چنین خانواده ای قاعدتاً در مدارس و در روابط درون گروهی، مسائل و مشکلاتی خواهند داشت.
بعضی از علمای علوم رفتاری تصور می کنند شرط لازم برای پرخاشگری کمبود و یا ناکامی است. تحقیقات دیگر نشان می دهد که کمبود تنها هنگامی موجب پرخاشگری می شود که انسان آن را بزرگ جلوه دهد. از آنجا که پرخاشگری می تواند بر اثر تنبیه باشد، اجتناب از تنبیه کودکان، پرخاشگری را به تعویق می اندازد، یا اینکه به شکل های دیگر ظاهر می کند. این پرهیز تا اندازه ای به ترس از انتقام نیز بستگی دارد. پرخاشگری می تواند در اشخاص و در مکان ها جابجا شود. مثلاً پرخاشگری پدر از محیط خارج از خانواده به خانه کشیده شود و از شخص یا موضوعی بر همسر و فرزندان جابجا شود، فرزندان اثر متقابل را به مدرسه برده و به اشخاص ضعیف تر جابجا می کنند. در برخورد با پرخاشگری باید به علل آن نیز توجه کرد زیرا ممکن است در این سبب شناسی، خانواده، علت ها به ارتباطات درون گروهی خویش؛ مدرسه، علت ها را به نقص های تربیتی و آموزشی و بالاخره جامعه، علت ها را به بعضی آسیب های اجتماعی نسبت دهد و بدین طریق سه شیوه متفاوت برای رفع علت ها شناخته شود. البته می توان این سه شیوه را به موازات هم نیز به کار برد (عسگری و همکاران، ۱۳۸۹).
۲-۲۸-۱۲- عوامل اجتماعی و فرهنگی
معمولاً آنهایی که در محیط های دور از تفاهم و همزیستی زندگی می کنند، بین اعضای آن درگیری و پرخاشگری زیاد است. آنان که دائماً در جامعه خود شاهد زد و خوردها و کشت و کشتارها هستند؛ آنان که در محیط زندگی خود شاهد تعقیب های سخت، درگیری های بی حساب، سماجت ها، بی اعتنایی ها و حق ناشناسی ها هستند، سعی دارند که با بروز پرخاشگری و اعمال خشونت، خشم و کین خود را فرو نشانند. داستان های خشونت آمیز، فیلم ها و نمایشنامه هایی که در آن زورگویی و خشونت بسیاری اعمال می شود. ضرب المثل های بدآموز، کنایات و استعارات غلط، هنرهای ورزشی و خشونت بار و … از جمله عواملی هستند که در ایجاد یا گسترش حالت پرخاشگری نقش فوق العاده ای دارند. همچنین کار با اسباب بازی ها، فعالیت های ورزشی خشن چون بکس یا کشتی کج که موجبات قساوت پرخاشگری را در شخص فراهم می آورند، تقویت کننده روحیه پرخاشگری است.
۲-۲۸-۱۳- عوامل اقتصادی
در برخی از موارد، مشکلات و محرومیت های اقتصادی موجب تهاجم و پرخاشگری می شود. کودکی که دائماً شاهد غذاها، میوه ها و اسباب بازی های گوناگون است و قدرت تهیه و خرید آنها را ندارد، نسبت به آنانی که قدرت خرید آنها را که دارند، کینه توز شده و حالت پرخاشگری پیدا می کند. به نظر می رسد در چنین مواقعی ناکامی بدلیل مشکلات اقتصادی باعث بروز پرخاشگری می شود.
۲-۲۸-۱۴- ضایعات مغزی
صدمات و آسیب های دستگاه مغز مانند ضایعه ها و ضربه های مغزی، تخریب نواحی مغزی، ساختمان شبکیه و اشکال در عملکرد سیستم اعصاب، اختلال شنوایی و بینایی، تحریک هیپوتالاموس، اختلال در ترشح غدد و عوامل ژنتیکی که مردان را از نظر جسمی نیرومند کرده و رفتار خصمانه و پرخاشگرانه را موجب می شود نیز، از عوامل بروز پرخاشگری هستند (عسگری و همکاران، ۱۳۸۹).
۲-۲۹- عوامل تشدید کننده پرخاشگری
عوامل متعددی می توانند موجب تشدید پرخاشگری شوند که مهمترین آنها عبارتند از:
محروم شدن از حمایت پدر و مادر و مربیان؛
افزایش توقع و انتظار به علت وعده و وعیدهای بسیار؛
بی اطلاعی و در نظر نگرفتن فکر و احساسات و اندیشه و توقع کودک؛
به حساب نیاوردن کودکان و عدم اعتنا به آنان در مواردی که کودک نیاز به توجه دارد؛
تحمیل مشکلات خود بر کودک و درخواست از او که توقع دشواری را از شما برآورده سازد؛
اجرای قواعد انضباطی سخت برای کودکان در خانه و مدرسه؛
بیماری های مداوم بخصوص آنها که کودک در آن احساس درد می کند؛
به بازی گرفتن عواطف و احساسات کودک نسبت به چیزی که فوق العاده برای او مهم و با ارزش هستند و یا ایجاد مانع بر سر راه او برای وصول به هدف (جاف، ۲۰۱۲).
۲-۳۰- اصول پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه
۲-۳۰-۱- شناخت وضعیت روانی کودک و عدم تشدید پرخاشگری طبیعی
کودکان در سن معینی بطور طبیعی پرخاشگری می کنند. مثلاً در ۱۲ ماهگی، وقتی که با هم هستند رفتار پرخاشگرانه از خود نشان می دهند و غالباً این رفتارهای پرخاشگرانه به خاطر اسباب بازی ها و متعلقات دیگر است. این نوع پرخاشگری در برخی متون علمی به عنوان «جرأت درونی» تعبیر شده است که دفاع از حقوق یا متعلقات مانند ممانعت کودک از اینکه کسی اسباب بازی او را بگیرد و یا امیال و آرزوها را در بر می گیرد و کودکان خود مدار شده و خواسته و میل خود را محور و مرکز همه چیز می دانند. مثلاً کودک چهارساله غذا را از جلوی خواهر کوچکتر خود بر می دارد، وقتی سؤال می کنند که چرا اینکار را کردی؟ پاسخ می دهد که او آن غذا را دوست ندارد. چون که خودش آن را دوست نداشت خیال می کرد که همه کودکان از آن غذا بدشان می آید. حال اگر پدر، مادر و یا بزرگسال دیگری از این ویژگی روانی کودک آگاهی نداشته باشد. این جلوه رفتاری کودک را که از طبیعت کودکانه او بر می خیزد به رفتار پرخاشگرانه تعبیر می کند. بزرگسالان ناآگاه، پرخاشگری طبیعی کودک را از «طبیعت کودکانه» به «خشونت تشدید شونده»، می کشانند. لذا نخستین شرط پیشگیری از بروز پرخاشگری این است که مربی و والدین از ویژگی های هر مرحله از رشد کودکان اطلاع داشته باشند.
۲-۳۰-۲- تقویت رفتارهای جامعه پسند
پرخاشگری و رفتارهای مشابه آن، رفتارهای ضداجتماعی هستند. تقویت رفتارهای اجتماعی مانند همکاری کردن، مشارکت کردن، ابراز همدردی و همدلی و امثال اینها اگر از ابتدای دوران کودکی در شخص تقویت شوند، زمینه کمتری برای پرخاشگری، در رفتار شخص باقی می ماند. لذا اگر یک نظام تربیتی قادر باشد کودکان جامعه خود را جامعه پذیر کند، درواقع جلوی بروز رفتارهای ضداجتماعی در آنها را گرفته است. کودکی که از سن حدود یک سال و نیم، برای خود یک سری هنجار می سازد و برای رفتارهای خود ضوابطی تعیین می کند، اگر در مسیر تربیت اجتماعی قرار بگیرد، بتدریج رعایت موازین دیگران جزء شخصیت او می شود. در این کار تربیتی، مدرسه، خانه، وسایل ارتباط جمعی و سایر عوامل تربیتی مشترکاً اثرگذار هستند. برای کاهش پرخاشگری باید مجموعه ای از استدلال های منطقی و الگوهای مناسب را ساخت و برای کودکان و نوجوانان بطور کلامی، تصویری و عملی نشان داد که پرخاشگری، و پریشانی حاصل از آن، نه تنها در قربانیان پرخاشگری بلکه در خود پرخاشگران، وابستگان آنها و حتی در جوامع اثر منفی می گذارد. اشخاص پرخاشگر خود با پرخاشگری اشخاص دیگر روبرو خواهند شد (لواف پور نوری و همکاران، ۱۳۹۱).
۲-۳۱- شیوه هایی برای کنترل پرخاشگری
۲-۳۱-۱- استدلال
این شیوه، شامل ارائه مجموعه ای از استدلال ها در مورد خطرات و عواقب پرخاشگری با شخص پرخاشگر یا با قربانیان پرخاشگری است. این شیوه حتی می تواند در پشیگیری از پرخاشگری در اشخاصی که هنور ار خود پرخاشگری نشان نداده اند، مؤثر واقع شود. به عنوان مثال، اگر عواقب احتمالی رفتار پرخاشگرانه ی پدری نسبت به فرزند خود (مثل پاره شدن پرده گوش، یا صدمه جسمی دیگر) به او گوشزد شود، ممکن است مانع از نشان دادن شدت عمل در او گردد.
۲-۳۱-۲- تنبیه شخص پرخاشگر
تنبیه شخص پرخاشگر، در کاهش پرخاشگری وی مؤثر است. البته تنبیه شدید به علت اینکه زشتی پرخاشگری را در شخص درونی نمی کند روش مطلوبی نیست. اما تنبیه ملایم چون توجیه بیرونی کافی برای شخص فراهم نمی کند، احتمال بیشتری دارد که نگرش شخص را نسبت به پرخاشگری تغییر دهد.
۲-۳۱-۳- تقویت رفتارهای مغایر
این یک روش یادگیری است که برای از بین بردن رفتار نامطلوب، به جای تنبیه آن رفتار، می توان رفتار مخالف و مغایر با آن را تقویت کرد. اگر بخواهیم این اصل را در مورد پرخاشگری به کار گیریم، باید به جای تنبیه رفتار پرخاشگرانه، رفتار غیر پرخاشگرانه را مورد تشویق قرار دهیم. با این کار چون شخص نمی تواند در آن واحد هم پرخاشگر باشد و هم نباشد، به سوی انجام رفتار غیرپرخاشگرانه که تشویق به دنبال دارد، سوق داده می شود. در این رابطه رعایت موارد زیر تا حدودی کمک کننده خواهد بود:
تا جایی که ممکن است پرخاشگر را از صحنه عمل دور کنید.
به فرد پرخاشگر یادآور شوید که گفتار و کردار ناپسند او نه تنها به حیثیت و شخصیت شخص دیگر بلکه به خود او نیز لطمه می زند.
در مورد عواقب ناگوار رفتار پرخاشگرانه، به ویژه برانگیختگی حس انتقام، مطالبی را یادآوری کنید.
در رفع گرفتاری های آنان کمک و همکاری کنید.
نگذارید کار از مجادله لفظی فراتر رود.
مستمراً پاسخ منفی ندهید و از کلمه «نه» استفاده نکنید (مسعودنیا، ۱۳۸۸).
۲-۳۱-۴- نقش زمان در کاهش پرخاشگری
شیوه مهم دیگر برای کاهش پرخاشگری، منزوی کردن این واکنش و ممانعت از کامیابی آنهاست. در یک تحقیق، پسر جوانی را که بسیار عصبانی بود و در حالت پرخاشگرانه قرار داشت، در یک اتاق تنها گذاشتند. در این هنگام پسر که در حالت عصبانیت کامل بود، نمی توانست هیچ کاری انجام دهد و هنگامی می توانست از اتاق خارج شود که عصبانیتش رفع شده باشد. به این ترتیب گذر زمان می تواند از فراوانی وقوع رفتار نادرست بکاهد. اگر رفتارهای نامطلوب ماجراجویانه که پاداش دریافت می کنند، با بی اعتنایی مواجه شوند و در مقابل به رفتارهای مطلوب پاداش داده شود، از میزان وقوع پرخاشگری کاسته می شود.
۲-۳۱-۵- مقابله با پرخاشگری ناشی از ناکامی در سازمان های آموزشی
برای مقابله با پرخاشگری ناشی از ناکامی در محیط های آموزشی باید موارد زیر را در نظر داشت:
آشنا کردن دانش آموزان با این امر که انسان در همه امور کامیاب نمی شود و باید روش های تحمل ناکامی را بیاموزند و به کار برند.
توجه داشتن به روحیات دانش آموزان در هنگام وضع مقررات، یعنی هر چه از سختی و سنگینی مقررات کاسته شود، از بروز ستیزه جویی بیشتر جلوگیری می شود. زیرا شخص کمتر احساس محرومیت می کند.
تأمین احتیاجات بدنی و روانی دانش آموزان.
داشتن حق اظهار نظر و بیان خواسته ها و فراهم کردن فرصتی برای اظهار نظر دانش آموزان.
سهیم کردن دانش آموزان در اداره امور مدرسه که او را با واقعیت ها و محرومیت ها آشنا می کند.
تشکیل گروه های مختلف علمی، فرهنگی و هنر و تشویق گروه های موفق.
پرهیز از رقابت شخص با شخص، بویژه در دوره نوجوانی و انجام رقابت با خود یا رقابت های گروهی.
اولین تجربه های دانش آموز از محیط های آموزشی باید تجربه های موفقی باشد.
پرهیز از بکار بردن محرکاتی که باعث برانگیختن دانش آموزان می شود، مثلاً فریاد کشیدن بر سر آنها که پاسخ متقابل آنان نیز معمولاً پرخاشگری و خشونت است. زیرا این امر آنان را از کامیابی از شخصیتی قابل احترام محروم می سازد.
ترویج تبلیغ و ارزشهای اخلاقی، بوسیله سرمشق های عملی، به منظور رعایت حدود اخلاقی و پرهیز از اتخاذ روش های غلط مثل توسل به پرخاشگری (مسعودنیا، ۱۳۸۸).
۲-۳۲- روش های برخورد با جریان پرخاشگری
روش های مدیریت پرخاشگری ابزاری قدرتمند برای اصلاح مشکلات رفتار، از جمله پرخاشگری است. این روش ها در واقع نوعی مراقبت منظم و هدایت شده است که با تدبیر خاصی، از طریق مدیریت پرخاشگری، نتایج اجتماعی رفتار نامطلوب را کنترل می کند تا تنوع اتفاقات و پیشامدهای منفی بروز پرخاشگری را کاهش دهد. بی شک، برای به کار بردن این روش ها برای کاهش پرخاشگری، نیازمند توجه و مهارت ویژه ای هستید. بسیاری از اشخاص پرخاشگر، حتی در شدیدترین بحران های پرخاشگری، برای یادگیری جدید توانایی دارند. تنها در مواقع خیلی شدید جنون است که کمبود

مطلب مشابه :  استعلام آنلاین برند و طرح صنعتی
دسته‌ها: اخبار

پاسخی بگذارید