دانلود پایان نامه

نشان دهند. در این مرحله درمان متمرکز بر کاهش اضطراب و تنش و همچنین ایجاد تمرکز خود و سرزنش همسر می باشد. (هی لی، ۱۹۷۲٫ترجمه،ثنایی،۱۳۷۸).
۳ – در این مرحله زن و شوهر تعارضات شدید را از خود نشان می دهند که حدود شش ماه یا دوره هایی از اضطراب و فشار شدید همراه است. سرزنش قطبی سازی و تنازع قدرت دیده می شود. خشم و کنترل موضوعات مقدماتی هستند و ممکن است به طور موقت با افزایش مثلث سازی در جهت دیگری قرار گیرد. این تلاشها برایکاهش تعارضات وقتی است که تعارضات تا حد زیادی استرس زا باشد. در این مرحله ارتباط بسته و اعتماد متمرکز است. این امر مستلزم این است که بحث های مخرب کنار گذاشته شود تا زن و شوهر سرزنش را کاهش دهند و بتوانند درجاتی از مهارتهای حل مساله را در روابط خود استفاده کنند. (هی لی، ۱۹۷۲٫ترجمه،ثنایی،۱۳۷۸).
در این مرحله زن و شوهر بیشترین حد تنش را در همه ابعاد آن، در روابط خود دارند. ارتباط شخصی، تنازع در قدرت و سرزنش تا حد زیادی دیده می شود. انتقاد گری شدید و زیاد است. خود افشاگری وجود ندارد. مثلث سازی، به شکل ائتلاف بایک وکیل وجود دارد. دلیل بالا بودن خشم رابطه درمانی برقرار نمی شود(هی لی،۱۹۷۳٫ترجمه .ثنایی،۱۳۷۸).
۲-۵۳ عوامل مؤثر بر از بین رفتن روابط عاطفی و زناشویی :(مراحل چهار گانه مرگ عاطفی )
مخالفت :در هر نوع رابطه ای که میان دو انسان شکل می گیرد همیشه درجه ای از مخالفت وجود دارد و تضاد های فکری و رفتاری جزئی طبیعی از روابط میان فردی ما را تشکیل می دهند. اما مخالفت می تواند درجات مختلفی داشته باشد. مخالفت پنهان در برابر مخالفت آشکار. صحنه ای را در نظر بگیرید که در یک مهمانی خانوادگی بزرگ نشسته اید و همسر شما در حال تعریف خاطره ای از شما می باشد که اصلاً دوست ندارید دیگران چیزی درباره آن بدانند، چندمین بار است که همسرتان این داستان را با آب و تاب تعریف می کند. شما شروع به خود خوری می کنید یا طوری به وی نگاه می کنید که بفهمد مایل به تعریف داستان وی نیستید. این درجه خفیفی از مخالفت است دربرابر اینکه شما با صدای بلند وی را از گفتن داستان منع کنید. راه دیگری وجود دارد سعی می کنید خود را آدم متمدنی نشان بدهید که این موضوعات کوچک برایش مهم نیست و از طرح شدن آنها در جمع حتی لذت می برید. بیشتر مردم مخالفت های خود را به بهانه بد جلوه کردن در نظر دیگران ابراز نمی کنند و تظاهر می کنند که چنین احساسی ندارند. آنچه در این گونه موارد افراد به خود می گویند این است: این مساله بزرگی نیست، این قدر ایراد گیر نباش، هیچکس کامل نیست، فراموش کن چرا دردسر درست می کنی .در زمینه عاطفی در زندگی زناشویی این مساله مخالفت به کرات اتفاق می افتد. زیرا تعداد تعاملات میان فردی زوجین خیلی زیادتر از دیگر روابط است و به همین نسبت احتمال بروز اختلاف میان آنها بیشتر است. اگر مخالفت های کوچک خود را بیان نکنید و با توجه به تعداد موارد پیش آمده از خیر مطرح کردن آنها بگذرید، این مخالفت های کوچک جمع شده کم کم به علامت هشدار دهنده بعدی یعنی رنجش و عصبانیت تبدیل می شود. حال کمی به زندگی با شریک عاطفی خود فکر کنید. اتفاقات هفته گذشته را مرور کنید و مواردی را که با همسرتان در زمینه آنها اختلاف داشتید به یاد آورید. طرز برخورد شما با این اختلافات چگونه بوده است ؟ طرز برخورد شما با این مخالفتها در وهله اول شاخص خوبی برای سلامتی ازدواج شما می باشد (گری، ۲۰۰۹٫ ترجمه.گنجوی،۱۳۸۸) .
رنجش و عصبانیت :عصبانیت و رنجش نوع شدیدتر مخالفت هایی است که روی هم جمع شده اند و به صورت احساس تنفر موقتی ابراز می شود. در این مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت می کنید و فرد مقابل هم عکس العمل نشان می دهد و شما را مورد حمله قرار می دهد. خیلی مواقع که سر موضوع کوچک و بی ربطی دعوای بزرگی راه می افتد علت آن را باید در جایی دیگر و موضوع دیگر جستجو کرد. ازاثرات رنجش و عصبانیت می توان به جدایی عاطفی موقت بین شرکای عاطفی اشاره کرد. عصبانیت با فشار روحی زیاد همراه است و انرژی زیادی از شما می گیرد. اگر رنجش و عصبانیت، مدام تکرار شود شما مقام جلوگیرنده آن، با به درون ریختن اینعصبانیت و رنجش و انرژی منفی بسیار در درونتان پا به مرحله سوم می گذارید (گری، ۲۰۰۹ .ترجمه.گنجوی،۱۳۸۸) .
عدم پذیرش و طرد :بعداز یک دعوای مفصل، در را به هم می کوبید و از منزل خارج می شوید درحالی که احساس یاس و پوچی سرتاسر وجودتان را فرا گرفته است. این درحالی است که از جارو جنجال و دعوا هم خسته اید و منزل را برای رسیدن به آرامش ترک کرده اید، در حقیقت از همسر خود فرار کرده اید. این مرحله ممکن است به صورت دیگر و در درون منزل اتفاق بیافتد، شما در منزل و در زیر یک سقف هستید ولی به یکدیگر بی اعتنایی می کنید و یکدیگر را مورد بی توجهی قرار می دهید، در واقع وی را هم از دیده و هم از دل بیرون می کنید. این مرحله می تواند یک ساعت به طول بیانجامد. ولی تا چند روز و چند هفته می تواند طول بکشد. بیشتر جدایی ها و طلاق ها در این مرحله اتفاق می افتد. این دوره بحرانی ترین دوره اختلافات در حقیقت زمان به زانو در آوردن آخرین تلاشهای عاطفی طرفین برای بقای زندگی مشترکشان می باشد، در طرد و عدم پذیرش آنقدر فشار روحی و تنش زیاد می شود که فرد برای خود فضایی و آرام طلب می کند و اینگونه از زندگی زناشویی خود عقب نشینی کرده، میدان مبارزات را ترک می کند در حالی که پیوند های عاطفیش آخرین نفس ها را می کشد. اما طرد و عدم پذیرش هم می تواند لاینحل باقی بماند و با تکرار و انباشت در طول یک دوره زمانی، شما را به مرحله نهایی گسست عاطفی تان سوق دهد (گری، ۲۰۰۹ .ترجمه.گنجوی،۱۳۸۸)
سرکوب :نوعی احساس کرفی و بی حس است .شما دیگر احساسات منفی خود را حس نمی کنید اما در مقابل بهای بزرگی می پردازید ودیگر احساسات خود را درک و لمس نخواهید کرد. شما از نظر عاطفی فلج شده اید و تا پایان عمر، یکنواخت و بی احساس به نمایش کسالت بار زندگی خود ادامه می دهید. ماسکی از لبخند و احترامات ساختگی را به چهره می زنید و دیگر شور و نشاط سابق را ندارید. زندگی تان قابل پیش بینی و کسل کننده می شود و خستگی مزمن جسمی به سراغتان می آید .آنچه این مرحله را فاجعه آمیز می کند نوع رابطه ای است که بین زوجین وجود دارد. به این ترتیب که همه چیز خوب و مرتب به نظر می رسد و طرفین ظاهر زندگی خوبی در کنار یکدیگر دارند اما در واقع بسیاری از استعدادها و مهارتهای عاطفی خود را فراموش کرده اند و به یک نیمه مرده ماشینی تبدیل شده اند که زندگی محدود و بی طراوتی را دنبال می کند و جالب این است که در این مرحله خود فرد هم احساس می کند خوشبخت است و زندگی خوبی دارد، غافل از اینکه بسیاری از قسمت های وجودش در حالت نیمه خاموش به سر می برد. هر دو طرف در این مرحله یاد گرفته اند چه انتظاراتی داشته باشند و چه انتظاراتی نداشته باشند (گری، ۲۰۰۹ .ترجمه.گنجوی،۱۳۸۸) .
۲-۵۴ سلامت هیجان و رضایت زناشویی:
نتایج بررسی های گذشته در مورد اثر سلامت هیجانی بر روابط زناشویی همواره نشان داده است افرادی که مشکلات هیجانی مانند افسردگی، اضطراب، استرس، را داشته اند نارضایتی بیشتری از ازدواج خود گزارش کرده اند (تامپسون، وینفین، بلین، ۱۹۹۵ ) .
افرادی که افسرده، ناراحتی و غمی دارند گرایش کمتری به استفاده از روش های حل مساله کارآمد دارند.بیشتر از زوجهایی که ناراحتی و غمی ندارند رفتارهای مخرب را پیشه خود می سازند، معمولا ً روابط خود را منفی و ارزشیابی کرده و کمتر با اظهارات یکدیگر موافقت می کنند (کانن و همکاران، ۱۹۸۵ ) .
با این وجود می توان گفت که بسته به جنسیت افراد افسرده علائم افسردگی رابطه متفاوتی با رضایتمندی زناشویی دارد. تفاوت های مربوط به جنسیت ممکن است بدین دلیل باشد که میزان افسردگی در زنان دارای مشکل رضایتمندی زناشویی نظیر ناتوانی در برقراری صمیمی و اختلافات زناشویی، رابطه قوی تری وجود دارد (تامپسون و همکاران، ۱۹۹۵ ) .
۲-۵۵ حل مشکل مشارکت آمیز:
رویکردحل مساله مشارکت آمیز،آزادی ذهنی رابرای هردوطرف ممکن می سازد.
۲-۵۶ حل مساله اشتراکی، چهار جانشین بسیار رایج دارد:
انکار، اجتناب ، تسلیم، و سلطه گری. ( بولتون، ۱۹۹۵٫ ترجمه ازسهرابی، ۱۳۸۸).
از هریک از این راه ها می توان به شکلی مناسب استفاده کرد اما استفاده مکرر از هریک از آنها منجر به پیامدهای منفی قابل پیش بینی خواهد شد .
انکار :تعارف برای برخی از افراد آن قدر هولناک است که ترجیح می دهند هرگونه مشکلات بین فردی را انکار کنند. آنان برای این مشکلات، هیچ کار دیگری جز انکار که شامل دور کردن مشکل از خودآگاهی می شود، ندارند. (مثال خانواده ای که دارای یک کودک عقب مانده ذهنی هستند و مادر به دلیل اینکه پذیرفتن این مشکل برایش سخت است این واقعیت را انکار می کند واز آمدن به خودآگاهی جلوگیری می کند.) وانکار مکرر، معمولاً مشکلات را دو چندان کرده و بیماری های روان تنی و سایر اختلالات روانی منجر می شود (ردین،۱۹۷۰).
اجتناب :برخی افراد، از تعارض میان نیاز های بین فردی آگاهند و به سادگی، هر آنچه در توان انجام می دهند، تا از روبرو شدن با این تعارض ها اجتناب کنند .
تسلیم: بسیاری از افراد و قتی با فردی برخورد می کنند، که نیازهای متضادی با نیازهای خودشان دارد، تسلیم می شوند و اغلب بدون هیچ مبارزه ای، عقب نشینی می کنند. آنان زندگی را بدون برآورده شدن نیازهایشان سپری می کنند. همانطور که برخی از والدین در تربیت فرزندان خود از شیوه ی سهل انگاری استفاده می کنند. این شیوه در هنگام کاربرد واقعی، ممکن است به تسلیم در برابر نیازهای کودک ( به رغم برآورده نشدن نیازهای مشروع خود فرد ) بینجامد .روانشناسی درباره ی خطرات سهل انگاری به گروهی از والدین گفت: اگر می خواهید ازکودک خود متنفر شوید، فقط بگذارید او همیشه ببرد، این یک فرمول مطمئن است ( بولتون، ۱۹۹۵٫ ترجمه ازسهرابی، ۱۳۸۸).
سلطه گری :یکی دیگر از شیوه های حل مساله، سلطه گری تحمیل راه حل خود با دیگران است. فردی که بر تصمیم گیری مسلط می شود، راه حلی را پیشنهاد می کند که برای برآورده کردن نیاز های خود طراحی کرده است. ما دریافته ایم که این راه حل ها به ندرت به اندازه سایر راه حل ها، موجب رفع نیاز های فرد سلطه جو می شوند. فرد ممکن است به هدف خود دست پیدا کند اما رابطه بین خانواده آسیب می بیند (بولتون، ۱۹۹۵٫ ترجمه .سهرابی، ۱۳۸۸).
۲-۵۷ مراحل روش حل مشکل از طریق مشارکت :
جان دیویی، یکی از بزرگترین فلاسفه آمریکایی اظهار داشت که فلسفه باید از (ابزار حل و فصل مشکلات فلاسفه) بودن فاصله بگیرد و به جای آن به روشی، پرورده ی دست فلاسفه، برای حل مسائل عامه مردم تبدیل شود. (دیوئی، ۱۹۱۷ ) توماس گوردن روانشناس، مطالب مفیدی درباره بکار بستن قوانین منطق که جان دیوئی به آن تاکید کرده بود. برای حل مسائل بین فردی نوشته است (بولتون، ۱۹۹۵٫ ترجمه. سهرابی، ۱۳۸۸) .
۱ – مشکلات را در قالب نیازها تعریف کنید نه راه حل .
۲ – از طریق سیال سازی ذهنی، راه حل های ممکن را بررسی کنید .
۳ – راه حلی را انتخاب کنید که نیازهای هر دو طرف را به بهترین وجه برآورده می کند و پیامد های احتمالی را کنترل می نماید .
۴ – در مورد این که چه کسی، چه کاری را، در کجا و چه موقع، باید انجام دهد برنامه ریزی کنید .
۵ – نقشه را اجرا کنید .
۶ – فرآیند حل مساله را ارزیابی کنید، و کمی بعد بررسی کنید و ببینید که این راه حل، چقدر خوب ازکار درآمده است .
حل مساله اشتراکی در بین خانواده، مستلزم استفاده از مهارتهای گوش کردن، مهارتهای کلامی و روش حل تعارض است. علاوه بر این لازم است که، این روش حل مساله را که به دلیل توالی منطقی آن بسیار آسان هم است در ک کنید. اقدامات مقدماتی که پیش از شروع اولین مرحله فرآیند فوق صورت می گیرد، معمولاً از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. چناچه فرآیند حل مساله مؤثر واقع نشود مجدداً کنترل کنید تا مطمئن شوید به دام تله هایی که از موانع رایج در تاثیر این روش هستند، گرفتار نشده اید. به دنبال اهداف مخفی بگردید و یا فرآیند را دوباره از نو به جریان بیندازید. این روش کاربردهای زیادی در خانه مدرسه و محل کار دارد. همان طور که جرج پرینس می گوید: زمانی که استعداد خلاق خود را در حل مساله شکست خورده می یابید، کیفیت رااز زندگی خود می گیرید(بولتون، ۱۹۹۵٫ترجمه .سهرابی ،۱۳۸۸).
۲-۵۸ راهبردهای کنار آمدن با مشکلات زناشویی :
۱ – مذاکره ۲ – مقایسه خوش بینانه ۳- نادیده گرفتن ۴ – کناره گیری
۱ – مذاکره و گفتگو: باهم نشستن و صحبت کردن درباره مشکلات و رسیدن به توافقی منصفانه .
۲ – مقایسه خوش بینانه: قدر روابط زناشویی خود را در مقایسه با دیگران دانستن و متقاعد ساختن خود مبنی بر اینکه تعارض و نصاد مساله مهمی نیست و کم برآورد کردن میزان ناراحت کننده بودن مسایل .
۳ – کناره گیری: نارضایتی و ناخشنودی را در خود نگه داشتن و مشکلات خود را با همسر خود درمیان نگذاشتن (ال، ۱۹۴۴٫ ترجمه. محمد خانی، ۱۳۸۸) .
نادیده گرفتن و کناره گیری روش های مؤثری برای حل اختلاف های زناشویی نیستند. افرادی که از این دو راهبرد استفاده می کنند ناراحتی و رنج بیشتری می برند و بندرت می توانند مشکلات زناشویی خود را حل کنند. این برون ریزی هیجانی، درگیر نشدن و کناره گیری منجر می شود افراد رفتارهای نا بهنجار اجتماعی مانند استفاده از الکل و مصرف مواد را از خود نشان دهند ( پتاسیک و داگ ، ۱۹۹۵) .
برعکس مهارتهای فعالانه مذاکره و مقایسه خوش بینانه هر دو در حل مشکلات زناشویی سودمند هستند. مذاکره مستلزم مهارت، شکیبایی و همکاری و مشارکت هر دوطرف است .
یکی از راه های خوب برای پذیرش فعالانه مسئولیت در یک رابطه، درک همدلی وپی بردن به ارزش آن است .سه نوع همدلی در ایجاد حس نزدیکی در یک رابطه مهم است: درک دیدگاه فرد، نگرانی و توجه همدلانه و همدردی. (دیویس واتاوت ، ۱۹۸۷) .
۲-۵۹ پنج قاعده برای ایجاد ارتباط سازنده و مؤثر در زندگی زناشویی:
رعایت این قواعد کمک می کند که افراد با شریک زندگی خود رابطه ای صریح و شفاف و صادقانه برقرارکند .
قاعده اول: افکار و احساسات خود را با بهره گرفتن از ضمیر من بیان کنید .
قاعده دوم: درباره ویژگی شخصیتی فرد مقابل کلی گویی نکنید .
مثلاً شما بی ملاحظه هستید، شما تنبل هستید، شما مشکلات زندگی را نادیده می گیرد، در عوض بر رفتارها و اعمال خاص او تأکید کنید. مثلاً من می خواهم در کارهای خانه کمک کنید یا به بچه ها در درس خواندن کمک کنید، می خواهم به موقع به خانه بیایید.
قاعده سوم: از مطلق جلوه دادن امور با بهره گرفتن از کلماتی مانند هرگز، همیشه بپرهیزید. مثل شما همیشه مشکلات را نادیده می گیرید، شما هیچ وقت کمک نمی

مطلب مشابه :  واسه، تموم، نما، کفسابی
دسته‌ها: اخبار

دیدگاهتان را بنویسید