دانشجویی

بررسی روابط اجتماعی در آثار سعدی و تطبیق آن با نهج البلاغه- قسمت ۸

بایدتوجّه داشت که امنیت ارتباطی یکی از مهم ترین خواسته های انسانی است؛ چگونه می توان دریچه دل را به سوی اغیار گشود که صرفاً درراه التذاذ آنی و تمتّعات جسمانی بدان روی کرده اند و به هیچ فردایی نیز نمی اندیشند.(ساروخانی،۱۳۶۷:ص۸)
۲-۱۲-۵-اصل توازن
همیشه قبل از آنکه رابطه دوستی بین دو طرف ایجاد شود باید به این فکر کرد که این واسطه در حدّ متعادل و ابراز دوستی و محبّت از سوی طرفین باشد زیرا اگر یک طرفه باشد این ارتباط آسیب پذیر و سست خواهد بود در نتیجه دوام نخواهد داشت. به قول جامعه شناسان باید در ارتباطات، اصل توازن رعایت شود.
« امروزه زمانی که سخن از دوستی های سویافته می رود که در اثر عدم توازن ارتباط، یکی از طرفین سربار طرف مقابل شده باشد و در مقابل، روابط طبیعی و مطلوب خود را از دست داده باشد؛ گاهی اتّفاق می افتد که فردی دوستی بر می گزیند که از نظر مالی توان بیشتری نسبت به او دارد؛ به تصوّر آنکه از این دوستی سود برد و غافل از آنکه اتّکای بیش از اندازه یکی از طرفین ارتباط نسبت به دیگری، دوستی را آلوده؛ و ارتباط را ناسالم و غیر طبیعی می کند؛ چون یکی امکان جبران کمک ها یا هدایا و مخارج طرف مقابل را ندارد. به ناچار مطیع او می شود و شخصیتی ضعیف و رنگ باخته می یابد.» (ساروخانی، ۱۳۶۷:ص ۹)
۲-۱۲-۶- اصل همتایی
از اصول واضح و آشکار در ارتباطات انسانی این است که بین طرفین ارتباط، سنخیت وجود
داشته باشد یا به قولی هم کُفو هم باشند.«زیرا اگر با هم تفاوت داشته باشند؛ ارتباط دوستی بین آنها ضعیف و سست خواهد بود و به زودی از بین خواهد رفت. گویا اشاره دارد به مثل معروف
کبوتر با کبوتر، باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز
بقای ارتباط و تداوم مطلوب آن و شکوفایی هر روزش زمانی به وجود می آید که دو طرف افق های مشترکی داشته باشند.»(ساروخانی،۱۳۶۷:ص۹)
۲-۱۲-۷- اصل تمییزحریم
در هر أمری باید حریم آن را رعایت کرد شایدبتوان از آن تحت عنوان «ادب آن کار» یاد کرد. «باید حریم دوستی را رعایت کرد. کار یا حرفی را که خارج از حریم دوستی است نباید انجام دهیم.
دوستی را تصوّر کنید که همواره از مرزهای محدوده خود تجاوز می کند در این صورت
ممکن است مورد طعن و استهزاء اطرافیانش قرارگیرد و از این رابطه دوستی خود لذّت نبرد.» (همان،ص ۱۰)

2-13-تحکیم روابط اجتماعی
در تعلیمات دینی، روابط اجتماعی که از آن به عنوان «صله رحم» یاد شده است؛ بسیار حائز اهمیّت می باشد. این تقویّت ارتباطات در درجه اوّل شامل کسانی می شود که در حال حاضر برای یکدیگر مفیدند و در درجه دوم شامل کسانی می شود که امکان دارد انسان به آنها نیاز پیدا کند اما در آینده، باید توجّه کرد که تنها خداوند است که بی نیاز است و همه انسانها به خداوند نیاز دارند همان طور که در قرآن کریم خداوند متعال می فرمایند :«یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ»(فاطر، آیه ۱۵)
لذا همه انسانها باید روابط خود را با یکدیگر تقویت کنند و به هیچ وجه اجازه ندهند که روابط دوستانه و برادرانه بین آنها دچار خدشه و آسیب شود.
بنابراین اگر بگوییم اصول زندگی انسان برابر با زندگی اجتماعی است، سخنی به گزافه نگفته ایم و با شناخت این واقعیّت که خدا، انسان را برای تکامل آفریده و این تکامل فقط از طریق زندگی اجتماعی حاصل می شود.
۲ -۱۴-نهادهای اجتماعی و خصوصیات آنها
نهاد، نظامی است دائمی که از الگوهای اجتماعی خاص پیروی می کند و دارای وظایفی یکسان می باشد و هدف آن برطرف کردن نیازهای اصلی مردم جامعه می باشد. اصولاً در همه جوامع پنج نهاد اصلی وجود دارد. همه این نهادها هم تحت نظارت و کنترل می باشند تا در انجام وظایف خود کوتاهی نکنند.
این نهادها شش ویژگی مشترک مهم دارند که ما از طریق این ویژگیها می توانیم آنها را بشناسیم. لذا در اینجا ابتدا پنج نهاد اصلی را نام می بریم و سپس ویژگیهای آنها را بر می شماریم؛ نهادهای خانوادگی، پرورشی، دینی، اقتصادی، حکومتی، هدفها و کارکرد خاصّی دارند که به شرح زیر می باشد.
الف-«هدف هر نهاد، ارضای نیازهای اجتماعی معیّنی است. هر نهاد برای رسیدن به اهداف
مورد نظر، باید چندین کارکرد داشته باشند. برای مثال خانواده، مسئول نظارت بر کارکرد تولید نسل، اجتماعی کردن کودک و تامین نیازهای اقتصادی و اجتماعی خود می باشد.»
(کوین بروس ،۱۳۷۲: ص ۱۵۵)
«ب-در هر نهادی یک سری ارزشها و هنجارها تعریف شده است که اعضای نهاد باید آنها را رعایت کنند. مثلا در کشوری که آزادی مبنای اصلی کار حکومت است لذا باید مسئولین آن کشور انتقاد پذیر و مردم در برابر قانون، حقوق یکسان داشته باشند و آزادی بیان داشته باشند، توان دخالت در أمور کشور را داشته باشند.» (همان، ص ۱۵۳)
«ج- نهادهای اجتماعی در هر جامعه ای به صورت نسبی پایدار هستند تا حدّی که ارزشها در درون نهادها به صورت الگوی رفتار در آن نهاد در آمده اند و جزئی از فرهنگ جامعه شده اند. مثلا در بیشتر جوامع ازدواج به صورت یک سنّت نیرومند در آمده و خانواده رکن اساسی فرهنگ جامعه است.» (همان، ص ۱۵۲)
«د- ریشه های اجتماعی نهادها آنچنان در جامعه گسترده شده و همه جا را فرا گرفته اند که اگر یک تغییر در یک نهاد رخ دهد سایر قسمت های جامعه را تحت تأثیر خود قرار می دهد. مثلا همه نهادهای جامعه تحت تأثیر نوسانات شدید اقتصادی قرار دارند؛ دوره تورّم، کسادی و رکود

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

اقتصادی، فقط بر شغل افراد تأثیر نمی گذارد بلکه ممکن است بر استواری و استحکام خانواده، کیفیت آموزش و پرورش و توانایی دولت بر ارائه خدمات ضروری به مردم أثرهای عمیقی باقی بگذارد.
ه- نهادهای اجتماعی در هر جامعه ای با یکدیگر پیوستگی خاصّی دارند. در هر نهادی یک سری ارزشها، هنجارها و الگوهای رفتاری تعریف شده است و بر مبنای آن عمل می کنند. برای مثال نهادهای آموزشی در هر کشور بسیار گسترش پیدا کرده در نتیجه نظام اداری بسیار منظّمی پیدا کرده اند. امروزه در جامعه ها برای دانش اندوزی و ارتقای علمی، ارزش زیادی قائلند و این نهاد، عادات تحصیلی شایسته و همکاری میان معلّمان و شاگردان را توسعه داده است.»(همان،ص۱۵۳)
۲-۱۵- محتوای ارتباطات انسانی
باید توجّه داشت ارتباطی که هدف طرفین در آن فقط تأمین منافع مالی یا رفع نیازهای خاص باشد؛ نمی توان انتظار داشت که دوام پیدا کند بلکه باید هدف ارتباط تأمین نیازهای معنوی و رشد و ترقّی کمالات انسانی باشد. سوروکین، جامعه شناس معروف همواره بر روابطی می تازد که بر پایه التذاذ آنی، سود، مصلحت و در نهایت خواسته های جسمانی و مادّی بنا شوند. محتوای فرامادّی ارتباطات انسانی به شرح زیر می باشد.
۲-۱۵-۱-چاشنی محبّت:محبّت از مهم ترین وبهترین محتوای ارتباطات انسانی می باشد که باعث حفظ روابط اجتماعی می شود.
«حتّی درکانال روابطی که ساده، گذرا و یک بعدی به حساب می آیند (نظیر رابطه ای که با لبنیّاتی محل داریم) باید سرچشمه های جوشان محبّت جای گیرند. از این پس دیگر از عناصر شبکه ارتباطی خود متنفّر نخواهیم بود و از محبّت جوشان و ساری و جاری با آن لذّت می بریم. یکی از اندیشمندان جدید می گفت: حال که باید در ارتباط با دیگران باشیم، بهتر است که آنها را دوست بداریم.» (ساروخانی، ۱۳۶۷: ص۱۱)
۲-۱۵-۲-اکسیرعشق
در میان ارتباطات اجتماعی، ارتباطی که بر مبنای اکسیر عشق صورت می گیرد بهترین و بادوام ترین ارتباط است. زیرا که در دنیای عاشقان خودخواهی معنایی ندارد و جای آن را دیگر خواهی گرفته است. «من» در این رابطه ها وجود ندارد و جای خود را به «ما» داده است. اینجاست که عشق دست مایه ارتباطات انسانی است و این نوع ارتباط همچون مائده ای آسمانی، زیبا، ارزشمند و مقدّس می باشد.
جای جای سخن حافظ، استاد سخن عشق، همین است. آنجا که سخن از بقا وحیات جاویدان عشق می راند.
« هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما »
(حافظ، ۱۳۷۲:غزل/۱۱)
«از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر یادگاری که در این گنبد دوّار بماند» (همان،غزل/۱۷۸)
«دنیای عاشقان، روابطی فراپیوسته دارد یعنی بر ورای روابط متقابل پیوسته جا می گیرد. روزی که شکنجه گران به میرزا رضای کرمانی می گفتند: تو به خواست اسدآبادی، ناصرالدّین شاه را کشته ای و حال اسیروار به ریش تو می خندد و او جواب داد: اگر او به ریش من می خندد حتما ریش من خنده دارد و این جواب به این دلیل است که عشق پایه های روابط طرفین را استوار ساخته بود.
برخی را عقیده بر این است که تسخیر قلب ها، بزرگترین قدرت را می آفریند. در رابطه آسمانی عشق، دل سراپا می تپد و عاشق برای معشوق در همه احوال، دل را می سوزاند. در پایان سخن به امید روزی می نشینیم که فرزندان ما درخانه، مدرسه و تمامی جامعه درس عشق بیاموزند. توان محبّت یاد گیرند و خود آموزگار الفبای عشق باشند.»(ساروخانی،۱۳۶۷:ص۱۲)
۲-۱۵-۳-عقل
انسانها باید درفرایند ارتباط برمبنای عقل ومنطق عمل کند به گونه ای که روابط او با دیگران عاقلانه ومنطقی باشد زیرا این گونه روابط بیشتر دوام خواهند داشت.
«انسان تحت تأثیر حکم عقل خود و برای تأمین مصالح خود، اعم از مادّی و معنوی به ارتباط با دیگری روی می آورد. بر حسب عقل و منطق، انسان در برقراری ارتباط با دیگران، بیشتر نگاه می کند که ارتباط با چه افرادی، منافع بیشتری برایش حاصل می کند تا با آنها ایجاد ارتباط نماید.» (مصباح یزدی،۱۳۸۵:ص ۱۵۹)
۲-۱۵-۴- عدالت
قاعده کلّی برای حفظ منافع طرفین«عدالت» است یعنی برای اینکه این سنخ رابطه اجتماعی پایدار بماند؛ عادلانه بودن آن نیز لازم و ضروری است. «اصولاً اساس زندگی اجتماعی عدالت است. این نوع اگر در زندگی اجتماعی حاکم باشد؛ روابط انسانها با یکدیگر محفوظ می ماند و روز به روز تقویت می شود.» (مصباح یزدی،۱۳۸۵:ص ۱۵۹)
۲-۱۵-۵-احسان
اگر افرادی در جامعه باشند که در زندگی خود نمی توانند نفعی به دیگران برسانند با آنها چه باید کرد؟ اگر فردی کور مادرزاد متولّد گردد که هیچ حرکتی نتواند انجام دهد، آیا به چنین کسی هم باید خدمت کرد؟
در اینجا اسلام می فرماید به چنین فردی باید احسان نمایند «إنَّ اللَه یأمُرُ بِالعَدلِ وِ الاحسَان؛ همانا خداوند به دادگری و نیکوکاری فرمان می دهد. اگر چه این چنین افراد، هیچ نفعی به شما نرسانند اما شما باید به آنها از کیسه خود خرج کنید و او را پذیرایی کنید. اگر افراد این کار را انجام ندهند؛ دولت اسلامی باید با استفاده از اموال عمومی این کار را انجام دهد. چنین افرادی تا زمانی که زنده اند باید آنها را اداره کرد و به آنها خدمت کرد.» (مصباح یزدی،۱۳۸۵:ص۱۵۹)

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *