دانلود پایان نامه

پراشتهایی روانی از لحاظ اضطراب، افسردگی و پرخاشگری این نوجوانان تفاوت معنی داری وجود دارد.
– محمدی (۱۳۸۹) در پژوهشی تحت عنوان «بررسی رابطه هوش هیجانی و فرسودگی شغلی در بین دبیران دوره متوسطه شهرستان رشت» انجام شده بود. برای این منظور ۲۸۰ نفر از دبیران مشغول به کار ۲۶ نفر مرد ۱۵۴ نفر زن با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب و به وسیله پرسشنامه فرسودگی شغلی مازلاک و پرسشنامه هوش هیجانی بار– ان مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که؛ بین هوش هیجانی و فرسودگی شغلی معلمان رابطه منفی معنادار و همچنین بین هوش هیجانی و ابعاد خستگی هیجانی و فقدان موفقیت فردی رابطه منفی معناداری وجود دارد. علاوه بر این نتایج پژوهش نشان دادند که مؤلفه های هوش هیجانی (مؤلفه بین فردی،‌ دورن فردی،‌ توان سازگاری، کنترل استرس و خلق عمومی) رابطه منفی با فرسودگی شغلی دارند و پیش بینی کننده های مناسبی برای آن می باشند.
– نقدی و همکاران (۱۳۸۹) در تحقیقی با عنوان «اثربخشی آموزش هوش هیجانی بر پرخاشگری دانش آموزان پسر سال اول دبیرستان» نتیجه گرفتند که؛ آموزش هوش هیجانی می تواند بر کاهش پرخاشگری تأثیر داشته باشد. آموزش هوش هیجانی بر پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری کلامی و خشم تأثیر داشت، اما خصومت را در دانش آموزان کاهش نداد.
– کباسی زاده (۱۳۸۷) تحقیقی با عنوان «سازگاری اجتماعی و هوش هیجانی» انجام داده و به این نتیجه رسید که؛ هر چه افراد از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشند سازگاری اجتماعی بیشتری در طول زندگی نسبت به سایر افراد دارند.
– رق آبادی (۱۳۸۶) در پژوهشی تحت عنوان «بررسی ارتباط هوش هیجانی و بهداشت روانی در دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی شهرستان رشت» نتیجه گرفت که؛ هوش هیجانی و مؤلفه های آن با بهداشت روانی ارتباط دارد. ولی رابطه معناداری بین هوش بین فردی و بهداشت روانی به دست نیامد و این که هوش هیجانی می تواند پیش بینی کننده ای برای بهداشت روانی باشد.
– علی پور (۱۳۸۶) پژوهشی را تحت عنوان «بررسی هوش هیجانی مجرمان زندانی و افراد عادی و رابطه آن با سلامت روان» انجام بود. نمونه مورد مطالعه ۷۳ نفر مجرم زندانی و ۷۳ نفر غیرزندانی (۱۲ مرد و ۳۴ زن) بودند که گروه نمونه زندانیان با بهره گرفتن از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از زندان های استان گیلان انتخاب شده و دو گروه از لحاظ متغیرهای سن،‌ وضعیت تأهل، سطح تحصیلات تعداد اعضا و میزان درآمد خانواده همتاسازی شدند. آزمودنی ها به پرسشنامه هوش هیجانی پترایدز و فارنهام و فرم ۲۸ ماده ای پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ پاسخ دادند. نتایج نشان داد که؛ زندانیان از هوش هیجانی و میزان سلامت روان پایین تری نسبت به همتایان غیرمجرم خود برخودار دارند.
۲-۳۳-۲- تحقیقات خارجی
– اسپنس و همکاران (۲۰۱۳) به منظور بررسی اینکه هوش هیجانی و خود یکپارچه سازی پیش بینی کننده مهمی در بهزیستی هیجانی است، ‌پژوهشی را در استرالیا انجام دادند. به این منظور آزمون هوش هیجانی و آزمون خود یکپارچه سازی بر روی ۹۵ دانش آموز توسط میزان پاسخ هایشان برای ۸ تلاش شخصی انجام شد. وی چنین فرض کرد که تأثیر خود یکپارچه سازی هدف و صفت هوش هیجانی در حس بهزیستی افراد مؤثر است. تحلیل همبستگی نشان داد؛ افرادی که در سطح بالایی از هوش هیجانی را گزارش کرده اند در مفهوم نظام‌های خود یکپارچه شده اهداف شخص بیشتر سازگار بودند و خرده مقیاس تنظیم خلق در هوش هیجانی و تنظیم هویت در خود یکپارچه سازی اهداف می تواند پیش بینی کننده بهزیستی هیجانی باشد. این نتایج نشان می دهد که تجارب هیجانی که توانایی تنظیم هیجانات را دارند به واسطه جایگزین کردن تلاش هایی که متناسب است با ارزش ها و عقاید اصلی شخص، ‌در بهزیستی هیجانی تأثیر گذار هستند.
– بی یر (۲۰۱۱) در تحقیقی با عنوان «رابطه بین پذیرش شغل و عوامل مؤثر در سبک فرزندپروری» نتیجه گرفت که؛ شغل مادر بیشتر بر روی سبک فرزندپروری تأثیر می گذارد. این سبک نیز به نوبه خود به عنوان یک متغیر واسطه ای روی پیشرفت تحصیلی فرزندان تأثیر دارد. اغلب مادران شاغل بیش از مادران غیرشاغل از سبک فرزندپروری مقتدرانه استفاده می کنند.
– لامبورن، مونتس، استنینبری و دوبوچ (۲۰۱۲) در تحقیقی نتیجه گرفتند که؛ کودکان والدین سهل گیر نسبت به کودکان والدین مقتدر سازگاری روان شناختی کمتری نشان می دهند. نوجوانان والدین سهل گیر عزت نفس بالایی دارند ولی در عین حال درجه بالایی از سوء مصرف دارو و خلاف های رفتاری را در مدرسه نشان می دهند به علاوه رفتارهای خلاف آنها در دبیرستان افزایش می یابد. همچنین شیوه های فرزندپروری سهل گیرانه با بزهکاری و پرخاشگری فرزندان به دلیل فقدان نظارت و اهمال کاری والدین ارتباط دارد.
– مک کوبی و مارتین (۲۰۱۲) در تحقیقی نتیجه گرفتند کودکانی که در خانواده هایی با شیوه فرزندپروری مقتدر به بار آمده اند نسبت به آنهایی که در خانواده های سهل گیر و یا استبدادی پرورش یافته اند در مقیاس های مربوط به کفایت، پیشرفت، رشد اجتماعی، عزت نفس و بهداشت روانی نمرات بالایی را کسب می کنند.
– برنت (۲۰۱۱) در تحقیقی نتیجه گرفت که؛ کودکانى که داراى والدین گرم و پذیرنده هستند بیشتر خوشحال هستند، خوداتکایى و خودگرانى بیشترى از خود نشان مى دهند؛ عزت نفس و مهارت بالایى دارند. در مقابل والدین مراقبت آموز در سنین مختلف تأثیرات سوئى از قبیل اضطراب، پریشانى، پرخاشگرى، ناسازگارى اجتماعى و رشد اخلاقى کم بر کودکانشان دارند.
– پالمر و همکاران (۲۰۱۱) ‌به منظور بررسی هوش هیجانی و رضایت مندی زندگی بر روی ۱۰۷ شرکت کننده مرد و زن با میانگین سنی ۳۳/۳۵ پژوهشی را انجام دادند. در این پژوهش رابطه معنی داری بین وضوح (قابلیت درک و تمیز دادن بین خلق و هیجانات) و اختلاف تشخیص خرده مقیاس احساسات با رضایت مندی زندگی مشاهده شد.
– رابینسون، ماندلکو، السون و هارت (۲۰۱۱) در تحقیقی نتیجه گرفتند که کودکانی که در خانواده های مستبد پرورش یافته اند ولی فضای خانوادگی آنها دارای عاطفه و محبت است از سازگاری اجتماعی بهتری برخوردارند.
– هالنستین (۲۰۱۱) در تحقیقی نتیجه گرفت که؛ چگونگی تعامل والد- کودک اغلب به عنوان پیش بینی کننده ای برای مشکلات رفتاری کودکان می تواند مورد استفاده قرار گیرد. تعامل هایی که معمولاً همراه با خصومت متقابل، بدبینی، کنترل بیش از حد و خشونت هستند در بسیاری از آسیب شناسی های دوران کودکی دخالت دارند.
– آنیماساهون و همکاران (۲۰۱۰) در تحقیقی نتیجه گرفتند که؛ هوش هیجانی بر خلاف هوش شناختی یک توانایی ثابت و تغییر ناپذیر نیست، بلکه قابل رشد و تغییر است و می توان از طریق آموزش های ویژه میزان آن را افزایش داد و سطح کمی و کیفی آن را بهبود بخشید. همچنین نتایج تحقیق مذکور نشان داد که بین هوش هیجانی و متغیرهای زیادی از جمله پرخاشگری و سازگاری رابطه معنی داری وجود دارد.
– بکندام (۲۰۱۰) در تحقیقی تحت عنوان «بررسی رابطه بین هوش هیجانی و رفتار سازشی در بین دانش آموزان دختر دوره متوسطه» نشان داد افرادی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند، وقایع را مثبت تر تعبیر می کنند و در نتیجه رفتار سازگارانه بیشتری از خود نشان می دهند.
– مایر (۲۰۰۹) در تحقیقی با عنوان «بررسی رابطه بین هوش هیجانی با هیجان های همسالان در بین دانش آموزان پسر رشته فنی» دریافت که نوجوانان با هوش هیجانی بالاتر توانایی بیشتری برای تعیین هیجان های خود و دیگران دارند، از آن اطلاعات برای هدایت رفتار بهره می برند و در برابر فشار همسالان بیشتر ایستادگی می کنند.
– چان و اسجوبرگ (۲۰۰۸) در تحقیقی نتیجه گرفتند که؛ هوش هیجانی با سازگاری اجتماعی و مهارت های اجتماعی و ارتباطی رابطه مثبت و با رفتارهای ناسازگارانه مردان رابطه منفی دارد. همچنین آموزش هوش هیجانی باعث رشد معنادار رابطه سازگاری و مدیریت تعارض می شود.
فصل سوم: روش شناسی تحقیق
روش شناسی تحقیق

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه رشته روانشناسی در مورد پیشرفت تحصیلی

۳-۱- مقدمه
در این فصل مواردی از قبیل نوع روش پژوهش، جامعه آماری، جمعیت نمونه، روش نمونه‌گیری، ابزار گردآوری داده ها و نحوه ساخت آن، روایی و پایایی ابزار به کار گرفته شده مورد بحث قرار می گیرد. همچنین به چگونگی اجرای پژوهش و روش های توصیف و تجزیه و تحلیل آماری اشاره می شود.
۳-۲- روش پژوهش
این پژوهش بر حسب نوع؛ توصیفی، بر حسب روش؛ همبستگی، بر حسب هدف؛ کاربردی، بر حسب داده ها؛ کمی و بر حسب نحوه اجرا نیز میدانی می باشد. پژوهش همبستگی به تحقیقی گفته می شود که در آن روابط بین دو یا چند متغیر کمّی با بهره گرفتن از ضریب همبستگی توصیف، کشف و تعیین می شوند. در پژوهش همبستگی اثر متغیرها مطالعه نمی شود و متغیرها نیز دستکاری نمی شوند. مقدار همبستگی یا رابطه از طریق توزیع نمرات دو متغیر تعیین می شود (حسن زاده، ۱۳۹۱).
در این پژوهش نیز از آن جایی که رابطه سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری در نوجوانان دختر مورد بررسی قرار می گیرد، تنها روشی که بتواند وجود رابطه و نیز شدت رابطه را تعیین نماید روش تحقیق همبستگی است. بنابراین روش تحقیق حاضر از همبستگی می باشد.
۳-۳- جامعه آماری
در این پژوهش، جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهرستان سیاهکل در سال تحصیلی ۹۴-۹۳ می باشند که برابر آمار دریافتی از کارشناسی طرح و برنامه اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان، تعداد جامعه آماری ۵۸۲ N= می باشد.
۳-۴- جمعیت نمونه
گروهی از دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهرستان سیاهکل در سال تحصیلی ۹۴-۹۳، جمعیت نمونه را تشکیل می دهند که برابر محاسبات مربوطه، تعداد آنها ۲۳۴ n= می باشد. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد.
۳-۵- روش نمونه گیری
برای نمونه گیری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد. در همین رابطه ابتدا تعداد کل مدارس متوسطه دخترانه شهرستان سیاهکل مشخص شد. سپس بر اساس سهم حضور دانش آموزان مشغول به تحصیل در هر یک از این مدارس و با توجه به حجم نمونه، جمعیت نمونه مورد نظر انتخاب شدند. در مطالعات پژوهشی زمانی که جامعه از واحدهای متعددی تشکیل شده باشد و تعداد این واحدها با هم برابر نباشد به جهت تعیین سهم واقعی هر یک از واحدها، مناسب ترین روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای است. در این پژوهش هم از آن جایی که تعداد مدارس متوسطه دخترانه شهرستان سیاهکل بیش از یکی است و از طرفی تعداد دانش آموزان هر یک از مدارس مذکور با هم برابر نیستند بنابراین بهترین روش نمونه گیری که بتواند نمونه واقعی از جامعه را ارائه دهد، تصادفی طبقه ای است.
۳-۶- روش های جمع آوری داده ها
در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از روش های زیر استفاده شد:
۳-۶-۱- روش کتابخانه ای: در این رابطه با مراجعه به کتابخانه های مختلف دانشگاه های دولتی و آزاد و نیز سایر مؤسسات، متون مربوط به موضوع پژوهش مورد مطالعه قرار گرفت. هم چنین سابقه تحقیقات مرتبط و نیمه مرتبط شامل؛ روش، فرضیه ها، حجم نمونه، جامعه آماری و یافته ها مورد بررسی واقع شد.
۳-۶-۲- روش میدانی: یکی از مهم ترین بخش های اجرایی در این پژوهش به جمع آوری داده ها از روش میدانی مربوط می شود. برای این منظور از پرسشنامه های استانداردی استفاده شد که جزئیات آن در ادامه آمده است.
۳-۷- ابزار اندازه گیری داده ها
۳-۷-۱- پرسشنامه شیوه های فرزندپروری بامریند: دیانا بامریند از دانشگاه کالیفرنیا در سال ۱۹۷۳ در پی انجام بررسی هایی توانست به، الگوهایی از شیوه های فرزندپروری والدین دست یابد، سپس وی به طراحی پرسشنامه ای برای شیوه های فرزند پروری پرداخت که به نام خود او معروف شد. این پرسشنامه شامل ۳۰ سوال می باشد که ۱۰ سؤال (۲۶، ۲۹، ۲، ۳، ۷، ۹، ۱۲، ۱۶، ۱۸، ۲۵) مربوط به سبک استبدادی، ۱۰ سؤال (۱۷، ۱۹، ۲۱، ۲۴، ۲۸، ۱۴، ۱، ۶، ۱۰، ۱۳) مربوط به سبک سهل گیر و ۱۰ سؤال (۳۰، ۲۷، ۲۳، ۲۲، ۲۰، ۱۵، ۱۱، ۸، ۵، ۴) نیز مربوط به سبک مقتدرانه است. مقابل هر سؤال پیوستاری از کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم قرار دارد، که در وسط این طیف گزینه های موافقم، تقریباً موافقم و مخالفم قرار می گیرد. این گزینه ها به ترتیب از ۰ تا ۴ نمره گذاری می شوند. با جمع نمرات سؤال های مربوط به هر شیوه فرزندپروری، سه نمره مجزا به دست می آید. بوری در سال ۱۹۹۱، میزان پایایی این پرسشنامه را با بهره گرفتن از روش بازآزمایی در گروه مادران به شرح ذیل گزارش نموده است: ۸۱/۰ برای شیوه سهل گیرانه، ۸۶/۰ برای شیوه استبدادی، ۷۸/۰ برای شیوه مقتدرانه. همچنین پایایی پرسشنامه در بین پدران، برای شیوه سهل گیرانه ۷۷/۰ و برای شیوه استبدادی ۸۵/۰ و برای شیوه مقتدرانه بخش ۹۲/۰ به دست آمده است.
۳-۷-۲- پرسشنامه هوش هیجانی: این پرسشنامه در سال ۱۹۹۸ توسط شوت و بر اساس مدل نظری سالوی و مایر (۱۹۹۰) از هوش هیجانی ساخته شده است. هر یک از مواد این آزمون، نشان دهنده گرایش انطباقی به سوی مفهوم هوش هیجانی در چهارچوب مدل نظری مورد نظر بود. مواد آزمون بر اساس ارتباط مناسب، واضح و دقیق با سازه هوش هیجانی، ارزیابی گردید و در طی آن برخی مواد انتخاب، برخی اضافه و برخی نیز حذف شدند و بدین ترتیب نمونه مقدماتی ماده‌ها توسط پاسخ گروهی از آزمودنی‌ها، ارزیابی و عناصر (مواد) نامشخص و مبهم آن مشخص شد. سپس در مرحله دیگری با روش تحلیل عامل و تحلیل مؤلفه‌های اصلی پاسخ ۳۱۶ آزمودنی به ۶۲ ماده مقیاس، با بهره گرفتن از آزمون اسکری و ارزش ویژه، چهار عامل به دست آمد که هر یک از عوامل، بار عاملی ۴۰ صدم و بالاتر را نشان داد. عامل اول شامل ۳۳ ماده و دارای ارزش ۷۹/۱۰ بود و عامل دوم تا چهارم به ترتیب ارزش ۵۸/۳، ۹۰/۲ و ۵۳/۲ را نشان دادند. ۳۳ ماده‌ای که در عامل اول قرار گرفتند نشان دهنده مدل مفهومی سالوی و مایر (۱۹۹۰) از هوش هیجانی بودند. در این مجموعه ۳۳ ماده‌ای، سه طبقه مشاهده گردید؛ ارزیابی و ابراز هیجان (۱۳ ماده)، تنظیم هیجان (۱۰ ماده) و بهره‌برداری از هیجان (۱۰ ماده). علاوه بر این، خرده مؤلفه‌های هر طبقه نیز مشخص گردید نظیر تنظیم هیجان در خود و دیگران. قدرت عامل اول و اصل صرفه‌جویی مفهومی مواد این عامل، منجر به انتخاب ۳۳ ماده برای مقیاس نهایی گردید. در این مقیاس که یک پرسشنامه خود توصیفی است، آزمودنی حدی از توافق یا مخالفت خود را با هر یک از جملات، در یک مقیاس پنج گزینه‌ای لیکرت (۱= کاملاً مخالف تا ۵= کاملاً موافق) نشان می دهد. در ضمن نمره گذاری مواد ۵، ۲۸ و ۳۳ این مقیاس به صورت معکوس می باشد. مطالعه این مقیاس در میان نوجوانان برای EI کل اعتبار ۸۴ صدم و برای خرده مقیاس‌های آن به ترتیب ۷۶ صدم، ۶۶ صدم و ۵۵ صدم را نشان داد (به نقل از

مطلب مشابه :  آموزش طلاسازی
دسته‌ها: اخبار

دیدگاهتان را بنویسید