دانلود پایان نامه

دست به انتخاب میزند بنابراین به نظر میرسد که بین سرمایهی اجتماعی و دانش غذایی رابطه وجود داشته باشد. (فیلد، ۱۳۸۶ و زنجانی زاده،۱۳۸۳).
۲-۲-۷-نظریه ی یادگیری اجتماعی:
نظریهی یادگیری اجتماعی بر پیوند سه گانه ی میان فرد(فرآیندهای شناختی)،رفتار و محیط تاکید میکند. به سخن دیگر از آنجا که محیط در پهنه ای گسترده تعیین کنندهی رفتار است فرد فرآیند شناختی را برای تغییر و تفسیر محیط و رفتار خودش به کار میگیرد و نیز به گونهای رفتار میکند که محیطرا دگرگون سازد و با پیامدهای رفتاری دلخواه بیشتری روبه رو شود(گراف،الدر،بوث،۱۳۸۱،۲۸). نظریهی یادگیری اجتماعی بیان میکند که کودک رفتارها را از راه پاداش،تنبیه،تقلید از الگوهای بزرگسالان میآموزد. همچنین کودکان با دیدن رفتار افراد دوروبرشان الگوهای نقش را میآموزند بدین سان آنها میآموزند تا با انتظارات و چشمداشتهای والدین و فرهنگ جامعه همنوا شود(Akls).بنابراین روش تغذیهی افراد جامعه اول بار در خانواده شکل میگیرد به همین دلیل آگاهی و رفتار تغذیهای زنان که موثرترین افراد در تغذیه خانواده اند بسیار حائز اهمیت است (Tepp and Goldenthal,1982:724).
2-2-8-نظریهی رفتار برنامه ریزی شده:
برای تبیین چرایی انتخاب فست فود و استفاده از غذاهای ناسالم چند رویکرد نظری وجود دارد:
۱-رویکرد رشدی: در این رویکرد قرار گرفتن در معرض غذا،یادگیری اجتماعی است که بر انتخاب غذا تاثیر دارد. نظریهی یادگیری اجتماعی بر اهمیت یادگیری از طریق مشاهده رفتار،واکنشهای احساسی و نگرش دیگران به یک پدیده تاکید می ورزد، و معتقد است که مشاهده جنبههای مثبت و منفی رفتار دیگران پس از صرف یک غذای خاص تاثیر مهمی در انتخابهای غذایی افراد بر عهده دارد. اگرچه این دیدگاهها به یادگیریهای تغذیهای در دوران کودکی اهمیت می دهند،اما یادگیریهای بزرگسالی را هم نادیده نمیگیرند.
۲- رویکرد روان-فیزیولوژیک: این دیدگاه برای تبیین چرایی انتخاب یک غذای خاص تاثیرات عصبی-شیمیایی را با عواملی نظیر خلق و خو و استرس درهم می آمیزد. اگرچه سایق گرسنگی مهمترین محرک برای خوردن است اما انتخاب غذا تا حد زیادی تحت تاثیر شرایطی مانند: رنگ،بو،طعم و یا شیوهی آراستن غذا قرار میگیرد.
۳- رویکرد شناختی: اگرچه این دیدگاه به عقلانی بودن کنشگران در فرآیند انتخاب اهمیت می دهد اما اهمیت نگرشها را نیز نادیده نمیگیرد. لذا در این رویکرد انتخاب ،تحت تاثیر ترکیبی از شناخت و نگرش است. علاوه بر نگرشها عواملی چون نفوذ اجتماعی،ادراک فرد از کنترل شخصی روی موقعیتها و نگرشهای دمدمی مزاجانه در این رویکرد اهمیت مییابند(گروسی،۱۳۸۹ : ۴-۳).
نظریهی رفتار برنامه ریزی شده توسطFishbeineوAjzan مطرح شد به طور گسترده در مطالعات مختلف جهت تعیین نگرش و باورهای مرتبط با انتخاب غذا به کار رفته است. از میان آنها میتوان به موارد مصرف فست فودها،مصرف میوه،سبزیجات و اسنک،مصرف غذاهای کم چرب،مصرف صبحانه و مصرف چربیهای اشباع شده اشاره نمود. مطالعات فراتحلیل تئوری رفتار برنامه ریزی شده نشان داد که سازه های تئوری رفتار برنامه ریزی شده به خوبی قصد و بعد از آن رفتار را پیش بینی میکند. بر اساس این تئوری مهمترین عامل تعیین کنندهی رفتار قصد فرد برای انجام آن رفتار میباشد. قصد توسط سه عامل تعیین میگردد. اولین عامل نگرش فرد به رفتار است که بازتابی از ارزیابی مثبت و منفی فرد نسبت به آن رفتار می باشد. دومین عامل درک فرد از فشارهای اجتماعی ناشی از افراد مهم در انجام دادن یا ندادن رفتار (هنجارهای اجتماعی)است و سومین عامل درک فرد از آسانی و سختی انجام کار (کنترل رفتاری درک شده) می باشدکه شامل عوامل خارجی و داخلی است. این عوامل میتوانند موجب ممانعت یا تسهیل انجام رفتار گردند(یارمحمدی و همکاران،۲:۱۳۹۰).این نظریه عواملی نظیریادگیری، نفوذ اجتماعی، نگرشها،ادراک کنترل،خلق و خو،استرس و لذت و راحتی مورد انتظار در انتخاب غذا را موثر میداند لذا میتوان گفت این نظریه سه رویکرد پیش گفته را با هم درنظر گرفته است. این نظریه بر اساس نظریه کنش مستدل شکل گرفته است. مفروض اساسی نظریه شناختی این است که بیشتر رفتارها آگاهانه،عقلانی و معطوف به هدف میباشند. از سوی دیگر این نظریه بر پایهی نظریهی ارزش انتظاری هم بنا شده است. نظریه ارزش انتظاری میگوید که کنشگران قبل از تصمیم گیری برای انجام یک کنش موارد متعدد و احتمالی انجام عمل را با توجه به پیامدهای احتمالی آن عمل مورد ارزیابی قرار میدهند. نظریهی رفتار برنامه ریزی شده می گوید که قصد کنشگر برای انجام یک کنش معمولا تحت تاثیر سه عامل است: نگرش، ارزشهای ذهنی و کنترل رفتاری ادراک شده . نگرش عبارت است از درجه بندی ارزیابی های مطلوب و نامطلوب از یک پدیده. ارزشهای ذهنی به اهمیت نظر دیگران دربارهی انجام و عدم انجام یک عمل و میزان تمایل فرد به موافقت با این نظرات اشاره دارد. کنترل رفتاری ادراک شده به ادراک فرد از آسانی یا سختی انجام عملی اشاره دارد. در واقع عامل سوم به گونه ای به اهمیت عوامل خارج از کنترل فرد بر رفتارهایش اشاره دارد. اهمیت این عوامل بر اساس باورهای فردی نسبت به تمایلات خود و عوامل موثر خارجی شکل میگیرد. با توجه به سه سازه این نظریه مشاهده میشود که مفهوم مرکزی در این نظریه باورها می باشد. زیرا هسته ی اصلی هر سه مفهوم فوق مفهوم باور است. رفتار خوردن مانند بسیاری از رفتارهای بهداشتی تحت تاثیر عواملی شکل میگیرد که خارج از کنترل فرد است. خودتاثیری، یکی از مفا
هیم باندورا۳۸ در نظریه رفتار برنامه ریزی شده است. این مفهوم به توانایی ادراک شده فرد برای انجام یک رفتار خاص اشاره دارد.خود تاثیری در مطالعات بهداشتی به عنوان متغیری مستقل که در تعیین رفتار خوردن نقش مهمی به عهده دارد در نظر گرفته شده است. البته بعضی از محققان به این نتیجه رسیدهاند که بایستی بین عامل خود تاثیری و کنترل رفتاری ادراک شده جدایی و تمایز قایل شد. به عنوان مثال تحقیقات کونرو آرمیتاژ۳۹نشان داده است که با ورود عامل خودتاثیری به مدل رفتار برنامه ریزیشده این عامل اهمیتی بسیار بیشتر از سایر عوامل در تبیین رفتار خوردن پیدا میکند. سازهی ارزشهای انتظاری در زمینه رفتار خوردن به این واقعیت اشاره دارد که ازفرد چه انتظاریمیرود که پیامدهایی از مصرف غذا یا ماده ی غذایی خاص را مدنظر داشته باشد؟ مثلا خوشمزه بودن ،لذت بخش بودن، احساس خوب به فرد دادن، گران بودن یا سالم و مفید بودن. باورهایی است که درمورد برخی غذاها وجود دارد با خوردن آن غذا به این نتیجه خاص(مثلا:لذت یافتن و…) دست پیدا کند. به عبارت دیگر این دسته از باورها،نگرش و رفتار مصرف فرد را متاثر میکند.
بر اساس نظریه رفتار برنامهریزی شده، باورهای افراد در خصوص مطلوبیت یک ماده ی غذایی خاص و باورشان در خصوص میزان کنترل عوامل خارجی در انتخاب و مصرف یک مادهی غذایی خاص از اهمیت زیادی برخوردار است. بر این اساس به نظر میرسد بالا بردن دانش و آگاهی افراد درمورد مفید و غیرمفیدبودن یک مادهی غذایی یا یک سبک تغذیه خاص به تنهایی نمیتواند الگوی تغذیه موجود در جامعه را بهبود ببخشد و در این مسیر حتما باید باورهای افراد را هم مورد توجه قرار داد. لذا به نظر میرسد علی رغم تلاش متخصصان و رسانه های مختلف برای آگاهی دادن از مضرات مصرف فست فودها همچنان مصرف آن در جامعهرو به افزایش است. به نظر میرسد برخی باورها خانواده ها را به مصرف فست فود سوق می دهد.
احساس راحتی کردن،خوش طعم بودن،عدم صرف زمان برای تهیه مقدمات آن، صرفه جویی در وقت، احساس سیری و رضایت سریع،تنوع بسیار زیاد، ارزانی نسبی قیمت،پذیرش بالا از سوی کودکان،اتمسفر و جو اجتماعی محل مصرف غذا،پذیرش این غذاها توسط دوستان و اعضای خانواده.
۱-عواملی نظیر راحتی کردن،خوش طعم بودن،احساس سیری و رضایت از فست فودها به بعد نگرشی مربوط میشود و نشان دهندهی برداشت فرد نسبت به مطلوبیت طعم و عملکرد این غذاها در مقایسه با سایر غذاها می باشد.
۲- عدم صرف زمان برای تهیه ی مقدمات آن،صرفه جویی در وقت، تنوع بسیار زیاد، ارزانی نسبی قیمت و اتمسفر و جو اجتماعی محل صرف غذا از جمله عواملی هستند که نشان دهندهی کنترل رفتاری ادراک شده است. این عوامل نشان میدهند که عوامل محیطی خارج از کنترل فرد مثل قیمت یا تنوع غذایی موردنظر تا چه حد میتواند مصرف این کالای خاص در مقایسه با کالاهای مشابه را بهتر و سهلتر نمایش دهد.
۳- پذیرش این نوع غذاها از سوی اعضای خانواده خصوصا کودکان و دوستان نشان دهندهی بعد ارزشهای ذهنی است. گروههایی نظیر خانواده و دوستان میتوانند به گونه ای خود را تحت تاثیر قرار دهند تا فرد الگوی مصرف غذاییِ خود را مطابق با فشارهای ارزشی و هنجاری دیگران مهم یا اعضای گروه خانواده و دوستان تغییر دهند(گروسی،۱۳۸۹: ۶-۵).
۲-۲-۹-نظریه ی جورج ریتزر:
ریتزر۴۰ در قالب مک دونالیزه شده و متأثر از وبر تحلیلی از نوگرایی و عقلانیت صوری، مثالی از غذاهای فست فود ارائه داده و معتقد است که در قضیه مک دونالیزهشدن، تنها بر عقلانیت صوری و این واقعیت تأکید میشود که رستورانهای ارائه غذای سریع، انگاره معاصری از عقلانیت صوری نشان میدهند و می توان چنین استدلال کرد که الگوی نظام عقلانیت صوری در روزگار وبر، دیوانسالاری بود. حالآنکه امروزه رستورانهای غذای سریع انگاره حتی بهتری از این عقلانیت را باز مینمایند. دیوانسالاری هنوز در کار است، اما این نوع رستورانها این گونه عقلانیت را بهتر نشان میدهند، این واقعیت بر این قضیه دلالت میکند که امروزه نه تنها عقلانیتصوری در کار است، بلکه جهان نوین که این نوع عقلانیت عنصر اصلیآن است نیز هنوز وجود دارد. عقلانیت صوری چهار بعد دارد که عبارتاند از کارایی، پیش بینی پذیری، تأکید برکمیت به جای کیفیت و جایگزینی تکنولوژیهای غیرانسانی به جای تکنولوژیهای انسانی. همین نوع عقلانیت است که نامعقولی عقلانیت را به ارمغان میآورد. کارایی به معنای جستجوی بهترین وسایل دستیابی به هدفها است. در رستورانغذای سریع، ارائه غذا از پنجرهی اتومبیل، مثال خوب تشدید کارایی در دستیابی به غذا میباشد.پیش بینی پذیری به معنای جهان بدون غیر مترقبههاست؛ رستوران بیگ مک در لوس آنجلس تفاوتی با همین رستوران در نیویورک ندارد. به همین سان، آن چیزی که ما فردا یا سال دیگر مصرف خواهیم کرد، درست مانند همان چیزی خواهد بود که امروز مصرف میکنیم. نظامهای عقلانی گرایش به تأکید برکمیت و معمولاً کمیتهای بزرگ دارند تا کیفیت. رستوران بیگ مک نمونه خوبی از این تأکید بر کمیت به جای کیفیت را نشان میدهد. رستورانهای غذای سریع به جای استفاده از ظرفیتهای انسانی سرآشپزها، از تکنولوژیهای غیرانسانی و آشپزهای غیر ماهر استفاده میکنند. اگر عقلانیت صوری را با نوگرایی معادل بدانیم، پس توفیق و گسترش رستورانهای غذای سریع و نیز درجهی الگو قرارگرفتن آن از سوی بیشتر بخشهای دیگر جامعه، دلالت بر این دارد که ما هنوز در یک جامعه نوین به سر میبریم. در تحکیم این استدلال، باید گفت
که رستوران غذای سریع به شیوههای گوناگون خصلت فردی داردزیرا از اصول و تکنولوژیهای خط تولید بسیار استفاده میکند. به همین سان، این نوع رستوران مبتنی بر اصول صنعتی هستند، که خود با این نظر تعارض دارند که ما وارد یک جامعهی ما بعد نوین شده ایم. هر چند که ممکن است دگرگونیهای دیگری در اقتصاد رخ داده باشند که اندیشهی جامعه ما بعد صنعتی را تأکید میکنند، اما رستوران غذای سریع و بسیاری از عناصر دیگر اقتصادی که با الگوی این نوع رستوران ها کار میکنند، چنین اندیشهای را مورد تأکید قرار نمی دهند(ریتزر؛۷۳۵:۱۳۸۸-۷۴۰).
۲-۲-۱۰-اثرپذیری از رسانه ها(تبلیغات تلویزیونی):
عصر کنونی را عصر انقلاب اطلاعات و ارتباطات نامیدهاند. عصری که در واقع میتوان گفت وسایل ارتباط جمعی پیچیده ترین ابزار القای اندیشهها هستند. در عصر کنونی رسانهها مانند دریچه ای به جهان خارج در دیدگاهها،نگرشها و رفتارهای افراد جامعه موثرند. به طوری که تصور بسیاری از ما از جهان خارج و خودمان به واسطهی رسانهها شکل گرفته است(فروزان

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد دربارهارتکاب جرم، حقوق کیفری، مسئولیت کیفری، ترک فعل
دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید