غذایی، شیمیایی و غیره و گروه دوم صنایعی که علاوه بر وارداتی بودن خط تولید، فقط کار مونتاژ انجام می‌دهند. با توجه به کار این دو گروه اصلی، ظاهراً جایگاه خاصی برای تحقیق باقی نمی‌ماند، مگر در دسته اول که اغلب پژوهشها بر روی محصول انجام شده است و از طراحی و نوآوری و تغییر در ماشین‌آلات و تجهیزات، بهینه‌سازی روشهای تولید، کاهش مصرف انرژی، کاهش مصرف مواد اولیه و به طور کلی مشکلات اساسی، کمتر صحبت به میان می‌آید. از طرفی تقریباً تمام واحدهای تولیدی که خط تولید و تجهیزات آنها از طریق کشورهای خارجی تأمین شده است حتی حاضر نیستند کوچکترین مشکلات خود را با مختصصان ایرانی مطرح کنند و برای رفع مشکلات فنین و یا توسعه واحد خود بلافاصله با متخصصان و مشاوران خارجی ارتباط برقرار می‌کنند(بابادی،معصومی،ص۳۵۸).
۳- بخش بزرگی از صنعت را واحدهای کوچک صنفی اداره می‌کنند:
در اغلب واحدهای تولیدی کشور کمتر از ۵۰ تن کار می‌کنند و این به آن معنی است که ایجاد بخش تحقیق و توسعه در این واحدها عملی و مقرون به صرفه نیست. بنابراین برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری باید به‌گونه‌ای باشد که نیازهای مطالعاتی و تحقیقاتی واحدهای کوچک صنعتی با کمترین هزینه و با نظارت آنها مرتفع شود(بابادی،معصومی ،ص۳۵۹).
۴- فقدان تکامل فرهنگ تحقیق در بخش صنعت:
این عامل خود به عوامل گوناگونی وابسته است، یکی از این عوامل وارداتی بودن فناوری است که همواره سبب شده است تا صنعتگران ما به منظور رفع مشکلات خود، از کمکهای مختصصان داخلی بهره‌ نگیرند و این نکته به خودی خود در دراز مدت به این باور تبدیل شده است که تجربیات و دانش‌ فنی یک موضوع خارق‌العاده و فقط از آن متخصصان خارجی است(همان).
عامل دیگر، پایین بودن سطح دانش عمومی و فنی در بین دست‌اندرکاران بخش‌های مهم صنعت است که در نتیجه گروهی پژوهش را امری هزینه بر و بیهوده می‌خوانند و گروهی انتظار نتایج سریع و خارق‌العاده مادی از پژوهش دارند، یعنی صنعتگران نه تنها هزینه‌ای تحقیقاتی را نوعی سرمایه‌گذاری نمی‌دانند، بلکه آن را در هزینه‌های جاری و حتی زائد و از دست رفته منظور می‌کنند(بابادی،معصومی ،ص۳۵۹).
۵- وابستگی اغلب واحدهای تولیدی بزرگ به دولت، سازمانها و ارگانهای گوناگون:
وابستگی واحدهای تولیدی به دولت و یا سازمانهای دیگر، مسائلی را به دنبال دارد که از توسعه‌ی پژوهش و تحقیق جلوگیری خواهد کرد، که عبارت‌اند از:‌
الف- فقدان ثبات سیستمهای مدیریتی
ب- نبود آگاهی و دانش فنی کافی در سیستمهای مدیریتی
ج- ذی نفع نبودن مدیران در عواید یا زیانهای واحد صنعتی
د- ذی نفوذ بودن اشخاص و سیستمهای گوناگون در برنامه‌ریزیها، سیاست‌گذاریها و تصمیم‌گیری این واحد
ه- پاسخگو نبودن مدیران این بخشها به مشکلات و مسائل ایجاد شده و حتی شکستهای سخت مالی
و- امتیازهای خاص این گونه واحدها در زمینه‌هایی مانند جذب ارز، تسهیلات بانکی، معافیتهای گوناگون و غیره(بابادی،معصومی ،ص۳۶۰).
۶- بی‌اعتمادی بخش صنعت به تواناییهای محققان:
نداشتن ارتباط در دراز مدت باعث بی‌اعتنادی و بی‌اعتمادی هم به نوبه‌ی خود، عدم ارتباط را دامن زده است که متأسفانه این فراین همچنان ادامه دارد.
عدم اعتماد
عدم ارتباط
این امر ناشی از بنا شدن پایه‌های صنعت ایران به دست متخصصان غیرایرانی است و در دراز مدت این باور را ایجاد کرده است که فقط پایه‌گذاران صنعت می‌توانند راهگشای مشکلات و یا توسعه صنعت باشند و این سابقه‌ای برای ایجاد بی‌اطمینانی و در نتیجه بی‌میلی صنعت به ارتباط با دانشگاه شده است. شرایط ایجاب می‌کرد که ارتباط صنعت و دانشگاه بسیار نزدیک باشد. قدمهایی برداشته شده که می‌توانیم بگوییم توفیقات نسبی هم داشته‌‌ایم. منتها شاید به علت ناهمزمانی علمی و اجرایی میان این دو بخش، که صنعتگران، دانشگاهیان را افرادی می‌دانند که فقط حرف می‌زنند و اجرائی نیستند و در دانشگاه نیز صنعتگران را کمتر اهل علم و فکر و تحلیل می‌دانند، این ارتباط انجام و سرعت لازم را پیدا نکرده است(بابادی،معصومی ،ص۳۶۰).
۷- تلاش صنعتگران در حفظ فناوری و دانش‌ فنی موجود:
اغلب صنعتگران ما، خصوصاً در بخش خصوصی، حتی اگر بر این باور باشند که محققان ایرانی قادرند مشکلاتشان را رفع نمایند، تنها به منظور حفظ دانش فنی و فناوری خاصی که در اختیار دارند، حاضرند مبالغ هنگفتی بابت مشاوره به کارشناسان خارجی بپردازند، اما به محقق ایرانی حتی اجازه بازدید از واحد خود را نمی‌دهند(بابادی،معصومی ،ص۳۶۱).
۸- مطابقت نداشتن تخصصهای دانشگاهی با نیازهای بخش صنعت:
ناآشنایی افراد دانشگاهی با صنعت و مشکلات آن، غالباً ناشی از سیاستگذاریها و برنامه‌ریزیهای غیر کارآمد آموزشی در بخش آموزش عالی است که وجود هر گونه ارتباطی را مشکل و یا غیر ممکن ساخته است(بابادی،معصومی،۳۶۱).
“فارغ‌التحصیلان ما هنگامی که وارد صنعت می‌شوند به لحاظ آنکه آموخته‌های خود را مفید صنعت ندیده‌اند و اینک خود صنعتی شده‌اند، اعتقادی به دانشگاهی و دانشجو ندارند و ضعف کارآیی فارغ‌التحصیلان را در صنعت، کارشکنی تلقی می‌کنند و در نتیجه نگرش مثبتی به دانشگاه نخواهند داشت. ارتباط فارغ‌التحصیلان با دانشگاه پس از دریافت مدرک، قطع می‌شود. حال آنکه استمرار این ارتباط باید یک ضرورت شناخته شود.” (بابادی،معصومی،۳۶۱).
در کشورهای توسعه یافته بست
ر تحقیق و توسعه همان ارتباط صنعت و دانشگاه است و محصول این ارتباط نیز فناوری است ولی در کشورهای در حال توسعه و از جمله کشور ما میان موسسات تحقیق و توسعه و دانشگاه ارتباط سازمان یافته وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد ناچیز است(sagasti,1979,p16)
به هر حال مسائل بسیاری عدم نپرداختن به پژوهش و تحقیق در واحدهای صنعتی شده است و حتی پس از سالها تلاش برای برقراری ارتباط صنعت و دانشگاه، هنوز توفیق شایسته‌ای حاصل نشده است. اما مسلماً برای این مقوله راهکارهای مناسبی وجود دارد که باید با تحقیق و پژوهش گسترده به آنها دست یافت که در این قسمت به طور اجمال به برخی از آنها اشاره می‌شود. (بابادی، معصومی، ص۳۶۱)

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه دربارهداوری، دعوی، تصویب

راهکارها
۱- همواره بر لزوم مقوله‌های آموزش و پژوهش تأکید می‌شود، اما کمتر به ارتباط این دو توجه می‌شود، به این معنا که می‌باید آموزش داد که مفهوم پژوهش چیست و مزایا، راهها و راهکارهای تحقیق چیستند و چگونه باید برای حصول بهترین نتیجه به آنها پرداخته شود، زیرا اگر از طریق آموزش نتوان پیام را منتقل نمود نه تنها با قانون بلکه با هیچ ابراز دیگری نمی‌توان تحقیق را توسعه داد.
بنابراین با توجه به موارد فوق و شرایط موجود شاید بتوان گفت که صنعت ما بیشتر نیازمند بخش اول، یعنی آموزش به منظور ایجاد زمینه و فرهنگ مناسب برای استقبال از پژوهش است و حداقل در بخش بزرگی از صنعت پرداختن به بخش اول در اولویت است.
۲- شاید بتوان گفت بزرگترین مشکل موجود در کشور ما وجود تفکر عمومی و اشتباه برقراری ارتباط صنعت و دانشگاه از طریق چند سمینار یا کنفرانس است، در حالی که وقتی درباره عدم ارتباط دو سازمان یا نهاد صحبت به میان می‌آید، یا این دو شناخت کافی از یکدیگر ندارند و یا شرایط و محدودیتها از ارتباط آنها جلوگیری کرده است. برای مثال دانشگاهیان همواره برای اجرای فعالیتهای مطالعاتی و تحقیقاتی آمادگی دارند و هر موضوع پژوهشی به آنها ارائه شود آن را انجام خواهند داد، اما عملاً کمتر صنعتگری را می‌بینید که برای حل مشکلات فنی، گسترش فعالیتها و حتی مشاوره در امر خرید ماشین‌آلات و تجهیزات به دانشگاهیان مراجعه نماید. لذا این صنعت کشور است که به این ارتباط تن نمی‌دهد. البته برای پیدا کردن علل این امر نیاز به مطالعه و بررسی دقیق، و برای حل این مشکل نیاز به اقدامات اساسی داریم. چنانچه این اقدامات براساس یک برنامه‌ریزی دقیق و کارشناسانه نباشد نه تنها کمکی به حل مسأله نمی‌کند، بلکه ممکن است بر مشکلات بیفزاید، اما می‌توان در این زمینه به مواردی اشاره نمود که اگر در دچارچوب برنامه فوق به آنها پرداخته شود، بسیار مفید خواهد بود.
برای نمونه به نظر می‌رسد ایجاد تمهیدات تشویقی و حمایتی قوی برای واحدهایی که در امر پژوهش فعالیتهای گسترده‌ای دارند، می‌تواند نتایج ارزنده‌ای را به دنبال داشته باشد. یعنی دولت می‌تواند شرکتهای علاقه‌مند و فعال در امر پژوهش را برای دادن مالیات در زمینه مالیات، وامهای مختلف و تخصیص ارز در اولویت قرار دهد.
۳- وجود مشکلات فراوان برای صنعتگران مانند انواع مطالبات قانونی و غیرقانونی، مقررات دست و پاگیر خصوصاً در زمینه‌ی صادرات، ناهماهنگی بخشهای گوناگون با صنعت ( مثلاً صدور مجوزهای واردات برای اقلامی که در ایران تولید می‌شوند) و سرانجام مشکلات خاصی که صنعتگران ما با آنها درگیرند، معمولاً پژوهش را در اولویت آخر قرار داده است. وقتی یک کشتی با طوفان مواجه می‌شود، ناخدای کشتی فقط به فکر نجات کشتی و جان مسافران است و تا وقتی که دریا آرام نشود، ناخدای کشتی هرگز فکر خود را به مسیر یا جهت حرکت کشتی مشغول نمی‌کند، زیرا می‌داند که اگر دوست به این کار برند ممکن است به یکباره همه چیز با هم نابود شود. لذا می‌باید با تمهیدات خاص صنایع کشور را به آرامشی نسبی رساند و سپس با راهکار مناسب شرایط را برای پیشرفت و توسعه آنها مهیا کرد.
۴- نیازها بخش صنعت بررسی و تدوین شوند و از طریق یک شبکه اطلاع‌رسانی قوی با دسته‌بندی‌های منظم به دانشگاهها، و حتی گروههای تخصصی دانشگاهی عرضه شوند، تا علاوه بر درگیر شدن استادان با مشکلات موجود، پایان‌نامه‌های دکتر و کارشناسی ارشد جهت‌دار و کاربردی شوند، که البته این کار را دفاتر ارتباط با صنعت دانشگاهها به آسانی امکانپذیر ساخته‌اند.
۵- برقراری ارتباط بیشتر بین صنایع گوناگون کشور، بخصوص صنایع کوچک که به تنهائی توان پژوهش را ندارند و ایجاد مراکز تحقیقاتی مشترک برای آنها، بویژه اگر بتوانیم این مراکز را در دانشگاهها و دانشکده‌ها ایجاد نماییم، بسیار مناسبتر است. به شرط آنکه واحدهای ایجاد شده ملزم به پاسخگویی نیازهای گوناگون آن بخش از صنعت باشند.
۶- استادان دانشگاه ملزم به اجرای طرح‌های کاربردی و اجرایی شوند و یا حداقل در شرایط کنونی اجرای طرح‌های کاربردی و اجرایی راهگشا در صنعت و اقتصاد برای آنها امتیازات ویژه‌ای به وجود آورد.
۷- تجارب و توانمندیهای دانشگاهیان باید به طور مستمر در اختیار صنعتگران و مدیران واحدهای تولیدی قرار بگیرد.
۸- نظام‌ آموزش عالی باید به گونه‌ای باشد که فارغ‌التحصیلان بر اساس نیازهای صنعت کشور تربیت شوند و این امر تنها به یک برنامه‌ریزی اساسی و بلند مدت نیاز دارد. برای مثال اگر هدف، کاهش مصرف انرژی در صنایع با استفاده از روشهای مدیریت و یا مهندسی انرژی برای ۲۰ سال آینده باشد، می‌باید پیش از هر چیز به تربیت این گونه متخصصان پر
داخت.
۹- صنعتگران ما به علل گوناگون و فقدان ارتباط با بخشهای دانشگاهی، کمتر در جریان تحقیقات جدید دنیا قرار می‌گیرند و در واقع با دانشگاه بیگانه‌اند. البته علل عمده‌ای در این خصوص وجود دارد:
اولاً بخش کمی از صنعتگران را افراد متخصص و دانشگاهی تشکیل می‌دهند، ثانیاً سیستم اطلاع‌رسانی مناسبی در اختیار آنها نیست. از طرفی دانشگاهیان نیز اغلب به جای پرداختن به مشکلات بدیهی صنعت، مسائل و مواردی را مطرح می‌کنند که نه صنعتگر با آن آشناست و نه صنعت به مرحله‌ی استفاده از آن رسیده است، بنابراین دانشگاهیان می‌باید ابتدا به مسائلی که صنعتگر مستقیماً با آن درگیر است بپردازند تا بتوانند اعتماد وی را جلب نمایند و سپس مسائل و مشکلات پیچیده‌تر و فناوری‌های برتر را مطرح سازند. (بابادی، معصومی ، صص ۳۶۲، ۳۶۳).

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان دربارهنیروی کشش

پیشینه ی پژوهش

تحقیقات داخلی:
با توجه به بررسیها و تحقیقات انجام شده مشخص گردید که در ارتباط با موضوع پژوهش به طور مستقیم تحقیقی صورت نگرفته است. البته در زمینه نقش هزینه های تحقیق و توسعه، نقش سرمایه نیروی کار و هزینه، نقش تحقیق و توسعه بر رشد اقتصادی و سرمایه گذاری در تحقیق و

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید