نسبت­های سرمایه‌گذاری

نسبت­های سرمایه‌گذاری

نسبت­های سرمایه‌گذاری

نسبت بازده سرمایه گذاری، ارتباط بین سود آوری و سرمایه گذاری واحد انتفاعی را نشان می دهد. به این نسبت بازده دارایی نیز گفته می شود. در این گروه از نسبت های سودآوری، کارایی و بازدهی استفاده از سرمایه گذاری سنجیده می شود.

مهمترین نسبت­های سرمایه گذاری عبارتند از: بازده حقوق صاحبان سهام(ROE)، سود هر سهم(EPS)، بازده سهامداران عادی(ROCE)،سود نقد هر سهم(DPS)،بازده دارایی یا سرمایه(ROA).

نسبت­های سرمایه‌گذاری بر دو نوع‌ هستند یکی نسبتی که به وسیله آن میزان‌ سرمایه‌گذاری در دارایی ثابت سنجیده‌ می‌شود و دیگری نسبت­هایی که رابطه منابع‌ مالی مورد استفاده واحد تجاری را از لحاظ بدهی­های جاری و بلندمدت با ارزش ویژه تعیین و ارزیابی می‌کند و در واقع نحوه ترکیب آن­ها را بررسی می‌نمایند. معمولا شرکت­های تعاونی عمدتا منابع خود را در دارایی­های جاری سرمایه‌گذاری‌ می‌کنند حتی در محل خود شرکت تعاونی‌ که عمدتا استیجاری است. بنابراین جز اول تحلیل که مبتنی بر دارایی­های ثابت‌ است در شرکت‌های تعاونی کاربرد ندارد.

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

پایان نامه رابطه بین قابلیت های بازاریابی و عملیاتی با عملکرد مالی

2-2-3-5- نسبت پوشش

دارایی‌های یک شرکت، پشتوانه بدهی‌های آن شرکت و نیز معیار بسیار مفیدی برای نسبت پوشش است. با وجود این، همه دارایی‌ها و تعیین‌ پوشش مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. دارایی‌ها غیر قابل قبول که معمولا مورد پذیرش نهادهای نظارتی قرار نمی‌گیرند، شامل تجهیزات، مانده‌ حساب نماینده‌ها و اوراق بهادار غیرقابل فروش در بازار می باشند. این نسبت‌ باید بزرگتر از 521 درصد باشد (صفوی، فلاحتی، 1386).

2-2-3-6- نسبت­های اهرمی

نسبت­هاي اهرمي توانايي شركت براي انجام تعهدات كوتاه­ مدت و بلند­مدت را نشان مي­دهند (ارتوگرال و کاراکاساگلو[1]،2009). نسبت­های اهرم مالی میزان کلی بدهی­های شرکت را اندازه می­گیرند. این نسبت از طریق مقایسه هزینه­ های ثابت و سود (از صورتحساب سود و زیان) یا با ارتباط دادن بدهی­ها به حقوق صاحبان سرمایه (از ترازنامه) محاسبه می­شوند.

مهمترین نسبت­های اهرم مالی عبارتند از: نسبت بدهی، نسبت کل بدهی، نسبت بدهی به ارزش بازار سهام، نسبت پوشش هزینه های ثابت.

نسبت­های اهرمی تامين نيازهاي مالي از طريق ايجاد بدهي را نشان مي­دهد. در واقع اين نسبت­ها تعيين مي كنند كه شركت تا چه حد نيازهاي مالي خود را از منابع ديگران تامين نموده است. در واقع نسبت­هايي كه تركیب سرمایه از بدهی شركت را نمایان می­سازد یعنی نشان می­دهد شركت چه مقدار از نیاز مالی خود را با وام جبران نموده است را نسبت­های اهرمی می­گویند موضوع تاثیر اهرم مالی بر هزینه سرمایه شرکت از جمله موضوعات مورد توجه در مدیریت مالی است. توجه اصلی این مبحث به این سوال معطوف است که: آیا شرکت‌ می‌تواند از طریق متنوع ساختن منابع تامین مالی، هزینه سرمایه خود را تحت ‌تاثیر قرار دهد؟ این موضوع برای نخستین ‌بار در سال 1958 توسط میل و مودیلیانی مطرح شد. آن­ها پس از مطالعه و پژوهش به این نتیجه رسیدند که ارزش شرکت مستقل از اهرم ‌(ساختار سرمایه) است (کلارک و همکاران، 1990).

در تعریف اهرم مالی 2 رویکرد داریم:

الف- رویکرد سود و زیانی

که به بررسی رابطه بین سود قبل از بهره و مالیات و سود هر سهم می‌پردازد و در واقع درجه اهرم مالی نشان‌دهنده درصد تغییر در سود هر سهم در ازای یک درصد تغییر در سود قبل از بهره و مالیات است.

ب- رویکرد ترازنامه ای

در این رویکرد دو تعریف برای اهرم مالی قایل شده اند:

  • نسبت بدهی به کل دارایی ها
  • نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (خوش طینت و فلاح جوشقانی، 1386).

2-2-3-6-1- نسبت بدهی جاری

این نسبت تابع مستقیم نسبت پوشش (بدهیهای جاری/ سود) می‌باشد، اما به شکلی واضح‌تر، چون سیاست مدیریت‌ را در زمینه­ توزیع سود و آثار بعدی آنرا بر وجه نقد موجود برای ایفای نقش تعهدات بدهی جاری عنوان می‌کند، همانند نسبت پوشش بهره، نسبت بدهی جاری، درجه­ توانایی‌ شرکت را در بازپرداخت بدهی­ها نشان می‌دهد. نسبت‌ بالاتر نشاندهنده­ی سطح ایمنی بیشتر می‌باشد. اما در شرایطی‌ که شرکت توانایی انجام تعهداتش را داشته باشد، مشابه‌ بیشتر نسبت­ها، سطح مناسب با توجه به خصوصیات تغییر می کند (فاضلی و بهرام فر، 1382).

[1] Ertugrul & Karakasaglu

Share