دانلود پایان نامه

.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

از طرف دیگر، تابعیت ارتباط کامل به مسأله تعارض قوانین، که از مسائل اساسی حقوق بین الملل خصوصی است، دارد. زیرا برای تعیین قانون ملی اشخاص، در مورد کشورهایی که احوال شخصیه را تابع قانون ملی می دانند، ابتدا باید تابعیت شخص را شناخت. حتی برای تعیین اقامتگاه نیز در کشورهایی که احوال شخصیه را تابع قانون اقامتگاه می دانند، تابعیت افراد موردنظر قرار می گیرد، چون اقامتگاه اتباع کشور و بیگانگان به موجب یک قانون واحد تعیین نمی شود.بالاخره تابعیت با وضع بیگانگان نیز ارتباط دارد. زیرا برای تعیین وضع حقوقی افراد ابتدا باید تابعیت آن ها معلوم گردد. بنابراین تابعیت با کلیه مسائل مربوط به حقوق بین الملل خصوصی ارتباط نزدیک دارد و باید به عنوان یکی از مسائل حقوق بین الملل خصوصی در این نوشتار مورد مطالعه قرار گیرد.
مع الوصف،تابعیت، تعلق حقوقی و معنوی شخص به یک دولت است. شخصی که تبعه‌ی یک کشور باشد ، ازحقوق و تکالیفی برخوردار می‌شود. در تابعیت ، رابطه‌ی فرد با دولت ، رابطه‌ای حقوقی، معنوی و دارای ماهیت سیاسی است.وجود علقه‌ی تابعیت میان فرد و دولت سبب می‌شود کهفرد در همه‌ی کشورهای بیگانه از حمایت سیاسی دولت متبوع خود بهره‌مند شود.
مطابق قوانین موجود، اشخاص زیر تبعه‌ی ایران محسوبمی‌شوند:
۱- کلیه‌ی ساکنین ایران به استثنای اشخاصی که تبعیتخارجی آنها مسلم باشد؛ تبعیت خارجی کسانی مسلم است که مدارک تابعیت آنها مورداعتراض دولت ایران نباشد.
۲- کسانی که پدر آنها ایرانی است اعم از اینکه درایران یا در خارجه متولد شده باشند.
۳- کسانی که در ایران متولد شده و پدر و مادر آنها غیرمعلوم باشند.
۴- کسانی که در ایران از پدر و مادر خارجی که یکی ازآنها در ایران متولد شده به وجود آمده‌اند.
۵- کسانی که در ایران از پدری که تبعه‌ی خارجه است بهوجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به سن هجده سال تمام، لااقل یک سال دیگر در ایراناقامت کرده باشند و الا قبول شدن آنها به تابعیت ایران بر طبق مقرراتی است که مطابققانون برای تحصیلات تابعیت ایران مقرر است.
اصولاً تابعیت را از دو دیدگاه مورد مطالعه و بررسی قرار می دهند؛ یکی تابعیت از نظر تاریخی و دیگری تابعیت در نظام موجود. در این قسمت به بیان مختصری درباره این دو دیدگاه می پردازیم.
الف: تابعیت از نظر تاریخی
تابعیت در کتب تاریخی با واژه های مختلف تعبیر شده است، مثلاً تا پیش از دوران اخیر در حقوق ایران تابعیت را مترادف با ملیت می دانستند، در حالی که ملیت بیشتر جنبه نژادی داشته و در این کلمه ریشه ای نژادی مورد نظر بوده است. تابعیت تا قبل از تصویب قانون مدنی ناپلئون که جنبه حقوقی یافت، بیشتر مفهوم تجربی داشت زیرا که در آن ایام مردم معمولاً در یک سرزمین متولد شده، در همانجا زندگی کرده، بالاخره در همان سرزمین نیز فوت می شدند و لذا خود سرزمین عاملی برای تعیین تابعیت افراد بوده است. دلیل این وضعیت این بوده است که در آن ایام سفر از یک سرزمین به سرزمین دیگر بسیار دشوار و امکان آن کم، و حتی در پاره ای از موارد هیچ بوده است. افزون بر آن، در گذشته بر اثر جدالهای مذهبی، مسئله تابعیت تا حدی با مسئله مذهب نیز درهم آمیخته بود. کمااینکه طبقه بندی اتباع امپراطوری اسلامی بر پایه موقعیت مذهبی آنها بوده است و بر این اساس بود که عده ای مسلمان و گروه دیگری اهل کتاب محسوب می شدند و اینان که مسلمان نبودند با پرداخت مالیات خاصی به مسلمانان تأمین کافی می یافتند و بالاخره گروه سوم، کفار خوانده می شدند و اجنبی بودند. بنابراین از نظر تاریخی اولاً؛ تابعیت مفهومی جدا از مفهوم سرزمین نبود و به عبارت دیگر هر فردی که در یک سرزمین زندگی می کردتابعیت همان سرزمین را داشت. ثانیاً تابعیت با ملیت و مذهب ارتباط قطعی داشت، بطوری که می توان گفت مذهب تابعیت افراد را مشخص می کرد. تابعیت در مفهوم امروزی پس از تصویب قانون مدنی ناپلئون بناپارت مورد مطالعه و بحث حقوقی واقع شده است. البته ناپلئون در انجام این امر که مصلحت سیاسی را که وحدت متصرفات خود بود، در نظر داشت و لذا در این قانون سخن از اتباع فرانسه و امتیازات آنها در برابر بیگانگان می گفت. بهرحال، بعداً سایر کشورهای اروپایی درصدد تهیه قوانین مربوط به تابعیت برآمدند. در آن ایام جمعیت زیادی از کشورهای استعماری نظیر فرانسه به مناطق تحت سلطه استعمار می رفتند و چون تا آن زمان تابعیت بر پایه سرزمینی بود که فرد در آن زندگی می کرد، لذا کشورهای استعماری برای حفظ تابعیت افرادی که به سرزمین مستعمره می رفتند شرط تحصیل تابعیت را عامل قرا ردادند.
ب: تابعیت در نظام موجود
مقررات تابعیت در دنیای امروزین، به دلیل افزایش جمعیت کشورها و وجود اختلاف سطح زندگی بیشتر جنبه اقتصادی دارد. در گذشته به علت وضعیت اقتصادی، عامل جمعیت یک کشور و افزایش آن نمایشگر میزان رشد اقتصادی آن کشور محسوب می گردید، کمااینکه امریکا در ابتدای اکتشاف و در زمان سازندگی خود، احتیاج به نیروی انسانی سایر سرزمین ها داشت و لذا، شرط تحصیل تابعیت را تولد فرد در خاک امریکا قرار داده است. ولی امروز در اثر افزایش جمعیت جهان و مشکلات ناشی از آن، کشورها درصدد نیستند که از طریق مقررات تابعیت بر جمعیت خویش بیفزایند.
چنان که ذکر شد، تابعیت مهم ترین عنصر در تعیین یک شخص به عنوان بیگانه است. فلذا، به علت ارتباط نزدیکی که بین نهاد حقوقی تابعیت و مفهوم بیگانه وجود دارد، جا دارد ضمن بررسی مختصری که درباره تابعیت داشتیم، به بررسی مفهوم بیگانه نیز بپردازیم.
گفتاردوم: مفهوم بیگانه
در روابط بین الملل و در کنوانسیون های بین المللی کلمات Alein، Foreign و Foreigner در زبان انگلیسی به معنای بیگانه، اجنبی و یا خارجی آمده است. در ترمینولوژی حقوق واژه بیگانه چنین تعریف شده است: « کسی که فاقد تابعیت کشور معینی است نسبت به دولت آن کشور و افراد آن، اجنبی (بیگانه) محسوب می شود.» فرهنگ لغت Blacks در این زمینه بیان می دارد:« یک نفر خارجی کسی است که متعلق به ملت یا کشور دیگری است و یا تحت صلاحیت کشور دیگر قرار دارد. »
بنابراین بیگانه شخصی است که خواه به علت دارا بودن تابعیت دولت دیگر و خواه به علت نداشتن تابعیت هیچ کشوری، تبعه دولتی که در سرزمین آن حضور دارد نمی باشد. واژه بیگانه یک مفهوم کاملاً نسبی است چراکه بیگانه بودن یک فرد، وابسته به نحوه ارتباط او با یک کشور خاص است. به عبارت دیگر نداشتن تابعیت یک کشور است که موجب بیگانه بودن می باشد. به عنوان مثال شخصی که تبعه دولت ایران است چنانچه برای انجام تحقیقات علمی و یا تحصیل به کشور فرانسه مسافرت نماید در جامعه فرانسه یه عنوان بیگانه شناخته می شود.
از نظر قوانین ایران، بیگانه کسی است که تابعیت ایرانرا ندارد؛ اعّم از این‌که تابعیت مملکت دیگری را داشته باشد یا اصلاً بدونتابعیت(آپاترید) باشد.منظورازطرحبحثوضعبیگانگان،شناساییحقوقووظایفاشخاصبیگانهاست. هرمملکتیدرقوانینداخلیخودحدودیبرایحقوقووظایفبیگانگانوضعکردهاستوطبیعیاستکهحقوقومزایایاینقبیلافرادواتباعداخلیمملکتموردبحث،تفاوت‌هاییخواهدداشت.
باتوجهبهمواردیکهسببحضوراشخاصدرکشورخارجیمی‌شود،بیگانههرشخصیاستکهطبقدولتینیستکهدرسرزمینآنحضوردارد.
بیگانگانراازجهاتگوناگونمی‌تواندسته ‌بندیکرد وازنظرحقوق،مزایاومصونیت ها کهممکناستدرکشورمحلاقامتازآن ‌هابرخوردارگردندبهدودستهتقسیممی‌شوند. یکعدهمأمورانسیاسیورسمیدولتهستندکهدولتمحلمأموریتبراساساسنادوقواعدعرفبین‌المللیبایدباآنانرفتاریویژهومتمایزازدیگربیگانگانداشتهباشند. ایناشخاصازمصونیت‌هایخاصیبرخوردارند. زیرارفتارباایشانبراساسقوانیندولتمحلاقامتدرچارچوبقواعدکلیحقوقبین ‌المللیرفتارمی‌شود. امااینرفتارنیزبایددرشأنبیگانهبهعنوانیکانسانباشد.
جداکردنمأموران،مقام‌هایرسمیدولتراازدیگربیگانگان،بدانمعنانیستکهایناشخاصهمیکسان اندوتفاوتیبایکدیگرندارند. کسانیکهبراییافتنیامبادرتبهفعالیت‌هایاقتصادیدرکشورخارجیبهسرمی‌برد (مانندکارگران،پزشکان،کارکنانشرکت ‌هایتجاریوصنعتیومؤسساتمالی) فعالیت ‌هایشانیااجازهدولتمحلاقامتاست.

ایناشخاصدرکناربرخورداریازمصونیتجهانی،اموالشانازتعرضمصوناست. اموالیکههنگامورودبهکشورمحلاقامتباخودداشتهیادراثرفعالیتاقتصادیدرآنجابهدستآوردنددربرابردولتمحلاقامتمی‌تواندآن‌هارابهپرداختمالیاتودیگرعوارضوادارکند،وبرایحفظنظموایمنیدرصورتنیازبیگانگانرادرشرایطمساویبااتباعخوددرنیروهایانتظامیوآتش‌نشانیمحلیبهخدمتبگیردامابیگانگاندیگرمانندسیاهان،دانشجویاناعضایگروه‌هایهنری،ورزشیواشخاصیکهبهدلایلگوناگونازیک کشورعبورمی‌کنندحقوقوتکالیفمحدودیدارندبرایمثال،بهلحاظقانونینمی‌تواننددرسرزمینمزبور بهفعالیتاقتصادیبپردازند،درهرصورت،جانومالآنانازتعرضمصوناستومکلف اندقوانینکشوریراکهدرآنحضوردارندرعایت کنندوبهآدابورسوممردمآناحترامبگذارند.
ازنظرشخصیتنیزبیگانگانبهدوگروهتقسیممی‌شوند. بیش تربیگانگاناشخاصحقیقی اند کهحقوقوتکالیفآن‌هابایدبراساسموازینرفتارشایستهانسانتعیینشود. اما پاره ایدیگرازبیگانگان (مانندشرکت ‌هایتجاریوصنعتیومؤسساتبیمهوبانک‌ها) اشخاصحقوقیهستندحقوقوتکالیفایناشخاصبرپایه یموازینیتعیینمی‌شودکهبراساسمنافعونیازهایاقتصادیدولتمحلفعالیتوصاحبانوتشکیل‌دهندگان آن شرکت ‌هاومؤسساتشکلگرفتهاست. بههرحالحقوقوتکالیفهردوگروهبراساساصولوموازینحقوقبین‌ المللی،قراردادهایمیاندولت‌هایادولت‌هاواشخاصوقوانینداخلیدولتمحلحضور تعیینمی‌شود.
بیگانگانازنظررابطهبادولتمتبوع شاننیزبهدوگروهقابلتقسیماند. اکثرآنانرابطه ایعادیبادولتمتبوعشاندارند،بنابرایندرصورتواردآمدنلطمهیاخسارتبهایشانوجبراننکردندولتمحلاقامتمی‌توانبهمنظورکسبحمایتدیپلماتیکبهدولتمتبوعخودرومی‌آورند. افزونبرآن،ازاینکهدربازگشتبهکشورشانموردآزارواذیتحکومتقرارگیرندهراسیندارند. اماعدهکمیازبیگانگانازداشتنپیوندحقوقیوسیاسییادولتدیگرمحروم اند. برخیماننداشخاصبدونتابعیتیاهیچدولتیرابطهحقوقیوسیاسیندارندودرصورتلطمهیاخسارتدیدننمی‌توانندبرایجلبحمایتدیپلماتیکبهیکدولتروی آورند عده‌ایدیگرنیز مانندپناهندگانبهدلایلسیاسی،نژادی،قومی،مذهبیوجزآنانکشورخودگریخته‌اندوبرای یافتنمکانامنبهکشورهایخارجیرویآورده انداینانمی‌ترسندکهدرصورتبازگشتبهکشورشانموردآزارواذیتحکومت واقع شوند. بنابراینازرویاجباررابطهی خودرابادولتمتبوعشان قطعکرده‌اندودرصورتیاخسارتدیدنتاهنگامیکهامکانآزار و اذیت ازسویحکومتشانوجودداشتهباشد. قادرنیستندخواستارحمایتدیپلماتیکدولتمتبوعخودشوند. بههرحالازهمهاشخاصیکهدریک کشوربیگانهبهحسابمی‌آیندمأمورانرسمیدولتهایخارجیوضعیتممتازدرچارچوببحثمربوطبهبیگانگانعادیقرارنمی‌گیردونیازمندبررسیویژه‌ایاست. امادرباره یبیگانگانعادیبایدگفتکهحضوربیگانهدریککشورحقوقوتکالیفیرابهوجودمی‌آوردکهبهشخصمزبور،دولتمحلاقامتویودولتمتبوعشمربوطمی‌شود. اینحقوقوتکالیفدرموردهمهی بیگانگان،جزاشخاصیمانندپناهندگانکهبادولتمتبوعشانرابطهعادیندارندوضعخاصیبهوجودمی‌آیدکهتوجهویژه‌ایراطلبمی‌کند.

الف: اقسام بیگانگان
بیگانگان را می توان از جوانب گوناگون طبقه بندی نمود که در ذیل به اختصار توضیح داده خواهد شد:
۱ـ از نظر شخصیت: از این حیث بیگانگان به دو گروه اشخاص حقیقی و اشخاص حقوقی تقسیم می شوند. اشخاص حقیقی که اکثریت بیگانگان را شمال می شوند همان انسانها هستند که حقوق و تکالیف انها باید متناسب با شأن و مقام انسان تعیین شود. اشخاص حقوقی که از مجموع افراد انسانی تشکیل می شوند که به منظور انتفاع یا هدفی دیگر با یکدیگر همکاری می کنند و به موجب قانون دارای شخصیتی مستقل از اشخاص تشکیل دهنده آن می شوند. نظیر شرکتهای تجاری، مؤسسات بیمه و… نیز دارای حقوق و تکالیفی می باشند که بر مبنای منافع متقابل دولت پذیرنده (محل فعالیت) و صاحبان آن شرکتها و مؤسسات شکل می گیرد. به طور کلی حقوق و تکالیف هر دو گروه مذکور بر اساس قوانین و مقررات دولت پذیرنده، قراردادهای میان دولتها و اشخاص و نیز اصول و موازین حقوق بین الملل مشخص می گردد.
۲ـ از نظر مناسبات با دولت متبوع: از این نظر نیز بیگانگان به دو دسته تقسیم می شوند. اکثریت آنان دارای رابطه عادی با دولت متبوع خود می باشند. لذا هیچ گونه خوف و هراسی در بازگشت به کشورشان نداشته و چنانچه در کشور محل اقامت لطمه یا خسارت ببینند و دولت محل اقامت درصدد جبران لطمه یا خسارت بر نیاید می توانند حمایت سیاسی دولت متبوع خود را خواستار شوند. اما عده قلیلی از بیگانگان از داشتن رابطه و پیوند سیاسی و حقوقی با دولت دیگر محروم می باشند. در این میان برخی مانند اشخاص آپاترید با هیچ دولتی رابطه سیاسی و حقوقی ندارند و چنانچه قبلاً گفته شد، در صورت ورود لطمه یا خسارت از حمایت سیاسی محرومند و بعضی دیگر مانند پناهندگان که به دلایل گوناگون سیاسی، نژادی، مذهبی و … از کشور خود گریخته و به کشورهای خارجی پناهنده شده اند، عملاً رابطه خود را با دولت متبوع خود قطع نموده و در صورت ورود لطمه یا خسارت، تا زمانی که امکان اذیت و آزار از سوی حکومتشان وجود داشته باشد، نمی توانند حمایت سیاسی دولت متبوع خود را تقاضا نمایند.
۳ـ از نظر برخورداری از مزایا و مصونیتهای ویژه: بیگانگان بر اساس برخورداری از مزایا و مصونیتهای خاص در کشور محل اقامت نیز به دو دسته تقسیم می شوند. یک دسته مأموران سیاسی و کنسولی دولت فرستنده هستند که دولت محل مأموریت بر اساس قواعد عرف بین المللی و نیز کنوانسیون های ۱۹۶۱ و ۱۹۶۳ وین باید با آنان رفتاری ویژه و ممتاز از دیگر بیگانگان در جهت انجام وظایفشان به نحو مطلوب داشته باشد. دسته دیگر دارای موقعیت مذکور نبوده و با آنان در چارچوب قواعد کلی حقوق بین الملل و نیز قوانین دولت محل اقامت رفتار می شود که البته حقوق و تکالیف این اشخاص نیز باتوجه به وضعیتشان متفاوت است. برای مثال اشخاصی مانند کارگران که برای کار به کشور دیگر می روند و یا کارکنان شرکتهای تجاری و مؤسسات مالی که جهت انجام فعالیتهای اقتصادی در کشور خارجی به سر می برند چون فعالیتشان با اجازه دولت محل اقامت است از حقوق و تکالیف گسترده ای برخوردار بوده و علاوه بر مصونیت جانی اموالشان نیز مصون از تعرض است و در مقابل دولت محل اقامت می تواند آنها را به انجام تکالیفی از قبیل پرداخت مالیات و … وادار کند. اما بیگانگانی دیگر از قبیل دانشجویان، جهانگردان، اعضایگروه های ورزشی و هنری و سایر اشخاصی که بنا به دلایلی از یک کشور عبور می کنند دارای حقوق و تکالیف محدودتری هستند. بدیهی است که جان و مال آنان نیز از تعرض مصون می باشد ولی آنان برای مثال نمی توانند از نظر قانونی در سرزمین مزبور اقدام به فعالیت اقتصادی نمایند.
ب: مصادیقبیگانگان
بهطورکلیبیگانگانازنظرچگونگینحوهورودونوعحقوقیکهازآنبرخوردارهستندبه چنددستهتقسیممی‌شوندکهعبارتندازمهاجران،پناهندگان،آوارگان،جهانگردان، دانشجویان وبازرگانانوتجار،خبرنگاران،عکاسانودست‌اندرکارانمطبوعاتی،بیگانگانجویایکار،وبیگانگانکهبدونکاریاشغلمعیندرکشوریمقیمهستند.
۱) مهاجران: بهکسانیاطلاقمی‌شودکهبهجهتملاحظاتسیاسینژادی،مذهبی،جمعیتیو

مطلب مشابه :  متن پایان نامه مسوولیت کیفری


دیدگاهتان را بنویسید