استراتژی های توانمند سازی[۱]

استراتژی های توانمند سازی[۱]

استراتژی هایی که منجر به توانمندسازی کارکنان می گردند در جدول زیر مشخص شده است و تاثیر هر یک از این استراتژی ها بر روی هر یک از ابعاد مشخص شده است.

جدول ۲-۶) استراتژی های توانمند سازی  (Robbins,1993,40)

فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

اقدامات توانمند سازیاحساس مؤثر بودناحساس شایستگیمعنا داریحق انتخاب
رهبری کاریزماتیک٭٭
رهبری تحولی٭٭٭
تفویض اختیار٭
تصمیم گیری مشارکتی٭
تشویق بخود مدیریتی٭٭
غنی سازی شغلی٭٭٭
ایجاد تیم های کاری خودگردان٭٭٭
ایجاد وظایف با بازخور درونی٭
ایجاد فرهنگ حمایتی در سازمان٭٭٭
تشویق به هدف گذاری٭
سیستم های پاداش٭٭
سیستم پیشنهادات و تیم سازی٭٭٭

 

۲-۱-۲-          موانع توانمندسازی کارکنان

موانع موجود در توانمندسازی کارکنان را می توان از سه بعد مورد بررسی قرار داد. این سه بعد را می توان ابعاد مهم هر سازمان دانست. این ابعاد عبارتند از بعد محیطی[۲]، بعد ساختاری[۳] و بعد محتوا[۴]. هر یک از ابعاد از اجزای مختلفی تشکیل شده اند که می توان از طریق آن سازمان را مورد بررسی قرار داد. موانع و مشکلات توانمندسازی افراد می تواند از عدم کارائی این سه بعد سازمانی ناشی گردد که در ذیل اجرای مهم هر یک از این ابعاد بیان می گردد.

 

الف)  موانع ساختاری توانمندسازی کارکنان:

منظور از ساختار، همه عناصر و عواملی و شرایط فیزیکی و غیرانسانی سازمان می باشد که با نظم و ترتیب خاصی به هم پیوسته و چارچوب، غالب، پوسته، بدنه و هیکل فیزیکی سازمان را می سازند. بنابراین تمام منابع اطلاعاتی و مادی وقتی با ترکیب خاصی در بدنه کل سازمان جاری شوند اجزای ساختاری محسوب می شوند و در واقع عوامل غیر زنده سازمان می باشند مانند: قوانین دست و پاگیر سازمانی، سیستم حقوق و دستمزد ناکارآمد، تجهیزات و امکانات فرسوده، ویژگیهای ساختار سازمانی (پیچیدگی، رسمیت، تمرکز)، وجود سلسله مراتب بیش از حد، عدم ارتباطات مؤثر سازمانی، کنترل و نظارت شدید، عدم شفافیت اهداف سازمان، رشد و ارتقای محدود، ناعادلانه بودن سیستم پاداش، توزیع نامناسب قدرت و بوروکراسی شدید (امیری، ۱۳۸۲، ۱۰۲).
ب)  موانع محیطی توانمندسازی کارکنان:

منظور از شاخه زمینه، تمام شرایط و عوامل محیطی و برون سازمان می باشد که بر سازمان محیط می باشند و روش ها و سیستم های اصلی سازمان را تشکیل می دهند. شاخه زمینه مهمترین شاخه بوده که بقاء و رشد سازمان به آن وابسته است که عبارتند از: تغییرات تکنولوژیکی، رقبا، محیط، فضای درون سازمان، محیط خانوادگی کارکنان، عدم پویایی محیط سازمان، ثبات و ایستایی و فقدان رابطه موثر بین محیط و سازمان (همان منبع، ۱۰۳).

 

ج)  موانع رفتاری توانمندسازی کارکنان:

منظور از شاخه محتوی رفتار انسان، روابط انسانی سازمان می باشد که با فرم های ارتباطی
(غیر رسمی) و الگوهای خاصی به هم پیوسته و محتوای اصلی سازمان را تشکیل می دهد و در واقع عوامل زنده سازمان محسوب می شوند. عوامل ساختاری و محتوایی داخل سازمان بوده و محصور محیط
می باشند که عبارتند از: فرهنگ سازمانی نامطلوب، عدم توجه به جایگاه و اهمیت نقش گروه، سبک مدیریت نامناسب، سیستم انگیزش ناکارآمد، عدم مشارکت واحدهای کاری، فقدان جو مشارکت، فقدان اثربخشی دوره های آموزشی، عدم توجه به گروه های غیر رسمی، ویژگی های شخصیتی افراد، ناعادلانه بودن سیستم پاداشی و تشویق، عدم تفویض اختیار متناسب با مسئولیت، عدم دسترسی به اطلاعات مرتبط با شغل، فقدان سیستم ارزشیابی عملکرد مناسب، فقدان وجود تیم های کاری در سازمان (همان منبع، ۱۰۴)

پیتربلاک[۵] در کتاب خویش درباره توانمندسازی مدیریتی که در سال ۱۹۸۷ بیان می دارد که انجام توانمندسازی بسیار مشکل است و بسیاری از مدیران و کارکنان از پذیرش توانمندسازی ناخرسندند، این امر بیشتر به نگرشهای شخصی مدیران باز می گردد. عمده موانع توانمندسازی که از سوی مدیران ایجاد می شود به دلیل ۱) فقدان امنیت شغلی ۲) نگرش مدیران در مورد زیردستان ۳) نیاز به کنترل شدید می باشد. در مطالعه مدیرانی که به آنان پیشنهاد شد تا تمام مسئولیت کاری حوزۀ خویش را به عهده بگیرند حدود ۲۰% از آنان این مسئولیت را پذیرفتند و از آن استفاده کردند. حدود ۵۰% با احتیاط صداقت پیشنهاد را آزمودند و پس از شش ماه شروع به کار نمودند و حدود ۳۰% به طور کلی از عهده گرفتن مسئولیت خویش خودداری نمودند. می توان این نتیجه را گرفت که یکی از مهمترین موانع توانمندسازی که می توان آن را به طور مستقل و جداگانه از سه بعد اشاره شده مورد بررسی قرار داد نوع نگرش مدیران باشد (اورعی، ۱۳۸۷، ۴۸).

 

[۱]  -Empowerment Strategies

[۲] – Contex

[۳] – Struchur

[۴] – Content

[۵] ‑ peter block

Share