شرکتای بازی سازی راه های زیادی واسه تبلیغ و جذب مخاطب قبل از ارائه محصول پایانی دارن؛ ساخت و پخش تریلرا، غرفه های معرفی در نمایشگاه های سالیانه، خرید پنلای تبلیغاتی در سایتای مشهور، بیلبوردهای بزرگ در سطح شهرهای بزرگ دنیا، همه و همه از راه هایی هستن که منتشر کردن دهندگان بازی می تونن از اونا بهره ببرن. اما پس از منتشر کردن محصول، این بازیکنان و مخاطبان هستن که حرف اول و آخر رو در مورد بازی منتشر شده میزنن.

حتی بعضی وقتا نقدای مثبت و منفی هم باعث نمی شن تا شما از تجربه یه عنوان عقب نشینی کنین؛ اما ممکنه یه تعریف یا نقد ساده از دهن دوستتون شما رو از خرید یه بازی منصرف کنه و یا برعکس جوری شما رو تحت تاثیر بذاره که عنوان مورد نظر رو در بالاترین جایگاه لیست خریدتون بذارین.

اما بازم این نظر شماس که مهر تایید بر محصول پایانی رو می زنید یا نه. همون چند ساعت و یا دقایق اولیه بازی فرصت داره که با شما رابطه برقرار کنه وگرنه اون عنوان چه تشویق شده، چه محکوم در نظر منتقدین واسه شما تموم شده.

اگه این نبود ایجاد رابطه همه گیر باشه بازی با شکست مواجه شده و تموم بازیکنانش رو در مدت کمی از دست میده. در ادامه به بررسی تعدادی از بازیای منتشر شده در سالای گذشته می پردازیم که مخاطبان خود رو در مدت کوتاهی از دست دادن.

Tom Clancy’s The Division

یوبیسافت پس از فروش فوق العاده بازی سوم شخص آنلاینش موقع عرضه، انتظار موفقیت چشم گیری رو از این عنوان داشت. اما تنها پس از سه ماه بازی ۹۳ درصد از بازیکنانش رو از دست داد.

دیویژن از ۲٫۱ میلیون بازیکن همزمان در طول روز به عدد نا امید کننده ۱۴۳۰۰۰ نفر رسید. این بازی که رکورد سریعترین اندازه فروش رو در اختیار داره، اصلا محصول بدی نیس. اما دیویژن اشکالات زیادی هم داشت؛ مشکل در مورد سرور بازی در کنار باگای ریز و بزرگ در کنار هکرا و متقلبین روی پلتفرم PC  باعث شدن تا بازی به سرعت تموم مخاطبین خود رو از دست بده. حتی عرضه دی ال سی و بسته های الحاقی هم دردی دوا نکردن و بازیکنان شانس دوباره ای به بازی ندادند.

این روزا دیویژن بازی مرده ای حساب می شه. تنها ۳ درصد از حجم بازیکنای اولیه هنوز مشغول گشت و گذار در بازی هستن.

وقتی این آمار بزرگتر به نظر میان که اطلاعات خرده فروشیا از فروش ۳۳۰ میلیون دلاری بازی در پنج روز اول عرضه خبر میدن.

For Honor

بازم عنوانی از یوبیسافت؛ ممکنه تجربه دیویژن واسه اونا دردناک بوده باشه اما در مقایسه با فور آنر دیویژن یه موفقیت حساب می شه!

فور آنر در فبریه ۲۰۱۷ به بازار اومد و با پیش نمایشای جذابش همه رو تشنه تجربه یه عنوان با ایده ای جدید کرده بود. عنوانی که در اون در سه کلاس شوالیه، سامورایی و وایکینگ می تونین در مودای جور واجور به جنگ تن به تن با بقیه بازیکنان از سراسر دنیا برید. اما بازم مشکلات سرور و ارتباطی ای که گریبان گیر این عنوان بودن موجب کاهش ۹۵ درصدی در بازه وقتی سه  ماهه شدن. در بازی ای که روش هدف دار و عکس العملای لحظه ای تعیین کننده پیروز میدون هستن، انتخاب سرور محلی از طرف یوبیسافت واسه اون امضا کردن حکم شکست بود.

لگای طولانی، دستای نصفه و نیمه و مشکلاتی مثل این بازی رو به مرز نابودی کشوندن. هیچکی دلش نمی خواد یه عنوان به تجربه ای غیر قابل بازی تبدیل شه اما بدیش اینه آخرسر فور آنر همین بود.

No Man’s Sky

وقتی به داستان شکستای حماسی در صنعت بازیای ویدیویی می پردازیم، میتونیم No Man’s Sky رو به عنوان تیتر کتاب انتخاب کنیم.

بازی ای که موقع معرفی نوید یه تجربه با کوینتریلیون (عدد یه با ۱۸ صفر به توان ۲) سیاره واسه جستجو رو به شما می داد. اما پس از عرضه یه عنوان سطحی با هیچ فراز و نشیبی همه رو نا امید کرد.

نو منز اسکای در روز عرضه روی استیم، ۲۱۲۰۰۰ بازیکن به صورت همزمان داشت، اما فقط در طول یه هفته ۷۸ درصد اونا از بازی کردن این عنوان کشف دست کشیدن.

بازی حجمه ای از محیطای تکراری و ماموریتای بی سر و ته و صد البته خسته کننده بود. همین عناصر دست به دست هم دادن تا در ۴۲ روز تنها ۶ درصد از بازیکنان اولیه مشغول تجربه اون باشن.

در نوامبر ۲۰۱۶ یه بروزرسانی بزرگ واسه بازی به صورت رایگان منتشر شد اما اندازه توجه مخاطبان نشون داد که این بروزرسانی هم چیزی جز شکست واسه هلو گیمز به همراه نداشت.

این جور بود که از No Man’s Sky به عنوان آزار دهنده ترین شکست در میان بازیا یاد می شه.

Street Fighter V

بازی در فبریه ۲۰۱۶ به بازار اومد و قرار بود یه عنوان انحصاری بزرگ واسه کنسول نسل هشتمی سونی یعنی پلی استیشن ۴ باشه. اما بدیش اینه بازی به سرعت به دست فراموشی سپرده شد.

ششمین عنوان از سری بازیای استریت فایتر که با نام Street Fighter V منتشر شد قرار بود نقطه عطفی در کل سری باشه؛ جایی که تازه کاران هم فرصتی واسه یادگیری فنون پیچیده و معروف سری داشته باشن. اما بیشتر مخاطبان در همون چند دقیقه اول از بازی دلسرد شدن.

دلیل اصلی شکست این عنوان کمبود شامل بود؛ طوری که در فرومای مربوطه به اون لقب بتا تست دونه. در کنار نبود شامل کافی مشکلات ارتباطی سرورای بازی آب سردی بر آتیش هواداران و مخاطبان این بازی بود.

Resident Evil 7: Biohazard

باید اقرار کرد که بیشتر بازیکنان بازی ای که تنها مود تک نفره رو ارائه میده پس از تموم کردن، رها می کنن. اما واسه عنوانی مثل رزیدنت اویل که همه بازی هاش ارزش تکرار چندین باره رو دارن، این اتفاق یه شکست حساب می شه.

طبق گفته سایت تحقیقاتی گت هیپ پس از گذشت تنها یه ماه از عرضه بازی، تماشاگر کاهش ۹۰ درصدی بازیکنان روی سه پلتفرم مقصد بودیم. در روزای اولیه فقط در شبکه استیم، میانگین ۱۵۰۰۰ بازیکن همزمان واسه این عنوان ثبت شده بود ولی یه ماه بعد این عدد به ۱۵۰۰ بازیکن در ساعت کم شد.

هر چند در مورد فروش بازی موفقیت بزرگی واسه شرکت Capcom به دست آورد. فروش هفته اولیه اون دو برابر نسخه قبلی بود.

اما شرکای کپکام از اندازه استقبال جوری نا امید شدن که هیچ کدوم از اونا واسه نسخه بعدی یعنی رزیدنت اویل ۸ حاضر به قبول همکاری دوباره نشده ان.

Evolve

بازی در سال ۲۰۱۵ به بازار اومد. عنوانی که در اون یه تیم ۴ نفره در برابر یه هیولا که نقش اونو دوش یه بازیکن واقعی بود قرار می گرفت.

اما زمان زیادی طول نکشید تا مخاطبان به پوچ بودن ریشه ای بازی پی ببرن. فقط در کمتر یه ماه تقریبا سرورای بازی خالی از هر گونه بازیکن شدن. نقدای داغون کننده در کنار قیمتای سرسام آور دی ال سیای بازی که به ۱۳۶ دلار در کل می رسیدن باعث مرگ زودرس بازی شدن.

شکست بازی اونقدر سنگین بود که سازندگان عزمشونو جزم کردن محصولشان رو به صورت رایگان در اختیار مخاطبان بذارن. این اتفاق باعث افزایش ۳۶۰۰۰ درصدی بازیکنان واسه بازی شد! اما این نبض دوباره هم پس از مدت دو هفته پایین اومد تا جایی که سازندگان اعلام کردن از بازی پشتیبانی نمی کنن.

Battleborn

بازم بازی دیگری از جفت و جور کنندگان Evolve  که به سرنوشت مشابهی دچار شد. بتل بورن حتی در زمان عرضه هم شدیدا ضعیف انجام داد طوری که پس از ۳ هفته تماشاگر کاهش ۸۰ درصدی بازیکنان بود. این شکست اونقدر پررنگ به نظر می اومد که جفت و جور کنندگان عزمشونو جزم کردن با تخفیفی ۴۰ درصدی فقط سه هفته از منتشر کردن بازی حجم جدیدی از مخاطبان رو جذب کنن.

اما این اتفاق هم کمکی به اونا نکرد و این عنوان زیر فشار رقیبش، اوورواچ نابود شد و سازندگان رو مجبور کرد تا بازی رو به صورت رایگان در دسترس عموم بذارن.

Pokemon Go

این بازی که واسه اسمارت فونا همراه در سال ۲۰۱۶ عرضه شد اما پس از طوفان اولیه و آمار و رقمای دیوونه کننده در ماه های اول خیلی زود به دست فراموشی سپرده شد.

عنوانی که در هفته اول بیشتر از ۲۹ میلیون کاربر فعال رو به ثبت رسونده بود در طول سه ماه با کم شدن ۹ میلیونی مخاطب مواجه شد. حالا پس از یه سال از عرضه با آمار ۳ میلیون کاربر فعال در سطح جهان طرف هستیم که نشون از فراموش شدن بازی از طرف مخاطبان داره.

Titanfall

نسخه اول تایتانفال قرار بود اولین بازی نسل جدید در سبک تیراندازی اول شخص باشه که انحصارا واسه کنسول نسل هشتمی مایکروسافت به بازار اومد. این عنوان قبل از عرضه به جنگای بین کنسولی بسیار دامن زد و حس حسادت طرفداران سونی رو به همراه داشت. اما پس از عرضه محصول پایانی هیچ نشانی از یه عنوان بزرگ رو نداشت.

کمبود شامل و نبود بخش تک نفره از عوامل اصلی شکست این عنوان بودن. در کنار این مشکلات انحصاری بودن اون واسه کنسول ایکس باکس وان فروش اونو بسیار محدود کرد طوری که بازی چه از نظر فروش و به تناسب از جنبه مخاطب شکست بزرگی واسه سازندگان و جفت و جور کننده هاش حساب می شه.

Watch Dogs

وقتی که بازی در سال ۲۰۱۴ پس از چند سال تبلیغات و شور و هیجان به بازار اومد با فروش ۴ میلیونی در هفته اول مواجه شد. این بزرگترین فروش یوبیسافت در تاریخ کاری اش حساب می شد که دیویژن در سال ۲۰۱۶ رکورد واچ داگز رو شکست. هم اینکه این بهترین آمار فروش واسه یه آی پی یا عنوان جدید در کل تاریخ صنعت بازیای ویدیویی حساب می شه.

اما شور و اشتیاق مخاطبان خیلی زود پایین اومد. واسه عنوانی که خود رو حریف پر طاقت و سمج جی تی ای معرفی می کرد، بازی از کمبود شامل رنج می بره. داستان عالی و بستر مناسبی که با نبود پرداخت به جزییات خیلی زود از نظر جذب بازیکن شکست خورد.

هر چند بازی فروش عالی و حتی نقدای بسیار خوبی به همراه داشت اما بازم در دید مخاطبان یه عنوان بسیار معمولی بود.

شاید اگه تاخیرای زیاد و تبلیغات بزرگی پشت بازی نبود، بازیکنان خیلی راحت تر با اون رابطه برقرار می کردن.

Fallout 4

هرچند فالوت ۴ بهترین عنوان بتسدا از نظر فروش موقع عرضه بود اما با نبود استقبال شدید از طرف بازیکنان رو به رو شد. فالوت ۴ در نگاه اول همون چیزی بود که همه انتظارش رو داشتن اما در مدت کمی خسته کننده می شد. نبودن ماموریتای جذاب و نبود طراحی مراحل مناسب موجب کاهش ۸۰ درصدی بازیکنان در طول مدت ۳ ماه شد.

البته همزمانی عرضه این عنوان با ویچر ۳ در سبک مشابه هم یکی از دلایل اصلی شکست بازی بود. ویچر ۳ اون قدر قوی ظاهر شد که استاندارد مورد نظر علاقه مندان سبک نقش آفرینی رو از این رو به اون رو کرد و نشون داد یه بازی جهان باز نقش آفرینی چی باید باشه. ویچر ۳ باعث شد که فالوت تنها یه بازی معمولی با استانداردای نسل هفتم به چشم بی آید.