دانلود پایان نامه

جامعه، در قالب سوالات محقق ساخته سنجیده شده است ؛ بدین صورت که ۳ گویه مربوط به تصور خانواده و خویشاوندان و ۶ گویه مربوط به تصورات و باورهای رایج در جامعه آورده شده است. ابعاد باورهای رایج در جامعه عبارت بوده‌اند از:۱-باور کلی، ۲- رفتار های عملی و مراوده ای با دختر مجرد که ۳ گویه مربوط به باورکلی در شهر یزد نسبت دختران مجرد بالای سی سال و ۳ گویه دیگر، مربوط به رفتارهای عملی و مراوده ای با دختران مجرد بالای سی سال است.
گویه های سنت خانواده و خویشاوندان:
خانواده مرتب بر من فشار وارد می‌کنند که باید ازدواج کنید.
حس می‌کنم، به‌عنوان یک دختر، خانواده‌ام مراقب رفت و آمدهای من هستند.
اطرافیان و خویشاوندان نگاهی منفی به تجرد من دارند.
گویه های دیدگاه عرف جامعه:
در هر جمعی که می‌روم با استقبال گرم حضار در آنجا مواجه می‌شوم.
فکر می‌کنم شهر یزد محیط پرتنش و نامناسبی برای دختران مجرد است.
هرچه سن دختر مجرد در یزد بالاتر رود از دید مردم، کمتر باید با او مراوده داشت.
تنها چیزی که گهگاه من را آزار می‌دهد دید بسته و غیر قابل انعطاف مردم یزد نسبت به مجرد ماندن من است.
به‌عنوان یک دختر مجرد، احساس می‌کنم زنان متأهل یزدی رابطه‌شان را روزبه روز با من محدودتر می‌کنند.
جدول شماره ۴ ابعاد و مؤلفه‌های سنجش عرف و سنت
مقوله (متغیر)
ابعاد (مؤلفه)
معرف (شاخص)
عرف و سنت
تصورات خانواده و خویشاوندان
رفتارهای عملی خانواده و خویشاوندان، تصورات ذهنی خانواده و خویشاوندان
تصورات و باورهای
رایج در جامعه
رفتارهای عملی مردم در جامعه، تصورات ذهنی مردم در جامعه
۳-۹-۱-۵ مفهوم استقلال مالی
تعریف نظری وعملیاتی
دکتر باقر ساروخانی و دکتر طاهره میرساردو، در جلد دوم فرهنگ لغت جامعه‌شناسی خود، self supporting را به معنای «متکی به خود، خود کفا ازنظر مالی» معنا کرده اند (میر ساردو و ساروخانی،۱۴۰۰:۱۳۷۹). این به معنای شخصی است که از لحاظ مالی می‌تواند زندگی خود را خودش شخصا تأمین نماید.
در این پژوهش، این متغیر، یک متغیر تک بعدی است. جهت سنجش این متغیر، از گویه های زیر بهره گرفته شده است:
حس می‌کنم خانواده‌ام به‌عنوان یک دختر، مرتب بر دخل وخرج من نظارت دارند.
پول توجیبی یا درآمدی را که به من تعلق دارد هرطور میلم باشد می‌توانم خرج کنم.
آزادم که سر و لباس و زینت و آرایشم را با هر نرخی تهیه کنم.
می‌توانم از لحاظ اقتصادی کاملا روی پای خودم بایستم و به کس خاصی تکیه ندارم.
۳-۹-۱-۶ مفهوم پایگاه اجتماعی- اقتصادی
تعریف نظری و عملیاتی
پایگاه اجتماعی- اقتصادی را براساس مفهوم طبقه تشریح می‌کنند. امروزه بر سر تعریف واحدی از واژه طبقه اجتماعی اختلاف دیدگاه وجود دارد. طبق نظر بروس کوئن طبقه اجتماعی به بخشی از جامعه اطلاق میشود که به لحاظ داشتن ارزشهای مشترک، منزلت اجتماعی معین، فعالیتهای دسته جمعی، میزان ثروت و دیگر داراییهای شخصی و نیز آداب معاشرت، با دیگر بخشهای همسان جامعه متفاوت باشد (ثلاثی، ۱۳۷۰: ۲۹۶ ).
جهت سنجش پایگاه طبقاتی در این پژوهش از سوالات زیر استفاده شده است:
میزان تحصیلات خودتان: ۱) زیردیپلم ۲) دیپلم ۳) فوق دیپلم ۴) لیسانس ۵) فوق لیسانس ۶) دکترا
میزان تحصیلات مادر: ۱) بیسواد ۲) ابتدایی ۳) راهنمایی ۴) متوسطه و دیپلم ۵) فوق دیپلم و لیسانس ۶) فوق‌لیسانس‌و‌دکترا
میزان تحصیلات پدر: ۱) بیسواد ۲) ابتدایی ۳) راهنمایی ۴) متوسطه و دیپلم ۵) فوق دیپلم و لیسانس ۶) فوق‌لیسانس‌و‌دکترا
میزان درآمد ماهیانه‌تان حدودا چقدر است؟
۱) درآمدی ندارم ۲) کمتر از ۳۰۰ هزار تومان ۳) بین ۳۰۰هزارتومان تا ۶۰۰ هزارتومان ۴) بین ۶۰۱ هزار تا ۹۰۰ هزارتومان
۵) بین ۹۰۱ هزار تا یک میلیون و سیصدهزارتومان* ۶) بالاتر از یک میلیون و سیصدهزار تومان
مجموع درآمد ماهیانه سایر اعضای خانواده که با هم زندگی می‌کنید حدودا چقدر است؟
۱) زیر ۳۰۰ هزار تومان ۲) بین ۳۰۰هزارتومان تا ۶۰۰ هزارتومان ۳) بین ۶۰۱ هزار تا ۹۰۰ هزارتومان
۴) بین ۹۰۱ هزار تا یک میلیون و سیصدهزارتومان ۵) بالاتر از یک میلیون و سیصدهزار تومان
۱۰- نوع منزل مسکونی خانواده:
۱) شخصی ۲) رهن یا اجاره ۳) دولتی یا سازمانی ۴) به صورت رایگان در منزل بستگان یا آشنایان

جدول شماره ۵ ابعاد و مؤلفه‌های سنجش پایگاه اجتماعی- اقتصادی
مقوله(متغیر
ابعاد (مؤلفه)
معرف(شاخص
پایگاه اجتماعی- اقتصادی
در آمد
سطح تحصیلات
درآمد خود، خانواده
سطح تحصیلات خود، سطح تحصیلات پدر و مادر
نوع منزل مسکونی
منزل شخصی، رهن و اجاره، منزل سازما نی
۳-۹-۲ تعریف نظری و عملیاتی تجرد و متغیر وابسته
۳-۹-۲-۱ تعریف تجرد
حالت بی همسری را تجرد گویند که گاه به تجرد قطعی (بعد از ۴۹ سال) منجر می گردد. تجرد قطعی سنی است که جمعیت شناسان برای کسانی در نظر می‌گیرند که به‌طور کلی از ازدواج مأیوس شده‌اند یا احتمال ازدواج در بین آن‌ها بسیار پائین است؛ اما خود تجرد برحسب علل و عوامل آن می‌تواند به دو دسته خودخواسته (به انتخاب خود شخص) و ناخواسته (خارج از اراده شخص و برحسب علل و عوامل محیطی، فرهنگی و جسمانی و روانی فرد) تقسیم شود (حسین زاده،۶:۱۳۹۳).
در ایران با توجه به زمینه های فرهنگی و دینی، خانوادگی، ازدواج امری مهم پنداشته شده و مجردان در مقایسه با متأهلان (دیگری) محسوب می‌شوند؛ بنابراین بررسی وضعیت آنان و مقایسه زندگی مجردان و متأهلان به ما کمک می‌کند تا سبک زندگی مجردان را بهتر شناخته ترسیم کنیم. به عبارتى تجربه زیسته زنانى که گاه خواسته و گاه ناخواسته تن به زندگى هاى مجردى داده اند، تجربه اى قابل مطالعه است. به دلیل افزایش تعداد سالهائی که فرد تنها زندگی می‌کند یا افرادى که براى همیشه تنها زندگی می‌کنند بررسی این سبک زندگی و ضرورت هایی که ایجاد می‌کند حائز اهمیت است (ایزدی،۱:۱۳۹۲).
۳-۹-۲-۲ تعریف متغیر وابسته: انزوای اجتماعی
تعریف نظری و عملیاتی
انزوای اجتماعی چنانکه گفته شد یکی از مهمترین پیامدهای بی اعتمادی اجتماعی است. انزوای اجتماعی را می‌توان فقدان ارتباط و سست شدن پیوندهای میان افراد با یکدیگر و با جامعه دانست.چلبی می نویسد:
«انزوای اجتماعی افراد را از مشارکت غیررسمی و رسمی در جامعه محروم می‌کند. مبادله ی اجتماعی و دلبستگی اجتماعی را کاهش می دهد. از تبادل پایدار و دائمی افکار و احساسات از کل به فرد و از فرد به کل جلوگیری می‌کند. موجب تضعیف یا قطع روابط و مبادلات نامتقارن گرم و روابط گفتمانی می‌شود، از احساس مشارکت در روابط گرم، صمیمی و انسانی جلوگیری می‌کند. فرصت‌های مناسب را برای با هم زندگی کردن، با هم کارکردن، با هم تجربه کردن و با هم بودن سلب می‌کند و روابط طولانی، پایدار و عمیق را غیرممکن می سازد. موارد یاد شده می‌توانند پیامدهای مختلفی از جمله احساس تنهایی، احساس عجز، یأس اجتماعی و کاهش تحمل را به دنبال داشته باشند.»(چلبی،۱۳۸۳: ۱۰)
از دیدگاه سیمن، انزوای اجتماعی واقعیتی است فکری که در آن فرد عدم تعلق و انفصال کاملی را با ارزش‌های مرسوم جامعه احساس می‌کند .یوریک معتقداست انزوای اجتماعی به معنای عدم وجود پیوندهای اجتماعی در میان افراد است.گاله و دیگران در تعریف خود بر اهمیت شبکه های اجتماعی تأکید می‌کنند و در این زمینه معتقدند که افراد منزوی قادر نیستند در قالب شبکه های اجتماعی انسجام یابند. محسنی تبریزی در تعریف انزوای اجتماعی آورده است: «جامعه شناسان عمدتا متوجه تبیین و تشریح چگونگی مخدوش شدن روابط اجتماعی و حالات و خصوصیات منفصلانه و پرخاشگرانه فرد در قبال جامعه و ساخت اجتماعی اند.»(چلبی و امیر کافی،۱۳۸۳، به نقل ازمحسنی تبریزی،۱۳۷۰: ۳۳)
جورج زیمل زندگی در مادر شهرها را که برفرد رقابت، تقسیم کار، شخصی شدن روابط، تخصص، فردگرایی، قبول روح عینی و طرد روح ذهنی را تحمیل می‌کند و او را به بیگانگی سوق می دهد، عامل اصلی در سرگردانی انسان مدرن به شمار می آورد (چلبی و امیر کافی،۱۳۸۳: ۲۲).
ملوین سیمن بیگانگی اجتماعی را ازنظر فرد در رابطه با اجتماع، یعنی از دید روانشناسی اجتماعی مورد بررسی قرار داده، در این رابطه پنج متغیر زیر را ازهم تمیز می دهد:
 ۱- ناتوانی و بی قدرتی: به حالت فردی گفته می‌شود که احساس بی قدرتی و بی اختیاری نموده قادر به تحت تأثیر قراردادن محیط اجتماعی خود نباشد.
 ۲- پوچی: فرد در چنین حالتی در عقاید و باورهای خود دچار ابهام و تردید شده، نمی داند به چه چیزی باید اعتقاد داشته باشد؛ به عبارت دیگر، انتظار چندانی از رضایت بخش بودن پیش بینیهای رفتاری خود در آینده ندارد.
 ۳- بی معیاری: حالتی از «از خود بیگانگی» است که فرد احساس می‌کند برای رسیدن به هدفهای ارزنده خود نیاز به وسایل نامشروع دارد، یا کنشهایی او را به حوزه های هدف نزدیک می سازد که مورد تأیید جامعه نیست (چلبی و امیر کافی،۱۳۸۳، به نقل ازستوده،۱۳۷۴: ۲۵۱).
۴- انزوا: هنگامی است که شخص احساس می‌کند با ارزش ها و معیارهای جامعه بیگانه شده است، در چنین حالتی، فرد خود را با آنچه از نظر جامعه ارزشمند و دارای اعتبار است، هم عقیده و هم سو نمی بیند (چلبی و امیر کافی،۱۳۸۳، به نقل ازستوده،۱۳۷۴: ۲۵۱).
 ۵- جدایی از خویشتن: سیمن بیگانگی به معنای جدایی ازخویشتن را با مفهوم «هدایت شده توسط دیگری» یکسان می شمارد و میزان و درجه ی آن رفتار را بر اساس پاداشهای مورد انتظارآتی می بیند، در این صورت است که شخص از خویشتن خویش جدا می‌شود برای آنکه او از هیچ چیز به خاطر خود آن چیز لذت نمی برد (چلبی و امیر کافی،۱۳۸۳ به نقل ازستوده،۱۳۷۴: ۲۵۲).
سیمن علل از خود بیگانگی را ناشی از بوروکراسی و ساختار دیوان سالاری مدرن، عدم تجانس بین رفتار فرد و سیستم پاداش جامعه می داند و پیامد این ازخودبیگانگی را در احساس بی قدرتی و فتور، احساس تنفر و بیزاری، بی هنجاری، احساس پوچی و بی معنایی و انزوا می داند (چلبی و امیر کافی،۱۳۸۳ به نقل از محسنی تبریزی،۱۳۷۰: ۴۰). یکی از پیامدهای انزوای اجتماعی یأس اجتماعی است که این احساس آینده- ای نا امید کننده راترسیم می‌کند و احساس منفی افراد را نسبت به آینده نشان می دهد (چلبی و امیر کافی،۱۳۸۳: ۱۵).
همچنین زیلبورگ تعاریفی را از انزوای درونی و بیرونی ارئه داده است: انزوا در اصطلاحات و مفاهیم روانکاوی مور و فاین، حتی به‌عنوان یک مفهوم هم یافت نمی‌شود. چگونگی تعریف تحلیل گران از انزوا یا وضعیت انزوای درونی و اینکه ما چگونه انگیزه انزوای شخصی را مفهوم سازی می‌کنیم تحت تأثیر تصورات نظری شخصی ما و دیدگاه‌های ما در مورد علائم و ویژگیهای شخصیتی دیگر است. همچنین، همانگونه که انتظار می رود اولویت های نظری زمانی، به طور کلی در مورد همه پدیده های تحت بررسی متوقف می‌شوند و این مسئله قطعا به انزوا مربوط می‌شود. امکان دارد که انزوا گسترش یابد، اما مشارکتها و کمک‌های تحلیل گر به پژوهش نسبتا اندک است (اسپیرا و کرامر ریچاردز،۱۴:۲۰۰۳) .
برینر (۱۹۷۴) انزوا را به‌عنوان تأثیری درک می‌کند که بازتاب دهنده انتظار طولانی برای بازگشت به سوی یک فرد خاص است. ایده ی برینر در خصوص انزوا بیان می دارد که انزوا چه تفاوتی با افسرگی دارد، زیرا از دید او انزوا، نشانگر امید به بازگشت است، درحالی‌که افسردگی، ناشی از از دست دادن امید می باشد. از طرف دیگر، زیلبورگ (۱۹۳۸)، دو نوع از انزوا را مفهوم سازی می نماید: از دست دادن فردی که عاشقش هستیم و از دست دادن فردی که خود را در آن می دیدیم و زیلبورگ معتقد است که دسته دوم، نوعی از نارسیست (خود شیفتگی) می باشد (اسپیرا و کرامر ریچاردز،۱۵:۲۰۰۳).
آدلر و بویی (۱۹۷۹) انزوا را به‌عنوان دلتنگی عصبی تعریف می‌کنند و اصطلاح انزوا را برای تجربه فردی به کار می برند که قادر نیست یک فرد خوب را فرا بخواند و بنابراین، با احساس پوچی رها می‌شود. آن‌ها از اصطلاح انتظارعصبی برای تأکید بر این نکته استفاده می‌کنند که امکان دارد یک فرد عصبی انزوا را متفاوت از فردی که ساختار روان پریشی مرزی دارد تجربه نماید، از دیدگاه آنان این تجربه می‌تواند مضطربانه تر باشد. آن‌ها یک فرد دارای روان پریش مرزی را در مقایسه با یک فرد عصبی در برابر انزوا آسیب پذیر تر می- دانند زیرا اعتقاد کلی بر این است افرادی که به‌عنوان منزوی شناخته می‌شوند دارای موضوعات درونی محدودی هستند.در مقابل، ساتران (۱۹۷۸) که اعتقاد دارد انزوا می‌تواند موجب شرمساری شود، به ذکر ایده جدایی طلبی می پردازد مبنی بر اینکه انزوا می‌تواند در برابر ترس از غرق شدن دفاع کند. در اینجا، ممکن است که یک فرد علی رغم درد، در زمان انزوا راحت تر از زمانی باشد که در یک رابطه قراردارد. روان شناسان ضمیرنفس و درون بر کاربردهای تدافعی انزوا تاکید می نمایند (اسپیرا و کرامر ریچاردز ۱۵:۲۰۰۳).اسپیرا در بخشی از مقاله خود می نویسد: «ما انزوا را به‌عنوان تأثیری در نظر می گیریم که به طور واضحی ناخوشایند است. اغلب یک شکایت است و برخی اوقات نشانه ای است که وقتی بسیار شدید باشد می‌تواند با از دست دادن عملکرد ذهنی همراه شود. تا

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان روانشناسی : روابط اجتماعی
دسته‌ها: اخبار

پاسخی بگذارید