دانلود پایان نامه

وحدت نوعی وحدت با انگیزه اجتماعی نیز وجود دارد که برمبنای درگیری و احساس اشتراک است. انگیزه های رفتار وحدت گرایانه می تواند جذابیت، وفاداری، همذات پنداری و همراهی باشد(هورتولانوس وماشیلز،۲۶:۲۰۰۶).

۲-۵-۲-۶ انزوای اجتماعی به عنوان شکلی از محرومیت اجتماعی
هورتولانوس وماشیلز معتقدند اگرچه فرایندهای تغییر اجتماعی بر تجربه اجتماعی افراد تأثیرگذار بوده، نیاز به روابط و مراوده با دیگران محو نشده است. فردگرایی دقیقا بر این تصور است که مردم وارد روابطی با دیگران شده و بخشی از شبکه های اجتماعی یا گروه های سالمی هستند که آن‌ها را قادر می سازد تا به جامعه مدرن بپیوندند. این بدان معناست که آن‌ها باید روابط خود را آگاهانه ساخته و در شبکه هایی مشارکت کنند که به دستیابی به نقشه های زندگی آن‌ها کمک می‌کند(هورتولانوس وماشیلز،۲۶:۲۰۰۶). در همین زمان، زمینه روابط اجتماعی در جامعه مدرن بیشتر شده است. فرایندهای مدرن سازی به توسعه قابل توجه فضای اجتماعی که مردم در آن زندگی می‌کنند منجر شده است. آن‌ها اکنون با روابط بیشماری در فرایند مدرن سازی در موقعیت های مختلف رو به رو هستند (داسوان،۴۴:۱۹۹۶). به نظر بیلینگتون و همکارانش، افراد جزو حلقه های متفاوتی هستند، برای مثال خانواده، حلقه دوستان، حلقه شغلی، همسایگی و زندگی باشگاهی. در همه این شرایط اجتماعی، افراد موقعیت های اجتماعی اتخاذ می‌کنند و باید انتظارات آن نقش را برآورده سازند. عملکرد در تمام این شرایط متغیر نیازمند توانایی های اجتماعی است: افراد باید بصورت مداوم با ساختارهای اجتماعی اطراف خود تطبیق یافته و هنجارها و قوانین اجتماع را اجابت کنند، آن‌ها باید با دیگران احساس راحتی داشته و قادر به کنار آمدن با آن‌ها به شیوه های قابل قبول اجتماعی باشند (بیلینگتون و همکاران ،۴۲:۱۹۹۸). با این وجود، این باعث بوجود آمدن تقاضای بالایی از فرد می- شود، چراکه فرض می‌کند افراد مستقل و خودمختار قادر به شکل دادن زندگیهای خود فرای قیدو بندهای اجتماعی یا گروهی هستند. آن‌ها به تمام انواع مهارتهای اجتماعی و شناختی نیاز دارند تا بتوانند در شرایط متفاوت عملکرد مناسبی داشته باشند. افرادی که فاقد این مهارتها باشند و امکان پیوستن به روابط اجتماعی را در خود نمی بینند از لحاظ اجتماعی منزوی می گردند.
انزوای اجتماعی پیامدهای منفی برای عملکرد بهینه و تندرستی افراد دارد، و همین طور برای اتحاد و انسجام جامعه. کیفیت فردی زندگی بسیار تحت تأثیر عضو شبکه اجتماعی بودن است. توسط روابط عقلانی در حوزه عمومی، ماهیت صمیمانه روابط اجتماعی در دیگر حوزه ها بسیار مهم به شمار می رود. برخی بر این باورند که نیاز به روابط اجتماعی اکنون که افراد دیگر نمی‌توانند به الگوهای فرهنگی سنتی و فردی خود تکیه کنند بالاتر رفته است. افراد به‌طور اساسی در انتخاب های خود و شیوه زندگی خود آزادند، اما آن‌ها فقط می‌توانند هویت خود را در بافت اجتماع، در روابط با دیگران و روابطی که بر مبنای احساس دوستی، صمیمیت مشترک و درگیری است تعریف کنند. (بک و بک گرنشایم ۱۹۹۰، ۲۰۰۲، گیدنز ۱۹۹۱). پپلو و پرلمن معتقدند فقدان روابط مؤثر باعث شکل گیری تهدیدی جدی برای سلامت فردی می شود. افرادی که روابط پایدار و معنادار با یکدیگر ندارند و در موارد نیاز کسی را برای رجوع ندارند، معمولا دچار تنهایی می‌شوند. این امر اغلب منجر به مشکلات فردی جدی مانند افسردگی، کمبود اعتماد به نفس، مشکلات اجتماعی و علایم بیماریهای جسمانی می شود (پپلو و پرلمن،۳۴:۱۹۸۴).
به اعتقاد فیسچر و فیلیپس، در کنار تأثیرگذاری زندگی فردی یک شخص، انزوای اجتماعی بر پایداری و انسجام جامعه نیز تأثیر منفی می گذارد. زمانی که یک جامعه اعضای بیشماری داشته باشد که در زندگی اجتماعی مشارکت نمی‌کنند، تأثیر مخربی بر اتحاد و پیوستگی ان بوجود می آید مخصوصا در صورتی که عدم توانایی مشارکت در سطح اجتماعی با کمبود انسجام اخلاقی یا اجتماعی در جامعه همراه باشد. انزوای اجتماعی می تواند همراه با محرومیت فرهنگی باشد یعنی افراد از الگوهای رفتاری غالب، جهت گیری های شیوه زندگی و ارزشهای جامعه محروم شوند. یا باعث محرومیت نهادی شود چرا که به امکانات تعیین شده برایشان دسترسی ندارند (فیسچر و فیلیپس ۱۹۸۲، هیلز و همکاران ۲۰۰۲).
میلز معتقد است انزوای اجتماعی را نمی توان به عنوان یک مشکل فردی دانست و قطعا مسئله ای اجتماعی است. نخست اینکه تأثیرات آن محدود به زندگی شخصی افراد نشده و تمام جامعه را در برمی‌گیرد. دوم، انزوای اجتماعی فقط ریشه در عوامل فردی نداشته (توانایی ها، خصوصیات و شرایط) بلکه دلایل فرافردی و اجتماعی نیزدر آن نقش دارد. انزوای اجتماعی پدیده ای است که نمی تواند از ساختار جوامع مدرن غربی جدا شود. این نتیجه توسعه های ساختاری و فرایندهایی است که قبلا و هم‌اکنون در جامعه اتفاق می‌افتند. یکی از ویژگیهای مشکلات اجتماعی این است که در مورد ساختار اجتماعی و فرصتها به هر فردی می‌توانند نکاتی را بیان کنند (میلز،۲۲:۱۹۵۱). روابط اجتماعی در جوامع مدرن از عملکرد فردی و اجتماعی مردم امری ناگزیر است. به این علت، افرادی که نتوانسته در جامعه مشارکت کنند و قادر نیستند که روابط معناداری بسازند یا حفظ کنند دچار خسران عظیمی می شوند. فقدان شبکه فردی می تواند در مواردی به حاشیه روی فرد یا محرومیت اجتماعی وی منجر شود که باعث می شود فرد دیگر هیچ راهی برای مشارکت در جامعه نبیند، و دیگر دسترسی به شبکه های کاربردی اجتماعی که بتواند از علایق خود صحبت کند نداشته باشد، و نقش برجسته ای برای حضور در اجتماع نیابد. همانطور که روابط آن‌ها باجامعه دچار اختلال می شود، فرصت های آن‌ها برای مشارکت نیز کاهش می یابد (ویلسون،۳۳:۱۹۸۷). پیامد آن فرایندی از انباشتگی و تولید مجدد نابرابری اجتماعی است که در آن افرادی که به منابع اجتماعی دسترسی بیشتری دارند شرایط بهتری برای زندگی خود ایجاد می‌کنند، در حالیکه معایب آن برای افراد بدون این منابع مکرر افزایش می یابد. ( هورتولانوس وماشیلز:۲۰۰۶، به نقل از فلاپ و تازلار ۱۹۸۸، کمتر ۱۹۹۶) بنابراین انزوای اجتماعی به شکل جدیدی از نابرابری اجتماعی اشاره می‌کند، مخصوصا در توزیع منابع غیرمادی(هورتولانوس و ماشیلز،۲۲:۲۰۰۶).
زمانی که افراد شانس کمتر و احتمال کمتری برای مشارکت یا درگیری در جامعه را دارند و روابط فردی ندارند یا آن‌ها را از دست داده اند، در مواقع اضطراری با موقعیتی بدتر از کسانی رو به رو می شوند که عضو شبکه ای هستند که عملکرد خوبی ندارد(هورتولانوس وماشیلز،۲۲:۲۰۰۶).
مشخص است که انزوای اجتماعی موضوع پیچیده ای است که تحلیل بسیار نیاز دارد. اگرچه دیدگاه‌های متعدد و نظریه های بسیاری بر اهمیت روابط اجتماعی وجود دارد، تاکنون نظریه ای نبوده که به طور انحصاری بر انزوای اجتماعی تمرکز کند. پس، مطالعات تجربی بی شماری نیز به رابطه میان شبکه های فردی و عوامل زمینه ای متعدد آن پرداخته اند(همان:۲۳).
۲-۵-۲-۷ علل انزوای اجتماعی
مطالعات در علوم اجتماعی عوامل بسیار ضد و نقیضی را به انزوای اجتماعی مرتبط دانسته اند. برای شروع، بسیاری از این مطالعات رابطه ای میان انزوای اجتماعی و عوامل زمینه ای مانند سن، جنسیت، درآمد، تحصیلات، شرایط زندگی، قومیت و محیط را بررسی نموده اند که چندین گروه جمعیتی را که شانس انزوا در آن‌ها بیشتر است این گونه معرفی شده است: سالمندان، بیماران و ناتوانها، افراد کم درآمد، یا دارای سطح پایینی از تحصیلات، موقعیت اجتماعی پایین، بیکاری طولانی مدت، افراد مجرد (مخصوصا مردها)، والدین تنها، و مهاجران (غیرغربی)(هورتولانوس وماشیلز،۳۳:۲۰۰۶).

 

مطلب مشابه :  زبان انگلیسی راحت تر و سریع تر از همیشه  یاد بگیرید .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

توضیح دیگری برای انزوای اجتماعی را می توان در مشکلات سلامت ذهنی و جسمی دانست. گرتر و وینانتز بر این باورند که بیماریهای مزمن یا دارای معلولیت می تواند افراد را در موقعیتی قرار دهد که نسبت به انزوا آسیب پذیر شوند. محدودیت های جسمانی یا ذهنی معمولا مانعی برای مشارکت در اجتماع به شمار می رود. تصویری که مردم از ناتوانان و بیماران مزمن دارند نیز به‌طور قابل توجهی در برقراری ارتباط با آن‌ها مانع ایجاد می‌کند (گرتر و وینانتز، ۱۷۴:۱۹۹۳). شبکه فردی مخصوصا برای افرادیکه یک بیماری اجتماعی حاد دارند متلاشی می شود، یعنی بیماریهایی که برای بقیه ترسناک است، به راحتی قابل مشاهده است و محدودیتهای عملی که نیازمند کمک و حمایت فراوان دیگران را به دنبال دارد(هورتولانوس وماشیلز،۲۰:۲۰۰۶).
از نظر پپلو و پرلمن، انزوای اجتماعی اغلب به خصوصیات شخصیتی مشخصی مرتبط است که شیوه برقراری ارتباط فرد با دیگران را تحت تأثیر قرار می دهد. عوامل مشخصی شانس فرد برای تنها شدن یا از لحاظ اجتماعی منزوی شدن را افزایش می دهد. مثالهایی از چنین عواملی عبارتند از خجالتی بودن، درونگرا بودن، فقدان مهارتهای اجتماعی فقدان علاقه به ریسکهای اجتماعی (پپلو و پرلمن ۱۹۸۲، اسندورف و ویلپرز ۱۹۹۸). ساختن و حفظ روابط اجتماعی نیازمند توانایی های خاصی مانند اعتماد به نفس، احترام به خویشتن، اجتماعی بودن، وابستگی و احساس کنترل فردی است. برخی از نویسندگان تأکید دارند که تجارب زندگی اولیه درون خانواده تعیین کننده سطح اعتماد است و گسترش کنش متقابل که برای برقراری ارتباط با دیگران ضروری است. نگرش نسبت به غریبه ها، معیار ارزیابی و نگرش نسبت به همکاری و احساس اعتماد در حین فرایند اجتماعی شدن بروز می‌کنند و برای نگرش یک فرد نسبت به دیگران در زندگی بزرگسالی ضروری است. روانشناسان اجتماعی نیز ارتباط منظمی میان مهارتهای اجتماعی و الگوهای دلبستگی نشان می دهد، در این معنا که دلبستگی موفق تر می تواند بر رابطه با دیگران تأثیر مثبت بگذارد(استول،۸۴:۲۰۰۰). از نظر ماشیلز، در کنار عوامل فردی، انزوای اجتماعی اغلب با عوامل اجتماعی نیز همراه است. در بسیاری از مطالعات، انزوای اجتماعی با مشارکت پایین اجتماعی همراه بوده است. این فقط مربوط به مشارکت در فعالیت‌های کاری نیست، بلکه شامل مشارکت در فعالیت‌های باشگاهی، سازمانهای مذهبی ، فعالیت‌های فرهنگی یا سرگرمی و کارهای داوطلبانه نیز می شود. مشارکت اجتماعی در کل یکی از منابع اصلی رابطه های اجتماعی است. همچنین، مشاهده شده است که مشارکت اجتماعی تضمین کنننده داشتن یک شبکه فردی رضایت بخش نیست: افرادی که دارای کار و حقوق هستند بازهم ممکن است دچار انزوای اجتماعی شوند اگر نتوانند در زندگی شخصی با دیگران ارتباط برقرار کنند (ماشیلز ۲۰۰۳،۲۰۰۶). مطالعات جامعه شناسی به نام ریندروپ، انزوای اجتماعی را با محیط زندگی فرد مرتبط می دانند. فرض این است که فضای محیطی می تواند ارتباط اجتماعی را حمایت کند و محرک آن باشد یا فرد را از آن بازدارد. برای مثال، در یک همسایگی که اکثر مردم در طی روز مشغول کار هستند احتمال کمتری برای برقراری ارتباط وجود دارد (ریجندرپ،۷۱:۱۹۶۸). ترکیب بندی جمعیت همسایگی نیز ایفا کننده ی نقشی است: زمانی که افراد اشتراکات کمی داشته باشند (سن، خانه، قومیت، موقعیت اقتصادی اجتماعی)، پتانسیل رابطه کمتر و احتمال غریبه ماندن بیشتر می شود (دیگنام،۲۳:۱۹۸۷). همین مطلب زمانی که ساکنان یک محله شیوه های زندگی کاملا متفاوتی دارند یا زمانی که مشاجرات بین آن‌ها وجود دارد نیز صدق می‌کند. شانس انزوای اجتماعی زمانی افزایش می یابد که مردم دیگر احساس امنیت در محله نداشته باشند .
برای مثال در اثر میزان بالای جرم و جنایت یا تغییر سریع جمعیت محله در مدتی کوتاه (هورتولانوس و همکاران،۵۴:۱۹۹۲). اگرچه عوامل بسیار متعددی می تواند شانس انزوای اجتماعی را بگونه ای که توصیف شد افزایش دهد، اماهیچ عامل حیاتی برای تبیین آن شناسایی نشده است. تحقیقات گسترده در زمینه افراد منزوی اجتماع نشان می دهد که در بیشتر موارد ترکیب پیچده ی عوامل مختلف و شرایط باعث این امر است که خود به تنهایی عامل نمی باشند. انباشت چنین مشکلاتی برای افرادی اتفاق می افتد که به شیوه های متعدد با عواملی سروکار دارند که زندگی شان را تحت تأثیر منفی قرار می دهد. بنابراین دلیل آن در مجموعه ای خاص از رویدادها، شرایط و خصوصیات فردی نهفته است. در آخر باید اذعان نمود که این مقدار مشکلات نیست که باعث ازردگی میگردد بلکه تعادل میان مشکلات و مسئولیتها و قدرت فرد است. (باکر و همکاران ۴۰:۱۹۹۹).
در رویکرد حمایت اجتماعی تمرکز بر کیفیت روابط است.کیفیت از عملکرد یک رابطه شناخته می شود، مخصوصا از مقدار و نوع حمایتی که آن رابطه فراهم می‌کند. این امر دو شکل عملکرد را در برمی‌گیرد: عملکرد ابزاری و اجتماعی یا بینا رابطه ای. (هورتولانوس و ماشیلز:۲۰۰۶، به نقل از آرتز و همکاران، ۱۴۳:۱۹۸۹). عملکرد ابزاری به فعالیت هایی مرتبط است که نتیجه ای عملی تولید می‌کنند، مانند کمک کردن در کارهای خانه یا بیرون. عملکرد اجتماعی به شیوه ها و فعالیت های مشترک میان افراد اشاره دارد که ابزاری نیستند و به فرد احساسی از پیوستگی، پذیرفتگی و درگیری می دهد (حمایت عاطفی و همراهی). این رویکرد نمی تواند تمام شبکه فردی را به تصویر بکشد، بلکه فقط روابطی که در آن‌ها مبادله حمایت صورت می‌گیرد. این رویکرد انزوای اجتماعی را به عنوان فقدان روابط حمایت کننده در شبکه فردی می داند (فیلینگ و همکاران ۱۹۹۱، وان در پل ۱۹۹۳). در این رویکرد شبکه ای نیز انزوای اجتماعی توسط اطلاعات کم و بیش واقعی در مورد شبکه فردی افراد اندازه گیری می شود: دامنه شبکه، خصوصیات ساختاری یا حضور افرادی که می‌توانند صورتهای مشخصی از حمایت اجتماعی را در اختیار بگذارند. انزوای اجتماعی مساوی با داشتن یک شبکه فردی با دامنه کاهش یافته یا ترکیبی یک جانبه است، هرچقدر که این شبکه کوچکتر، صمیمانه تر یا یکپارچه تر می شود، یا زمانی که روابط حمایت کننده کم می شود، احتمال انزوای اجتماعی افزایش می یابد. مطالعات تجربی نشان می دهد که میان اندازه شبکه و تجربه ذهنی شبکه همبستگی ضعیفی وجود دارد. داده های مربوط به دامنه، ترکیب و ساختار شاخص های خوبی برای تعیین این نیست که آیا روابط انتظارات را برآورده می سازند یا خیر. تحقیق تجربی نشان می دهد که افرادی با شبکه بزرگ می‌توانند احساس تنهایی قابل توجهی داشته باشد. از سوی دیگر، افرادی که شبکه کوچکی دارند می‌توانند احساس رضایت بالایی از کیفیت شبکه اجتماعی خود داشته باشند چرا که کیفیت روابط آن‌ها انتظاراتشان را برآورده می سازد. خصوصیات ساختاری نیز در مورد تجربه خصوصی فرد قطعی نیستند. در افرادی که در شبکه ای یکدست و صمیمانه قرار دارند نیز احتمال احساس تنهایی وجود دارد. یکپارچگی می تواند عملکرد بیرون از شبکه صمیمانه را مسدود یا محدود کند، که فرد در اثر آن نسبت به گروه های خارج از شبکه احساس انزوا می‌کند (تیجوس و همکاران ۱۹۹۲، هورتولانوس

مطلب مشابه :  بهترین پکیج افزایش فالوور اینستاگرام

دسته‌ها: اخبار

دیدگاهتان را بنویسید