دانلود پایان نامه

ه کوشیده است تا نشان دهد که اندیشه سیاسی کتاب کلیله و دمنه فارغ از هندی، عربی یا ایرانی بودن آن، در زمینههای نفی ستم، نفی حسادت، تدبیرهای مختلف در برابر دشمنان، دربارهی ستایش عدالت و اهمّیّت رایزنی با خردمندان و پرهیز از ناصالحان چه جهتگیریهایی دارد. همچنین در این مقاله تلاش شده است که با توجه به آرای زمامداران و نظریه پردازان گذشته و امروز، غنای این کتاب ارزشمند سنجیده شود.
ـ سیر تداوم اندیشههای ایران شهری در کلیله و دمنه نام مقاله ای است از بیژن ظهیری ناو، امین نواختی مقدم و مریم ممیزداه، پاییز ۱۳۸۹٫در این مقاله به اندیشههای ایرانشهری، در کلیله و دمنه می پردازد.
ـ نقد و تحلیل اندیشههای ایرانشهری در کلیله و دمنه، مریم ممیزاده، پایاننامه کارشناسی ارشد دانشگاه محقق اردبیلی ۱۳۸۷٫
۱ـ۵٫ ضرورت تحقیق
حقایق موجود در نهجالبلاغه، خصوصاً در باب حکومت و رهبری و کشورداری از مباحث ارزشمند و حیاتی برای جامعه اسلامی است. اگر حقایق گفتار نهجالبلاغه در امر حکومت و کشورداری و نکات فرعی و اصلی آن شناسایی و مورد مطالعه و بررسی و سپس تدوین قرار گیرد، عالیترین نسخهی کشورداری خواهد بود که متضمن خیر و صلاح رهبران و مردم و منافع اجتماعی است و میتوان همگان را از قسمت عدالت بهرهمند و کشور را در برابر هجوم و فتنه فکری و فرهنگی ایمن ساخت. همچنین کلیلهودمنه تاریخچهای است از رابطهی بین حاکم و مردم زمان خودش، این اثر مجموعهای از آداب و روش سیاسی، اخلاقی، اجتماعی در جامعه است و از مهمترین مسأله در این کتاب سیاست و حکومت میباشد. و در نهایت، کتاب قابوسنامه که نویسندهی آن، خود، مرد سیاست و ملکداری است و می توان از برخی بابهای آن درس سیاست زندگی را فهمید، وشیوه حاکمان را آموخت. پس ضروری دانستم که با تطبیقدادن یک اثر دینی با دو اثر ادبی و یافتن تفاوتها و شباهتها در نگرش و رفتارهای موجود حاکمان در این سه کتاب، بتوان نتایج مثبتی و شایستهای را به نمایش بگذارم .
۱ـ۶٫ فرضیهها
با توجه به آشنایی درزمینه شیوهی حکمرانی و همچنین کتابهای کلیله و دمنه و قابوسنامه و نهجالبلاغه به نظر میرسد که:
۱ـ بخش قابل توجّهی از نهج البلاغه و کلیلهودمنه و قابوسنامه به موضوع شیوهی حکمرانی و حکومت مربوط میپردازد.
۲-دربیان ویژگی حاکمان و شیوه حکومت میان نهج البلاغه و دو کتاب منثور سنخیت و شباهتهایی وجود دارد.
۳-اندیشهها وآموزههای دینی باتکیه بر نهجالبلاغه بر دیدگاههای مطرح شده درقابوسنامه و کلیله ودمنه در زمینهی مسائل سیاسی و حکمرانی در برخی حکایتها تأثیر داشته است.
۱ـ۷٫ اهداف تحقیق
۱ـ آشنایی بیشتر با شیوه حاکمان، حکومت و سیاست در دو حوزهی ادبی و دینی.
۲ـ بررسی مسائل مربوط به شیوه حکمرانی و توجه به آن در یک کتاب دینی و دو کتاب ادبی میباشد.
۳ـ بررسی و تحلیل شباهتها، تفاوتها در شیوهی حکمرانی در دو اثر ادبی و یک اثر دینی با توجه به ساختارهای سیاسی و اجتماعی آنها.
۱ـ۸ . ذکرکاربردهای متصور از تحقیق
درک و دریافت روشن در شیوهی حکمرانی در گذشته و جنبههای گوناگون آن برای قضاوت بزرگان علم.
۱ـ.۹٫ مراجع استفاده کننده از نتیجه پایان نامه
مؤسسات آموزشی، پژوهشی، دستگاه اجرایی و حکومتی
۱-۱۰٫ روش انجام تحقیق
۱ـ۱۰ـ۱٫ روش و ابزار گردآوری اطلاعات
به صورت کتابخانهای که با مطالعهی آثار و کتب مربوطه، مطالب ،جمع آوری و فیش برداری میشود.
۱ـ۱۰ـ۲٫ روش تجزیه و تحلیل دادهها
روش کار به صورت توصیفی و تحلیلی است و واحد تحلیلی نیز متون برگزیده در نهجالبلاغه و کلیلهو دمنه و قابوسنامه دربارهی مسائل سیاسی و حکومتی است .
۱ـ۱۰ـ۳٫ قلمرو تحقیق
قلمرو و پژوهش در سه کتاب نهجالبلاغه، کلیله و دمنه و قابوس نامه است.

فصل دوم
مبانی نظری تحقیق

۲ـ۱٫ سیاست
«سیاست در لغت: [سیا س](ع إمص)پاسداشتن ملک (غیاث الغات آنندراج)، نگاهداشتن (دهار)، حفاظت، نگاهداری، حراست، حکم راندن بر رعیت، (غیاث اللغات)(آنندراج) رعیت داری کردن (منتهی الارب) حکومت، ریاست ، داوری» (دهخدا ،۱۳۷۷ :۱۳۸۶۵ ).
«همچنین سیاست در لغت عرب از مادهی ساس و سوس اشتقاق یافته است و یکی از معانی آن اداره و سرپرستی و ریاست است که وقتی به حاکم و متولی حکومتی نسبت داده شود، مقصود اداره و سرپرستی امور کشور در سطح کلان است» (قدردان ملکی، ۱۳۸۹: ۱۵).
در جای دیگر سیاست و وصف آن، یعنی سائس و سیاست گذار که جمع آن ساسه است، به امامان نسبت داده شده است: «نحن ساسه البلاد» ما سیاست مداران شهرهاوکشورها هستیم.»(مجلسی، ۱۴۰۳ :۲۳).
«لغت شناسان معتقدند که سیاست در زبان خارجی، دارای معانی(رعیت داری) (حکومت)، (ریاست) (داوری)، ( مصلحت و تدبیر)، ( دوراندریشی)،(عقوبت)، (مجازات و تنبیه) میباشد» (معین،۱۳۸۸: ۱۹۶۶).
سیاست در اصطلاح رایج دارای دو معنا است: الف). تدبیر و اداره امور از روی اصول درست و مشروع. ب). مدارا و انعطاف پذیری، غدر، فریب، خدعه از روی مصلحت اندیشی، هر چند نادرست و نامشروع.
«حاکمان و سیاست مداران غیر دینی، نوعاً سیاست به معنای دوم را در حکومتهای خود به کار میبندند که نمونهی بارز آن معاویه است که در جنگ و مقابله با حضرت علی(ع) از آن سیاست نهایت استفاده را کرد. اما حاکمان دینی و انسان های دارای وجدان پاک از به کار بردن سیاست به معنای دوم، هر چند به ضرر و زیان خود اجتناب ورزیده و خود عامل به سیاست به معنای درست و مشروع آن بوده و به آن نیز س
فارش می کنند. حضرت علی (ع) نمونه بارز حاکم دینی است که کوشید از به کاربردن سیاست به معنای حیله و خدعه و فریب خودداری کند» (قدردان ملکی، ۱۳۸۹: ۱۵-۱۶).
حضرت میفرماید «والله، معاویه دهی مِنی و کلنه یَغدُرُ و یفخَر لولا کراهیهُ الغدر لکنتُ من ادهَی الناس» (نهج البلاغه، خطبه ۱۹۸: ۵۸۷)
«به خدا قسم اشتباه میکنید معاویه از من زیرکتر نیست او دغل باز و فاسق است من نمی خواهم دغل بازی کنم. من نمیخواهم از جاده حقیقت منحرف شوم. اگر نبود که خدا دغل بازی را دشمن میدارد، آن وقت میدید که زیرکترین مردم دنیا علی است.»
«سیاست دراصطلاح زبان خارجی، مفاهیم(تدبیر و مصلحت ملک داری)، (پاسداشتن ملک)، (حکم راندن بر رعیت)، (ضبط ساختن مردم از فسق)، (ترساندن و زدن)بکار برد شده است» (معین، ۱۳۸۸: ۱۹۶۶).
۲ـ۲٫ تعاریف متعدد سیاست از دیدگاه صاحب نظران
«اندیشه سازان، نظریهپردازان و لغت شناسان در مورد سیاست تعریف متعددی ارائه نمودند.
کسروی در کتاب در راه سیاست می نویسد: سیاست آن است که یک توده راهی را برای زیستن و پیشرفت خود در میان دیگر تودهها باز کند و رفتارش با آن تودهها از روی فهم و بینش باشد و اگر بیمی به هستی و پایداری آن از سوی یکی از همسایگان هست آن را از پیش دیده و دوراندیشانه در پی جلوگیری آن باشد. (کسروی، ۱۳۲۴: ۳)
«دولت در عالم حکمران یعنی سیاست. سیاست، عبارت است از حکم و تنبیه، بدون تنبیه حکم نیست و بدون حکم، نه سیاست است و نه دولت »(ملکم خان،۱۳۲۷: ۱۲۷).
علی شریعتی در کتاب تاریخ ادیان، سیاست را عبارت است ازخود آگاهی انسان نسبت به محیط و جامعه و سرنوشت مشترک در زندگی مشترک خود و جامعهای که در آن زندگی میکند و به آن وابسته است، می داند. (شریعتی، ۱۳۶۲: ۱۱)
«سیاست، فن وعمل حکومت اجتماعی انسانی است» (دووژه،۱۳۵۴: ۴).
«سیاست عبارت است از اخذ تصمیم در مورد مسائل همگون یعنی این که اقتصاددان دربارهی مسائل همگون تصمیم میگیرد و منحصر به تولید و توزیع و مصرف و اموال مادی است در حالی که تصمیم به ساختن مدرسه یا بمب اتمی بیشتر جنبهی سیاسی دارد تا فنّی و اقتصادی، این مفهوم از سیاست ما را به یک مفهوم کلیتر هدایت میکند. که اگر اخذ تصمیم در اموری مستلزم ملاحظاتی باشد که صرفاً جنبهی فنی ندارد و عوامل روانی و غیر مادی در آن مهم میباشند این تصمیم را میتوان بیشتر سیاسی دانست تا غیر سیاسی» (جهان بزرگی، ۱۳۸۸: ۱۹).
همچنین میتوان چنین بیان داشت: سیاست عبارت است از اداره جامعهی انسانی، امّا این تعریف نقص دارد و جامع افراد نیست چون گوشهای اصلی از سیاست پیامبران و رهبران الهی را که هدفشان تحقّق بخشیدن به مفهوم آیه «و ما خَلَقتُ جن و الاِنس الّا لِیَعبدون» بوده است.(الذاریات، آیه ۵۶ ) را در بر نمیگیرد. به تعبیر دیگر خالی از بعد ارزشی میباشد. بنابراین «هدایت به سوی تعالی را به آن اضافه مینماییم که در برگیرنده مفاهیمی از سخن حضرت علی است که میفرماید: «پس بدان، برترین بندگان خدا رهبر سیاسی عادلی است که هدایت شده و دیگران را هدایت کند، سنّت و طریقه دانسته شده را بر پا دارد و به علت باطل و نادرست را بمیراند و به تحقیق سنّتها، روشن و هویدا است و برای آنها نشانههایی است و بدعتها نیز آشکار است وآنها نیز نشانههایی دارند و بدترین مردم نزد خدا رهبر سیاسی ستمکاری است که گمراه باشد و دیگران هم بوسیلهی او گمراه شوند بمیراند سنّتی را که گرفته شده و زنده گرداند بدعتی را که از بین رفته است»(نهج البلاغه، خطبه۷۳ :۱۶۳).

مطلب مشابه :  دانلود تحقیق با موضوعقانونگذاری، تفکیک قوا، اعلان جنگ

مؤید دیگر تعریف مذکور جمله شهید مدرس است که میگوید: «سیاست ما عین دیانت ما است و دیانت ما عین سیاست ما.»
مؤید سوم نظر حضرت امام در مورد حکومت است که میفرمایند: «تمام تشکیلاتی که در صدر اسلام تا حالا بوده است و تمام چیزهایی که این بار از صور خلقت تا حالا داشتهاند و اولیای اسلام تا آخر دارند، معنویت اسلام است و عرفان اسلام است، معرفت اسلام است و در رأس همۀ امور معنویات واقع است، که تشکیل حکومت برای همین است البته اقامهی عدل هم است لکن غایت نهایی، معرفی خداست» (خمینی، ۱۳۶۹: ۱۰۲).
نظر شرتونی در اقرب الموارد ذیل کلمهی سوس موید چهارم است که میگوید: «السیاسهُ اِستصلاح الخَلق باِرشادهِم اِلی الطَریق المُنجی فی العاجِل و لآجل» سیاست عبارت است از همّت گماشتن به اصلاح مردم با ارشاد و هدایت آنان به راهی که در دنیا و آخرت موجب رهائی و نجاتشان گردد.
«با یک بررسی ساده زبان شناسی در مییابیم که زبان شناسان عرب نیز به این مطلب دقت به خصوص داشتند، چرا که در موقع انتخاب «دال» مفهوم یا مدلول ملک داری، لغت سیاست را که برای مفهوم پرورش به کار میبردهاند، انتخاب کردهاند، زیرا سیاست دارای یک بعد ارزشی نیز میباشد و هدف سیاست، تنها اداره خشک نیست بلکه با اعمالی در جهت تکامل انسان همراه است بنابراین تعریف سیاست عبارت خواهد بود از: « اداره جامعههای انسانی و هدایت آن به سوی تعالی» (جهان بزرگی، ۱۳۸۸: ۲۲).
۲ـ۳٫ حکومت
«در کتابهای لغت غالباَ کلمه «حکم» به معنای قضا و قضاوت آمده است.داوری کردن، فرمانروایی کردن، سلطنتکردن» (دهخدا،۱۳۷۷: ۹۱۶۵).
«حکم و حکومت به معنای قضاوت و داوری وهم چنین کشور داری و دستگاه دولتی و حکمرانی نیز آمده است» (سیّاح، ۱۳۷۸: ۹ ).
ابنفارس در مقاییس اللغه جلد دوم میگوید: «حکم به معنی منع و جلوگیری است و حکم را حکم گویند: زیرا از ظلم و جور جلوگیری میکند هم چنان که افسار حیوانات را حکمه گویند، چون حیوانات را از حرکت و سرکشی باز میدارد. دانش را نیز حکمت خوانند. چون
صاحب خود را از جهل و اعمال نابخردانه نگه میدارد.»(ابنفارس،۱۳۸۷: ۱۶۳)
واژه حکومت در زبان رایج به سه معنی به کار می رود که هر کدام در حوزه ی علوم سیاسی مفهومی خاص را القا می کند :
۱-حکومت به معنی نفس عمل، فرمانروایی حکومت و راهبری
.۲ -«حکومت به معنی رژیم سیاسی یا مجموعه ای مرکب از افراد و نهادها ی فرمانرواکه قوانین آمرانه را در جامعه وضع و پشتوانه قدرت برتری که در اختیار دارند به اجرا در می آورند» (یوسفی، ۱۳۸۹ :۲۳).
۳- «حکومت به معنی ارگان هایی که عملا سررشته فرمانروایی را در یک کشور به دست دارند به ویژه ارگان هایی که قوه اجرائیه را اعمال می کنند» (قاضی،۱۳۸۰ :۱۰۶).
۲ـ۴٫ تعاریف متعدد حکومت از دیدگاه صاحب نظران
«حکومت ازجمله واژگانی است که به سلایق مختلف تعریف گردیده است از جمله کشورداری، صدور فرمان قدرت سامان دهنده به امور داخلی و خارجی هر کشوری یا به تعبیر امروزی مجموعه دستگاه اداری، سیاسی، انتظامی

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان دربارهفناوری نانو، نفت و گاز و پتروشیمی، ریخت شناسی
دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید