دانلود پایان نامه

آموزش مهارتهای ارتباطی در افزایش رضایت زناشویی زوجین پس از ازدواج بود .
– فاتحی زاده (۱۳۸۴)، در پژوهشی در مورد نقش مهارتهای اجتماعی در سازگاری زناشویی به این نتیجه دست یافت که بین متغییر های ارتباطی – رفتاری و مهارت حل مساله با رضایت زناشویی همستگی و معناداری وجود دارد. همچنین مشخص شد که دو متغییر فوق میزان بالایی از رضایت زناشویی (۴۳%)را تبیین می کنند .
– ناصری و نیک پرور (۱۳۸۳)، تاثیر آموزش مهارتهای زندگی را بر نمونه ای از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت که واحد درسی مهارتهای زندگی ( خود آگاهی، کنترل خشم، رویارویی با تنش و حل مساله )به آنها آموزش داده می شد، پژوهشی انجام دادند. که در آن آزمودنی ها پیش و پس از آموزش مهارتها، پرسشنامه ۲۸ سوالی بهداشت روانی (GHQ) را پاسخ می دادند. یافته ها تفاوتی معنادار را در پیش و پس از آزمون نشان داد که بیانگر ارتقای بهداشت روانی دانشجویان است .
– رامشت و فرشاد (۱۳۸۳)، دریافتند که آموزش مهارتهای زندگی به تقویت اعتماد به نفس و احترام به خود، توانمندی سازی اشخاص با انواع روش های رویارویی با فشارهای پیرامونی، کمک به تقویت و گسترش پیوندهای دوستانه سالم و سرانجام به بالا بردن سطح رفتارهای سالم و سودمند اجتماعی می انجامد .
– حسینیان خان زاده، (۲۰۱۳) آموزش مهارت های زندگی اعضای خانواده را قادر به حل مشکلات خانواده. هدف از این مطالعه، بررسی اثرات آموزش مهارت های زندگی بر رضایت زناشویی.روش این مطالعه تجربی است و طرح پژوهش، پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. نمونه شامل ۴۰ نفر (۲۰ نفر گروه آزمون و ۲۰ نفر در گروه شاهد) بود. برنامه آموزش مهارت های زندگی در ۸ جلسه برای گروه آزمون اجرا شد. غنی سازی در مقیاس رضایت زناشویی (فرم کوتاه) به عنوان ابزار پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های زندگی بر رضایت زناشویی موثر است.
– شاه سیاه و همکاران (۱۳۸۹) در تحقیقی به بررسی تاثیر آموزش جنسی بر بهبود رضایت زناشویی زوجین شهر اصفهان که به فرهنگ سرا خانواده مراجعه کرده بودند پرداختند. نمونه ای با حجم ۳۰ نفر از مراجعه کننده گان به فرهنگ سرا با روش تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و و کنترل قرار گرفتد. گروه آزمایش در طی ۶ جلسه یک ساعته مورد آموزش قرار گرفتند. نتایج نشان داد رابطه جنسی زن و شوهر مهمترین عامل تعیین کننده زندگی زناشویی است. و اینکه تاثیر آموزش جنسی بر خرده مقیاس های رضایت از شخصیت همسر، رابطه جنسی و حل تعارض ها به وضوح دیده شد و تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و گروه کنترل بود.
– زرگر و همکاران ،(۱۳۸۷) به بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی (هیجان خواهی، ابراز وجود، سرسختس روانشناختی )، نگرش مذهبی و رضایت زناشویی با آمادگی اعتیاد به مواد مخدر در کارکنان یک شرکت صنعتی در اهواز پرداهتند. در این پژوهش تعداد ۴۸۹ نفر از کارکنان به صورت تصادفی انتخاب شدند و سپس در طول دو ماه در کلاس های آموزشی شرکت نمودند. یافته ها نشان داد کارکنانی که نارضایتی بیشتری از همسر خود دارند آمادگی بیشتری به اعتیاد دارند.
– نیکویی و سیف (۱۳۸۶) در تحقیقی به بررسی رابطه دینداری با رضایت زناشویی زنان شهر تهران پرداختند. جامعه آماری شامل تمام زوج های شهر تهران می باشد، نمونه مورد پژوهش ۲۰۰آزمودنی، (۱۰۰ زوج) است که به شیوه تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. نتایج نشان داد. همبستگی معناداری بین جهت گیری دینی درونی و عمل به باورهای دینی و رضایت زناشویی وجود دارد. و متغیرهای تحصیلات بر جهت گیری مذهبی و عمل به باورهای دینی تاثیر معناداری وجود دارد. و لی همبستگی معناداری بین جهت گیری دینی برونی و رضایت زناشویی وجود ندارد.
– غفاری و احدی (۱۳۸۶) در تحقیقی به بررسی تاثیر آموزش خودآگاهی هیجانی و کنترل تکانه در کاهش کناره گیری اجتماعی و کاربری اجباری اینترنت دانش آموزان منطقه ۳ تهران پرداختند.
جامعه ی آماری پژوهش، دانش آموزان پسر دوره ی متوسطه ی منطقه ی ۳ شهر تهران بود، که ۳۰ نفر از دانش آموزان ” مرکز توسعه صادرات ایران ” بر اساس تشخیص اعتیاد به اینترنت به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج نشان داد که خودآگاهی هیجانی و کنترل تکانه و به تبع آنها هوش هیجانی کلی پس از آموزش در گروه آزمایش، به طور معناداری افزایش پیدا کرده است، میزان کاربری اجباری اینترنت و کناره گیری اجتماعی در کاربرانی که مورد آموزش قرار گرفته بودند به طور معناد اری کاهش پیدا کرده و میزان این متغیرها در گروه کنترل از نظر آماری تفاوت معناداری نداشته است.
منصوری و مهرابی زاده هنرمند (۱۳۸۸) در تحقیقی به بررسی رابطه بین اختلال در سلامت روانی و خشنودی شغلی با رضایت زناشویی در زنان شاغل در صنعت نفت گچساران پرداختند. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان زن بود که شامل ۴۲۰ نفر بودند و ۱۵۰ نفر به صورت صادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند نتایج نشان داد بین اختلال در سلامت روانی و رضایت زناشویی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد و بین خشنودی شغلی و رضایت زناشویی زنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. و نتایج رگرسیون نشان دهنده آن است که بین اختلال در سلامت روانی و خشنودی شغلی با رضایت زناشویی کارکنان زن رابطه چندگانه معناداری وجود دارد.
۲-۶۵ تحقیقات خارجی :
هلفورد (۲۰۰۲) در مطالعه ای به تأثیر آموزش بر روابط بین فرد ی زوجین با حجم ۱۲۰ نفر به عنوان نمونه پرداخت. نتایج نشان داد ه شد که روابط بین فرد ی زوجین به سمت بهتر شدن پیش می رفت و در طول چهار سال زوجین در معرض خطر در گروه آزمایشی به خود نظم دهی و افزایش ارتباط بین فردی می رسیدند و این آموزش بر زنان در معرض خطر مفیدتر بود.
هامفر (۲۰۰۸) به بررسی اثر بخشی آموزش مهارتهای ارتباطی و مهارتهای زندگی در حل تعارضات زناشویی زوجین و افزایش رضایتمندی زناشویی پرداخت. نتایج نشان داد با فراهم نمودن فرصتهای آموزش جدید به زوجین می توان شیوه های مخرب و ناکاآمد مقابله با تعارض را به شیوه های کارآمد تر تغییر داد.
بکتس. (۲۰۰۷) در مطالعه ای در خصوص تاثیر برنامه آموزش ارتباط زوجین بر سازگاری زناشویی زنان، نتیجه گرفت که آموزش تاثیر مثبتی بر سازگاری زناشویی به دلیل بهبود مهارتهای ارتباطی دارد و ممکن است مربوط به تغییر در رفتار دارمدت زوجین باشد. و اینکه آموزش مهارتهای زندگی در زوجین غلاوه بر تاثیر آن بر بهبود و کیفیت روابط، نقش عمده ای در ارتقاء سلامت روان و سلامت عمومی، کاهش استرس خانوادگی، افزایش پذیرش اجتماعی ایشان و حتی جلوگیری از خودکشی ایفا می نماید.
– ویت کین (۱۹۸۳) در تحقیقی، برنامه ارتباطی زوج ها را با کارگاه های مهارتی در زمینه تاثیر بر ارتباط اثر بخش، حل مساله و رضایتمندی در روابط زناشویی، مورد مقایسه قرار داد.در این تحقیق از گروه کنترل نیز استفاده شده بود. نتایج تحقیق نشان داد زوج هایی که تحت برنامه آموزشی کارگاه مهارت های مورد نظر برای زوج هایی که تحت آموزش کارگاه مهارت های مورد نظر برای زوج ها آموزش دیده بودند، در پیام های غیرکلامی مثبت افزایش معنی داری نشان می دادند .
– جانسون و همکاران (۲۰۰۵)، تاثیر آموزش مهارت های حل تعارض و کنترل واکنش های هیجانی را بر روی تعارضات زناشویی مورد بررسی قرار دادند. نتایج این پژوهش که بر روی نمونه ای به حجم ۱۷۲ زوج در نیوزلند انجام شد، نشان داد که مهارت های حل مشکل، بکارگیری عاطفه و احساس، کنترل هیجانات منفی و تاثیر متقابل آنها بر روی یکدیگر، نقش مهمی در کاهش تعارضات و ابعاد آن و افزایش رضایتمندی زناشویی دارد .
– هامیش، (۲۰۰۷) به بررسی رابطه مصرف داروهای محرک و رضایت زناشویی در کارکنان شرکتهای صنعتی پرداختند. در این تحقیق حجم نمونه شامل ۲۷۰ نفر از کارکنان یک شرکت صنعتی بود. نتایج نشان داد همسرانی که رفتار و دیدگاه متفاوتی در مورد سوء مصرف دارند از رضایت زناشویی پایین تری برخوردارند.
– انجین و کم (۲۰۰۹) به بررسی اثر بخشی برنامه آموزش خود آگاهی بر خودکارآمدی و استقلال اجتماعی ویژگی های پرستاران در کلینیک روانپزشکی پرداختند..نمونه متشکل از ۲۲ نفر از پرستاران که در یک کلینیک روانپزشکی مشغول به کار بودند. فرم مشخصات توصیفی، مقیاس خودکارآمدی (SES)، و مقیاس استقلال (SAS): به سه شکل برای تحقیقات جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار گرفت.اختلاف از نظر آماری معنی دار در پرستاران بخشهای روانپزشکی مشخص شد میانگین نمرات SES و SAS قبل و بعد از دریافت آموزش و پرورش برای افزایش خود آگاهی معنادار است. بر اساس این یافته ها، توصیه می شود که برنامه آموزش و پرورش برای افزایش خودآگاهی اجرا شود، زیرا تاثیر این آموزشها باعث افزایش ویژگی های شخصی و خودکارآمدی استقلال اجتماعی در این پرستاران شد.

مطلب مشابه :  مطالب جدید

– سانچز و ناپو (۲۰۰۸). در تحقیقی به بررسی تاثیر مذهب درمانی بر کاهش و بهبود بیماران معتاد در دانش آموزان دبیرستان پرداخت نتایج نشام داد گروه آزمایش که تحت تاثیر آموزش مذهی درمانی قرار گرفته بودند. نسبت به گروه کنترل بهتر و پایدارتر اقدام به ترک کردند و آموزش موثر واقع شده بود.
– اولیا و همکاران (۲۰۰۶) در تحقیقی به آموزش غنی سازی مهارتهای زندگی بر رضایت زناشویی پرداختند. نمونه ای با حجم ۴۰ نفر را به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل جای دادند. نتایج نشان داد که آموزش غنی ساز ی زندگی زناشویی باعث بهبود روابط جنسی، حل تعارضات، ارتباطات، توافقات مذهبی و فعالیت های اجتماعی و تفر یحات و به طور کلی رضایت زناشویی می شود.
– فالوفیلد (۲۰۰۴)، ‌در پژوهشی خود روی ۲۵ زن و ۳۰ مرد که دارای مشکلات در زندگی زناشویی خود بودند، به آموزش مهارتهای برقراری روابط بین فردی مؤثر و حل مساله و تصمیم گیری به مدت سه ماه پرداختند. نتیجه پژوهش از افزایش رضایت زناشویی آنان حکایت می کرد. ( به نقل از برغندان، ۱۳۸۸) .
مک لیوی، دالی و مورای (۱۹۹۴)، به نقل از دتیلیو و فریمن، (۲۰۰۰). مطالعه ای را راجع به اثر بخشی حل مساله در کاهش افکار مربوط به خودکشی بر روی ۳۹ بیمار مسموم که به قصد خودکشی خود را مسموم کرده بودند، انجام دادند. یافته های این پژوهش نشان داد که آموزش مهارت حل مساله بین فردی، در کاهش سطوح درماندگی، افزایش خود ادراکی، بهبود مهارتهای حل مساله اجتماعی مؤثر است و همچنین توانایی درک بیماران را برای مقابله با مشکلات مستمر زندگی بهبود می بخشد.
– الیوت و همکاران (۱۹۹۹) در تحقیقی، به مطالعه تاثیر آموزشی حل مساله در عملکرد دانشجویان کالج پرداختند. نتایج این تحقیق نشان داد که بین توانایی حل مساله در دانشجویان با عملکرد آنها در کالج رابطه وجود دارد. این پژوهش نشان داد که بین حل مساله و خلاقیت و همچنین سازگاری دانشجویان رابطه وجود دارد. همچنین در ادامه این تحقیق مشخص شد که حل مساله کارآمد نیازمند توانایی برای نقشه کشیدن، سازماندهی کردن، شناسایی راهبردهای مناسب و سرانجام عملکرد مؤثر است .
– بولتر و وامپلر (۱۹۹۹، به نقل از برغندان، ۱۳۸۸). در یک پژوهش فرا تحلیلی، ۱۶ پژوهش مربوط به زوجدرمانگری را که از برنامه التقاطی آموزشی مهارت های ارتباطی استفاده کرده بودند، بررسی کردند، نتایج نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی به پیشرفت های چشمگیری در ارتباط زوج ها با یکدیگر و نیز به تغییرات متوسط در درک زوج ها از یکدیگر منتهی شد .
– سییرز، کوهن، فریزکو و بلاچ (۲۰۰۲) در پژوهشی برای تشریح رابطه بین تعارض زناشویی و افسردگی، شناخت های آنها را مورد بررسی قرار دادند، برای این منظور، مهارت های حل مساله ۶۳ زوج دارای اختلاف زناشویی را مورد بررسی قرار دادند. ابتدا پرسشنامه خودسنجی را اجرا کردند. این پرسشنامه خلق و خوی (عواطف) زوجین را نشان می داد. بعد مهارت های حل مساله را آموزش دادند، پس از اتمام اجرای آموزش مهارت حل مساله مجدداً پرسشنامه خودسنجی عواطف را اجرا کردند. اختلاف پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه کنترل و آزمایش نشان داد که اجرای مهارت حل مساله تاثیر چشم گیری در تعارضات زناشویی داشت .
– وینسنت و وایسز و گری ( ۲۰۰۶ ) ، در پژوهش خود به یک تحلیل رفتاری در زمینه فرآیند حل تعارض زوجین آشفته و غیرآشفته پرداختند، نتایج نشان داد که زوجین آشفته در مقایسه با زوجین غیرآشفته پرداختند، نتایج نشان داد که زوجین آشفته در مقایسه با زوجین غیرآشفته به میزان بیشتری از رفتارهای حل تعارض منفی به میزان کمتری از رفتارهای حل تعارض مثبت استفاده می کنند.
– هانسون و لند بلند، (۲۰۰۰) در پژوهشی نشان دادند که آموزش مهارت های ارتباطی و حل تعارض به زوجینی که در تعاملات زناشویی مشکل داشتند،باعث بهبود روابطزوجین وکاهش تعارضات و افزایش سلامت روان درآنان میشود.
– جانسون و همکاران (۲۰۰۵)، تاثیر آموزش مهارت های حل تعارض و کنترل واکنش های هیجانی را بر روی تعارضات زناشویی مورد بررسی قرار دادند. نتایج این پژوهش که بر روی نمونه ای به حجم ۱۷۲ زوج در نیوزلند انجام شد، نشان داد که مهارت های حل مشکل، بکارگیری عاطفه و احساس، کنترل هیجانات منفی و تاثیر متقابل آنها بر روی یکدیگر، نقش مهمی در کاهش تعارضات و ابعاد آن و افزایش رضایتمندی زناشویی دارد .
– بیچ و همکاران (۱۹۹۲ ) زوج درمانی رفتاری را با تاکید بر آموزش مهارتهای ارتباطی و حل مساله بر روی ۴۵ بیمار افسرده اجرا کردند. آنها این مداخله را روشی مؤثر در کاهش اختلافات و تعارضات زناشویی به علاوه تقویت عملکرد زناشویی و تخفیف علائم افسردگی معرفی کردند .
– دالدت، گیفن و پاتن ( ۲۰۰۵ ) در پژوهشی بر ۳۲ پرستار زن متاهل در فیلادلفیا که به مدت سه ماه به آنها آموزش مهارت کنترل خشم و مهارت مدیریت استرس ( که این دو از انواع مهارت های زندگی می باشند ) را داده بودند، دریافتند که رضایت زناشویی آنان به حد چشمگیری افزایش یافته است. ( به نقل از بهاری، ۱۳۸۰ ).
– راز اوی و دلکوکس (۲۰۰۶)، در پژوهش خود بر روی ۹۲ زوج انگلیسی که به مدت چهار ماه، مهارت های زندگی را به آنها آموزش داده بودند، دریافتند که پس از این آموزش ها، زوجین صمیمیت بیشتر و رفتار جنسی مطلوب تری را گزارش کردند و نتیجه حاکی از اثر بخشی آموزش ها بوده است. (به نقل از میر خشتی، ۱۳۷۵).
– گیلچرست، (۲۰۰۵)، در تحقیقات خود بر ۱۳ زوج دیافتند که آموزش مهارت های زندگی به رشد خود کفایی که شامل توانایی حل مساله، برقراری ارتباط دوستانه، کنترل هیجانات و احساسات فردی آنها کمک می نماید.
– چیناوی (۲۰۱۳) مطالعه ای با هدف بررسی اثرات حل مساله به منظور ارتقاء مهارت های مقابله موثر و سازگاری روانی در میان دانشجویان با حجم نمونه ۸۰ نفر پرداخت نتایج نشان داد که پاسخ های مقابله با روش و راه اندازی روانی پس از برنامه ای برای گروه های آموزشی افزایش یافته بود.

مطلب مشابه :  چگونه همسر بهتری باشیم
دسته‌ها: اخبار

دیدگاهتان را بنویسید