دانلود پایان نامه

که روزه ی رمضان واجب گردید می توانید آن را ترک کنید». (معزی ملایری، ۱۴۱۳ه.ق، ج۹، ص۴۷۹؛ قمی، ۱۴۱۳ه.ق، ج۲، ص۸۵؛. همچنین ن.ک: مجلسی اوّل، ۱۴۰۶ه.ق، ج۳، ص۲۴۷) روزه‌ی آن قبل از
(تشریع روزه‌ی) ماه رمضان (معمول) بوده، ولى پس از نزول روزه‌ی ماه رمضان ترک شده است.
۸٫ عاشورا پس از وجوب روزه‌ی رمضان
در «کنزالعمّال» روایت شده: «زمانی که روزه ی رمضان واجب شد از رسول خدا(ص) درباره ی روزه ی روز عاشورا سؤال شد که حضرت فرمودند:آن روز،روزی از روزهای خداست هرکس می خواهد روزه بگیرد،هر کس نمی خواهد آن را ترک کند..» (علاءالدّین علی، بی‌تا، ج۸، ص۶۵۸)
و نیز در همان کتاب آمده: «که عمار یاسر فرمودند:پیامبر مارا به روزه ی عاشورا دستور دادند قبل از آن که روزه ی رمضان واجب گردد و هنگامی که روزه ی رمضان واجب گردید دیگر به روزه ی عاشورا أمر نفرمودن .» (علاءالدّین‌علی، بی‌تا، ج۸، ص۶۵۶)
مُستفاد از این روایات و ده‏ها روایت دیگر که در کتاب‏هاى حدیثى سنّى و شیعه نقل شده این است که عاشورا از زمان حضرت موسىع) تا بعثت رسول خد(ص) و از بعثت تا هنگام وجوب روزه‌ی ماه رمضان و همچنین پس از آن، مورد تعظیم و از ایام‌الله بوده است و همواره با انجام روزه در آن، بزرگ داشته مى‏شده است.
در این جا این پرسش پیش مى‏آید که علّت عظمت این روز و از ایام‌الله بودن آن چیست؟ زیرا غالباً زمان‏ها به واسطه‌ی حوادث مهمّى که در آن‏ها اتّفاق مى‏افتد، عظمت پیدا مى‏کنند؛ مانند روز میلاد رسول خدا(ص)، روز بعثت و روز وفات آن بزرگوار و روز تولد امیرمؤمنان(ع) و روز غدیر و روز شهادت آن گرامى.
در پاسخ این سؤال، مطالبى در کتاب‏ها نقل شده و برخى از آن‏ها مورد خدشه قرار گرفته است. امّا گویا از یک نکته غفلت شده، که علّت عظمت این روز، واقعه‌ی کربلا باشد و بزرگداشت این روز از همان زمان حضرت موسى(ع) نیز به همین علّت بوده و شاهد آن، روایتى است که در ادامه نقل خواهیم کرد و اگر همه‌ی حوادثى که گفته شده در این روز اتّفاق افتاده، مطابق با واقع باشد، باز از همه مهم‏تر و عظیم‏تر واقعه‌ی کربلاست.
۹٫ عاشورا پس از واقعه‌ی کربلا
دشمنان اهل‌بیت و بنى‌امیّه پس از واقعه‌ی کربلا با سوء‌استفاده از روایات مربوط به روزه و بزرگداشت عاشورا، مطلبى را عنوان و مطرح و تبلیغ کردند که با اساس دین و مکتب منافات داشت و آن، این که چون در این روز امام حسین(ع) کشته شده و کشتن امام حسین(ع) و اهل‌بیت(ع) و یاران او- نعوذ بالله – کار بسیار خوب و مُستحسَنى بوده، پس این روز، روز بابرکتى شده و به این خاطر باید این روز را روزه گرفت.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

متأسّفانه این مطلبِ صد در صد انحرافى، میان گروهى از مسلمانان ظاهرى نفوذ کرد که در زیارت عاشوراى امام حسین(ع) آمده: «وَ هذا یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّهَ.»
از این تاریخ است که روزه‌ی روز عاشورا به دو عنوان مى‏توانست انجام شود:

۱) به عنوان این که از ایام‌الله است، مانند این که قبل از واقعه‌ی کربلا، روز عاشورا را روزه مى‏گرفتند، یا به عنوان واجب و یا مستحب.
۲) به عنوان این که چون یزید امام حسین(ع) را ظاهراً از بین برده، باید روزه گرفت و از همین تاریخ است که امامان معصوم(ع) ما با روشن‌گرى و احیاناً نهى از روزه‌ی عاشورا و حتّى با بیان این که در روز عاشورا تا نزدیک غروب چیزى نخورید و نیاشامید؛ امّا نزدیک غروب قدرى چیزى بخورید تا روزه‌ی اصطلاحى نباشد، با این فکر کفرآمیز که ریشه در دشمنى با اهل‌بیت(ع) دارد، مبارزه و مخالفت کردند.
زراره از امام صادق (ع)و امام باقر(ع) نقل کرده که به او فرمود: «روز عاشورا روزه نگیر….» (معزی ملایری، ۱۴۱۳ه.ق، ج۹، ص۴۴۷‏)
جعفربن‌عیسى‏ گوید: از امام رضا(ع) درباره ی روزه ی روز عاشورا سؤال کردم که حضرت جواب دادند:آن روز روزی است که قاتلین حسین (ع) به آن تبرک می جویند و روزه می گیرند وآن روز روزی است که ابن مرجان به آن تبرک می جوید. (معزی ملایری، ۱۴۱۳ه.ق، ج۹، ص۴۷۷ و ۴۷۸‏)
امام صادق(ع) فرمود: «هر کس آن روز را روزه بگیرد نصیبش چون نصیب ابن مرجان وآل زیاد خواهد بود.راوی می گوید پرسیدم که نصیب آنان چیست؟حضرت فرمودند آتش..» (معزی ملایری، ۱۴۱۳ه.ق، ج۹، ص۴۷۸) .
مرحوم مقدّس اردبیلى در کتاب «شرح ارشاد» در شرح فتواى علّامه حلّى به استحباب روزه‌ی عاشورا، به شرط این که به خاطر محزون بودن از شهادت امام حسین(ع) باشد فرموده است: روایات در این مورد مختلف است، برخى دلالت بر استحباب دارد و مى‏گوید: روزه‌ی عاشورا کفّاره‌ی گناهان یک سال است و روزه‌ی تاسوعا و عاشورا کفّاره‌ی گناهان یک سال است و رسول خدا(ص) این روز را روزه گرفته است… برخى دیگر از روایات دلالت بر کراهت، بلکه حرمت دارد؛ مانند روایتى که می‌گوید روزه‌ی این روز، سنّت آل‏زیاد و روزه‌ی ابن‏مرجانه است… براى جمع بین این دو گروه روایت، مى‏توان گفت: گروه دوم مربوط به روزه‌ی عاشورا به عنوان تبرّک و شکر به خاطر شهادت امام حسین(ع) است، که روزه به این منظور حرام است و اگر به این منظور هم نباشد، ممکن است، به خاطر این که تشابه به سنّت دشمنان اهل ‌بیت(ع) است و روزه‌دار در این روز به آنان شباهت پیدا مى‏کند، مکروه باشد. کما این که اتّصاف به اوصاف یهود و نصاری مکروه است. امّا این که علّامه حلّى فرمود: «درصورتى‌که به خاطر حُزن باشد، مستحب است» مقصود این است که هیچ شباهتى به کار بنى‌امیّه که به خاطر سرور و شکر روزه مى‏گرفتند، نداشته باشد. (اردبیلی، ۱۴۰۹ه.ق، ج۵، ص۱۸۸)
صاحب جواهر هم در شرح قول محقّق که فرمودند روزه ی روز عاشورا به خاطر حزن مستحب
است فرمودند مستحب است ولی نه اینکه به خاطر تبرک جستن وشکر باشد.بنابراین صاحب جواهر و محقق گویا معتق به جمع بین روایاتی که دال بر مطلوبیت روزه ی روز عاشورا و روایاتی که دال بر نهی از آن روزه هستند می باشند. (نجفی، ۱۲۶۶ه.ق، ج۱۷، ص۱۰۵)
امّا روایتى که شاهد بر این مطلب است که علّت عظمت روز عاشورا، واقعه‌ی کربلا می‌باشد، در «مجمع‏البحرین» از طُریحى و «مستدرک سفینهالبحار» از نمازى نقل شده‏است و مُستفاد از آن این است که یوم‏الله بودن عاشورا به خاطر وقوع واقعه‌ی بسیار عظیم شهادت سیّدالشّهدا(ع) در این روز است و این مطلب را خداى متعال به حضرت موسى(ع) فرموده است. و بنابراین مى‏توان گفت اگر روز عاشورا در میان یهود و دیگران که پس از آن‏ها بوده‏اند، احترامى داشته، به جهت این بوده که حضرت موسى(ع) آنان را به این کار امر کرده و امر او به خاطر این بوده که از راه وحى به عظمت این روز پى برده است و البتّه این حدیث، با وقوع حوادث مهمّ دیگر در این روز، منافات ندارد. امّا ترجمه ی آن روایت به این شرح است که حضرت موسی (ع)از خداوند می پرسند که امت محمد(ص) را چگونه بر سایر امت ها برتری بخشیده ای؟سپس خداوند فرمودند: به خاطر ده خصلت.حضرت موسی (ع)فرمودند که آن خصلت ها چه میباشند تا قوم رابه آن أمرکنم؟خداوند فرمودند: نماز،زکات،روزه،حج،جهاد،جمعه،جماعت،قرآن،علم و عاشورا.حضرت موسی (ع) پرسیدند عاشوراچیست؟خداوند فرمودند:گریه وزاری بر نوه ی پیامبر (ص) و عزاداری بر مصیبت های آن. (طُریحی، ۱۴۱۶ه.ق، مادّه‌ی «عشر»؛ نمازی، ۱۳۸۵ه.ش، مادّه‌ی «عشر»)
گفتار دوم: واقعه‌ی عاشورا
۱٫ چیستی واقعه‌ی عاشورا
معمولاً قیام امام حسین (ع) به تاسوعا و عاشورا شناخته می‌شود، امّا این قیام تاریخی دقیقاً ۱۶۲روز طول کشید:
۲۸رجب ۶۰ه.ق (روز۱): خروج شبانه‌ی امام(ع) و خانواده‌اش از مدینه برای سر باز زدن از بیعت با یزید
۳شعبان ۶۰ه.ق (روز۶): ورود به مکّه و سکونت در خانه‌ی عبّاس‌بن‌عبدالمطلب
۱۰رمضان ۶۰ه.ق (روز۴۳): رسیدن اوّلین دعوتنامه‌های مردم کوفه به امام(ع)
۱۵رمضان ۶۰ه.ق (روز۴۸): فرستادن مسلم‌بن‌عقیل به کوفه برای بررسی اوضاع
۵شوّال ۶۰ه.ق (روز۶۸): ورود مسلم به کوفه و بیعت ۴۸هزار نفر از اهالی کوفه با او

۷ذی‌حجّه ۶۰ه.ق (روز۱۳۰): شکست مسلم در حمله به دارالإماره و کوفه و دستگیری او توسّط ابن‌زیاد
۸ذی‌حجّه ۶۰ه.ق (روز۱۳۱): شهادت مسلم در کوفه و خروج امام (ع) از مکّه به سمت کوفه
۱۵ذی‌حجّه ۶۰ه.ق (روز۱۳۸): امام(ع) قیس‌بن‌مسهر را به کوفه می‌فرستند و خبر حرکتشان را می‌دهند.
۲۲ذی‌حجّه ۶۰ه.ق (روز۱۴۵): خبر شهادت مسلم به امام(ع) و همراهان می‌رسد. گروه زیادی امام (ع)را ترک می‌کنند.
۲۶ذی‌حجّه ۶۰ه.ق (روز۱۴۹): سپاه حُر به کاروان امام(ع) می‌رسد و کاروان امام(ع) را محاصره می‌کند.
۲محرّم ۶۰ه.ق (روز۱۵۴): ورود کاروان امام(ع) و سپاه حُر به کربلا. به دستور ابن‌زیاد، حُر امام (ع)را همین‌جا نگه می‌دارد.
۴محرّم ۶۱ه.ق (روز۱۵۶): ورود سپاه ۱۲هزار نفری عمرسعد به کربلا و شروع رایزنی عمر سعد
۱۰محرم ۶۱ه.ق (روز۱۶۲): فرمان ابن‌زیاد برای جنگ و شهادت امام حسین(ع) و یارانش.
روز دهم محّرم سپاهیان حسین‌بن‌علی(ع) و عمرسعد در مقابل هم قرار گرفتند. به روایت ابومخنف تعداد سپاه حسین ۳۲سواره و ۴۰پیاده بود. در مقابل او سپاه عمربن‌سعد با حدود ۳۰۰۰۰نفر قرار داشت. جنگ آغاز شد و حسین(ع) و یارانش کشته شدند. پس از جان ‌باختن حسین(ع)، سپاه عمربن‌سعد سر ۷۰تن از لشکریان حسین(ع) را جدا کرد (غیر از حُر و علی‌اصغر) و بر بالای نیزه‌ها گذاشت. خیمه‌ها غارت و در نهایت آتش زده شد و در نهایت سپاه عمربن‌سعد اجساد کشته‌شدگان کربلا را در بیابان رها کرد و این اجساد پس از سه روز توسّط قوم بنی‌اسد دفن شدند. (ابومخنف، بی‌تا، ص۷۸)
واقعه‌ی کربلا آثار اعتقادی و سیاسی بزرگی داشته‌است؛ از یک سو سبب تضعیف مشروعیّت سیاسی حکومت بنی‌امیّه شده‌است، به طوری که پس از آن قیام‌های فراوانی با شعار خون‌خواهی حسین(ع) بر ضدّ آن حکومت رخ داد و در نهایت منجر به سقوط آن شد. از سوی دیگر نقشی چشم‌گیر بر هویّت اجتماعی و اعتقادی شیعیان طیّ قرن‌های بعد تا به امروز داشته‌است.

۲٫ اهداف واقعه‌ی عاشورا
مقصود از اهداف واقعه‌ی عاشورا، ارزش‌هایی است که حضرت اباعبدالله(ع) براى دست یافتن به آنها یا تحقّق آنها – هرچند در زمان‌هاى بعد – دست به آن قیام زد و در این راه، شهید شد. این هدف‌ها، هم در اندیشه و عمل سیّدالشّهدا(ع) جلوه‌گر بود، هم در یاران و سربازانش.
از جمله سخنان امام حسین(ع) که گویاى اهداف اوست، عبارت است از: «همانا من برای اصلاح امت جدم خروج کردم و می خواهم أمر به معروف و نهی از منکر کنم.» (مجلسی، ۱۴۰۳ه.ق، ج۴۵، ص۶).
و در نامه خود به بزرگان بصره نوشت: «من شما را به کتاب خداوند و سنت پیامبر دعوت میکنم
«سنت مرده است و بدعت زنده شده است؛اگر سخن مرا گوش دهید شما را به راه راست هدایت می کنم.» (مجلسی،۱۴۰۳ه.ق،ج۴۵،ص۳۲۲).در ادامه مهم‌ترین اهداف امام(ع) از قیام، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
۲٫۱٫ احیای کتاب و سنّت
امامان شیعه، یکایک رسالت احیاگرى دین را داشته‏اند و هر یک از مظاهر اسلام را که از یاد مى‏رفته یا تحریف مى‏شده است، در چهره‌ی راستین و بى‏تحریفش مى‏نمایانده‏اند.
حتّى درباره‌ی امام زمان (عج) نیز تعبیر «مُحیى شریعت» و «از بین برنده بدعت» به کار رفته است و در دعا از خداوند مى‏خواهیم که به دست آن منجى موعود، آنچه را که به دست ظالمان از معالم و نشانه‏هاى دین و دین‌دارى از میان رفته و مرده است، زنده سازد.
عاشوراى حسینى، برنامه‏اى احیاگرانه نسبت به دین و جلوه‏هاى گوناگون آن بود، تا در سایه‌ی بذل خون و نثار جان، دین برپا شود و سیره‌ی پیامبر اسلام(ص) سرمشق عملى مسلمانان گردد و عزّت دین خدا به جامعه بازگردد.
تلاش و برنامه‏هاى احیاگرانه ائمّه‌ی معصومین(ع) و پیروانشان در احیاگرى نسبت به اصل واقعه‌ی عاشورا و ارزشهاى آن و مقابله با سیاست دشمن در کتمان واقعه و مسخ جریان و به فراموشى سپردن خون‌هاى مطهّر عاشورایى، برنامه‌ی دیگرى در راستاى دین احیاگرى است و پیامش، ضرورت تبیین اهداف و روشن‌گرى اذهان و زنده نگهداشتن شعائر و حماسه‏ها ویادها و خاطره‌هاست.
در بسیارى از نهضت‌ها، پس از مدّتى که از دوران آغازین آن مى‏گذرد و کسانى به ناروا بر مسند قدرت و ریاست تکیه مى‏زنند، هدف‌هاى نخستین و ارزش‌هاى متعالى که در شعارهاى نهضت مطرح مى‏شده، کمرنگ مى‏شود، یا فراموش مى‏گردد. آنچه از دین نیست (بدعت) وارد دین مى‏شود و آنچه از پایه‏هاى اصلى و اوّلیّه‌ی انقلاب دینى و مکتبى است، از یاد مى‏رود و رویه‌هایى مغایر با سنّت‌هاى نخستین رایج مى‏شود و قانون و حکم الهى نقض مى‏شود.
مردم نیز بتدریج، به این انحراف‌ها و بدعت‌ها خو مى‏گیرند و عکس‌العمل چندانى از خود نشان نمى‏دهند. گاهى از شعائر و برنامه‏ها و سنّت‌ها، اسکلتى بى روح و تشریفاتى ظاهرى برجاى مى‏ماند که چندان اثرگذار هم نیست.
در چنین موقعیّت‌هایى، دلسوزان آن نهضت و یا وارثان مکتب و دین، براى احیاى مجدّد پیام‌ها و محتواها و دعوت‌ها و هدف هاى آغازین، دست به کار مى‏شوند تا جامعه‏‌ی خفته را بیدار کنند و به اصول مکتب و بایدهاى دین توجّه دهند. این کار، گاهى با فدا شدن و بذل مال و جان همراه است و احیاگران سنّت‌هاى دینى باید خود را فدا کنند تا جامعه بیدار و دین احیا شود.
نهضت کربلا هم یک حرکت احیاگرانه نسبت به اساس دین و احکام‌الله بود. در مطالعه‌ی سخنان امام حسین(ع)، تکیه‌ی فراوانى روى احیاى دین و اجراى حدود الهى و احیاى سنّت و مبارزه با بدعت و فساد و دعوت به حکم خدا و قرآن دیده مى‏شود.
در قیام کربلا هدف آن است که با مجاهدات عاشورائیان، دین اسلام عزّت خویش را بازیابد و حرمت‌هاى الهى دیگربار محترم شمرده شوند و دین خدا یارى شود.
در سخنان سیّدالشّهدا(ع) هم نمونه‌هایى از مرگ سنّت‌ها و حیات بدعت‌ها و جاهلیّت‌ها مطرح است، هم نکته‌هایى از بازآفرینى ارزش‌هاى فراموش شده و احیاگرى نسبت به اصول از رمق افتاده.
در جایى هم حضرت، از انگیزه نامه نگارى و دعوت کوفیان، این گونه یاد مى‏کند: کوفیان به من نامه نوشته و از من خواسته‏اند که نزد آنان روم، چرا که امیدوارم معالم و نشانه‏هاى حق زنده گردد و بدعت‌ها بمیرد.( دینورى، بیتا، ص۲۴۶).
در مسیر راه، وقتى به فرزدق بر مى‏خورد، اوضاع را چنین ترسیم مى‏کند: «اى فرزدق! این جماعت، اطاعت خدا را واگذاشته، پیرو شیطان شده‏اند، در زمین به فساد مى‏پردازند، حدود الهى را تعطیل کرده، به می‌گسارى پرداخته و اموال فقیران و تهیدستان را از آن خویش ساخته‏اند. من سزاوارترم که براى یارى دین خدا برخیزم، براى عزّت بخشیدن به دین او وجهاد در راه او، تا آن که «کلمه‌الله» برتر باشد.» (سبط‌بن‌الجوزى، ص۲۱۷)
این هدف و فلسفه‌ی قیام را از زبان فرستاده‌ی امام(ع)، حضرت مسلم‌بن‌عقیل هم در کوفه مى‏شنویم. وقتى مسلم‌بن‌عقیل را دستگیر کرده و به دارالإماره آوردند، ابن‌زیاد او را به شورش‌گرى و تفرقه‌افکنى متّهم ساخت. مسلم با شهامت او را چنین پاسخ داد: «چنان نیست که مى‏گویى! مردم این شهر بر این باورند که پدرت نیک‌مردانشان را کشته و خون‌هایشان را ریخته و همچون شاهان ایران و روم رفتار کرده است. ما آمدیم تا به عدالت دعوت کنیم و به کتاب خدا فراخوانیم.» (طبرى، بی‌تا، ج۴، ص۲۸۲)
این تهمت و دفع آن، درمورد خود امام حسین(ع) هم گفته شده است. عمروبن‌سعید، پس از بیرون آمدن امام حسین(ع) از مکّه و عزیمت به سوى کوفه، نامه‏اى به او نوشت و از او خواست که از این مسیر برگردد و تفرقه‌افکنى نکند که هلاک شود.حضرت در پاسخ او نوشت: کسى که دعوت به سوى خدا کند و عمل صالح انجام دهد و بگوید من از مسلمانانم، هرگز دشمنى و مخالفتى با خدا و رسول نکرده است: « (طبرى، بی‌تا، ج۴، ص۲۹۲)
و بدین‌گونه حرکت خویش را، حرکتى خداجویانه و اصلاح‌گرانه خواند، نه شورشى تفرقه‏انگیز، تا بهانه‌ی کشتن او به حساب آید.
۲-۲٫ امر به معروف و نهی از منکر
در قرآن کریم و روایات اسلامى در اهمّیّت این دو فریضه و نقش اصلاحى آنها و زیان‌ها و مفاسد ترک آن دو تکلیف، بسیار سخن گفته شده است و به عنوان «برترین فریضه» به شمار آمده که فرایض و احکام الهى دیگر، در سایه‌ی امر به معروف و نهى از منکر، قوام و استوارى مى‏یابد. در صدر اسلام، علم به ای

مطلب مشابه :  پایان نامه رشته حقوق درباره : حقوق بشر

دیدگاهتان را بنویسید