مهارت کنترل خشم در دختران کلاس اول ابتدایی شهرستان ایوان انجام داد.این پژوهش یک طرح آزمایشی پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل میباشد. در این پژوهش از میان مدارس ابتدایی شهرستان ایوان،۳ مدرسه به روش تصادفی خوشهای انتخاب و سپس ۶۰ کودک ۷ ساله کلاس اول به صورت تصادفی از میان مدارس آموزش و پرورش شهرستان ایوان انتخاب شدند که ۳۰ کودک گروه آزمایش را تشکیل میدادند و ۳۰ کودک گروه گواه که به صورت تصادفی گمارده شدند.ابزار مورد استفاده برای گردآوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه هنجاریابی شدهایرانی آخنباخ بود. روش انجام پژوهش به این صورت بود که بعد از انتخاب نمونه های واجدالشرایط، پرسشنامه قبل از اجرای بازیهای گروهی توسط والدین تکمیل شد و سپس چندبازی گروهی در طی ۱۲ جلسه ۴۵ دقیقهای با کودکان انجام شد.به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد.و برای آزمون گروه های مستقل از آزمون Tو برای توزیع نرمال از آزمون کولموگروف- اسمیرونوف استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بازیهای گروهی و مشارکتی در یادگیری مهارت کنترل خشم و نیز در کاهش پرخاشگری کودکان موثر بوده است.
برمکی(۱۳۸۶) با”بررسی تاثیر بازی های مبتنی بر حرکت بر رشد عاطفی-اجتماعی کودکان پیشدبستانی شهرستان کاشمر ، سال ۱۳۸۶-۱۳۸۵” پژوهش خود را با هدف بررسی تاثیربازیهای مبتنی بر حرکت بر رشد عاطفی کودکان پیشدبستانی انجام داد. برای نمونه گیری به صورت نمونهگیری خوشهای از دو مرکز پیشدبستانی انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند .در این پژوهش از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و برای اندازهگیری رشد عاطفی-اجتماعی از پرسشنامهی محقق ساخته که بیشتر سوالات آن فرم ساده شدهی آزمون رشد اجتماعی وایلنر بوده استفاده شد. پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده ها ، نتایج به دست آمده از اجرای بازیهای مبتنی بر حرکت بر روی گروه آزمایش نشان داد کودکانی که این بازی ها را انجام داده اند، نسبت به کودکانی که از این بازی ها محروم بودهاند، در زیر مقیاس مهارتهای اجتماعی ، توانایی ایجاد ارتباط ، آشنایی با قوانین و مقررات ، آشنایی با حقوق فردی و اجتماعی ، آشنایی با رفتارهای جامعه پسند و پرورش عواطف ، عملکرد بهتر و نسبت به آنها رشد چشمگیری داشتند در صورتی که اجرای این بازی ها بر روی گروه آزمایش ، هیچ قضاوت بارزی در پرورش خود پنداری مثبت آنها نسبت به گروه کنترل نداشت و هر دو گروه از رشد خودپندارهی یکسانی برخوردار بودند با توجه به یافتههای این پژوهش میتوان گفت که بازیهای مبتنی بر حرکت، برنامه و روشی سودمند در رشد همه جانبه (رشد جسمی ، حرکتی ، اجتماعی، عاطفی،و….) کودکان پیش از دبستان میباشد.
محمودی فر(۱۳۸۵)پژوهش خود راتحت عنوان”بررسی وضعیت آموزش بازی در مراکز خصوصی پیش دبستانی رشت”انجام داد.هدف این تحقیق بررسی امکانات و وضعیت آموزشی بازی با تاکید بر تمایلات حرکتی کودکان در مراکز خصوصی پیش دبستانی شهر رشت بود. از بین ۹۳ مرکز پیش دبستانی به طور تصادفی ۶۵ مرکز انتخاب گردید. ۳ پرسشنامه ی محقق ساخته ویژه ی مدیران، مربیان و کودکان با ضریب روایی ۸۶%، ۸۱%، ۷۸%، توسط ۶۷ مدیر و ۶۴ مربی تکمیل شد و با ۱۶۲ کودک مصاحبه به عمل آمد. اطلاعات تحقیق با بهره گرفتن از آزمون خی دو در سطح p ≤ %۵ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، نتایج تحقیق نشان داد که بین دیدگاه مدیران، مربیان و کودکان در مورد میزان تمایل حرکتی کودکان و مشارکت اجتماعی آنها در بازی تفاوت معنی داری وجود دارد. اظهارات مشابه مدیران و مربیان در مورد میزان تمایل حرکتی کودکان و تضاد آن با بیانات کودکان، هم چنین تمایل ۷۱ درصد از کودکان به بازی های نشستنی در مقابل بازی های حرکتی قابل توجه بود و نیز تفاوت معنی داری بین دیدگاه مدیران و مربیان در مورد نوع بازی ومناسب بودن فضای بازی در مراکز پیش دبستانی مشاهده شده است. از طرف دیگر، امکانات موجود در مراکز پیش دبستانی شهر رشت، تمام انواع بازی را برای کودکان تحت پوشش قرار نمی داد و سرانه فضای باز (۱۵۴/۲ مترمربع) و فضای بسته (۷۸/ متر مربع) برای هرکودک کمتر از میزان مطلوب بود. هم چنین رابطه ی معنی دار موجود بین برخی از متغیرها نشان داد که پسران تمایل بیشتری به بازی های فعال داشتند و کودکان دارای مادر شاغل، فعال تر از کودکان دارای مادر خانه دار بودند.
مقایسه ی سایر یافته ها نشان داد که ۸۹ درصد از کودکان، مراکز پیش دبستانی را به عنوان مکان بهتری نسبت به خانه برای بازی می دانستند و ۷۸ درصد از آنها تمایل بیشتری به بازی های گروهی داشتند.
سهرابی (۱۳۹۰) پژوهش خود را تحت بررسی تاثیربازیهای گروهی بر مهارت اجتماعی دانش آموزان پنجم ابتدایی،انجام داد، بدین صورت که در ابتدایک منطقه از شهر تهران به صورت تصادفی و سپس یک مدرسه از آن منطقه به صورت تصادفی و از کلاس های پایه پنجم آن دو کلاس بصورت تصادفی انتخاب شدند . سپس از کلاس ها آزمون اشتیاق برای برقراری ارتباط هاری(۱۹۷۶) و آزمون رقابت – همکاری هاری(۱۹۷۶) گرفته شد و نتایج با بهره گرفتن از آزمون t مورد مقایسه قرار گرفت و چون تفاوت معناداری وجود نداشت یکی از آنها در گروه گواه و دیگری در گروه آزمایش گمارده شدند. سپس در طی دو ماه و ۱۲ جلسه در یکی از کلاس ها (گروه آزمایش) با بهره گرفتن از بازی های گروهی مهارتهای اجتماعی همکاری و برقراری ارتباط آموزش داده شد ولی کلاس دیگر بیشتر به بازیهای انفرادی می پرداختند . بررسی وضعیت فرضیه :
بازی های گروهی بر مهارت های اجتماعی تاثیر مثبت دارد –تایید.
بازی های گروهی بر همکاری دختر پنجم ابتدایی تاثیر مثبت دارد-تایید.
بازی های گروهی بر برقراری ارتباط بین فردی دختر پنجم ابتدایی تاثیر مثبت دارد-تایید.
دوران (۱۳۸۰) ، در کار تحقیقی خود تحت عنوان بررسی تاثیر بازی های کامپوتری بر مهارت های اجتماعی ، با این فرضیه که بازی های کامپیوتری بر مهارتهای اجتماعی تاثیر دارد پژوهشی انجام داد.به منظور بررسی رابطه ی بین مبادرت به بازی های رایانه ای و میزان مهارت های اجتماعی، ۲۵۸ نفر دانش آموز پسر مقطع اول دبیرستان انتخاب شدند که ضمن پاسخ به پرسشنامه ی محقق ساخته اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه مهارت های اجتماعی را نیز تکمیل کردند. اطلاعات گردآوری شده با بهره گرفتن از روش تحلیل رگرسیون چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های این پژوهش حاکی از آنند که گرچه تجربه ی بازی با مهارت های اجتماعی رابطه ی معکوس دارد، یعنی هرچه تجربه ی بازی بیشتر باشد، مهارت های اجتماعی کمتر است، اما این رابطه معنادار نبوده و در عوض وجود رابطه ی معنادار بر دو محور محل بازی و حضور دیگران در محل بازی متمرکز بوده است. به طوری که انتخاب منزل به عنوان محل بازی و با ترجیح تنها بودن در محل بازی با مهارت های اجتماعی رابطه ای معکوس، و پرداختن به بازی در محل هایی که امکان حضور دیگران وجود دارد، با متغیر مهارت های اجتماعی رابطه ای مستقیم دارد. در مجموع با استناد به یافته های پژوهش می توان ابراز نمود که مبادرت به این بازی ها می تواند تاثیر به سزایی در الگوهای تعاملات بین فردی و در نتیجه مهارت های اجتماعی برجای گذارد.
زمانی،(۱۳۹۰).رابطه ی بین هوش های چندگانه (گاردنر) با مهارت های زندگی در دانشجویان کارشناسی دانشکده ی روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی تهران را مورد بررسی قرار داد، هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه ی هوش های چندگانهی گاردنر با مهارتهای زندگی میباشد . جامعهی این پژوهش دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی تهران بودند . نمونهی این پژوهش ۲۰۵ نفر بودند. از میان این نمونه ۱۴۵ نفر دختر و ۶۰ نفر پسر انتخاب شد. نتایج این تحقیق نشان داد که هوشهای چندگانه با مهارتهای زندگی در سطح ۵%رابطه ی معنادار ۶۲% وجود دارد . همچنین میان انواع هوش های چندگانه گاردنر با مهارت زندگی رابطه معناداری وجود داشت . نتایج این پژوهش نشان داد که در بین میانگین های هوش های چند گانه و هم چنین مهارت های زندگی در جنس مذکر و مونث تفاوت معناداری وجود ندارد.
بیابان بیدگلی،(۱۳۹۲) پژوهش خود را تحت عنوان ” مقایسهی اثربخشی آموزش واحدکار، براساس هوشهای چندگانه با روش گروه نمونه بر عملکرد یادگیریکودکان پیش دبستانی انجام داد.
هدف کلی این پژوهش مقایسهی اثربخشی آموزش واحد معنا براساس تدریس مبتنی بر هوشهای چندگانه با روش گروه نمونه بر عملکرد یادگیری آموزشی طرح های کار کودکان پیش دبستانی شهرستان آران و بیدگل در سال تحصیلی ۱۳۹۲ می باشد . هدف این تحقیق مقایسه ی عملکرد یادگیری گروه نمونه و آزمایش است که گروه آزمایش براساس راهبردهای هوش چندگانه آموزش میدید و گروه نمونه براساس روش های متداول آموزشی در پیشدبستانی که شامل حیطهی محدودی از هوش چندگانه میشود آموزش میدید. سوالات آزمون عملکرد یادگیری براساس حیطه های شناختی بلوم ابعاد رشد جسمی ، عاطفی،اجتماعی،زبانی،شناختی را بررسی میکردند. تحقیق به مدت ۴ هفته ۲ جلسه ۴۵ دقیقه ای تدریس میشد .نتایج نشان داد که بین دو متغیر آموزش براساس هوش چندگانه و گروه نمونه تفاوت معناداری وجود دارد. هر دو عملکرد یادگیری را افزایش میدهند ولی آموزش به شیوه ی هوش چندگانه موثرتر از روش گروه نمونه است .
تحقیقات خارج :
جیمز اف کریستی و ای پی جانسون (۱۹۵۰) در تحقیق خود تحت عنوان نقش بازی در رشد اجتماعی وفکری نشان دادند که توانایی کودکان برای مدیریت احساسات و رفتار و دوستی پیش شرط های لازم برای آمادگی در مدرسه و موقعیت تحصیلی است که این ها با بازی تقویت میشوند و توانایی در مهارتهای اجتماعی پیش بینی کننده ای از شکست تحصیلی است. این پژوهش نشان داد که آموزش مهارتهای ارتباطی ، مدیریت و کنترل خشم و حل مشکلات بین فردی در موقعیت تحصیلی موثر است .
همفری(۱۹۸۶) در رابطه با رابطه ی بین هوش و حرکت و یادگیری با بازی به عنوان یک تقویت کننده مطالعاتی انجام داده است و با این فرضیه که بین هوش و حرکت و یادگیری با بازی رابطه ای مثبت وجود دارد .پژوهش وی نشان داد ، مشارکت کودکان در بازی ها سبب ایجاد انگیزه ی آنها برای یادگیری بهتر مفاهیم دستور زبان و خواندن می شود. مفاهیم دستور زبان را که به روش بازی کردن به کودکان گروه آزمایش تدریس شده بود یادگیری آنها به طور معنیداری بیش از کودکان گروه گواه که همین مفاهیم را از طریق هوش کلامی فراگرفته بودند، بود .
السون تانکس ،دیوید سندیفورد،اندریاکدی و امی گتس لر (۲۰۱۱) در بررسی قدرت بازی : استفاده از یک مدل تلفیقی بازی های گروهی برای تقویت مهارت های اجتماعی و حرکتی یادگیرندگان با مشکل برقراری ارتباط با دیگران و استفاده از زبان و مفاهیم انتزاعی پژوهشی انجام دادند، اهداف این پژوهش عبارتند از ۱- یک گروه از افراد دارای این مشکل تشکیل بدهند تا این گروه بتوانند با بقیه ی همسالان تعامل داشته باشند و مهارتهای حرکتی ابتدایی را یاد بگیرند . ۲- این مدل از بازی های گروهی بتواند در بیشتر یادگیرندگان فرصت تقویت مهارت های اجتماعی و درک دیگران را ایجاد کنند . ۳- اعتماد لازم را در معلمان ایجاد کنند ، تا یک برنامه ی منسجم را به اجرا گذارند تا این برنامه شکاف موجود در مهارت های اجتماعی و یادگیری حرکتی یادگیرندگان را تامین کند. این برنامه را به مدت ۱۲ هفته اجرا شد با این وجود محققان در اجرای این تحقیق با این مشکل مواجه بودند که همبازی های این گروه را نمی توانستند به راحتی انتخاب کنند چون افراد عادی توانایی های بیشتری از گروه آزمایش داشتند . و نتایج تحقیق نشان می دهد که این بازی در تقویت درک اجتماعی و ایجاد فرصت تعامل با دیگران موثر بود .
جمع بندی:
لازمه داشتن جامعه سالم، داشتن کودکان سالم است.چرا که کودکان آیندهسازان یک جامعه هستند، از طرفی پرورش کودکان سالم در گرو برنامه ریزی صحیح و آموزش به موقع و موثر است. رشد، شکوفایی و ترقی جامعه وقتی میسر است که افراد آن جامعه تواناییهای لازم و اولیه را فراگرفته باشند. بیشترین وظیفه آموزش این تواناییها بر دوش آموزش و پرورش و دیگر نهادهای آموزش است تا با طراحی مناسب، این تواناییها را در فراگیران ایجاد کنند.
به همین منظور موضوع مورد مطالعه در این پژوهش اجرای طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر هوش میانفردی کودکان قرار گرفت، تا بتوان تواناییهای مورد نیاز دانشآموزان برای حضور در جامعه که توانایی برقراری ارتباط وهمکاری با دیگران، درک دیگران و تشخیص امیال و مقاصد دیگران و … است را پرورش داد؛ این مهم با توجه به یکی از اساسیترین نیازهای کودک یعنی بازی میسر میشود. تا حدی که خزاعی و خزاعی(۱۳۹۲)بیان میکنند: بازی، زندگی کودک است، با زندگی کودک بازی نکنیم.
در این فصل مبانی نظری پژوهش و نتایج مطالعات در رابطه با طراحی آموزشی، بازی، هوش میانفردی، همکاری، همدلی، تشخیص مقاصد، فواید داستانگویی و… بیان شد، در این فصل انواع بازی، اهمیت بازی در فرایند اجتماعی شدن ،تاثیر بازی بر هوشمیانفردی، فواید داستان و داستانهای تصویری شرح داده شد. در پایان فصل نیز پژوهشهای مشابه داخلی و خارجی در این زمینه مطرح گردید.نتایج این فصل بیانگر موضوعات زیر است:
هوش قابل تقویت است (مکنزی۲۰۰۵/۱۳۹۱).
بازی موجب پرورش مهارتهای اجتماعی، روانی، جسمی و … در کودکان میشود.
قصههای تصویری و داستانگویی موجب رشد و تقویت هوش، مهارتهای کلامی، خلاقیت، ایفای نقش و یادگیری مهارتهای اجتماعی و… میشود (مرتضوی کرونی،۱۳۹۱)
فصل سوم:
روش تحقیق
تصمیمگیری درباره روش تحقیق بستگی به هدف تحقیق، ماهیت مساله مورد مطالعه و روش های مختلف بررسی آن دارد. پس روش تحقیق باید با توجه به مساله مورد مطالعه انتخاب شود(دلاور، ۱۳۹۱). در این فصل سعی میشود روش انجام تحقیق و مراحل آن مشخص و توصیف شود. بنابراین آنچه در این فصل به آن پرداخته میشود روشتحقیق،جامعه آماری، روش نمونه گیری،روش و ابزار جمعآوری اطلاعات، روش تجزیه و تحلیل اطلاعات میباشد.
روش تحقیق
روشها و رویکردهای بسیاری برای انجام تحقیقات علمی در رشته های گوناگون وجود دارند و در حوزه علوم رفتاری معمولآُدو دسته از روش های تحقیق که شامل :
الف) روش های کمی که در آنها از داده های کمی استفاده میشود.
ب) روش های کیفی که در آنها داده های کیفی به کارمیرود
میباشد استفاده میشود.این روشها مکمل یکدیگر بوده،برای شناخت پدیده ها میتوان آنها را باهم مورد استفاده قرار داد.(سرمد و همکاران،۱۳۹۱)
روش تحقیق در این پژوهش به صورت ترکیبی است:
روش تحقیق ترکیبی
این نوع روش تحقیق نسبت به روش های کمی و کیفی کمتر شناخته شده است و شامل آن دسته از روش های گردآوری اطلاعات و تحلیل دادههاست که از هر دو روش کمی و کیفی در یک پژوهش