تحقیقات را به عموم جامعه در قالب توصیههای غذایی تسهیل نماید(همان:۶۴).
توجه به الگوهای غذایی که پیچیدگیهای دریافت های غذایی را دربرمیگیرد تصویر مناسبی از رژیم غذایی و عادات تغذیهای افراد جامعه را به ما میدهد و به ما کمک میکند تا افرا در معرض خطر در با بیماری های مزمن وابسته به تغذیه را شناسایی کرده وسپس برای آنها توصیههای تغذیه ای داشته باشیم، چرا که مردم در انتخاب غذاهایشان کمتر به محتوای موادغذایی توجه میکنند. در واقع با توجه به آنکه درنظر گرفتن ترکیب غذاهای مختلف که مردم غالبا با یکدیگر مصرف میکنند برای توصیهها و راهنمای رژیمی ضروری است. توجه به الگوهای غذایی به ما کمک می کند تا پیامدها و مفهوم راهنماهای رژیمی را به راحتی در قالب الگوهای غذایی برای جامعه بیان کنیم(حسینی اصفهانی و همکاران،۲۴:۱۳۸۷).
۱-۶-پرسشهای اساسی تحقیق:
سوال اصلی در تحقیق حاضر:
چه عواملی بر الگوهای غذایی خانواده های شهر کرمان تاثیر می گذارند؟
آیا بین متغیرهایی مانند سرمایه فرهنگی، سرمایه اقتصادی، تعارض کار-خانواده و میزان درآمد زنان و الگوهای غذایی خانواده هایشان رابطه وجود دارد؟
همچنین آیا بین متغیرهایی مانند طبقه اجتماعی، تبلیغات تلویزیونی، ابعاد خانواده، سن و تحصیلات زنان ، میزان درآمد و الگوهای غذایی خانواده هایشان همبستگی مشاهده می شود؟
۱-۷ -تعریف اصطلاحات و مفاهیم اساسی تحقیق
الگوهای غذایی: الگوی غذایی به این معنی که چه غذایی،چگونه و چه وقت خورده شود(قنادی اصل و ایران پرور،۲۵۷:۱۳۸۸).
زنان شاغل:زنی که در خارج از محیط خانه در یکی از ارگانها و نهادهای دولتی و غیر دولتی مشغول به کار است و در قبال میزان کار خود ماهیانه حقوق دریافت میکند.
زنان خانه دار:خانه داری در لغت به معنای تدبیر زمان، مواظبت زن در کارهای خانه است. از نظر لغوی زنی که امور خانه را با نظم و اقتصاد اداره میکند خانه دار نامیده میشود.
شهر کرمان: کرمان یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان کرمان در جنوب شرق ایران است. در مدارک تاریخی و جغرافیایی از کرمان با نام های دیگری چون: کارمانیا، گواشیر، ژرمانیا و کریمان نام برده شده است. دارای آب و هوای خشک وکویری با مساحت ۵۴۶ کیلوتر مربع می باشد وجمعیتی بالغ بر ۵۱۵۱۱۴ نفر دارا می باشد.

فصل دوم

مبانی نظری تحقیق

مروری بر پژوهشهای انجام شده داخلی و خارجی:
۲-۱- مقدمه:

بررسی تحقیقات انجام شده توسط دیگران و مرتبط با تحقیق حاضر، لازمه یک پژوهش علمی است ، زیرا می توان از نتایج حاصل از آنهاسوال ها و ایده های تازهای استخراج کرد تا راهی برای این تحقیق و تحقیقات آینده گردد. بطور طبیعی آثار گذشته نقاط قوت و ضعفی دارند که می توان با مطالعهی آنها از نقاط قوت استفاده کرده و از نقاط ضعف دوری کرد .این مطالعات به ما نشان میدهد که پژوهش خود را از کجا شروع کنیم. در این فصل ابتدا مطالعات و پژوهشهای مربوط به موضوع مورد بررسی در داخل ایران و در مرحلهی بعد در کشورهای دیگر را مورد بررسی و ارزیابی قرار میدهیم، سپس چارچوب نظری تحقیق که تلفیقی از چند تئوری است بیان میگردد. در پایان این فصل نیز به بیان مدل تحلیلی و فرضیه های تحقیق پرداخته میشود.
۲-۲-مروری برتحقیقات داخلی:
جهانگیر جهانگیری و ماهرخ رجبی(۱۳۸۰) پژوهشی تحت عنوان بررسی فرهنگ و سواد تغذیهای زنان در شهر شیراز بر روی ۴۹۹ زن در سنین بالاتر از ۱۵ سال با روش نمونه گیری طبقه بندی تصادفی انتخاب انجام دادند. یافتهها حاکی از این بود که با وجود آگاهی تعدادی از زنان از بهترین شیوههای مصرف مواد غذایی باز هم استفاده از شیوه های مطلوب چندان متداول نیست. بطور کلی در انتخاب غذایی بیشتر از این که نیاز اعضای خانوار درنظر گرفته شود،در دسترس بودن مواد و ذائقه اعضای خانوار ملاک قرار میگیرد(جهانگیری و رجبی،۱۳۸۰).
عوامل تاثیر گذار بر رفتار تغذیهای زنان کارگر بر پایهی مدل تلفیقی تئوری رفتار برنامه ریزی شده و خودکارآمدی:یک رویکرد کیفی پژوهشی است که زهره کشاورز،معصومهسیمبر،علی رمضانخانی بر روی زنان کارگر شاغل در کاخانجات شهرک صنعتی عباس آباد پاکدشت انجام دادند. یافته ها نشان داد که زنان کارگر نگرش نسبتا خوبی در مورد تغذیه ی سالم دارند. اهمیت به نظرات همسر و فرزندان از مهم ترین هنجارهای ذهنی موثر بر تغذیه آنان دارد فرهنگ تغذیهای جامعه و نقش مادر در رفتارهای تغذیه ای خانواده نیز موثراست. محدودیتهای زمانی و مکانی از مهم ترین موانع انجام تغذیه سالم قلمداد گردید. همچنین زنان کارگر از خودکارآمدی کافی در برنامه ریزی برای تغذیه ی سالم برخوردار نبودند(کشاورز و همکاران،۱۳۸۹).
محمدباقر علیزاده اقدم(۱۳۹۱) در تحقیقی بر روی ۷۵۲ نفر از شهروندان تبریزی به این نتیجه رسید که سبک غذایی شهروندان بر حسب وضعیت تأهل،جنسیت، وضعیت طبقهی اجتماعی، سن، شاخصحجم بدن،سرمایهی اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی متفاوت بوده است(علی زاده اقدم،۱۳۹۱).
بررسی تطبیقی تفاوتهای جنسیتی در عادتهای غذایی دانشجویان ایرانی و هندی عنوان پژوهشی است که محمد اسماعیل ریاحی (۱۳۸۴) بر روی ۵۰۴ نفر از دانشجویان دختر و پسردانشگاه مازندران و پنجاب هند در سال تحصیلی ۱۳۸۰ انجام داده است. در این تحقیق۲۶۳ نفر از دانشگاه مازندران و ۲۴۱ نفر از دانشگاه پنجاب هند به طور تصادفی انتخاب شدند. این پژوهش برای یافتن رابطه ی برخی از عوامل روانی- اجتماعی(جنسیت،فرهن
گ،پایگاه اقتصادی اجتماعی،دانش بهداشتی و باورهای درباره ی سلامتی) با الگوهای عادتهای غذایی دانشجویان انجام شده است. یافته ها نشان داد که عادتهای غذایی با متغیرهای ذکر شده رابطه داشته است و روی هم رفته دختران بیش از پسران و دانشجویان هندی بیش از دانشجویان ایرانی عادتهای غذایی سالم و سودمندی دارند که آنها را در برابر بیماریهای غبرعفونی مقاوم می سازد(ریاحی،۱۳۸۴).
فرشاد فریور و همکارانش(۱۳۸۸) پژوهشی بر روی ۱۱۵۴ نفر ار استانهای گلستان،سیستان و بلوچستان و بوشهر انجام دادند به نتایجی دست یافتند که حاکی از این بودکه ۷۰-۵۰ درصد از نمونه ۴گروه اصلی غذایی مطلع بودند،۵۰-۴۰ درصد از افراد نسبت به نقش آنهادر بدن انسان آگاهی داشتند. فراوانی مصرف گوشت در افراد مورد بررسی به ندرت،گوشت ماهی در سطح متوسط،حبوبات در سطح بالا و میوه،سبزی،ماست و پنیر در سطح قابل قبول و مصرف چیپس و پفک،قند و شکر و نوشابه های گازدار در سطح بالایی قرار داشتند(فریور وهمکاران،۱۳۸۸).
بررسی میزان سوءتغذیه و عوامل مرتبط با آن در دانش آموزان ابتدایی کردستان عنوان پژوهشی است که شعله درویشی و همکارانش(۱۳۸۸) انجام داده اند. بر اساس نتایجبین شغل مادر و سوءتغذیه ی مزمن، بین سطح سواد پدر و مادر و شاخص قد برای سن و وزن برای قد رابطه ی معناداری وجود داشت. همچنین بین مصرف گوشت و سوءتغذیه مزمن و مصرف هفتگی پنیر و شیر،بین میزان مصرف نوشابه و سوءتغذیه مزمن و همچنین بین مصرف تنقلات بیارزش مانند:پفک و وزن برای قد رابطه ی معناداری وجود داشت(درویشی وهمکاران،۱۳۸۸).
در تحقیقی که جعفر هزار جریبی و فیروزه علیزاده اقدم(۱۳۹۱) با عنوان نقش تعیین کننده سرمایه اقتصادی و اجتماعی در ناامنی غذایی شهروندان مطالعهی موردی: شهروندان تبریزی بر روی ۳۸۵ نفر انجام دادند به این نتایج رسیدند که بین ناامنی غذایی و ابعاد حمایت اجتماعی و مشارکت اجتماعی سرمایه اجتماعی رابطه معنی دار و معکوس وجود دارد در حالی که بین اعتماد اجتماعی و ناامنی غذایی رابطه ی معنی داری مشاهده نشد. همچنین بین سرمایه اقتصادی و ناامنی اقتصادی رابطه ای معنی دار و بین دسترسی به غذا و کفایت غذایی رابطه معنی دار و معکوس ولی بین سرمایه اقتصادی و کیفیت غذایی رابطه معنی دار و مستقیم وجود دارد.ناامنی غذایی شهروندان بر حسب مقطع تحصیلی و نوع شغل افراد متفاوت است(هزارجریبی و علیزاده اقدم،۱۳۹۱).
تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر اختلالات تغذیهای زنان عنوان تحقیقی است کهمحمدعباس زاده،علیرضا استاد رحیمی، فریبا غنی افشرد،پروین علی پور(۱۳۹۱) انجام داده اند. روش کار پیمایشی بوده و ابزار پرسشنامه استاندارد شده بومی شده می باشد.حجم نمونه ۴۰۰نفر از زنان و دختران ۴۹-۱۵ ساله شهر تبریز می باشد.نتایج تحقیق نشان می دهدکه از بین متغیرهای مستقل(تاثیر خانواده،همسالان،رسانه ها،میزان دینداری و تاثیر مقایسه های اجتماعی) متغیر مقایسه ی اجتماعی بالاترین تاثیر را بر میزان اختلالات تغذیهای پاسخ گویان داشته است و متغیرهای مذکور ۳۴ درصد تغییرات متغیر وابسته(اختلال تغذیهای) را تبیین مینمایند(استاد رحیمی و همکاران،۱۳۹۱).
نتایج تحقیق آرمان لطیفی و طاهره دهداری(۱۳۸۸) که به بررسی رفتارهای تغذیه ای دانشجویان دختر خوابگاه علوم پزشکی شهید بهشتی پرداختندنشان داد که ۲درصد دانشجویان دارای رفتارهای تغذیهای در سطح ضعیف،۵۹درصد در سطح متوسط و ۸/۴۰ درصد افراد دارای رفتارهای تغذیهای مناسب جهت پیشگیری از کم خونی و فقرآهن بودند(لطیفی و دهداری،۱۳۸۸).
مالک علی محمدی و همکارانش(۱۳۸۹) تحقیقی با عنوان آگاهی دستیاران(۷۰نفر) و کارورزان(۶۶) پزشکی در حال تحصیل از دانش تغذیه ای انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که سطح دانش ۳/۲۳ درصد شرکت کنندگان ضعیف۳/۶۱ درصد متوسط ۴/۱۳درصد خوب بوده است.ولی دانش تغذیه ای هیچ کس در حد خیلی خوب نبود و پاسخ صحیح به سوالات دانش تغذیهای ۵۰٫۲۸ درصد بوده است(علی محمدی وهمکاران ،۱۳۸۹).
نتایج تحقیق مهدی دلوریان زاده و همکارانش(۱۳۹۰) بر روی ۵۸۷ دانش آموز دختر در محدوده ی سنی۱۱ تا ۱۶ سال در شهر ملایر و شاهرود حاکی از این بود که اکثریت افراد دارای آگاهی متوسط۵/۵۹،نگرشخوب ۲/۵۵درصد،و عملکرد متوسط ۵۵/۵درصد بوده است(دلوریان زاده،۱۳۹۰).
پژوهشی که نسرین معصومی،شیرین جفرودی،عاطفه قنبری،احسان کاظم نژاد،فاطمهشجاعی وابوالحسن رفیعی(۱۳۹۱)تحت عنوان بررسی وضعیت تغذیه و عوامل مرتبط با آن در سالمندان شهر رشتبر روی ۱۹۴ نفر سالمند بازنشسته از موسسه های دولتی انجام دادند به این نتیجه رسیدند که ۱/۸۷درصد سالمندانتغذیه طبیعی ۱۹/۱۲درصد امکان سوءتغذیه و ۴درصد سوءتغذیه دارند.وضعیت تغذیه نیز با سن ودرآمد ارتباط داشته و وضعیت تغذیه ی طبیعی در زنان و سالمندان با درآمد بیشتر افزایش می یابد(معصومی و همکاران،۱۳۹۱).
بررسی آگاهی،نگرش و عملکرد تغذیهای دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی ناحیه ی۴اصفهان(۱۳۸۷)تحقیقی استکه محمدمهدیهزاوهای،آسیه پیرزاد،محمدحسنانتظاری،اکبرحسن زاده و نیماه بحرینیانبر روی ۱۲۰ دانش آموز انجام دادند. یافته ها نشان داد که ۹۰درصد دانش آموزان عملکرد تغذیه ای نامطلوب و ۵/۳۷ درصد درمورد تغذیه ی سالم آگاهی ضعیف داشتند(هزاوهای و همکاران،۱۳۸۷).
زهرا کرم سلطانی،احمدرضا درستی،محمدرضا اشرافیان و ابوالقاسمجزایری(۱۳۸۶) پژوهشی با عنوان چاقی و امنیت غذایی در کودکان دبستانی شهر یزد بر روی ۱۸۷ دانش آموز ۱۱-۹ ساله ی چاق و غیرچاق انجام دادند.نتایج تحقیق آنان نشان داد که دریافت بالای انرژی- پروتئین
و کربوهیدرات از عوامل غذایی مرتبط با چاقی در بین دانش آموزان دبستانی شهر یزد است. همچنین با کنترل چربی بین امنیت غذایی و چاقی ارتباط معناداری مشاهده شد(کرم سلطانی وهمکاران،۱۳۸۶).
بررسی میزان شیوع چاقی ، چاقی شکمی و رابطهی آن با الگوی مصرف غذایی در نوجوانان پسر دبستانی شهرتبریز(۱۳۸۳) عنوان پژوهشی است که نوشین شهیدی،پروین میرمیران وفردینبر روی نمونه ی ۳۴۱ نفری نوجوانان ۱۶-۱۴ سالهی دبیرستانهای تبریز انجام دادند.نتایج بررسی حاکی از این بود که بسامد مصرف تنقلات و میوه ها در هفته در نمونههای اضافه وزن بیشتر و چاق کمتر از سایر گروههای غذایی بود. پسران دارای وزن زیاد و چاق وعدهی صبحانه را نیز به میزان بیشتری حذف کرده بودند(شهیدی و همکاران،۱۳۸۳).
تحقیقی با عنوان «ارتباط مصرف غذاهای آماده با سطح اضطراب در دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران» توسطمحمود بختیاری، الهام احرام پوش، رضا راست منش، علیدل پیشه، فرید زائری و رضا همایون فردر سال ۱۳۸۹ انجام گرفته است. نمونه آماری