نظر مک لوهان در این عصر مجددا تنوع اصالت بشر باز می گردد از این جهت نوعی بازگشت به وضع جامعه ابتدایی فاقد کتابت به شمار می آید. منتهی با تفاوت آشکار، به نظر مک لوهان این امر بازگشتی به نظام قبیله ای در سطح جهانی محسوب می شود. ( دهکده جهانی ).
 
مک لوهان در بخش دیگری از آرای خود رسانه ها را به دو گروه سرد و گرم تقسیم می کند. او رسانه های همه حسی را سرد و رسانه تک حسی را گرم می داند. رسانه های گرم را شامل آن ابزارهایی می داند که قادرند مفهوم مورد نظر را به کمک ذهن و تخیل مخاطب کامل کند. اما در رسانه های سرد نمی تواند چنین امکانی را برای مخاطبان خود فراهم سازند بدین ترتیب رادیو جزو گروه گرم بشمار می رود چون شنونده سعی می کند آنچه را که می شنود با تصورات خود در ذهنش تکمیل کند در مقابل تلویزیون رسانه سرد است چون همه چیز را به بیننده نشان می دهد و جای فعالیت چندانی برای وی نمی گذارد.
 
وی همچنین در تفاوت بین سینما و تلویزیون می گوید فیلم در سینما توسط چشم ها دیده می شود اما در تلویزیون بیش از دیده شدن لمس می شود. مک لوهان نصبت به تحولات تکنولوژی که رسانه ها دید کاملا خوش بینانه ای دارند امیدوار است با پیشرفت های فنی بشر به یک جامعه آرمانی دست یابد که در آن همگان همه چیز بدانند. تحقق این امر به نظر او با رسانه های جمعی خواهد بود او می گوید اگر ارشمیدس نقطه اتکایی می خواست تا جهان را جابجا کند من رسانه ها را می خواهم تا جوامع را دگرگون کند.

 
انتقادات وارده به مک لوهان :
 
۱-  تحولات تاریخی و پیدایش رسانه جدید باعث از بین رفتن رسانه های قدیمی نمی شود.
 
۲-  پیدایش جامعه آرمانی یا دهکده جهانی مک لوهان در وضعیتی است که ماهیتا با نظام قبیله ای نخست متفاوتند و در اینجا تسلط شرکت ها و انحصار جدید در رسانه ها جایی برای صمیمیت و ارتباطات نزدیک باقی نمی گزارد.
 
۳-  مک لوهان جوامع کم سواد را جامعه سرد و جامعه اروپایی را جامعه گرم می نامد.
 
نظریه دیود رایزمن: رایزمن نحوه زندگی بشر را در تاریخ اجتماعی ( از نگاه ارتباطات ) به سه مرحله تقسیم می کند :
 
۱- دوران سنت راهبر: ارتباط چهره به چهره و رفتار بشر یکنواخت و قابل پیش بینی است و به او آرامش می دهد دراین مرحله سنتها حاکم است.
 
۲- دوران درون راهبر: انسان با عقلانیت خود از آرامش خارج می شود و تلاش فردی برای پاسخگویی به نیازهای فردی در این دوره شکل می گیرد. ( فرد گرایی ) اهمیت سنت کاهش می ابد و هماهنگی در رفتارها کم می شود.
 
۳- دوران دگر راهبر: این مرحله ناشی از تمدن ارتباط جمعی و پیدایش ابزار سالاری است. در این مرحله فرهنگ بلعیده می شود و موجب از خود بیگانگی می شود این عصر فرا واقع و فرا آگاهی است. ظهور وسایل ارتباط جمعی در این دوران بوده است.
 
توده تنها اصطلاحی است که رایزمن به کار می برد. انتظارات و رنج های بزرگ در این دوره جایی ندارد. به اعتقاد رایزمن ایجاد این حالت ها نتیجه پیامد کارکرد رسانه هاست. 
 
آلوین تافلر ( Alvin Toffler ) : آلوین تافلر به عنوان یکی از پیشگامان جهانی تغییر و تحول شناخته می شود. او با وسواس زیادی همواره از نگارش کلماتی همچون روند و پیش بینی در نوشته هایش اجتناب می ورزد و بر این نکته اصرار می کند که هیچ کس به درستی نمی تواند بگوید که در آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد. کار ویژه تافرلر ارایه مفهومی از اثرات تغییر است. این امر ریشه در دانایی، فن آوری، هنر و توانایی برخورد به نتایج حاصل از تاثیر تغییرات پیچیده تکنولوژیکی و اجتماعی بر نگرش ها و منافع دارد. 
زندگی و دوره شغلی تافلر: آلوین تافلر در سال ۱۹۲۸ متولد شد. تمام تحصیلات و تجارب کاری او در داخل ایالات متحده صورت گرفته اند. او استاد میهمان در بنیاد راسل سیج، استاد میهمان در دانشگاه کرنل، عضو هیات علمی دانشکده جدید تحقیقات اجتماعی و یک مشاور بسیار موفق کسب و کارها بوده است. او دارای چندین مدرک افتخاری است و کتب او جوایز بسیاری کسب کرده اند. بخش اعظم کارهای تافلر همراه با همسرش یعنی هایدی خلق شده اند. این اولین نکته ای است که او همیشه بدان اشاره می کند. آنها دارای مشارکتی بسیار برجسته هستند  هر دوی آنها در دانشگاه نیویورک زبان انگلیسی خوانده اند و سپس به یک زندگی کولی وار پرداختند و پس از جنگ به روستای گرینویچ رفتند و در آنجا استعداد خود در سراییدن شعر و نگارش رمان را بروز دادند. او در سنین جوانی متوجه ارزش علم و فناوری در جهان مدرن شد و در نتیجه دوره ای را در مورد تاریخ فناوری گذراند. تافلر  سال ها وقت خود را صرف روزنامه نگاری کرد و مطالب خود را در بسیاری از نشریات سیاسی، علمی و اقتصادی آن دوران نوشت. در سال ۱۹۶۰ ، او دعوت نامه ای از شرکت آی بی ام دریافت کرد تا مطلبی را در مورد مضامین بلند مدت اجتماعی و سازمانی رایانه بنویسد که همین موضوع او را با فناوری های پیشرفته آشنا کرد. همین موضوع باعث شد که مطالب زیادی درباره تغییر بنویسد که امروزه معروف ترین مطالب ذکر شده در باب این موضوع در سطح جهان هستند. کتاب موج آن که نخستین کتاب ارزشمند درباره تغییر است، تنها اندکی پس از تکمیل مقاله آی بی ام ، نوشته شد.
 
تفکر کلیدی تافلر: اگر چه او کتب زیاد و مقالات بی شماری منتشر کرده اما فلسفه او و عقاید کلیدی او در سه کتاب خلاصه شده اند: شوک آینده ( ۱۹۷۰ ) موج سوم ( ۱۹۸۰ ) و تغییر قدرت ( ۱۹۹۰ ) . آنها در کنار هم نشانگر عقاید تافلر در باره تغییر به عنوان
جریانی بی پایان هستند.
 
تافلر دیدگاه خود در مورد این سه گانه را چنین بیان می نماید: موضوع اصلی، تغییر است یعنی آنچه که در قبال افراد و در زمانی رخ می دهد که کل جامعه آنها خود را به سمت چیزی جدید و غیر منتظره تغییر می دهد. شوک آینده به فرآیند تغییر می پردازد ( چگونه تغییر بر افراد و سازمان ها تاثیر می گذارد ). موج سوم بر مسیرهای تغییر متمرکز است ( تغییرات امروز با ما چه می کنند ). تغییر قدرت به کنترل رخ دادن تغییرات می پردازد ( چه کسی و چگونه تغییرات را شکل می دهد ).  
 
علاوه بر ارایه تحلیلی جامع از تغییر و بسیاری از مشکلات و چالش هایی که به دنبال دارد. این سه گانه مملو از امیدواری است. این کتابها استدلال می نمایند که تغییر سریع در پیرامون ما آنگونه که به نظر می رسد، تصادفی یا بی نظم نیست بلکه الگوها و عواملی شناخته شده در ورای آنها وجود دارند که باعث می شوند ما به شکلی استراتژیک به مقابله با تغییرات بپردازیم و از واکنش های خطرناک به رخدادهایی که با آنها مواجه می شویم بپرهیزیم.

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد با موضوعدوره قاجار، خانه تاریخی، نادرشاه افشار

نظرسه گانه تافلر
۱- شوک آینده:  تافلر توضیح می دهد که تاثیر تغییرات به سرعت رخ می دهند و از همین جا بود که عبارت شوک آینده وارد واژگان جهان شد و هم اکنون به شکلی گسترده از آن برای تشریح سردرگمی، ابهام و از دست رفتن توانایی تصمیم گیری استفاده می شود که بر افراد، گروه ها و کل جامعه در زمانی تاثیر می گذارد که آنها تحت سیطره تغییر در آمده اند.
 
تافلر در پیش گفتار کتاب تغییر قدرت می نویسد: تاریخ پیامدهای خاص خود را دارد که مستقل از مسیر حقیقی تغییر هستند. رخدادها و واکنش های سریع، اثرات خاص خود را دارند، چه این تغییرات خوب تلقی شوند و چه بد.
 
شوک آینده چندین سال پیش نوشته شده و هم اکنون می توان از آن برای سنجش پیش بینی های تافلر استفاده کرد. آنچه که ما دریافتیم قابل توجه است: او فروپاشی خانواده هسته ای، انقلاب ژنتیک، فرو پاشی جوامع، از سر گیری تاکید بر تحصیلات و افزایش اهمیت دانش در جوامع را پیش بینی کرده بود .
 
۲- موج سوم: شاید بتوان گفت که این کتاب نمایانگر مهم ترین نظریه تافلر است که موج سوم را به دو موج بزرگ دیگر در توسعه بشر افزوده است .
 
اولین موج: شامل کشاورزی و تحولات انسانی از شکارچیان به افراد ساکن شده در مزارع است. این کار انسان را از تلاش دایم برای امرار معاش رها ساخت و ثبات و امنیت لازم برای توسعه فنون و فناوری ها که مبنای تمدن امروز هستند را فراهم آورد.
 
موج دوم: انقلاب صنعتی است که در بر گیرنده حرکت به سمت روش های تولیدی و سازماندهی نیروی کار است که جهان صنعتی مخلوق آن است. بهره برداری از مواد اولیه، تولید انبوه و کاربرد فزاینده تر فناوری، رفاه و سعادت را برای کشورهایی به دنبال داشته که از عهده تغییرات لازم بر آمده بودند.
 
موج سوم: تحولی پس از دوران صنعتی و مبتنی بر اطلاعات است که به گفته او در دهه ۱۹۵۰ آغاز شده است. در موج سوم، تافلر یک پیش بینی غیر عادی را در مورد اثرات عمیق تکنولوژی و بیو تکنولوژی در اقتصاد و همچنین تغییراتی که ما هم اینک می توانیم در روش های تولیدی، بازاریابی و الگوهای کاری شاهد باشیم، بیان داشت. او توجه زیادی به پیش بینی توسعه بازاریابی و افزایش قدرت مصرف کننده معطوف داشته بود. او حتی واژه ای جدید ( presume ) را ابداع کرد که ترکیبی از تولید کننده  ( presume )  و مصرف کننده ( consumer ) است.
  
او در ادامه کتابش می نویسد: جهانی که شاهد ظهور بسیار سریع ارزشها و فناوری های تازه، روابط ژئوفیزیکی جدید، سبک های زندگی تازه و روش های جدید ارتباطی است، نیازمند عقاید، طبقه بندی ها و مفاهیمی کاملا تازه و نو است. ما نمی توانیم با روش های دیروز وارد جهان فردا شویم .
 
۳-   تغییر قدرت: در این کتاب، که آخرین بخش از سه گانه است، تافلر تجزیه و تحلیل اولیه خود را ادامه می دهد و به این موضوع می پردازد که چگونه افراد، سازمان ها و کشورها تحت تاثیر تغییرات قرار دارند. او درباره یک سیستم جدید قدرت می پردازد که جایگزین دوران صنعتی خواهد شد.
 
واژه تغییر قدرت در معنا با واژه تغییر در قدرت تفاوت دارد. به گفته تافلر، تغییر در قدرت: به معنای انتقال قدرت است اما تغییر قدرت: به معنای تغییر در ذات و ماهیت قدرت است. تغییر قدرت تنها قدرت را انتقال نمی دهد بلکه آن را متحول می سازد کتاب تغییر قدرت سه منبع قدرت را به ما یاد آوری می کند: زور، ثروت، دانش. همه شرکت ها در چهارچوبی کار می کنند که تافلر آن را حوزه قدرت می نامد و این سه ابزار قدرت در آن به طور مستمر به فعالیت خود ادامه می دهند. افزایش اهمیت دانش که در تمام این سه گانه به آن اشاره شده، تغییری عمیق را در توازن میان آنها باعث شده است.
 
کتاب تغییر قدرت هیچ گونه راه حل زود هنگامی در مورد مشکلات مرتبط با تغییر ارایه نمی دهد. تافلر در باره تلاش های انجام شده برای حرکت افراد، شرکت ها و اقتصادهای ملی به سمت یک وابستگی تازه به علم و دانش بحث می کند. به اعتقاد او حتی در صورت حل این تضادهای قدرت، باز هم همه مشکلات حل نخواهند شد. او چالش های بیشتری را در نظر دارد زیرا تفاوت میان اقتصادهای سریع و کند همیشه وجود دارد.  
گابریل تارد: گابریل تارد نظریه تقلید را بنیان نهاد. تارد ( قاضی فرانسوی ) با بررسی طبیعت جنایت های مختلف تقلید را علت واقعی و اساسی وقوع جرایم اجتماعی اعلام کرد و دامنه آن را تا آنجا وسعت بخشید که جامعه بدون تقلید را غیر قابل
تصور دانست. تارد مشاهد کرد که میزان تطابق افراد با یک اندیشه جدید اغلب تابع یک منحنی S  شکل است. در ابتدا افراد کمی با ایده جدید خو می گیرند، سپس میزان تطابق به دلیل مقایسه زیادی از افراد با نو آوری افزایش می یابد. زیرا عده کمی برای تطبیق با نو آوری باقی می مانند .
 
نظریه قوانین تقلید ۴۰ سال بعد از پیدایش پایه و اساس نظریه معرف نشر نو آوری های راجرز و نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت باندورا را تشکیل داد.
 
نظریه همگان را گابریل تارد ارایه کرد. او معتقد است عصر ما نه عصر انبوه خلق بلکه عصر همگان یا همگان ها است. وی همگان را ناشی از مطبوعات می داند.
 
خصوصیات همگان و افراد آن :
 
۱-   جمع نامجاور است
 
۲-   کنش و واکنش های دور شکل میگیرد ( پراکنده بودن جمع )
 
۳-   عقلانیت و همفکر ی همگان
 
۴-   به جوامع صنعتی اختصاص دارد
 
۵-   روزنامه واحدی مطالعه میشود .
 
۶-   افراد پیوند روحی ، روانی ، و

مطلب مشابه :  پایان نامه دربارهتقاضای پول، تابع تقاضا، نرخ بهره، تولید ناخالص داخلی
دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید