معرفی اختلال وسواس فکری و عملی

معرفی اختلال وسواس فکری و عملی

در بررسی سیرتاریخی مشکل وسواس، ردپای اون در متون تاریخی و ادبی قدیم دیده می شه. در اول در چارچوب دیدگاه های مذهبی به افراد دارای این مشکل، به عنوان افراد تحت سلطه ی نیروهای خارجی و شیاطین نگاه می شد و متناسب با این نگاه روش های درمانی مثل رانده روح پلید وجن گیری روش درمانی مورد نظر بود. در بعضی از گزارش ها حتی موفقیت های درمانی رو هم واسه این روش ی درمانی ذکرکرده ان. در متون ادبی در توضیح شکسپیر از شخصیت لیدی مک بث [۸] در قرن شانزدهم، اون در تلاش واسه نجات خود از گناه همیشهً مبادرت به شستن دست هاش می کرد(کروچمالیک[۹] و منزیس[۱۰]، ۲۰۰۳).

اسکیرول[۱۱] اولین فردی بود که خصیصه ی افراد وسواسی رو از راه توصیف حالات یه مریض، گزارش کرد. بیماران اون از درجاتی از بینش بهره مند بودن، پس ظهور نوروز وسواس آغازشد. در اواخر قرن نوزدهم لگران دو ساله[۱۲] از وسواس به عنوان یه جنون[۱۳] با بینش یاد کرد. در عین حال احتمال وجود علائم روان پریشی همراه با این مشکل مطرح شد؛ اما ازآنجایی که دراین زمان علائم ترس ها، وحشت زدگی و سایرعلائم بدنی هم درست تعریف نشده بود، بالتبع پریشونی در تعریف و توصیف مشکل وسواس فکری و عملی افزایش می یافت (کروچمالیک و منزیس، ۲۰۰۳).

در این زمان در اروپا دقیق شدن و فوکوس کردن روی جنبه های متفاوتی از مشکل بود. در انگلستان، توجه به جنبه های مذهبی مشکل بوده و به مشکل به عنوان یه مالیخولیا نگاه می شد. در فرانسه، تأکید براهمیت شک و از دست دادن اراده بود و اضطراب در این مشکل در مرکز توجه بود. در آلمان، توجه متمرکز برماهیت غیرمنطقی افکار دراین مشکل بود(اکاشا،۲۰۰۰) و به مشکل به عنوان یه پدیده عصب شناختی با تظاهرات شناختی می نگریستند. اینطوری توصیف اروپایی ها از OCD مخصوصا دیدگاه فرانسوی ها و آلمانی ها راه رو واسه توصیف های روان شناختی به جای توصیف های طبی در شروع قرن بیستم صاف کرد(کروچمالیک و منزیس،۲۰۰۳). در این زمان ژانه اولین قدم رو به سمت روان نژندی وسواس فکری و عملی برداشت.  باور اون براین بود که بیماران وسواسی تحت نفوذ یه شخصیت بینظم هستن که با نشونه هایی مثل اضطراب، نگرانی افراطی، از دست دادن انرژی و شک و دودلی همراه س. ژانه درمانی رو واسه آیین های وسواسی توصیف کرد که با چیزی که بعدا به نام رفتار درمانی شکل گرفت، هماهنگی داشت (توکلی و قاسم زاده، ۱۳۸۵؛ کروچمالیک و منزیس، ۲۰۰۳).

اضطراب

در همین سال ها، ۱۸۹۶، بود که فروید یه نظریه انقلابی واسه ایجاد تفکر وسواسی تعریف کرد. ایشون این مریضی رو در سال ۱۹۱۷ به شکل سنتی تعریف کرد. از نظر اون تفکر وسواسی، حاصل تغییرشکل خودسرزنشی های حاصل از سرکوب بعضی تمایلات جنسیه. روش درمانی فروید به جای روش درمان طبی اواخر قرن نوزدهم، روش روان تحلیل گری به خاطر حل اختلاف های قبلی در فرد روان آزرده به وسیله ی مراجعه به ناخودآگاه بود. پس از فروید فنیکل[۱۴] بود که راه و روش روان تحلیل گری رو مورد اصلاح قرارداد. اما این روش درمانی، بهبود زیادی در وضعیت بیماران وسواسی ایجاد نکرد(کروچمالیک و منزیس،۲۰۰۳؛ استکتی، ۱۳۷۶).

دهه های شصت و هفتاد قرن بیستم میلادی، دوران رشد رویکردهای رفتاری در مورد ی تحقیق و درمان بود(شمس و صادقی،۱۳۸۵). اولین نظریه های رفتاری وسواس، براین پایه بودن که وسواس ممکنه از نظریه ی دو دلیلی ماورر واسه شکل گیری و موندگاری ترس پیروی کنه. درسال های پایانی دهه ی ۱۹۷۰ هم توضیحی معتبر و هم درمانی خیلی موثر مخصوصا روش روبرو شدن و جلوگیری از جواب (ERP) واسه وسواس وجود داشت؛ که هردو برپایه ی مدل یادگیری استوار بودن(توکلی و قاسم زاده،۱۳۸۵). این دوره ی پرافتخار، با منتشر کردن کتاب «وسواس ها و اجبارها» به وسیله هاجسون[۱۵] و راچمن[۱۶] تموم شد. با منتشر کردن این کتاب ناهماهنگی هایی در توضیح رفتاری وسواس ایجاد شد و کم کم بررسی ها و تحقیق ها به این نتیجه رسید که پدیده های وسواسی رو نمی توان به طور کامل با نظریه ی رفتاری توضیح داد؛ در نتیجه جنبه های شناختی در عقاید و تحقیق های مربوط به وسواس بیشتر مورد توجه قرارگرفت(توکلی و قاسم زاده،۱۳۸۵؛ شمس و صادقی، ۱۳۸۵).

امل کمپ[۱۷] و همکارانش واسه اولین بار از اصول شناختی در درمان وسواس استفاده کردن. اونا از درمان منطقی – عاطفی الیس[۱۸]، ۱۹۸۲، واسه تغییرباورهای غیرمنطقی در این مشکل سود جستند. بعد از اون توجه از باورهای غیرمنطقی کلی به طرف باورهای به درد نخور خاص تغییرجهت دادن. براساس نظربک، ۱۹۷۶ مشکلات جور واجور از شکل های جور واجور متفاوت باورهای به درد نخور برمی پاشه. هم اینکه در این زمان نظریه ی شناختی مک فال و الرشیم، ۱۹۷۹، درباره ی وسواس مورد توجه قرارگرفت(توکلی و قاسم زاده، ۱۳۸۵؛ تایلر[۱۹]، ۲۰۰۱). در سال ۱۹۸۵، سالکوفسکیس مقاله ای با عنوان « تئوری و درمان شناختی – رفتاری مریضی وسواس»  وسواس رو با راه و روش آرون بک به جامعه ی علمی عرضه کرد. این کتاب محققان و پزشکان رفتارگرا رو به تفکر در مورد ی نقش و عملکرد شناخت در روند شکل گیری وسواس فکری و عملی جهت داد(شمس و صادقی، ۱۳۸۵). به دنبال عقاید سالکوفسکیس و تأکید اون برنقش احساس مسئولیت افراطی[۲۰]، باورهای دیگری هم در این رابطه مطرح شد. در موندگاری فعالیت های شناختی شکل گیری گروه کاری در مورد ی دریافت های شناختی در مشکل وسواس فکری و عملی  در سال ۱۹۹۵ در دانمارک به تدوین پرسشنامه باورهای وسواسی[۲۱] OBQ-87 و بعد

مشکلات

OBQ-44 رسید. این پرسشنامه یه جور جمع بندی مجموعه ی باورهای شناختی مربوط به وسواس حساب می شه(مایرز، فیشر و ولز،۲۰۰۸؛ شمس و صادقی، ۱۳۸۵).

پس از این مجموعه تحقیق ها در مورد نقش باورهای شناختی در مشکل وسواس فکری و عملی، تماشاگر پدیدآیی هدفی جدید در بخش ی شناختی هستیم. در تحولی جدید نقش باورها و فرایندهای فراشناخت در مشکل وسواس فکری و عملی به وسیله ولز و همکارانش، ۱۹۹۴، برجسته شد. یعنی بخشی از نظام پردازش اطلاعات که محتوا و فرایندهای خود رو بازنگری، تعبیر و آزمایش می کنه. به نظر ولز وقوع افکار وسواسی وقتی تهدید کننده س که منتهی به برانگیختن باورهای فراشناختی درباره ی معنی اون افکار شن(ولز، ۲۰۰۰). اما موج شناختی و فراشناختی در درمان مشکل وسواس فکری – عملی به معنی کنار گذاشتن ERP نیس. بلکه ERP بازم عنصر اصلی درمان شناختی – رفتاری وسواس و اجزاء شناختی و فراشناختی این درمان ها مکمل روبرو شدن با محرک های ترسناکه(کلارک، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۴؛ به نقل از توکلی و قاسم زاده، ۱۳۸۵).

۲-۱-۲ سیمای بالینی وسواس

مشکل وسواس فکری و عملی در گروه ی شایع ترین مشکلات اضطرابیه. گسترش طول عمر اون حدود ۵/۲%  گزارش شده. این مشکل بیشتر در نوجوونی یا اوایل بزرگسالی، معمولاً با یه شروع کم کم شروع می شه(انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰). این مشکل در جواب به حوادث استرس آمیز شدت گرفته و در صورت نبود درمان به صورت طولانی درمی آید(تایلر، ۲۰۰۲).

استرس

مشکل OCD با وسواس ها و اجبارهایی که از نظربالینی قابل توجه هستن مشخص می شن. وسواس ها شامل اندیشه ها، افکار، تکانه ها یا تصاویر مقاوم، مزاحم و نامناسبی هستن که منتهی به اضطراب و درموندگی فرد می شن. از مزاحم و ناجور بودن وسواس ها به عنوان «خودناهمخوان»[۲۲]  یاد می شه. به این معنا که محتوای وسواس ها بیگانه با خود بوده و تحتِ کنترل فرد نمی باشه. افکار مورد انتظار فرد نیس و در عین حال فرد تشخیص می دهد که افکارش حاصل ذهن خودشه و از بیرون تحمیل نمی شه. شایع ترین وسواس ها شامل افکار تکراری درباره ی آلودگی، شک های تکراری، نیاز به داشتن چیزها با یه نظم خاص، خشونت، تکانه های ترسناک و خیالات جنسیه. این افکار، تکانه ها یا خیالات با مسایل و مشکلات واقعی زندگی ارتباطی نداره(انجمن روانپزشکی آمریکا،۲۰۰۰). فرد درقبال وسواس ها، تلاش می کنه اونا رو ندیده بگیره و یا از راه پرداختن به افکار یا اعمال دیگه، اونا رو سرکوب و خنثی کندیعنی به اجبارها می پردازه(تایلر، ۲۰۰۲).

 

وسواس های عملی (اجبارها) رفتارای از قصد و تکراری هستن که فرد احساس می کنه مجبور به انجام اونا می باشه. با این وجود فرد بیشتر تمایل به مقاومت در برابر اجبارها داره. هرچند باور براینه که اجبارها می تونن جداگونه از وسواس ها وجود داشته باشن؛ ولی معمولاً در جواب به یه فکر وسواسی و به خاطر جلوگیری از حوادث بد و یا کاهش اضطراب انجام می شن. اجبارها می تونن رو و یا غیرآشکار(اعمال ذهنی) باشن. اون بخش از اجبارها که افراطی نیستن،  با اون چیزی که فرد تمایل به جلوگیری از اون داره در رابطه هستن؛ اما اجبارهای افراطی رابطه واقعی با اون چیزی که به خاطر خنثی سازی اون طراحی شده ان ندارن. عادی ترین اجبارها شامل شستن و تمیز کردن، شمردن، چک کردن، اطمینان جویی، تکرار اعمال و منظم بودن می باشه(تایلر، ۲۰۰۲، انجمن روانپزشکی آمریکا،۲۰۰۰).

افراد ممکنه علائم وسواس، زور یا هردو رو داشته باشن. هرچند در اکثریت موارد علائم وسواس و زور هردو مشاهده می شه، اما باور براینه که ممکنه افراد فقطً وسواس ها یا اجبارها رو داشته باشن. بعضی محققین نبود اجبارها و اصطلاحاً وجود وسواس خالص[۲۳]  رو رد کرده ان. پنزل[۲۴] (۲۰۰۰) ضمن رد وجود وسواس های خالص، می گوید واسه من مشکله باورکنم که فردی دارای افکار وسواسی به عنوان یه  امرتحمیل شده از خارج و اضطراب زا باشه و احساس نکنه که در قبال اون باید مبادرت به انجام کاری کنه. شاید ذهنی بودن بعضی از اجبارها و مشکلات تشخیصی اونا، بتونه توجیه کننده ی روبرو شدن ی محققان با وسواس در غیاب رفتارای اجباری باشه. بررسی ها نشون داده که حدود ۹۱% افراد وسواسی در گروه ترکیبی[۲۵]  قرارگرفته و علائم وسواس فکری و عملی رو توأمان دارن. ۵/۸% به طور غالب دارای علائم وسواس و تنها ۵/۰% به طور غالب دارای علائم اجبارها هستن(اکاشا، ۲۰۰۰).

اندازه بینش[۲۶]  همراه با مشکل مورد توجه پزشکان بالینیه. منظور از بینش قدرت تشخیص فرد درخصوص رابطه وسواس ها و اجبارهایش با یه مشکل روانپزشکیه(تایلر، ۲۰۰۲). روش ی قضاوت فرد در مورد وسواس ها و اجبارها(به عنوان افکار و رفتارای مزاحم، احمقانه، ناجور، غیرمنطقی، افراطی و چیزای دیگه ای به جز اینا) و درجه ی بینش اون اهمیت زیادی در تشخیص و درمان OCD  و مشکلات مربوط به اون داره (پاپاکاستاس[۲۷] و کریستودولا[۲۸]، ۲۰۰۰).
احمق

بینش همراه با OCD ، تو یه فرد از وقتی به زمان دیگه و یا درافراد جور واجور فرق داره(تایلر،۲۰۰۲). فرد وسواسی ممکنه تو یه موقعیت امن غیرمنطقی و افراطی بودن وسواس ها و اجبارهایش رو قبول کنه، ولی وقتی که در برابر یه موقعیت مثلا آلودگی قرار می گیرد، افراطی بودن رو نپذیرفته یا اون رو توجیه کنه. علی رغم اینکه افراد بزرگسال بعضی وقتا غیرمنطقی و افراطی بودن وسواس ها و اجبارهایشان رو می پذیرن، اما کودکان معمولاً به دلیل نبود شناخت کافی قدرت قضاوت در این مورد رو ندارن(انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰). اکاشا و همکاران تو یه بررسی ۶/۲۶% افراد OCD رو دارای بینش ضعیف، ۵۰% بینش در حد متوسط، ۴/۱۴% بینش در حد زیاد و ۹% بینش در حد خیلی زیاد رو گزارش کرده ان(اکاشا، ۲۰۰۰).

وسواس های فکری یا عملی می تونن منتهی به درموندگی شخص شده، وقت گیر باشن(بیشتر از یه ساعت در روز) و درجریان زندگی عادی، کارکرد شغلی و ارتباطات عادی روزانه فرد دخالت کنن. افکار وسواسی ایجاد حواس پرتی در فرد کرده و باعث کارکرد غیرمؤثر تکالیف شناختی که نیازمند تمرکز هستن، مثل خوندن و حساب کردن رو باعث می شن. هم اینکه بسیای از ادما از موقعیت های تحریک کننده ی وسواس های فکری یا عملی دوری می کنن و اینجور دوری هایی می تونه کارکرد کلی فرد رو تا حد زیادی محدود کنه(انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰).

[۱] -Kraepelin

[۲] – obsession

[۳] – compulsion

[۴] – obsessional neurosis

[۵] – Rado

[۶] – obsessional behaviour

[۷] – obsessional state

[۸] -Lady Macbeth

[۹] – Krochmalik

[۱۰] – Menzies

[۱۱] – Esquirol

[۱۲] -Legrand du saulle

[۱۳] -insanity

[۱۴] – Fenichel

[۱۵] – Hodgson

[۱۶] – Rachman

[۱۷] – Emmelkamp

[۱۸] – Ellis

[۱۹] – Taylor

[۲۰] – inflated responsibility

[۲۱] -Obsessive Beliefs Questionnaire-87(OBQ-87)

[۲۲] – ego- dystonic

[۲۳] – pare obsessive

[۲۴] -Penzel

[۲۵] -mixed

[۲۶] – insight

[۲۷] – Papakostas

[۲۸] – Christodoulou

Share