در پس آزمون و پی گیری در گروه آزمایشی نسبت و گروه شاهد بود.
در مطالعه ای که توسط تتلی و همکاران (۲۰۰۸) بر روی ۱۳ آزمودنی انجام شد، انجام تمرینات ورزشی در طی ۸ تا ۱۲ هفته علاوه بر تأثیرات جسمی باعث ایجاد احساس ایمنی و احساساتی حاکی از خوب بودن شده بود.
الاسکی یک الگوی ملی برای رضایت از زندگی ارائه کرد و رابطه مثبت آن را با ورزش و فعالیت های بدنی بدست آورد.
مک اولی و همکاران(۲۰۰۵) نشان دادند که فعالیت های ورزشی باعث بهبود کیفیت زندگی سالمندان می شود. نتایج مشابهی نیز در یافته های بکر و تنبام(۲۰۰۵) و ایگور و همکاران(۲۰۰۷) بدست آمد(نقل از برزو، ۱۳۹۰).
چن و همکاران ( ۲۰۰۵) نیز در تحقیقی نشان دادند که کیفیت زندگی مرتبط با تندرستی، با روش زندگی و سلامت جسمانی و بهداشت روانی مرتبط است. همین نتایج نیز در مورد تأثیرات مثبت اجتماعی بدست آمده است(به نقل از نیازی، ۱۳۸۶).
کیلواو(۲۰۰۴،نقل از لویس، ۲۰۰۷ ) نیز نشان داد کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ایدز پس از یک دوره مداخله ی ورزشی افزایش چشم گیری پیدا می کند.
بارون و لینا (۲۰۰۱) ارتباط بین سطوح پیشنهادی فعالیت بدنی و کیفیت مربوط به سلامتی زندگی را بررسی کرد. در این تحقیق، سطوح پیشنهادی فعالیت بدنی با کیفیت مربوط به سلامتی در زندگی ارتباط داشت.(به نقل از صدیق ، ۱۳۸۵)
مک لیستر ( ۲۰۰۱) به بررسی نتایج حاصل از مقایسه ورزشکاران و غیرورزشکاران پرداخت و دریافت که کیفیت زندگی افراد ورزشکار بسیار بهتر از افراد غیرورزشکار است. در تحقیقی، کیفیت زندگی یک گروه از ۱۰ ملیت مختلف دونده زن با کیفیت زندگی گروه غیرورزشکار مقایسه شد، نتایج نشان داد که کیفیت زندگی ورزشکاران به طور چشمگیری بهتر از کیفیت زندگی غیرورزشکاران است(به نقل از صدیق، ۱۳۸۵) .
سلطانی شال(۱۳۹۲) به منظور تعیین اثربخشی ورزش بر سلامت عمومی، کیفیت خواب و کیفیت زندگی دانشجویا ن دانشگاه فردوسی مشهد پژوهشی نیمه تجربی مداخلهای بر روی تعداد ۴۸ دانشجو (۲۴ پسر و ۲۴ دختر) انجام داد. بین گروه‌های آزمایش و شاهد قبل از مداخله تفاوت معنیداری در سلامت عمومی، کیفیت خواب و کیفیت زندگی مشاهده نشد. اما بعد از سه ماه مداخله، تفاوت بین گروه‌های آزمایش و شاهد در هرسه متغیر از نظر آماری معنیدار بود.
شیر سوار(۱۳۹۲) به مقایسه تأثیر بازتوانی همراه با ورزش بر کیفیت زندگی و عزت نفس افراد معتاد در مقایسه با شیوه های معمول پرداخت .در این تحقیق نیمه‌تجربی، از میان مراجعه‌کنندگان به مرکز ترک اعتیاد کنگره شصت، تعداد ۶۰ بیمار به‌صورت تصادفی ساده انتخاب و به دو گروه تقسیم شدند. یافته‌ها نشان داد گروه‌ها در پیش‌آزمون به لحاظ کیفیت زندگی و عزت نفس با یکدیگر تفاوت معناداری نداشتند، اما در پس‌آزمون گروه‌های دارای تمرین ورزشی به‌طور معناداری نسبت به گروه کنترل دارای کیفیت زندگی و عزت نفس بهتری بودند. همچنین مشاهده شد که، هر دو گروه در پس‌آزمون نسبت به پیش‌آزمون به‌طور معناداری به لحاظ کیفیت زندگی و عزت نفس بهبود یافته بودند.
ارتباط ابعاد شادکامی و کیفیت ورزش کردن دانش آموزان پسر دبیرستانی شهرشاندیز در پژوهش احمدی(۱۳۸۵) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد بین ورزشکردن منظم و شادکامی بهطور کلی و خردهآزمونهای عزت نفس، آرامش و کنترل بهطور جداگانه تفاوت معناداری وجود دارد. بین تعداد جلساتورزش درهفته و شادکامی بهطور کلی و خرده آزمون کنترل بهطور جداگانه تفاوت معناداری وجود داشت. بین شدت جلسات فعالیتورزشی و شادکامی بهطور کلی و خردهآزمونهای رضایت از زندگی، لذت بردن، عزت نفس و آرامش به طور جداگانه تفاوت معناداری مشاهده شد . بین سابقه انجام فعالیتورزشی و شادکامی به طور کلی و همه خردهآزمونهای آن به طور جداگانه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
در پژوهشی ارتباط کیفیت زندگی با سطوح مختلف فعالیت افراد شرکت کننده در ورزش همگانی شهر گرگان بررسی شد. ۱۱۸ نفر از افراد فعال در محل ایستگاه های ورزش همگانی آزمودنی های پژوهش راتشکیل دادند. یافته های پژوهش نشان داد بین کیفیت زندگی، بهزیستی بدنی ، رضایت شغلی ، رفتار خلاق و مبتکرانه و رفتار نوع دوستانه با سطح فعالیت افراد شرکت کننده در ورزش های همگانی ارتباط معناداری وجوددارد(نوری، ۱۳۹۰).
هاشمی(۱۳۹۰) نیز نشان داد سالمندانی که در برنامه مداخله ورزشی شرکت کردند پس از یک دوره ۸ جلسه ای ورزش منظم نمرات بالایی را نسبت به گروه کنترل در کیفیت زندگی بدست آوردند.
نیازی(۱۳۹۰) ارتباط بین سلامت روانی و شادکامی زنان شرکت کننده در ورزش همگانی را بررسی کرد. جامعه آماری این تحقیق را زنان شرکت کننده در ایستگاه های ورزش همگانی شهر رشت تشکیل می دادند. با بهره گرفتن از نمونه گیری تصادفی ۲۰۰ نفر از زنان شرکت کننده در ورزش همگانی به عنوان نمونه آماری این تحقیق انتخاب شدند. نتایج بیانگر ارتباط مثبت و معنادار شاخص های سلامت روان با شادکامی ذهنی بود.

ورزش و عزت نفس
موزانتی(۲۰۱۲) در مطالعه ای سه نوع مداخله ورزش مقاومتی، هوازی و ترکیب این دو به همراه گروه کنترل را بر روی عزت نفس زنان نجات یافته از سرطان پستان انجام داد. نتایج علاوه بر اثر بخشی هر سه روش درمانی، نشان داد که روش مداخله مقاومتی، اثر بخشی بیشتری در افزایش عزت نفس گروه آزمایشی داشت.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

فایندلی و باکر (۲۰۰۹) نشان دادند که ورزشکاران نخبه و ورزشکاران رقابتی، شایستگی بدنی و عزت نفس عمومی کلی بیشتری را نسبت به غیر ورزشکاران دارند. همچنین غیر ورزشکارانی که رقابت جویی کمتری داشتند، دارای عزت نفس کمتری بودند.
در پژوهشی که توسط مارتینسن (۲۰۰۸) بر اساس مرور گسترده ادبیات مربوط به نقش تمرینات ورزشی در میزان اضطراب و افسردگی انجام شد، نقش این تمرینات به عنوان درمان تکمیلی مورد تأکید قرار گرفت .
اکلند(۲۰۰۴، نقل از روبازا،۲۰۰۷) با بررسی ۲۴ کارآزمایی بالینی ورزشی نشان داد که در مجموع انجام تمرینات ورزشی می تواند تا حد زیادی عزت نفس کودکان و نوجوانان را افزایش دهد.
خودکارامدی نیز مفهومی است که بسیار به عزت نفس مرتبط است. در مطالعه ای که با بررسی روابط بین مهارت های روانی، خودکارآمدی و کارایی در میان بازیکنان فوتبال شرکت کننده در جام جهانی انجام شد، نتایج نشان داد که بین خودکارآمدی و عملکرد رابطه وجود دارد و چندین مهارت روانی با خودکارآمدی و عملکرد ارتباط دارد. به طوری که نتایج این تحقیق نشان داد مهارت های تمدد اعصاب که در آموزش و رقابت مورد استفاده قرار گرفتند با خودکارآمدی و عملکرد موفق در ارتباط بودند (لادر، آندر لین و هلن لین ، ۲۰۰۲).
هوارد (۱۹۹۹) در پژوهشی که در مورد یک نمونه ۵۰۰ نفری از دانش آموزان انجام گرفت، نشان داد که نمره های دانش آموزان ورزشکار در مقیاس های انعطاف پذیری، پیشرفت از طریق همنوایی، کارآمدی ذهنی، احساس سلامت، مدارا، برداشت خوب، خویشتن داری، سلطه گری، همدلی،عزت نفس، مسئولیت پذیری و استعداد پایگاه به مراتب بالاتر از دانش آموزان غیرورزشکار است.
آقایی نژاد(۱۳۹۲) به بررسی تأثیر یک دوره فعالیت منظم ورزشی بر عزت نفس دانش‌آموزان کم توان ذهنی آموزش‌پذیر ۹تا۱۵ سال شهرستان لردگان در سال تحصیلی ۱۳۹۰ – ۱۳۸۹ پرداخت. بدین منظور از بین ۱۲۱ نفر دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر، تعداد ۲۸ نفر به روش تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش( ۷ نفر پسر و ۷ نفر دختر) و کنترل ( ۷ نفر پسر و ۷ نفر دختر) به صورت تصادفی گمارده شدند. یافته ها نشان داد که بین عملکرد دو گروه آزمایش و کنترل در میزان عزت نفس تفاوت معنادار آماری وجود دارد که نشان می دهد، اجرای یک دوره فعالیت منظم ورزشی بر افزایش عزت نفس دانش آموزان گروه آزمایش مؤثر بوده است.
کوزه چیان(۱۳۹۱) به مقایسه عزت نفس و رضایت از زندگی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار دانشگاه تربیت مدرس پرداخت. یافته ها نشان داد بین عزت نفس در بین دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معنی داری وجود دارد .آزمون تعقیبی دانکن مشخص کرد که دانشجویان زن ورزشکار، در مقایسه با سایر گروه ها همچنین بین رضایت از زندگی دانشجویان دارای بیشترین میزان عزت نفس بودند ورزشکار و دانشجویان غیرورزشکار تفاوت معنی داری وجود داشت. در آزمون تعقیبی دانکن مشخص شد که دانشجویان زن ورزشکار، در مقایسه با سایر گروه ها دارای بیشترین میزان رضایت از زندگی بودند .
در پژوهشی به بررسی رابطه عزت نفس و انگیزش پیشرفت در ورزشکاران موفق و ناموفق استان آذربایجان غربی پرداخت. آزمودنی های تحقیق ۲۰۰ نفر ورزشکار مرد و زن بودند که به دو گروه تقسیم شدند: ۱۰۰ ورزشکار موفق که در مسابقات رسمی داخلی و یا بین المللی موفق به کسب مدال شده بودند و ۱۰۰ ورزشکار ناموفق در کسب مدال. نتایج نشان داد بین عزت نفس و انگیزش پیشرفت در هر دو گروه رابطه معنی دار مثبت وجود داشت. همچنین نتایج آزمون تی مستقل تفاوت معنی داری را بین عزت نفس و انگیزش پیشرفت ورزشکاران موفق و ناموفق نشان داد یعنی عزت نفس و انگیزش پیشرفت ورزشکاران موفق در مقایسه با ورزشکاران ناموفق به طور معنی داری بالاتر بود(ملکی، ۱۳۹۰).
پژوهش امینی(۱۳۹۰) نشان داد بیشتر بودن تعداد جلساتورزش در هفته با کنترل بیشتر همراه است. آرامش، عزت نفس، لذت بردن و رضایت بیشتر از زندگی در دانشآموزانی که با شدت ملایم ورزش میکردند، نسبت به دانشآموزانی که با شدت بیشتری فعالیت مینمودند. لذا از آنجا که انگیزه کسب آرامش، نشاط و شادابی از معیارهای سلامت روانی انسانها محسوب میشود. نقش فعالیتهای حرکتی و ورزشی منظم و مستمر در اصلاح شیوه زندگی و ایجاد شادابی و سلامت روانی مشهود است.
غفاری(۱۳۸۵) پژوهشی با هدف تاثیر برنامه ورزشی منظم گروهی بر عزت نفس دانشجویان پرستاری انجام داد.
نتایج نشان داد میانگین نمرات عزت نفس دانشجویان در گروه آزمون قبل از اجرای برنامه ورزشی منظم ۲٫۸±۱٫۹۳ و پس از اجرای برنامه ورزشی ۱٫۸±۴٫۱۱۱ و در گروه شاهد قبل از مداخله ۹٫۷±۲٫۹۱ و در پایان مطالعه ۳٫۶±۴٫۹۲ بوده است. همچنین نتایج نشان داد که پس از مداخله تفاوت میانگین نمرات عزت نفس در گروه شاهد ۸٫۳ ±۵٫۱- و در گروه آزمون ۲٫۴±۹٫۹ می باشد. آزمون تی مستقل نشان داد که تفاوت میانگین نمرات عزت نفس در دو گروه آزمون و شاهد از لحاظ آماری معنی دار بود.
بشارت و همکاران(۲۰۰۲)نیز نشان دادند که که بین عزت نفس و موفقیت ورزشی در فوتبالیست ها و کشتی گیران رابطه و جود دارد.

ورزش و شادکامی
ونگ(۲۰۱۲)مطالعه ای با عنوان” ارتباط بلند مدت بین فعالیت فیزیکی در اوقات فراغت و تغییر در میزان شادی: تجزیه و تحلیل از آینده نگر سازمان ملی بهداشت جمعیت.” انجام شد. داده های پژوهش بین سال های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۹ گرداوری شدند. نتایج نشان داد فعالیت ورزشی نه تنها در افزایش شادکامی کوتاه مدت موثر بود بلکه در طولانی مدت نیز سطح شادی افراد را تداوم بخشید.
کیلم(۲۰۰۷، به نقل از راسماسون، ۲۰۱۴) در مطالعه ای به بررسی تاثیر فعالیت ورزشی بر شادکامی کلی ۳۰ نفر پرداخت. نتایج حاکی از افزایش میزان شادکامی در چهار هفته پس از شروع دوره و ثبات آن در دو ماه پی گیری بود.همچنین نتایج نشان داد میزان رضایت از فعالیت ورزشی در ابتدا کم و در انتهای جلسات به حداکثر رسیده بود.
پرانک، کورس و روهاک (۲۰۰۵) و همکارانش در یک پژوهش روانی- جسمانی به این نتیجه رسیدند که تمرین می تواند مزایای زیادی بر روی رفتار و خلق و خو داشته باشد و علاوه بر آن، تمرینات موجب کاهش استرس و تنش و افزایش اعتماد به نفس می شود.
راسماسن(۲۰۰۱) نشان داد انجام دوره های ورزشی منظم موجب کاهش مشکلات افسردگی و اضطراب کودکان شده و شادکامی ذهنی آنها را افزایش می دهد.
کلاپ (۱۹۹۹) اظهار می کند که تمرینات بدنی از دو راه مستقیم در اصلاح خلق و خو و در نتیجه افزایش شادکامی تأثیر دارد؛ یکی رهاشدن آندروفین و دوم با کاهش سطوح کورتیزول (هورمونی که با فشار عصبی در خون ترشح می شود).
دیلورنزو (۱۹۹۹) به این نتیجه رسیدند که تمرینات مناسب بدنی در افزایش سطوح سرتونین (هورمون مؤثر در اصلاح خلق و خو) تأثیر بسزایی دارند. بنابراین به نظر می‌رسد که تمرین کمک می‌کند آندروفین بیشتری به بدن برسد و برای مدت طولانی‌تری در طول تمرین حفظ شود.
شکوهی مقدم(۱۳۹۰)به بررسی رابطه ورزش با سلامت روان و شادکامی در بین دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه شهر کرمان پرداخت. نتایج بیانگر آن بود که بین ورزش و سلامت روان، ورزش و شادکامی و سلامت روان و شادکامی رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد. همچنین از خرده مقیاس های سلامت روان، بین اضطراب و افسردگی با شادکامی رابطه منفی و معنا داری وجود دارد، در حالی که بین کارکرد جسمانی و کارکرد اجتماعی با شادکامی رابطه معنا داری وجود نداشت. هم چنین نتایج حاکی از آن بود که میزان ورزش و سلامت روان آزمودنی ها در دو گروه دختر و پسر تفاوت معناداری با هم داشت اما بین شادکامی دختران و پسران تفاوت معنا داری دیده نشد.
قاسم پور (۱۳۹۲) در پژوهشی به بررسی نقش شادکامی در پیش بینی بهزیستی روانشناختی دانش آموزان پسر ورزشکار پرداخت. تعداد ۱۰۰ دانش آموز فعال بدنی به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای از میان دانش آموزان پسر فعال بدنی شهرستان میاندوآب در سال تحصیلی ۹۲-۱۳۹۱ انتخاب شدند. نتایج نشان داد که بین شادکامی و بهزیستی روانشناختی ارتباط وجود دارد. همچنین، شادکامی بصورت مثبت و معنادار تغییرات مربوط بهزیستی روانشناختی را پیش بینی می کند. لذا تقویت و ارتقاء شادکامی همراه با فعالیت های حرکتی و ورزشی می تواند به افزایش بهزیستی روانشناختی دانش آموزان کمک کند.
یعقوبی(۱۳۹۰) به بررسی رابطه ی سازه های ورزش، شادکامی و هوش هیجانی با سلامت روانشناختی دانشجویان نخبه پرداخت. نتایج نشان داد که شادکامی، ورزش و هوش هیجانی با سلامت روانشناختی همبستگی مثبت معناداری دارد. همچنین یافته ها بیانگر این مطلب بود که این مؤلفه ها به طور معناداری قادر بـه پیش بینی سلامت روانشناختی دانشجویان می باشند. سرانجام اینکه نتایج حاکی از این نکته بودند که بین دو گروه ورزشکار و غیرورزشکار در سازه های شادکامی، هوش هیجانی و سلامت روانشناختی تفاوت معناداری وجود دارد.
ثالثی و جوکار( ۱۳۹۰ ) به بررسی اثر ورزش و فعالیت بدنی بر میزان شادی زنان یائسه پرداختند. از بین داوطلبان شرکت در تحقیق ۷۲ نفر با توجه به ملاک های ورود(عدم ابتلا به بیماری، دامنه سنی مناسب، عدم مصرف منظم دارو و علاقمندی و داشتن وقت کافی در زمان های موردنظر شرکت در تحقیق) انتخاب شده وبا انتساب تصادفی در سه گروه تمرینی (پیاده‌روی، حرکت در آب و تمرین با وزنه) و یک گروه کنترل (هرگروه ۱۸ نفر) قرار گرفتند. سه گروه تمرینی به مدت دو ماه در روزها و ساعت‌های مشابه تحت نظر مربی با شدت و مدت