دانلود پایان نامه

پژوهشهای متعدد نیز انجام داده اند.
استاگدیل از جمله صاحبنظرانی است که در مورد خصوصیات فردی مدیریت و میزان تاثیر آن در موفقیت مدیر به بررسی پرداخته است. حاصل این مطالعه مبین این امر بوده است که عوامل جسمانی نظیر قد، وزن، خوش برخوردی، اعتماد به نفس، اراده قوی، قدرت بیان، نکته سنجی، نشاط و حرارت، ابتکار و خلاقیت، هوش و استعداد رهبری در موفقیت مدیران آموزشی مؤثر می باشد. بعضی از صاحبنظران معتقدند که شخصیت فرد عبارت است از ترکیبی از شخصیت های دیگران که به نحوی در او اثر گذاشته اند. به عبارت دیگر، شخصیت هر انسان پیش از آنکه امری فردی باشد جنبه اجتماعی دارد چون انتظار و توقع جامعه از افراد آن است که خصایص خود را بیشتر به آن مفاهیم نزدیک سازند. در این صورت مدیرانی موفق ترند که به انتظارات و توقعات جامعه پاسخ دهند. معلمی یکی از پایگاه ها و منزلت های اجتماعی است که جامعه می داند معلم مطلوب دارای چه خصایصی است. از این رو، مردم از کسی که در نقش معلم ظاهر می شود، انتظارات و توقعاتی دارند.
پس اگر معلمی بخواهد در مقام معلمی، رهبری مناسب و مورد احترام و قبول جامعه باشد و مردم به وی علاقه نشان دهند و اعتماد کنند باید خصایص و رفتار خود را با معیارها و موازین مورد قبول جامعه نزدیک سازد.
طبق نظر این گروه توفیق رهبران و مدیران به شرایط محیطی و اجتماعی مربوط می شود. گروهی یگر از صاحبنظران در توجیه ارتباط توفیق رهبران و مدیران در امر رهبری و مدیریت، به بررسی خصایص فردی و گروهی پیروان و افرادی که رهبری یا مدیریت آنان را بر عهده گرفته اند، پرداخته و بین توفیق در مدیریت و توجه مدیران به نیازها و انگیزه های افراد تحت رهبری، ارتباط قابل توجهی ذکر کرده اند.
هر کدام از دیدگاه های فوق به تنهایی ضمانتی بر توفیق مدیران نیست، بلکه خصوصیات فردی، شرایط محیطی و اجتماعی و نیازمندیهای روانی افراد تحت رهبری از عواملی هستند که رهبری و مدیریت صحیح بر پایه آنها می تواند استوار گردد.
مدیران آموزشی را می توان از لحاظ ویژگی و توانمندی های لازم مدیریت به سه دسته عمومی، بلوغی و رهبری تقسیم نمود.
منظور از توانمندیهای عمومی، توانمندیهایی است که باید در مدیریت و مدیریت آموزشی، مدیران عالی،میانی،اجرایی، معاونان، معلمان و سایر کارکنان باشد؛ مانند روانی جسمانی، روانی، ایمان داشتن و متقی بودن
منظور از توانمندیهای بلوغی، توانمندیهایی ناشی از دانش عمومی و تخصصی است.
منظور از توانمندیهای رهبری، ویژگی های است که رهبران آموزشی از آنها برخوردار هستند؛ مانند هوش، استعداد رهبری، ابتکار و خلاقیت، اراده قوی، حسن سلوک، پشتکار، قدرت تصمیم گیری و حل مسئله، خود پنداری مثبت. در یک دسته بندی دیگر خصایص و صلاحیت های مدیران آموزشی را به شرح زیر ذکر کرده اند:
صلاحیت های اخلاقی و ایمانی
صلاحیت های علمی و خصصی
صلاحیت های تجربی
صلاحیت های جسمانی و روانی
نتایج مطالعات انجام شده در مورد مدیران آموزش و پرورش نشان می دهد که مدیران با صلاحیت های مذکور دارای ویژگی ها و آگاهی هایی به شرح زیر هستند:
در زمینه مدیریت دارای مهارتهای فنی، انسانی وادراکی می باشند.
با سازمان آموزش و پرورش کشورهای مختلف آشنایی دارند.
به کار خود به عنوان مدیر آموزشی، نگرشی آگاهانه و علمی دارند، با اندیشه ها و نظریه های مدیریت و رهبری آشنا می باشند. و…( اعتمادی اهری، ۱۳۸۵، : ۶۳)
۶ – ۱- ۲ مهارتهای مدیران آموزشی
مهارتهای مدیران آموزشی عبارتند از:
مهارت ادراکی
منظور قدرت و توانایی مدیران آموزشی در جهت شناخت و درک مسائل و مشکلات مؤسسه آموزشی است. مدیران دارای این مهارت، به دریافت اطلاعات و تحلیل مسائل سازمان پرداخته و با توجه به اهداف سازمان، به تهیه طرحها و ارائه راه حلها می پردازند.
مهارت انسانی
منظور دارا بودن توانایی و قدرت کارکردن با مردم و انجام کار به وسیله آنان است. در این نوع از مهارت، مدیران قادرند، انگیزه های کارکنان را دریابند و از محرکها و نیازهای آنان در رهبری مؤثر بهره بگیرند. این نوع از مهارت در توفیق مدیران آموزشی به قدری مؤثر است که بعضی مدیریت آموزشی را مهارت در برقراری روابط انسانی تعریف کرده اند.
مهارت فنی
منظور قدرت و توانایی است که مدیران آموزشی دارا بوده و بر این اساس با بهره وری از دانش ها، فنون و روشها به ایفای وظایف می پردازند. به عبارت دیگر، آنان از کفایت علمی و فنی و تخصصی برخوردارند و در بهره گیری از فنون و ابزار، ورزیدگی دارند.( نو اندیشی در مدیریت آموزشی، اعتمادی اهری، ۱۳۸۵، : ۶۶)
رهبری
برای درک رهبری، تفاسیر و معانی مختلفی وجود دارد. رهبری را می توان در مفاهیمی ساده مثل بکارگیری دیگران برای پیگیری یا بکارگیری اشخاص برای انجام کاری با رغبت و تمایل ویا بخصوص استفاده از اختیارات برای تصمیم گیری تفسیر نمود. رهبری بایستی بر مبنای شخصیت یا بر مبنای یک رفتار طبقه بندی شده، مشخص شود، همچنین بر مبنای روش های رهبری و تواناییهای افراد در انجام موثر کارها، مشکل رهبری حل شود. اما لزوما” روابط رهبری، محدود به رفتار رهبری نمی شود. رهبری یک فرایند پرتلاش است، رابطه رهبر و پیروان، رابطه ای متقابل است و رهبری موثر،یک کار دو جانبه می باشد.
چه ارتباطی بین رهبری و مدیریت وجود دارد؟گاهی اوقات مدیریت و رهبری قرینه یکدیگرند ولی بهر حال یک تفاوت بین این دو وجود دارد. مدیریت بیشتر بر بدست آوردن نتایجی که به وسیله پرسنل به منظور انجام اهداف سازمان اعلام شده، اطلاق می شود.
تاکید رهبری بر رفتارهای متقابل در یک زمینه گسترده می باشد و با تماس و رغبت پیروان همراه است.در زبان عامیانه «رهبر» کسی است که اندکی فراتر از زمانه خود باشد،یعنی کسی که دیگران را با یک نیروی خدادی به سوی خود می کشد. .( مشبّکی،۱۳۷۷: ۲۵۷).
رهبری فرایند تاثیرگذاری بر فعالیت های یک گروه است که در وضعیت معینی در جهت تحقق هدفی کوشش می کنند.
رهبری عبارت است از هر نوع اقدامی که برای تعیین هدفها و مقاصد جمعی و وصول به آنها صورت می گیرد. رهبری یک خاصیت ناشی از اقدامات جمعی است. هیچ کس نمی تواند فارغ از وجود گروه،خود را رهبر بداند. رهبری عبارت از کوششی است که فرد در میان گروه از خود ظاهر می سازد. در بین گروه باید وحدت و یگانگی حکم فرما باشد در غیر اینصورت گروه چیزی جز مجموعه ای از افراد نخواهد بود.یک نفر هم باید علاقه اساسی و عمیق برای ایجاد روح جمعی و هماهنگ ساختن اقدامات افراد عضو گروه داشته باشد. تکیه رهبری بر انسانهاست و حرکت در آن دارای پیچیدگی وحساسیت است که همه افراد قادر به درک آن نیستند انتخاب راه ها و روشها بر اساس نیازها و اقتضاها است،نه بر اساس قانون ثابت و تغییر ناپذیر، بنابراین رهبری مصلحت گراست.( اعتمادی،۱۳۸۵ :۶۷ ).
رهبری؛ یعنی قدرت جذب افراد و تاثیر نفوذ در آنها آن چنان که افراد (پیروان)به طور داوطلبانه شخصیت و رهبری فرد را در یک شرایط بهینه بپذیرد.(رحیمی،۱۳۸۰ : ۹۰ )

مطلب مشابه :  بهترین شرکت برای ترجمه کدام شرکت است ؟

۷ – ۱- ۲ خصوصیات ویژه برای رهبری آموزشی
سانسوسی(۱۹۹۴)، برخی از خصوصیات و توانایی های لازم برای رهبری آموزشی را به شرح زیر بر می شمارد:
شناخت خود
رهبر آموزشی در درجه اول باید از روش ها و اعتقادات خود در زمینه ی مدیریت و فلسفه ی آن، و تصوری که از جامعه دارد، هم چنین از توانایی ها، مهارت ها، دانش و اطلاعات خود در مورد مدیریت آگاهی داشته باشد.
شناخت محیط و انتظارات
رهبر آموزشی لازم است علاوه بر آگاهی از رسالت تعلیم و تربیت در مدرسه، بر شناخت کافی از کیفیت معلمان، نیاز و انتظارات دانش آموزان، منطقه ی آموزشی و جامعه محلی و به طور کلی محیطی که در آن انجام وظیفه می نماید،اشراف داشته باشد.
توانایی ایجاد و تقویت فرهنگ سازمانی
رهبر آموزشی باید قادر به ایجاد فرهنگ سازمان باشد؛ بدین معنی که با آگاه کردن دانش آموزان، معلمان و اولیاء در مورد اهداف و فلسفه ی تربیتی مدرسه، توافق و هماهنگی لازم را در آنان به وجود بیاورد تا بتواند اعمال و فعالیت های آنان را به سوی اهداف اصلی سازمان هدایت کند.
جلب اعتماد
رهبر آموزشی امروز، باید بتواند علاوه بر اعتماد به همه ی کسانی که در مدرسه تحصیل می کنند، اعتماد افرادی که با آنان کار می کند نیز جلب نماید؛ به طوری که پیروی افراد از او نه به خاطر پست مدیریت، تملق یا اجبار،بلکه به طور داوطلبانه و انتخابی باشد. یکی از تفاوتهای بارز رهبر آموزشی با مدیر اقتدارگرای دیروز، در این است که کارکنان مدرسه حضور فعال و مشارکت رهبر آموزشی را در کلیه ی فعالیت های آموزشی و پرورشی مدرسه، در تسهیل امور، در فراهم کردن منابع و امکانات و در وقت گذاشتن و پی گیری امور، احساس می نمایند.

مهارت در روابط انسانی
رهبر آموزشی با قبول و پذیرش هر یک از معلمان و کارکنان،هم چنین ایجاد جوّ مساعد و مطلوب در مدرسه، به همه ی افراد امکان رشد می دهد.
طرفداری از تغییر
رهبر آموزشی، معلمان و کارکنان مدرسه را در نظریه ها و افکار مدیر سهیم می کند و با تشویق خلاقیت در کارکنان خود و تقویت استعدادهای آنان به ایجاد نوآوری در مدرسه کمک می نماید.( زهرا بازرگان،۱۳۸۶ :۱۰۴ -۱۰۵)
۸ – ۱- ۲ تفاوت مدیریت و رهبری
اصطلاح مدیریت و رهبری را بعضی از علمای مدیریت مترادف استعمال می کنند و بعضی بین این دو از لحاظ عوامل مختلف تفاوت قایل هستند از جمله:
رهبری در سطوح وسیع تر و سازمانهای گسترده تر ولی مدیریت در سطوح کوچکتر مطرح است.
مدیریت ارتباط نزدیکی با بُعد سازمانی دارد ولی رهبری با بُعد شخصی و خصوصیات فردی پیوستگی دارد.
مدیریت با بوروکراسی ولی رهبری با دموکراسی ارتباط دارد.
از نظر علم مدیریت،مدیریت امری است سازمانی ولی رهبری امری است انسانی.
مدیریت بیشتر خاص سازمانهای اجتماعی است ولی رهبری در سازمانهای آموزش و پرورش مطرح است. (اعتمادی،۱۳۸۵ :۷۱).
۹ – ۱- ۲ رهبری در مدیریت:
منظور از رهبری در مدیریت یعنی اثرگذاری و نفوذ در رفتار اعضای سازمان برای یاری و هدایت آنها در ایفای وظایف سازمانی است. مدیر در مقام رهبر به سرپرستی زیردستان می پردازد،با آنها ارتباط برقرار می کند،انگیزه کار و فعالیت در آنها به وجود می آورد،به حل مشکلات و کشمکشهای آنها می پردازد، و به اقتضا، تغییراتی در شرایط کار پدید می آورد. همه این کوششها به این منظور است که نیازها و هدفهای سازمان و اعضای سازمان تواما” تحقق پیدا کنند.بنابراین، نقش رهبری در مدیریت حائز اهمیت و قابل بحث است. رهبری در مدیریت سه ویژگی دارد:
رهبری مستلزم وجود افرادی است که به عنوان زیر دستان یا پیروان، دستورات رهبر را با میل و اراده بپذیرند.این پذیرش،مقام رهبر را تعریف کرده امر رهبری را ممکن می سازد.بدون پذیرش، مدیر فاقد خصوصیت رهبری است.

درجریان رهبری،توزیع قدرت میان رهبر و زیر دستان نابرابر است رهبر اختیار دارد که برخی از فعالیتهای زیردستان را هدایت کند ولی آنها نمی توانند فعالیت های رهبر را هدایت کنند.مع هذا،آنها به طرقی بر فعالیتهای او اثر خواهند گذاشت.
رهبر علاوه بر اینکه به طور مشروع قادر به هدایت زیردستان است، همچنین می تواند اعمال نفوذ کند و بر رفتار زیردستان اثر بگذارد. به عبارت دیگر، رهبر نه فقط می تواند به زیردستان بگوید چه بکنند بلکه می تواند آنان را از لحاظ نحوه اجرای دستور تحت تاثیر قرار دهد. مثلا” مدیر ممکن است زیردستی را در انجام وظیفه هدایت کند ولی این که او وظیفه اش را به درستی انجام خواهد داد یا نه به نفوذ و تاثیر مدیر بستگی دارد. مدیریت و رهبری می توانند در کنار هم باشند،بدین معنی که یک مدیر می تواند در عین حال رهبر سازمان آموزشی خود باشد.
پس مدیران را می توان به دو دسته تقسیم کرد.
دسته اول مدیرانی که بر حسب حکم رسمی از طرف قانون به مدیریت منصوب می شوند.ولی از طرف معلمین و کارکنان مورد پذیرش نیستند. این عدم پذیرش ممکن است علل مختلفی داشته باشد نداشتن توانایی های تخصصی،روابط انسانی،نفوذ در افراد و یا نداشتن اطلاعات لازم می تواند از جمله این عوامل باشد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دسته دوم مدیرانی هستند که در حقیقت رهبر آموزشی خود هستند.این افراد نه تنها ابلاغ رسمی مدیریت دارند و قانونا” دارای اختیارات لازم می باشند از جنبه فردی نیز دارای ویژگی ها و خصوصیاتی هستند که مورد قبول همه معلمان و کارکنان نیز هستند.
بهترین نوع مدیریت آموزشی، مدیریتی است که همراه با رهبری باشد. مدیر موفق کسی است که علاوه بر پشتوانه قانونی و رسمی از حمایت افراد نیز برخوردار باشد.کسی که از یک طرف از امکانات رسمی و قانونی و از طرف دیگر از مساعدتهای بی دریغ فکری، روانی و عاطفی داوطلبانه زیردستانش استفاده می کند توان و قدرتش دو چندان می شود و می تواند به سادگی و با سرعت مشکلات سازمان آموزشی را حل و راه های رسیدن به اهداف آموزش و پرورش را در مدرسه خود هموار سازد.این فرد می تواند علاوه بر استفاده از اختیارات و اقتدار قانونی،تسهیلات و تمهیدات قانونی،از ذخیره پر ارزش انسانی نیز بهره بگیرد تاثیر نفوذ بر انسانها و جلب همکاری آنها از پر ارزش ترین منابع انسانی است.
مدیریت و رهبری در آموزش و پرورش لازم و ملزوم یکدیگرند و وجود هر یک بدون وجود دیگری میزان کارآمدی فرد مسئول را کم می کند. (اعتمادی،۱۳۸۵ :۷۱).
مطالعات و تحقیقات بی شماری در زمینه مدیریت سازمانهای بزرگ، قویا” تاکید دارند که مدیران کارآمد باید از سلسله مهارتهای مخصوصی برای رسیدن به نیازهای خود (ونیازهای بالا دستهای خود در مورد محصول دهی و کیفیت محصولات ) از یک سلسله مهارتهای دیگر برای ارضای نیازهای اعضای گروه استفاده کنند.که این مهارتها عبارتند از:
الف : مهارتهایی که افراد گروه را راضی می کند:
رفتارهایی که به افزایش عزت نفس و ارزش شخصی افراد گروه می افزاید.
رفتارهایی که پیوستگی و روحیه گروهی را افزایش می دهد.
ب : مهارتهایی که نیازهای سازمانی را ارضا می کند:
رفتارهایی که برانگیزنده ثمربخشی و رسیدن به اهداف گروه است.
رفتارهایی که به اعضا کمک می کند به اهداف برسند: طرح ریزی،برنامه ریزی،همکاری،حل مسائل و تولید منابع.
یک رهبر کارآمد نمی تواند تنها ((متخصص روابط انسانی )) باشد.نیازهای اعضا را در نظر بگیرد و همچنین نمی تواند تنها یک ((متخصص تولید)) باشد. نیازهای سازمان را در نظر بگیرد او باید هر دو نفر باشد. از این هم مهمتر؛ رهبر کارآمد باید آن انعطاف پذیری یا حساسیتی را داشته باشد که بداند چه وقت و کجا از این مهارتهای کاملا” متضاد استفاده کند تا بتواند متقابلا” به ارضای نیازهای اعضای گروه و نیازهای مقامات بالاتر هر دو دست یابد. و بالاخره رهبر کارآمد باید مهارتهایی را برای حل مناقشات و اختلافات غیر قابل اجتنابی که بین نیازهای این دو منبع پیش می آید، بیاموزد.
رهبران

دسته‌ها: اخبار

دیدگاهتان را بنویسید