اجتماعی بیرونی، مقاومت نشان می دهند.

این افراد مسئولیت پذیرند.
این افراد گرایش بیشتری به گزینش راه های مختلف نشان می دهند، و بیشتر به کارهایی دست می زنند که احتمال متوسط موفقیت دارد.
کسب موفقیت در تکالیف آسان برای افراد دارای انگیزش پیشرفت لذت بخش نیست، بلکه کسب توفیق در تکالیف چالش انگیز برای این افراد مهم و افتخار آفرین است.
این افراد برای حل مشکلات و رسیدن به موفقیت بسیار کوشا هستند و وقتی شکست می خورند، کوششهای خود را بیشتر می کنند و به فعالیت ادامه می دهند تا موفق شوند.
منبع: (بیابانگرد،۱۳۸۴)-(سیف،۱۳۹۱)-(موزلیا و همکاران،۲۰۱۰).
شکل ۲-۳- طرح نظری رویکردهای انگیزشی
۲-۳-۴- تاریخچه ای از رابطه انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی
نظریه انگیزش پیشرفت بر تحقیقات اولیه هوپ(۱۹۳۰)، سیرز ( ۱۹۴۰)، مک کللند(۱۹۶۱) و اتکینسون( ۱۹۶۷) استوار است. این نظریه بر نقش هدف در موفقیت و شکست دانش آموز تأکید دارد. مطالعات اولیه هوپ(۱۹۳۰)، تجارب افراد را در زمینه موفقیت و شکست تشریح کرد. او می گفت که افراد پس از کسب موفقیت، سطح هدف خود را بالا می برند و پس از کسب شکست آن را پایین می آورند(گلاور،۱۳۸۳).
موری( ۱۹۳۸) نیاز به پیشرفت را میل به غلبه بر مشکلات، تمرین قدرت، تمرین برای انجام دادن امور مشکل و تلاش برای اجرای هر چه سریعتر کارها تعریف کرده است. او نیز، مانند دیگران معتقد است که لذت پیشرفت در رسیدن به هدف نیست، بلکه در گسترش و تمرین مهارتهاست، به بیان دیگر این فرایند است که انگیزش پیشرفت را فراهم می کند( استکی وهمکاران،۱۳۸۹).
یک دهه بعد سیرز(۱۹۴۰) از طریق تجربه جالبی که درباره هدفهای کودکان دبستانی انجام داد به طراحی نظریه انگیزش پیشرفت دست یافت، کودکانی که تاریخچه ثابتی از موفقیت داشتند به نحو شایسته تری توانستند از عهده انتقادات وارد بر عملکرد خود بر آیند و اهداف صحیح تر و ثابت تری را انتخاب کنند، در برابر به نظر رسید که شکست مداوم – به خصوص در مورد دانش آموزانی که دارای سابقه شکست بودند- موجب شد تا اهدافی را انتخاب کنند که به شکل غیر واقع بینانه بزرگ یا کوچک بود. مک کللند(۱۹۶۱) مطالعه در مورد نظریه انگیزش پیشرفت را ادامه داد و شرایطی را که افراد در آن موفق به تأمین نیاز به پیشرفت می شوند بررسی کرد. یکی از همکاران نخستین مک کللند به نام اتکینسون کار تدوین نظریه معاصر انگیزش پیشرفت را ادامه داد. اتکینسون(۱۹۶۵،۱۹۶۶،۱۹۶۷) در مجموعه ای از آزمایشهایی که یاد آور تحقیقات سیرز بود، نشان داد که کسانی که به موفقیت گرایش دارند اهدافی را با دشواری متوسط انتخاب می کنند، در حالیکه افرادی که از شکست نگرانی دارند اغلب اهدافی را بر می گزینند که یا بسیار بزرگ و یا بسیار کوچک است(گلاور،۱۳۸۳).
واضعان اصلی نظریه انگیزش پیشرفت مککللند ، اتکینسون،کلارک و لوول)۱۹۵۳ (هستند. پژوهشهای انجام شده نشان داده اند که افراد دارای انگیزه پیشرفت زیاد در انجام کارها از جمله یادگیری، بر افرادی که از این انگیزه بی بهره اند پیشی می گیرند. برای نمونه، مککللند(۱۹۶۱) دو گروه آزمودنی را که از لحاظ انگیزه پیشرفت با هم متفاوت بودند به انجام تکلیف واحدی وا داشت. در آغاز کار، هر دو گروه دارای عملکرد مشابه بودند، اما با ادامه آزمایش گروه دارای انگیزش پیشرفت زیاد از گروه دارای انگیزش پیشرفت کم جلو افتاد. همچنین استیپک (۲۰۰۲)در پژوهشهای خود نشان داده است، که دانش آموزان دارای انگیزش پیشرفت سطح بالا در کارهای مدرسه موفق اند. نکته ای که در اینجا باید به آن اشاره کنیم این است که کسب موفقیت در تکالیف آسان برای افراد دارای انگیزش پیشرفت لذت بخش نیست، بلکه کسب توفیق در تکالیف چالش انگیزبرای این افراد مهم و افتخار آمیزاست. همچنین انجام تکالیف بسیار دشوار نیز مورد علاقه افراد دارای انگیزه پیشرفت سطح بالا قرار نمی گیرد. علت آن است که انجام تکالیف خیلی ساده افتخاری نصیب فرد نمی کند و تکالیف بسیار دشوار معمولاً به شکست منجر می شوند، و این نیز افتخاری نصیب فرد نمی سازد. بنا به نظریه اتکینسون (۱۹۵۷)، اشخاصی که دارای انگیزه پیشرفت قوی هستند در تکالیفی که دارای درجه دشواری متوسط اند (نه خیلی دشوار و نه خیلی آسان) توفیق زیادی به دست می آورند. یعنی تکالیفی که این افراد در آن حداکثر جدّیت را نشان می دهند تکالیفی هستند که انجام دادن آن مستلزم قدری خطر کردن است. اینها همان تکالیف چالش انگیزند. فتسکو و مککلور (۲۰۰۵) به نقل از سیف(۱۳۹۱) در این باره گفته اند:« برای یک فرد دارای انگیزه پیشرفت قوی، مقدار لذتی که هنگام موفقیت تجربه می کند به سطح تصوری چالش وابسته است. به سخن دیگر، با افزایش سطح چالش، لذت همراه با موفقیت نیز افزایش می یابد»(سیف،۱۳۹۱).
آمس(۱۹۹۲) انگیزه پیشرفت و یادگیری را در دانش آموزان از دبستان تا پایان دبیرستان بررسی کرد و دریافت دانش آموزانی که انگیزه پیشرفت بالا دارند، نمره های بالایی نیز در درس های گوناگون می گیرند. به طور کلی، بررسی انگیزه پیشرفت از جنبه های گوناگون اهمیت دارد. در پیش بینی پیشرفت تحصیلی، برخی از روان شناسان بررسی متغیرهایی همچون انگیزه پیشرفت را از جهاتی مهم تر از هوش و استعداد می دانند؛ زیرا هوش از سازه های ثابت و نسبتاً دگرگون ناپذیر است، اما انگیزه پیشرفت، را می توان با چاره اندیشی هایی دگرگون ساخت بررسی های فراوانی که در نیم سده گذشته انجام شده است نشان می دهد که انگیزه پیشرفت با پیشرفت های شغلی، رضایت از زندگی، خلاقیت، و پایداری شخصیتی همبستگی دارد(بیابانگرد،۱۳۸۴).
یافته های پژوهشی درباره ارتباط بین انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی نیز نتایج یکسانی را نشان نمی دهند. مککللند و همکاران(۱۹۵۳)به رابطه ضعیفی را بین انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی ذکر کردند؛ (استکی وهمکاران،۱۳۸۹). از یک طرف پژوهشهای اسمیت( ۱۹۶۴) و اوکانر (۱۹۶۷) به نقل از شاملو قرار دارد که نشان می دهد افراد تحت شرایط انگیزش پیشرفت زیاد، همیشه بالاترین درجه کارایی را ندارند و بر عکس افرادی که انگیزه پیشرفت در آنها کم است، همیشه کمترین درجه پیشرفت را ندارند. از طرف دیگر پژوهشهای کارابینگ و یوسف به نقل از شاملو نشان می دهد افرادی که انگیزه پیشرفت در آنها کم است، کارایی آنهادر تحصیل نیز کم است(کدیور،۱۳۸۹). پینت ریچ و شونک( ۲۰۰۲) بهنقلازبیابانگرد(۱۳۸۴)انگیزه پیشرفت و یادگیری را در میان دانش آموزان سال های ابتدایی تا پایان دبیرستان مقایسه کردند و دریافتند دانش آموزانی که انگیزه پیشرفت بالایی دارند، نمره های بالایی نیز در درسهای مختلف می گیرند. بسیاری از پژوهشگران رابطه انگیزه پیشرفت را با کارکردهای گوناگون افراد بررسی کرده اند. بر اساس پژوهش نوبی(۱۹۹۱)، انگیزه پیشرفت با شماری از شناسه های جالب کارکرد، همچون پایایی در انجام تکلیف رابطه دارد. اندرمن و مر(۱۹۹۴) در پژوهشی دریافتند که دانش آموزان برخوردار از انگیزه پیشرفت بالا، بیش از دانش آموزان دارای انگیزه پیشرفت پایین، در انجام تکالیف درسی از خود پشتکار و جدیت نشان می دهند و در آزمون ها کارکردی بهتر دارند(بیابانگرد،۱۳۸۴).
۲-۴- پیشینه تحقیقات داخلی و خارجی انجام شده در مورد موضوع

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در پژوهشی که توسط شیخی فینی و همکاران ( ۱۳۷۲) با عنوان «بررسی رابطه انگیزش پیشرفت، منبع کنترل و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان مقطع متوسطه شهر بندر عباس» صورت گرفت؛ نتایج نشان داد: بین انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی رابطه معنی دار وجود دارد(شیخی فینی و همکاران،۱۳۷۲).
در پژوهشی توسط خواجه پور(۱۳۸۱) با عنوان« مقایسه ابعاد انگیزش تحصیلی و سلامت روانی و بررسی رابطه ابعاد این دو عامل در دانش آموزان دختر و پسر پایه دوم مدارس عادی و مراکز تیزهوشان شهر شیراز » یافته ها نشان داد؛ دانش آموزان مراکز تیز هوشان و مدارس عادی از نظر انگیزش تحصیلی و تمام ابعاد آن با هم تفاوت معنی دار دارند، و دانش آموزان مدارس عادی در تمام ابعاد انگیزش تحصیلی به جز عزت نفس و اتکا به نفس از میانگین بالاتری برخوردارند(خواجه پور، ۱۳۸۱).
در پژوهشی که توسط امامی پور و سیف ( ۱۳۸۲) با عنوان «بررسی تحولی سبکهای تفکر در دانش آموزان و دانشجویان و رابطه آنها با خلاقیت و پیشرفت تحصیلی» صورت گرفت؛ یافته های پژوهش نشان داد: بین سبکهای تفکر دانش آموزان و دانشجویان مقاطع تحصیلی گوناگون تفاوت وجود دارد به طوریکه با بالا رفتن مقطع تحصیلی سبکهای تفکر مونارشی، الیگارشی، آنارشی، جزئی و محافظه کارانه به طور معنی داری کاهش می یابد. همچنین بین سبکهای دختران و پسران تفاوت وجود دارد. همچنین بین سبکهای تفکر و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد، به طوریکه سبکهای تفکر آزادمنشانه و سلسله مراتبی، پیش بینی کننده پیشرفت تحصیلی بالا در دانش آموزان و سبک تفکر الیگارشی پیش بینی کننده پیشرفت تحصیلی پایین در دانشجویان هستند(امامی پور و همکاران،۱۳۸۲).
در پژوهشی که توسط امیری ( ۱۳۸۴) با عنوان« تأثیرنحوه استفاده از رایانه و سبکهای تفکر بر خلاقیت دانشجویان رشته علوم انسانی، فنی مهندسی و هنر دانشگاه الزهرا » صورت گرفت؛ نتایج نشان داد بین سبکهای تفکر اجرایی، درونی، آزادمنشانه، و محافظه کارانه در سه رشته علوم انسانی، فنی مهندسی و هنر تفاوت معنی دار وجود دارد(امیری وهمکاران،۱۳۸۴).
در پژوهشی که توسط باباعلی ( ۱۳۸۴) با عنوان «مقایسه سبکهای تفکر و رابطه آن با خلاقیت در بین دانشجویان رشته های علوم انسانی و هنر دانشگاههای تهران» انجام شد؛ نتایج نشان داد که بین سبک تفکر دختران و پسران تفاوت وجود دارد. میزان سبکهای قانونگذارانه، آزادمنشانه و کلی در پسران بیشتر از دختران و سبکهای قضایی، اجرایی، جزیی و محافظه کارانه در دختران بیشتر از پسران است(بابا علی وهمکاران،۱۳۸۴).
در پژوهشی توسط بیابانگرد ( ۱۳۸۴ ) با عنوان«رابطه میان عزت نفس، انگیزه پیشرفت، و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان سال سوم دبیرستانهای تهران» نتایج نشان داد: میان انگیزه پیشرفت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان همبستگی معنا دار وجود دارد. میان انگیزه پیشرفت و پیشرفت تحصیلی دو گروه دانش آموزان دختر و پسر، و نیز دو رشته علوم انسانی و علوم تجربی تفاوت معنادار دیده نشد(بیابانگرد،۱۳۸۴).
در پژوهشی توسط سبحانی نژاد(۱۳۸۵) با عنوان «بررسی رابطه بین راهبردهای یادگیری خود تنظیم و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه شهر اصفهان با عملکرد تحصیلی آنان در درس ریاضی» نتایج نشان داد؛ بین انگیزش پیشرفت تحصیلی و راهبردهای یادگیری خود تنظیم با عملکرد تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی رابطه وجود دارد(سبحانی نژاد،۱۳۸۵).
در پژوهشی توسط شکری و همکاران (۱۳۸۵) با عنوان «رابطه سبکهای تفکر و رویکردهای یادگیری با پیشرفت تحصیلی دانشجویان» نتایج نشان داد: دو جنس در متغیرهای سبکهای تفکر قانونی و قضایی تفاوتهای معنادار داشتند، همچنین سبکهای قانونی، قضایی با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت و معنی دار و سبک تفکر اجرایی با پیشرفت تحصیلی رابطه منفی و معنی دار داشت(شکری و همکاران،۱۳۸۵).
در پژوهشی توسط شکری و همکاران در سال (۱۳۸۵) با عنوان«نقش وضعیت اقتصادی- اجتماعی، رویکردهای یادگیری و سبکهای تفکر بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان» نتایج نشان داد: سبکهای تفکر قضایی، سلسله مراتبی، قانونی و آزاد اندیش به طور مثبت و سبکهای اجرایی و محافظه کار به طور منفی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان، رابطه نشان دادند(شکری و همکاران،۱۳۸۵).

در پژوهشی توسط امیدوار و حسین چاری (۱۳۸۵) با عنوان«بررسی رابطه سبکهای تفکر و راهبردهای مقابله با استرس در دانشجویان دانشگاه شیراز » نتایج نشان داد؛ بین دانشجویان دختر و پسر به استثنای سبک تفکر قانونگذار از لحاظ سبکهای تفکر تفاوت معنی داری وجود ندارد.
در پژوهشی توسط ابوالقاسمی و همکاران ( ۱۳۸۹) با عنوان« بررسی رابطه بین کارکردهای سبک تفکر و پیشرفت تحصیلی میان دانشجویان دانشکده فنی – مهندسی دانشگاه تهران» نتایج به دست آمده نشان داد؛ بین کارکرد سبکهای تفکر و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، همچنین بر اساس نتایج، فقط در سبک تفکر اجرائی پیشرفت تحصیلی تبیین شد و در سبک تفکر اجرایی زنان و در سبک تفکر قضایی مردان به طور معناداری در سطح بالاتری قرار داشتند(ابوالقاسمی نجف آبادی، ۱۳۸۹).
در پژوهشی توسط مطبعی لنگرودی(۱۳۸۹) با عنوان «فراتحلیل تحقیقات انجام در حوزه افت تحصیلی فرزندان شاهد در بنیاد شهید و ایثارگران» نتایج فراتحلیل بر روی عوامل فردی مؤثر بر افت تحصیلی بر حسب مقطع تحصیلی چنین نشان داد؛ که میانگین اندازه عوامل فردی مؤثر بر افت تحصیلی در دانشگاه از میانگین اندازه اثر عوامل فردی بررسی شده در سایر مقاطع تحصیلی بیشتر است. کمترین میانگین اندازه اثر این دسته عوامل نیز به عوامل فردی در مقاطع سه گانه تعلق دارد(مطبعی لنگرودی و همکاران،۱۳۸۹).
در پژوهشی که توسط استکی و همکاران ( ۱۳۸۹) با عنوان«رابطه سبکهای تفکر و انگیزش پیشرفت با پیشرفت تحصیلی ریاضی در دانش آموزان» انجام شد؛ یافته های پژوهش حاکی از آن بود که، سبک تفکر قانونگذار در پیش بینی پیشرفت تحصیلی ریاضی نوجوانان سهم دارد. بررسی وجود رابطه بین سبک تفکر و پیشرفت تحصیلی ریاضی نشان می دهد بین سبکهای تفکر قضاوتگر، اجرایی و بیرونی با پیشرفت تحصیلی ریاضی نوجوانان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بررسی رابطه سبکهای تفکر با انگیزش پیشرفت نشان می دهد بین سبکهای تفکر اجرایی، قانونگذار و درونی با انگیزش پیشرفت نوجوانان رابطه معنی داری وجود دارد(استکی وهمکاران،۱۳۸۹).
در پژوهشی که توسط نظری فر و همکاران ( ۱۳۸۹) با عنوان «کارکرد سبکهای تفکر و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی در بین دانشجویان دانشکده های فنی- مهندسی و روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران»انجام شد؛ نتایج نشان داد که در سبک تفکر اجرایی دانشجویان دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی ودر سبک تفکر قانونگذارانه، دانشجویان دانشکده فنی و مهندسی بالاتر بودند و در سبک تفکر قضایی تفاوتی بین آنان وجود نداشت. همچنین سبک تفکر اجرایی در بین دانشجویان دانشکده های فنی و مهندسی و سبک تفکر قانونگذارانه در بین دانشجویان دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی بیشترین قدرت پیش بینی پیشرفت تحصیلی را داشتند و اینکه در سبک تفکر اجرایی و قضایی بین دانشجویان پسر و دختر دانشکده های فنی- مهندسی تفاوت معناداری وجود داشت. ودر سبک اجرایی دختران ودر سبک قضایی پسران بالاتر قرار داشتند و در سبک تفکر قانونگذارانه دانشجویان پسر دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی بالاتر از دختران قرار داشتند(نظری فر وهمکاران،۱۳۸۹).
درپژوهشی توسط باغانی و دهقانی نیشابوری ( ۱۳۹۰ ) باعنوان «بررسی تأثیر انگیزش تحصیلی، خودکارآمدی و رویکردهای مطالعه بر پیشرفت تحصیلی