شوند.
علی‌رغم پیشرفت‌های مهم واکنش بین‌المللی به افراد آواره داخلی، موقت و بی‌نتیجه باقی ماند. یک آژانس راهنما برای فراهم کردن کمک شناسایی می‌شود. برای مثال همان‌طور که UNHCR در کلمبیا و سریلانکا یا UNICEF در سودان‌جنوبی بوده اما در آنگولا بیش از یک‌میلیون بچه به واسطه‌ی یک جنگ قدیمی چهار‌دهه‌ای بین دولت و نیروهای شورشی آواره شده‌اند و هیچ آژانس راهنمایی برای حمایت از آنها در نظر گرفته نشده‌است. تعدادی از سازمان‌ها و آژانس‌ها تلاش می‌کنند تا کمک‌های فوری کوتاه‌مدت را فراهم کنند اما حمایت‌های بلندمدت وجود ندارد. واقعیت برای کودکان و زنان نابود‌کننده بوده است و بر بی‌توجهی نگران‌کننده افراد آواره داخلی طی دهه گذشته و ضعف رویکرد کنونی تأکید دارد.
در بعضی از نمونه‌ها، مثلاً در کلمبیا و چچنیا، از UNHCR درخواست شد به یک تعداد نسبتاً کوچکی از پناهندگان در داخل یک جامعه گسترده‌تری از IDPs (افراد آواره داخلی) خدمت کند. در کلمبیا بعد از اینکه روش هماهنگ بین آژانسی ناموفق اعلام شد از UNHCR درخواست شد تا نقش یک رئیس را ایفا کند. بعد از اینکه رویکرد هماهنگ بین آژانسی ناموفق ثابت شده در تاجیکستان، تنها در حدود ۶۰۰۰۰ نفر از مردم به افغانستان فرار کردند در حالی که ۶۰۰۰۰۰نفر از مردم آواره داخلی شدند. در جمهوری فدرال یوگسلاوی و تیمور، UNHCR نقش راهنما را در فراهم کردن امکانات برای پناهندگان و IDPs گرفت که توسط ICRC و سایر NGOs حمایت می‌شدند.
به‌منظور اطمینان دادن به اینکه کمک و حمایت اصلی برای کودکان فراهم می‌شود، یک آژانس راهنما باید شناسایی شود و با امکانات مالی کافی برای انجام نقش خود در هر موقعیتی که اشخاص آواره داخلی وجود دارد در اختیار قرار‌گیرد. آژانسی که بیشتر در کشور درگیر می‌باشد باید مشخص شود. در اکثر موردها، آن UNHCR خواهد بود. در مواردی که UNHCR به طور‌مستقیم درگیر نمی‌شود، آژانسی که بیشتر درگیر می‌باشد باید مشخص شود. آژانس راهنما باید به‌طور کامل با همه آژانس‌های درگیر مانند UNICEF و برنامه‌های جهانی غذا همکاری کند. در همه موارد، UNICEF با یک شریک اصلی در حمایت و مراقبت از کودکان آواره داخلی باشد.
در دسامبر ۱۹۹۹، آژانس‌های UN مجموعه‌ای از معیارها را برای افزایش حمایت از افراد آواره داخلی مشخص کردند و از آژانس‌های بشر‌دوست به‌منظور بهبود کنترل کودکان آواره و گزارش نقض حقوق بشر درخواست کمک شد.۷۷ به طور هم‌زمان انجمن پناهندگی نروژ یک پایگاه اطلاعاتی IDP جهانی روی اینترنت برای فراهم کردن اطلاعات در مورد جمعیت آواره داخلی در بیش از ۳۰ کشور به‌راه انداخت. NRC با UNICEF و انجمن اروپا فعالیت می‌کند تا نشانه‌های کودکان خاص را برای جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات برای پایگاه داده‌ها گسترش دهد.
۴٫۵٫۱٫پناهندگان
حتی بعد از اینکه خانواده‌های آواره از مرزهای ملی عبور می‌کنند، آنها مداوم در معرض خطر قرار‌‌‌‌‌ ‌می‌گیرند. دخترهای نوجوان و زنان که از خانواده‌هایشان جدا شده‌اند به‌طور خاص در معرض خطر سوء‌استفاده از طرف نگهبانان مرزی و کارکنان نظامی می‌باشند. با عبور کردن از مرزها، آنها هیچ ضمانت پناهندگی ندارند. در پی پایان گرفتن جنگ سرد، دولت‌ها برای دادن پناهندگی بی‌میل‌تر شده‌اند و بعضی از آنها درصدد برآمدند تا از رسیدن اشخاص خواهان پناهندگی به مرزهایشان جلوگیری کنند. افراد پناهندگی طلب در زندان یا سایر سازمان ها بازداشت می‌شوند. در همان زمان که دولت مسئله آنها را بررسی می‌کند، تلاش برای پناهندگی نمی‌تواند یک جرم یا یک جنایت در‌نظر گرفته شود با وجود این بسیاری از زنان و کودکان با مجرمان به علت انجام چنین کارهایی در زندان توقیف می‌شوند.
برای کودکان پناهنده تنها، به دست آوردن پناهندگی به‌طور‌خاص مشکل می‌باشد و اگر آنها نتوانند هویت‌شان، ملیت، مکان تولد و هویت والدین‌شان را ثابت کنند آواره می‌شوند. کشورهایی که وضع پناهنده را بر‌مبنای خاصی مشخص می‌کنند نباید از دسترسی کودکان تنها به تشریفات پناهندگی بدون توجه به سن آنها امتناع کنند. حداقل، دولت‌ها باید پناهندگی موقت به همه‌ی کسانی که از مخاصمات مسلحانه فرار می‌کنند ببخشند.
خواه، کودکان آواره به خانه برگردند یا جایی دیگر ساکن شوند، خواه به جامعه میزبان ملحق شوند تلاش‌هایی باید انجام شود تا خانواده‌ها با‌هم باشند. تشریفات باید تا حد‌امکان مؤثر و فوری باشد و باید بالاترین منافع کودکان در اولویت قرار گیرد. در کشورهای تجزیه شده به واسطه‌ی سال‌های طولانی درگیری، اغلب تنش‌هایی بین سربازهای از جنگ برگشته و ساکنان وجود دارد. سرپرست‌های زن خانواده‌ها احتمالاً متوجه می‌شوند که آنها هیچ حقی برای پس‌گرفتن دارایی‌شان ندارند و آنها سرپرستی کودکانشان را از دست می‌دهند. مشکلاتی مشابه این برای خانواده‌هایی با سرپرست بچه به وجود می‌آید که معمولاً توسط دخترهای نوجوان سرپرستی می‌شود و می‌تواند شامل خواهر و برادر، کودکان خانواده‌های پُر‌جمعیت یا حتی کودکان غریبه باشد. اغلب با نداشتن زمین، دارایی و حتی ارثیه، آنها در یک موقعیت بی‌ثبات هستند و نیازمند حمایت اجتماعی و قانونی می‌باشند. در روآندا NGOs با گروه‌های زنان همکاری کردند تا از قانون تصویب شده در نوامبر ۱۹۹۹ حمایت کنند. این قانون به دخترها و زنان دسترسی قطعی‌تری به زمین را می‌دهد. در گواتمالا، پیمان صلح ۱۹۹۶ دولت را مجبور به حذف هر تبعیض قانونی علیه زنانی کرد که سعی به دسترسی به زمین، خانه و یا آبرو داشتند.۷۸
وقتی جوامع برای مدت‌زمان طولانی آواره می‌شوند، موضوع معیشت باید مورد‌توجه قرار گیرد مخصوصاً برای خانم‌ها و نوجوانانی که اغلب بی‌مهارت هستند و نیز برای حمایت کردن از کودکان کوچک‌تر. برای بیشتر خانواده‌ها آنچه به‌عنوان جابجایی موقت شروع می‌شود، ‌به‌طور متوسط ۶ سال یا بیشتر و غالباً بیش از ۱۰ سال طول می‌کشد.۷۹ به‌طور کلی راه‌حل‌های کوتاه‌مدت برای افراد آواره بر نگرانی‌های طولانی‌مدت اولویت دارد. غذای ضروری، دارو و سایر معیارهای فوری حفظ زندگی می‌تواند تنها نیازهای طولانی‌مدت کودکان آواره به واسطه‌ی جنگ را مورد‌توجه قرار دهد.
راه‌حل‌های طولانی مدت می‌تواند شامل برنامه‌های برگشت داوطلبانه به زمین‌هایی که مالکیتشان سلب شده یا ایجاد خانه‌های جدید شود. بعد از اینکه جنگ هفت سال در لیبریا در سال ۱۹۹۷‌به پایان رسید یک انجمن ملی اسکان ایجاد شد تا به برگرداندن پناهندگان حمایت از UNHCR کمک کند. بیش از یک میلیون افراد آواره به خانه برگشتند از جمله تعداد زیادی از خانواده‌های با سرپرست بچه و دخترهای جوان. آنها اکثراً رها می‌شوند تا به‌تنهایی از خودشان مراقبت کنند، بسیاری دیگر با عواقب تجاوز جنسی و حاملگی ناخواسته درگیر می‌شوند. با حمایت اقتصادی کم، بسیاری از دخترها مجبور شدند برای زنده ماندن به فحشا روی آورند. در سال ۱۹۹۸ NGOs لیبریایی با فعالیت UNHCR و UNICEF ابتکار کودکان لیبریایی را به کار برد تا به سربازهای از جنگ برگشته و کودکان آواره داخلی و نوجوانان آموزش شغلی و تحصیلی و فعالیت‌های درآمدزا ارائه دهد.۸۰ در تاجیکستان، UNHCR به پناهندگان، مصالح پوشش بام، میخ و تخته گچی توزیع کرد تا به تعمیر خانه‌ها کمک کند. آنها همچنین مانتیورهای بین‌المللی را به داخل منطقه فرستادند تا سوء‌استفاده به حقوق بشر را ثبت کنند و تجاوز به مقامات محلی را گزارش دهند. این رویکرد دو قسمتی یعنی ترکیب کنترل حقوق انسانی و کمک بشردوستانه به ایجاد اعتماد در میان آژانس‌ها، مقامات محلی، و سربازهای از جنگ برگشته کمک کرد.۸۱ در نیکاراگوئه، UNHCR بند جنسیت را به پروژه استقرار دوباره گنجاند که تصریح می‌کرد زنان باید حقوق مساوی دریافت کنند و آنها شامل نصف کل افراد درگیر در برنامه ریزی و انجام کمک می‌شوند اما چنین برنامه‌هایی اندک شمار هستند.
در یک گزارشی مجلس سازمان ملل متحد در ماه‌می سال ۲۰۰۰، دبیرکل پیشنهاد کرد که باید برای خانواده‌ها کمک‌های طولانی‌مدت و امکانات مالی برای یک معیشت ادامه‌پذیر از جمله زمین و وسایل کشاورزی فراهم شود. این گزارش تأکید کرد که کودکان تحصیلات و آموزش شغلی دریافت کنند تا اطمینان داشته باشند که می‌توانند یک شغل یا معیشت ادامه‌پذیر در آینده را به‌دست آورند. ۸۲

فصل ۲
تلفات جنگ بر سلامت کودکان
و راه های مقابله با آن
۱٫۲٫بیماری‌های واگیر‌دار
هزاران کودک، هر‌ساله به‌عنوان نتیجه مستقیم جنگ از جراحت‌های چاقو، گلوله، بمب و مین می‌میرند. اما بسیاری از کودکان دیگر از بیماری و سوء‌تغذیه رنج برده و به‌واسطه درگیری می‌میرند. جنگ‌ها – بسیاری از آنها در فقیرترین مناطق جهان – ذخیره‌های غذایی را از بین می‌برند و محصولات و زیربنای کشاورزی را خراب می‌کنند. آنها سیستم‌های بهداشتی و آب همراه با خدمات بهداشتی را ویران می‌کنند و جنگ‌ها تمام افراد را آواره کرده و خانواده‌ها و جوامع را از هم جدا می‌کند.
همه این موارد خسارات جسمی و روحی بسیار زیادی روی کودکان دارد. مواجه‌شدن با سوء‌تغذیه، بیماری‌های رایج دوران کودکی و عفونت‌های سریع، هزاران بچه دچار حرکت نابود‌کننده ضعف سلامتی می‌شوند. تعدادی از بالاترین نرخ‌های مرگ در میان کودکانی اتفاق می‌افتد که از خانه‌هایشان آواره شده‌اند از جمله آنهایی که در اردوگاه‌ها برای پناهندگی به سختی زندگی می‌کنند و در داخل آواره شده‌اند خطرها بیش از این تشدید می‌شوند جایی که کمک‌های امدادی کافی نمی‌باشد، این کمک‌ها غیرعادلانه تقسیم می‌شود.
وقتی که جنگ‌ها شروع می‌شوند همه کودکان در معرض خطر هستند، اما به‌مراتب آسیب‌پذیرترین آنها کسانی هستند که زیر‌سن ۵‌سال هستند و قبلاً دچار سوء‌تغذیه شده‌اند. از ۱۰ کشور با بالاترین میزان مرگ‌و‌میر زیر ۵‌سال، ۷‌کشور در جریان خلاص‌شدن از مخاصمات مسلحانه می‌باشند: آنگولا، افغانستان، جمهوری دموکراتیک کنگو، لیبریا، موزامبیک، سیرالئون، سومالی.۸۳ در آنگولا و سیرالئون از هر سه بچه یک‌نفر قبل از رسیدن به سن ۵‌سالگی می‌میرد.
همه ۱۵‌کشوری که کودکان در آنها در‌معرض بزرگترین خطرها هستند برطبق یک برنامه گسترش‌یافته توسط UNICEF با جنگ از‌هم جدا می‌شوند. این برنامه عوامل اصلی بر حیات و پیشرفت کودکان تأثیر می‌گذارد را با‌هم ترکیب می‌کند و آنگولا را به‌عنوان خطرناک‌ترین مکان در جهان برای کودکان معرفی می‌کند. در جمهوری دموکراتیک کنگو، کمیته بین‌المللی نجات اعلام کرد که ۲۵‌میلیون غیرنظامی به‌علت جنگ در بخش‌شرقی بین ماه آگوست سال ۱۹۹۸ و آوریل سال ۲۰۰۱ مردند. یک‌سوم از آنها کودکان زیر ۵‌سال بودند.
به‌ازای هر بچه‌ای که توسط جنگ کشته می‌شود، سه‌بچه زخمی یا برای همیشه معلول می‌شوند. برطبق سازمان بهداشت جهانی (WHO)، جنگ و خشونت‌های سیاسی علت‌های اصلی جراحت، آسیب دیدگی و معلولیت جسمی می‌باشد. بسیاری از کسانی که در طول و بعد از درگیری‌ها توسط مین‌ها زخمی و کشته می‌شوند کودکان هستند. تنها ۵% از کودکان معلول در کشورهای در‌حال توسعه به خدمات اجتماعی از جمله توانبخشی از هر نوع دسترسی دارند در‌حالی‌که سایر حمایت‌ها فقط برای ۱۰ تا ۲۰ درصد کسانی که به آنها نیاز دارند در دسترس می‌باشد.۸۴ بر‌طبق سازمان فرهنگی، علمی و آموزشی سازمان ملل متحد کمتر از ۲ درصد کودکان معلول در مدارس حاضر می‌شوند.۸۵
در طول ۵‌سال گذشته، HIV/AIDS دورنمای جنگ برای کودکان را بیش از هر عالم دیگری تغییر داده است. شرایط آشفته و وحشیانه درگیری تمام عوامل تشدید‌کننده HIV/AIDS را بدتر می‌کند و بی‌ثباتی را تقویت کرده که باعث افزایش درگیری، گسترش مرگ‌و‌میر، رنج و آشوب اجتماعی می‌شود و نیز کودکان را از مهم‌ترین حقشان محروم می‌کند. در‌حقیقت، جدی‌ترین تهدید برای امنیت انسانی است که جهان تاکنون دیده است.
در ژانویه سال ۲۰۰۰ شورای امنیت UN، HIV/AIDS را به‌عنوان یک تهدید مهم برای صلح و امنیت شناسایی کرد. دبیر کل UN کوفی‌عنان اظهار داشت: «هم‌اکنون در جوامع بی‌ثبات، این مصیبت‌ها یک برنامه مطمئنی برای درگیری بیشتر می‌باشد و درگیری به نوبت زمینه مساعد را برای عفونت‌های بیشتر فراهم می‌کند».۸۶

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مانند مخاصمات مسلحانه، HIV/AIDS خانواده‌ها و جوامع را درگیر و آشوب اجتماعی گسترده‌ای را ایجاد می‌کند. کودکان و زنان درگیر در آشوب جنگ، در معرض سوء‌استفاده های جنسی قرار می‌گیرند که احتمال عفونت‌های انتقالی را افزایش داده و گسترش HIV را آسان می‌کند. در سراسر‌جهان HIV/AIDS هم‌اکنون تقریباً ۴‌میلیون بچه را کشته‌است و ۱۳‌میلیون دیگر یتیم شدند.۸۷ به اندازه ۱۰ برابر افرادی که از ایدز می‌میرند در صحرای آفریقا در جنگ می‌میرند. ۸۸
با کشته شدن معلم‌ها، کارکنان‌بهداشت، مدیران‌دولتی، و سایر کارمندهای بخش‌دولتی، هم مخاصمات مسلحانه و هم HIV/AIDS بسیاری از سازمان‌ها را که می‌توانند به کاهش تأثیر بیماری همه‌جانبه کمک کنند، تضعیف می‌کند. ویرانی مدارس، مراکز‌بهداشت و سایر ساختمان‌های دولتی در دسترس جوانان و جوامع را به اطلاعاتی راجع به حفظ زندگی، بسیار سخت می‌کند و مراکز بهداشت اگر هنوز هم کار‌‌‌‌‌ می‌کنند آن‌قدر کار اضافی به دوش می‌کشند که امید کمی برای تشخیص HIV/AIDS و بیماری‌های مرتبط با آن وجود دارد، چه برسد به اینکه آنها را درمان کنند. خشونت‌های فیزیکی گسترده، احتمال اینکه کودکان در معرض خون‌آلوده به HIV قرار‌ خواهند‌گرفت را افزایش می‌دهد. حتی درمان زخم‌های مرتبط با جنگ می‌تواند خطر عفونت را از طریق تزریق خون تشدید کند.

بین ماه آگوست سال‌۱۹۹۸ و آوریل سال‌۲۰۰۱ مخاصمات مسلحانه در قسمت شرقی جمهوری دموکراتیک کنگو بر‌طبق یک تحقیق اخیر توسط کمیته بین‌المللی نجات باعث مرگ‌و‌میر حداقل ۲٫۵‌میلیون غیرنظامی شد. یک‌سوم از آنهایی که مردند کودکان کمتر از ۵‌سال بودند.
در حدود ۳۵۰۰۰۰ یعنی ۱۴% کل مرگ‌و‌میرها به‌طور مستقیم به علت خشونت بود، بقیه به علت بیماری و شرایط ‌خشن بود. علت اصلی مرگ در میان کودکان زیر ۵‌سال، مالاریا، بیماری اسهال، سوء تغذیه و عفونت‌های تنفسی بودند.
یکی از نگران‌کننده‌ترین یافته‌ها تأثیر بیش از‌حد روی کودکان کوچک می‌باشد. بر‌طبق یافته‌های لس‌لوبرتزیک متخصص بیماری‌های واگیردار در دانشگاه جانز‌هوپکینز که این تحقیق را هدایت می‌کرد در بعضی از مناطق به‌ندرت همه کودکان زیر ۲‌سال جان سالم به‌در بردند. روبرتز گفت: «در دو منطقه موبا و کالمی، بر طبق برآوردی ۷۵ کودکان متولد شده در طول این جنگ مرده‌اند یا قبل از زادروز دوم‌شان خواهند مرد.»۸۹ این تحقیق ثابت کرد که «به علت جنگ، منطقه یک منطقه مساعد بدون کنترل برای بیماری خواهد‌بود.»
روبرتز گفت: «مردان با تفنگ می‌آمدند و به‌طور منظم ویرانی به بار می‌آوردند. این مردان با مجبور کردن مردم به فرار از خانه‌هایشان باعث مرگ‌و‌میر بیشتری می‌شدند تا اینکه در‌واقع به آنها تیراندازی کنند و گلوی آنها را شکاف دهند. وقتی یک دهکده مورد‌حمله قرار می‌گیرد اغلب در شب، مردم به داخل جنگل فرار می‌کنند اگر آنها مریض شوند و چیزی نخورند، می‌میرند.»۹۰
از سال ۱۹۹۰ رایج‌ترین علت‌های گزارش شده مرگ‌و‌میر در میان کودکان آواره، بیماری‌های واگیردار مانند اسهال، عفونت‌های تنفسی شدید، سرخک، مالاریا، و سایر بیماری‌های مسری بوده است.۹۱ حتی در زمان جنگ اینها قاتل اصلی کودکان هستند. تأثیرات خطرناک آن در طول جنگ تا‌حدی به علت غلبه سوء‌تغذیه که کودکان را مستعد بیماری می‌کند، اهمیت داده می‌شود. در سراسر جهان بیش از ۱۰ میلیون بچه هر سال عمدتاً به دلایل قابل پیشگیری می‌میرند.
اسهال یکی از رایج‌ترین بیماری‌های واگیردار می‌باشد. گسترش و تأثیر آن با نبود بهداشت کافی و آب آشامیدنی تمیز تشدید می‌شود. این عوامل معمولاً کندتر از شیوع کشنده وبا هستند که به سراسر اردوگاه های آواره در کشورهایی مانند بنگلادش، جمهوری