دانلود پایان نامه

۲- جد پدری نیز در این حکم به پدر ملحق می‌شود.
۳- مراد از «فرزند» اعم از «کودک» و «بزرگ سال» است. بنابراین علاوه بر فرزندانی که در دوران کودکی و به دست پدرشان به قتل می‌رسند و به آن جرم «بچه کشی» گفته می‌شود، در مواردی که پدر فرزند بزرگ‌سالش را نیز به قتل برساند، رابطه‌ی «ابوت» مانع از اجرای قصاص است.(محمد اسحاقی، ۱۳۸۰، ص ۱۹۱)
۴- آن چه مانع از اجرای قصاص می‌شود، وجود رابطه‌ی «پدری» است و نه رابطه‌ی «ولایت پدر» زیرا پدر بر فرزند بزرگ‌سال خود و یا جد پدری با وجود حیات پدر به فرزندِ فرزندِ خود (نوه) هیچ‌گونه ولایتی ندارد، با این حال در صورتی که فرزند یا نوه‌ی خود را به قتل رسانند به خاطر وجود رابطه‌ی پدری قصاص نمی‌شوند.
۵- با توجه به عدم اجرای قصاص، پدری که فرزندش را عمداً به قتل رساند موظف به پرداخت دیه به ورثه مقتولی است و خود بهره‌ای از آن نخواهد برد.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

۶- جانی علاوه بر پرداخت دیه تعزیر نیز خواهد شد.
۷- «فرزند» ممکن است توسط پدر یا مادر کشته شود. این ماده فقط در صدد بیان حکم پدر یا جد پدری است که فرزند خود را عمداً به قتل می‌رساند، ولی هیچ‌گونه اشاره‌ای به حکم مادری که فرزندش را به قتل رسانده نمی‌کند. البته علت این مسئله روشن است، زیرا چنان که گفته شد بر اساس فقه امامیه و نظر مشهور فقهای امامیه تنها «رابطه ی ابّوت» مانع از اجرای قصاص است و مادری که فرزندش را به قتل رسانده مشمول احکام کلی قتل بوده و به قصاص محکوم می‌شود.
۳-۱-۶-۲- ایرادات وارده بر ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی
۳-۱-۶-۲-۱-نظر نگارنده
در ماده‌ی ۲۲۰ ق. م. ا. مصوب ۱۳۷۰ آمده که اولاً : از آن جا که حکم « تعزیر خواهد شد» کلی است، هر قاضی در هنگام صدور رأی به گونه‌ای عمل خواهد کرد، در حقیقت اعمال سلیقه‌های شخصی فراوان و اتخاذ مجازات های مختلف و ناهمگون را مورد تعزیر به دنبال دارد تا آن جا که یک قاضی می‌تواند حتی یک ضربه شلاق را به عنوان تعزیر اعلام کند، لذا لازم است قانون‌گذار مجازات اسلامی با توجه به اصول ۳۶ و ۱۶۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (اصل قانونی بودن مجازات ها) و عنایت به قبح عمل فرزند کشی در نزد شارع مقدس و نهی متعدد خداوند تبارک و تعالی از فرزند کشی و حرمت مسلّم آن و قطعیت عذاب الهی اخروی، و مجازات مناست و بازدارنده‌ای را به عنوان تعزیر در نظر گرفته و به گونه‌ای از بروز سلایق مختلف مجریان قانون و نیز سوءاستفاده اولیاء ناباب جلوگیری کند. در بعضی از روایات ضرب شدید، حبس و تبعید به عنوان مجازات پدری که فرزندش را به قتل رسانده، ذکر شده است، ولی جای سؤال دارد گه چرا قانون‌گذار در ماده ۳۰۱ ق.م.ا. مصوب ۱۳۹۲ اشاره‌ای به تعزیر و دیه نکرده آیا لازم ندانسته یا شرط را مبنی بر ماده ۶۱۲ ق.م.ا. دانسته که برای مرتکب که به هر دلیل قصاص نمی‌شود را اگر خوف نظم عمومی‌باشد ۳ الی ۱۰ سال حبس مشخص کند.
ثانیاً: اگر چه بر اساس نظر مشهور فقهای امامیه، تنها رابطه‌ی ابوت مانع از اجرای قصاص است، ولی با توجه به بررسی‌های انجام‌گرفته در این پژوهش و فقه این نوشتار و نتایج حاصله از آن که بر اساس موازین و ادله‌ی شرعی و مطابق با روش‌های تتبع و تحقیق در مسایل فقهی صورت گرفته است، مادر نیز به دلایل متعددی در این حکم ملحق به پدر می‌شود و در نتیجه قصاص نخواهد شد.
۳-۲- بررسی فقهی عدم قصاص پدر در قتل عمد فرزند
علاوه بر آیاتی که ذکر خواهد شد به آیات دیگری نیز بر وجوب قصاص استناد می‌شود که اطلاق یا عدم آن‌ها شامل پدر و مادری است که اقدام به قتل فرزندشان می‌کنند. در این جا تنها به ذکر این دسته از آیات اشاره‌شده و از شرح و تفسیر مفصل خودداری می‌شود؛
نتایج نهایی از بررسی آیات شریفه‌ی قرآن؛
۱- کشتن نا به حق فرزند از سوی پدر و مادر، گناهی بزرگ و دارای کیفر و مجازاتی بسیار سنگین است و در نزد خداوند به منزله‌ی کشتن همه مردم می‌باشد.
۲- فرزند از حق حیاتی مساوی با پدر و مادر خود برخوردار بوده و قاتل با این اقدام خود تنها فرزند خود را به قتل نرسانده است، بلکه حرمت انسان‌ها را هتک نموده و امنیت جانی را از جامعه انسانی سلب کرده است.
۳- قصاص جانی و مقابله به مثل با او بر مؤمنان فرض و واجب شده است و قاتل هر که باشد و هر نسبتی که با مقتول داشته باشد، حتی اگر پدر یا مادر او باشد، مستوجب قصاص و قتل است.
۴- حکم اولی در مجازات قتل عمد قصاص است، لکن اولیاء دم در عفو جانی نیز مجازند پدر و مادری که فرزند خود را به قتل رسانده‌اند، مستوجب ارفاق و تخفیف هستند.
۵- هر قصاصی موجب حیات و زندگانی مردمان است و امنیت جانی آنان را در پی خواهد داشت. لذا توصیه‌ی آیات شریفه آن است که جهت تأمین مصلحت عموم و ایجاد امنیت در جامعه در کلیه‌ی قتل‌ها از جمله در مواردی که بین قاتل و مقتول رابطه‌ی پدر و فرزندی و یا مادر و فرزندی باشد، قصاص اجرا شود.

۳-۲-۱- مجازات کشتن فرزند از دیدگاه قرآن
۳-۲-۱-۱- بررسی آیات مربوط به قتل
۱- « مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنَا عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً »(المائده/۳۲).
به همین جهت، بر بنی‌اسرائیل مقرّر داشتیم که هر کس، انسانى را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روى زمین بکشد، چنان است که گویى همه‌ی انسان‌ها را کشته؛ و هر کس، انسانى را از مرگ رهایى بخشد، چنان است که گویى همه‌ی مردم را زنده کرده است.
بر اساس این آیه‌ی شریفه، کشتن نا به حق یک انسان گناهی بزرگ و دارای کیفر و مجازاتی بسیار سنگین بوده و در نزد خداوند تعالی به منزله‌ی کشتن همه‌ی مردم است، هم چنین حفظ حیات یک انسان و جلوگیری از نابودی وی در پیشگاه خداوند به منزله‌ی نجات و حیات همه‌ی مردم است. برابری قتل یک انسان با قتل همگان، به این معناست که قاتل حرمت انسانی را هتک نموده و در حقیقت امنیت جانی را از همگان سلب کرده است؛ چنان که همسنگی حفظ حیات یک انسان با تمامی انسان‌ها کنایه از پاداش عظیم است. با دقت در آیه‌ی شریفه این نکته به دست می‌آید که جزای یکسان برای کشتن هر فرد و پاداش مساوی برای احیای وی، حاکی از برابری تمام انسان‌ها در حق حیات است. بر این اساس هر انسانی که روح الهی در او دمیده شده است، از حق حیاتی مساوی، ارزشمند، محترم و حفاظت‌شده با دیگر هم نوعان خود برخوردار بوده و از این جهت بین افراد انسانی از حیث رنگ، نژاد، تیره و رابطه‌ی خویشاوندی نسبی و سببی از جمله رابطه‌ی پدری و مادری فرقی وجود ندارد.
۲- « وَ لاَ تَقْتُلُوا أَوْلاَدَکُمْ خَشْیَهَ مِنْ إِمْلاَقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُ»(الانعام/۱۵۱)
و فرزندانتان را از(ترس) فقر، نکشید! ما شما و آن‌ها را روزى مى‌دهیم؛
این آیه می‌رساند که آنان فرزندان خود را در موقع قحطی می‌کشتند ولی از آیه‌ی دیگر استفاده می‌شود که آنان گاهی به خاطر قحطی مترقب که هنوز نیامده بود دست به چنین کاری می‌زدند(فرزند کشی در آیین جاهلی، سال هجدهم شماره ۱۲ ، ۷۹۹؛ برگرفته از: سایت نور مگز).
چنان که می‌فرماید:

۳-« وَ لاَ تَقْتُلُوا أَوْلاَدَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلاَقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْأً کَبِیراً » (الاسراء/۳۱).
و فرزندانتان را از ترس فقر، نکشید! ما آن‌ها و شما را روزى مى‌دهیم؛ مسلماً کشتن آن‌ها گناه بزرگى است.
تفاوتی که عرب جاهلی با طرفداران سقط جنین امروز داشت این بود. وی بر اثر دوری از قافله‌ی علم و دانش از رشد جمعیت و آهنگ سریع آن مخصوصاً با توجه به این که افزایش، افزایش تصاعدی است، آگاهی نداشت، و جز خلاصی از فقر موجود و یا مترقب به چیز دیگری نمی‌اندیشید. اما بشر امروز در اثر داشتن زمان‌های اقتصادی و بهداشتی بین‌المللی، به عمل خود، رنگ حق به جانبی می‌دهد که می‌گوید: آهنگ رشد جمعیت، از رشد اقتصادی و گسترش مواد غذایی سریع تر است، بنابراین چاره‌ای جز کنترل جمعیت و لوازم طریق سقط جنین و کورتاژ نیست! این‌ها فراموش کرده‌اند که این نگرانی تازگی ندارد، همین مشکل که امروز در برابر مردم عصر فضا سبز شده است به حکم آیات یادشده در برابر اقوام عرب جاهلی نیز وجود داشت و آنان نیز فرزندان خود را از ترس فقر و کمبود مواد غذایی می‌کشتند و شما با این عمل خود، به عرب جاهلی می‌گویید رویت سفید.(فرزند کشی، در آیین جاهلی، سال هجدهم، شماره ۱۲، ۷۹۹؛ برگرفته از: سایت نور مگز).
در قرآن آیات زیادی مربوط به مذمت قتل عمدی فرزند توسط پدر ذکر شده است. چرا که قتل از جمله گناهان کبیره است که در قرآن کریم در آیات متعددی بر حرمت آن تأکید شده و از سوی خداوند مجازات قصاص برای آن در نظر گرفته شده است. این حکم در آیه‌ی ۱۷۸ سوره‌ی بقره ذکر شده است:
۴-« الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثَى بِالْأُنْثَى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْ‌ءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَهٌ فَمَنِ اٌعْتَدَى بَعْد ذلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ» (البقره / ۱۷۸).
آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر کسى از سوى برادر(دینى) خود، چیزى به او بخشیده شود، (و حکم قصاص او، تبدیل به خون‌بها گردد) باید از راه پسندیده پیروى کند. (و صاحب خون، حال پرداخت‌کننده‌ی دیه را در نظر بگیرد.) و او[ قاتل‌] نیز، به نیکى دیه را(به ولى مقتول) بپردازد؛ (و در آن، مسامحه نکند.) این، تخفیف و رحمتى است از ناحیه‌ی پروردگار شما! و کسى که بعد از آن، تجاوز کند، عذاب دردناکى خواهد داشت.
که به عنوان حکم کلی قصاص در قتل عمدی مورد استناد قرار می‌گیرد.
آیاتی که قتل فرزند را منع کرده است. عبارت است از:
۱-«قُلْ أَغَیْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِیّاً فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ یُطْعِمُ وَ لاَ یُطْعَمُ قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لاَ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ» (الانعام / ۱۴).
بگو: «آیا غیر خدا را ولىّ خود انتخاب کنم؟! (خدایى) که آفریننده ی آسمآن‌ها و زمین است؛ اوست که روزى مى‌دهد، و از کسى روزى نمى‌گیرد.» بگو: «من مأمورم که نخستین مسلمان باشم؛ و(خداوند به من دستور داده که) از مشرکان نباش!
خداوند در این آیه‌ی شریفه می‌فرماید، کسانی که فرزندان شان را از روی سفاهت و جهالت می‌کشند زیان می‌کنند و گرفتار خسارت می‌شوند و در این آیه، قتل فرزند یک عمل احمقانه و سبک‌مغزی و کار جاهلانه معرفی‌شده که سبب ورود زیان دنیوی به صورت عاطفی و اخلاقی و اجتماعی و ضرر اخروی می‌شود. این آیه در پی تأکید بر حرمت کشتن فرزندان است.
۲-«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِع


پاسخی بگذارید