پایان نامه - مقاله و پروژه

سامانه پژوهشی – تبیین رابطه بین محافظه کاری با پایداری اقلام تعهدی و نابهنجاری اقلام تعهدی- قسمت ۱۴

OAC = [(∆CA – ∆CL – ∆CASH +∆STD+ ∆TP) – DEP)]/AVGTA (3-1)
در این مدل:
OAC: اقلام تعهدی عملیاتی یعنی تغییر در خالص سرمایه در گردش
∆CA: تغییر در دارایی‌های جاری
∆CL: تغییر در بدهی‌های جاری
∆CASH: تغییر در وجه نقد
∆STD: تغییر در حصه جاری تسهیلات بلندمدت
∆TP: تغییر در حساب مالیات پرداختنی
DEP: هزینه استهلاک
AVGTA: میانگین ارزش دفتری کل دارایی‌ها در ابتدا و پایان دوره مالی
تمامی متغیر‌های فوق الذکر(بجزء AVGTA) بر AVGTA تقسیم می‌شوند.
۳-۶-۲-محاسبه محافظه‌کاری
برای محاسبه محافظه‌کاری به کار رفته در یک شرکت، از معیار‌های مطرح شده در فصل دوم، معیار محافظه‌کاری باسو با توجه به ادبیات نظری پژوهش‌ها پیشین انتخاب شده است.
Xit/Pit-1 = α + β۱DRit + β۲Rit + β۳ (Rit x DRit) + εit (۳-۲)
Xit: سود هر سهم قبل از اقلام غیر مترقبه
Pit-1: قیمت سهام در پایان سال مالی قبل
DRit: یک متغیر دا‌می‌(ساختگی) ‌است که اگر بازده منفی باشد، مقدار آن برابر یک و در غیر این صورت، صفر منظور ‌می‌شود.
Rit: بازده سالانه سهام (با سود)
اندیس i و t به ترتیب نشاندهنده شرکت و سال مالی شرکت می‌باشند.
محافظه‌کاری یعنی اینکه β۲ کوچکتر از β۲ بعلاوه β۳ یا به عبارت دیگر، β۳ بزرگتر از صفر باشد. باسو، β۳ را پاسخ یا واکنش نامتقارن سود[۱۷۲] ‌می‌نامد. ضریب مثبت β۳ نشاندهنده وجود محافظهکاری حسابداری است، زیرا بازده منفی اثر بیشتری را بر سود نسبت به بازده مثبت دارد. در این پژوهش، همانند پژوهش فرانسیس و همکاران (۲۰۰۴) و ژانگ (۲۰۰۸) از حساسیت سود به بازده منفی (β۲+ β۳) نسبت به بازده مثبت (β۲) به عنوان نمایندهای برای محافظه‌کاری در سطح شرکت استفاده میشود. این نسبت(β۲/ β۲+ β۳) همانند پژوهش فرانسیس و همکاران (۲۰۰۴) در یک بازه ۱۰ ساله ، t-9 تا t، محاسبه میگردد. مطابق مطالعات پیشین برای محاسبه معیار عدم تقارن زمانی محافظهکاریِ باسو حداقل به دادههای پنج سال شرکت نیاز است.
پس از محاسبه متغیر محافظه‌کاری برای هر سال- شرکت، به منظور محاسبه متغیر مستقلCONSQ در مدل اصلی بدین نحوه عمل نموده:
در هر سال، کل شرکت‌ها را بر اساس میزان محافظهکاری آنها از کوچک به بزرگ مرتب کرده و سپس آنها را در ۴ گروه طبقه بندی می‌نماییم. به شرکت‌های طبقه اول عدد ۱، طبقه دوم عدد ۲ و … اختصاص می‌دهیم. اعداد تخصیص یافته نشان دهنده‌ی میزان محافظه‌کاری هر سال- شرکت هستند و به عنوان متغیر مستقل وارد مدل اصلی می‌گردد.
۳-۶-۳- مدل مورد استفاده برای آزمون فرضیه اول
برای آزمون فرضیه اول از مدل ارایه شده توسط وکیل (۲۰۱۲) به شرح زیر استفاده می‌شود:
INCit+1 = α + π۱ CFOit + π۲ OACit + εit+1 (۳-۳)
(۳-۴)
INCit+1 =α + π۱CFOit +π۲OACit + π۳ CONSQit +π۴ (OACit *CONSQit) + εit+1
(۳-۵)
INCit+1 = α + π۱CFOit + π۲OACit π۳ CONSQit + π۴ (OACit*CONSQit) + π۵ HADit + π۶ (OACit *HADit۷ (CONSQit*HADit) + π۸ (OACit * CONSQit* HADit) +ε it+1
در این مدل:
INC: سود عملیاتی سال بعد (متغیر پیوسته)
CFO: جریان نقد عملیاتی[۱۷۳] (متغیر پیوسته)
OAC: اقلام تعهدی عملیاتی (متغیر پیوسته)
CONSQ: اندازه محافظهکاری
HAD: متغیر دامی(ظاهری) برای اقلام تعهدی بالا ‌است که اگر شرکت به بالاترین چارک اقلام تعهدی تعلق داشته باشد برابر ۱ و در غیر این صورت برابرصفر است.
تمام متغیر‌های پیوسته برای کنترل اختلاف مقیاس[۱۷۴] با متوسط ارزش دفتری کل داراییهای اول دوره و پایان دوره تعدیل ‌می‌شوند.
ضرایب رگرسیون معادله (۳-۳) و (۳-۴) معیارهای پایداری را در سطح شرکت اندازه گیری ‌می‌کند. ضریب (π۸) در معادله (۳-۵) شواهدآزمون فرضیه اول را فراهم می‌کند. فرضیه اول با اثرات متفاوت محافظهکاری بر پایداری اقلام تعهدی بین شرکت‌های با اقلام تعهدی زیاد و کم مرتبط است. ضریب متغیر (OAC*CONSQ*HAD) نشان میدهد که اگر محافظهکاری در سطح بالا باشد هرچه از شرکتهایی با اقلام تعهدی پایین به سمت شرکتهایی با اقلام تعهدی بالا پیش میرویم، پایداری اقلام تعهدی در پیشبینی سود سال بعد افزایش مییابد. فرضیه اول با معادله (۳-۵) آزمون میگردد.
براساس مطالعات پیشین انتظار میرود علامت ضرایب متغیر CFO و OAC مثبت و اندازه متغیر OAC از متغیر CFO کمتر باشد. برای متغیرهای CFO و OAC ، اسلون (۱۹۹۶) به ترتیب مقادیر ۸۶/۰و ۷۷/۰، کولینز[۱۷۵] و همکاران (۲۰۰۳) مقادیر ۶۶/۰ و ۴۷/۰و دیچو و جی (۲۰۰۶) مقادیر ۸۳/۰و ۴۷/۰ را بدست آوردهاند.
۳-۶-۴- محافظه‌کاری و نابهنجاری اقلام تعهدی
برای آزمون فرضیه دوم دو رویکرد به شرح زیر وجود دارد:

حتما بخوانید :
فایل - مطالعه تطبیقی راهبردهای جذب سرمایه گذاری خارجی مورد مطالعه کشورهای ایران، ترکیه و ...

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است