فایل های دانشگاهی

تاثیر سواد اطلاعاتی بر میزان یادگیری وعملکرد تحصیلی دانشجویان تربیت بدنی- قسمت ۵

  • از قوانین، مقررات، سیاست های سازمانی و آداب مربوط به دسترسی و استفاده از منابع اطلاعات پیروی می کند.

 

  • به خاطر استفاده از منابع اطلاعات برای تولید محصول یا عملکرد خود، از تولیدکنندگان اطلاعات قدردانی می کند.
جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

  • نظامهای مستند سازی و ارجاع دهی مناسب برمی گزیند و به صورت یکسانی از آن برای ذکر منابع بهره می گیرد.

 

دانشگاه کالیفرنیا در سال ۱۹۹۶ اعلام کرد که در جامعه دانش محور، یادگیری یادگرفتن و سواد اطلاعاتی دو عنصر کلیدی در عصر انفجار اطلاعات است.(زاخری،۲۰۱۰).
مهارت سواد اطلاعاتی چهارچوبی را برای یادگیری دانشجویان فراهم می آورد تا بدانند چگونه یاد بگیرند و یادگیری مادام العمر خود را با به کار بردن سواد اطلاعاتی در برنامه درسی خود توسعه دهند.( انجمن کتابخانه های آمریکا ،۲۰۰۰).

مدنیک[۲۹] ذکر می کند که بهترین راه برای به کارگیری سواد اطلاعاتی در برنامه درسی شروع از بالا به پایین است. این مدل نشان دهنده این است که استاندارد ای.سی.ار.ال می تواند به عنوان یک تئوری در یادگیری و موفقیت دانشجویان تاثیر گذارد( مدنیک،۲۰۰۲) .

 

۲-۴- اهمیت سواد اطلاعاتی :

 

بعد از آشنایی با مفهوم سواد اطلاعاتی لازم است به اهمیت و ضرورت آن توجه شود. بعد از آشنایی با مفهوم سواد اطلاعاتی ، لازم است به اهمیت و ضرورت آن توجه شود زیرا در عصر کنونی که عصر سرعت و رقابت است ؛ جوامعی که خواستار توسعه و پیشرفت هستند و می خواهند در صحنه جهانی باقی بمانند؛ نباید خطا کنند. بلکه باید به هر امری به اندازه اهمیت و ضرورتش توجه کنند. حال این موضع قابل ذکر است که اهمیت و ضرورت سواد اطلاعاتی در مراکز آموزشی ، به چه میزان است و چه نقشی در فرایند یادگیری دارد ؟
نگاهی به کشورهای صنعتی و توسعه یافته ، نشان می دهد که آنها از نظر دسترسی به اطلاعات،بسیار غنی هستند بطوریکه از نظر اطلاعاتی، شکاف زیادی میان کشورهای توسعه یافته و کشورهای جهان سوم و توسعه نیافته وجود دارد . ( میرجلیلی ، ۱۳۸۵) .
جیمز هزن[۳۰] ، اظهار می دارد آیا شهروندان بطور کامل در جامعه دمکراتیک و در اقتصاد جهانی مشارکت دارند یا خیر ؟ برای چنین مشارکتی آنها باید دارای مهارتهای ضروری جهت استفاده موثر از تکنولوژی باشند، یک مجموعه مهارتهای مهمی که برای چنین کاربرد موثری لازم است ؛ عبارتند از : توانایی کسب، ارزیابی و کاربرد مقدار وسیعی از تکنولوژی اطلاعات . به عبارت دیگر؛ افراد باید با سواد اطلاعاتی باشند. ( هزن،۲۰۰۹).
عکس مرتبط با اقتصاد
قاسمی در این رابطه اظهار می دارد دسترسی به اطلاعات ، حق و فرصتی است که همه باید از آن برخوردار باشند و بتوانند با بهره گرفتن از آن به پیشبرد زندگی خود کمک کنند . این پیشبرد یا در طلب رشد و توسعه فردی و شخصی است یا متاثر از شرایط متحول اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی جامعه آنچه امروزه مطرح است ، شاید فردا منسوخ گردد و یک شغل مقبول امروزی، چه بسا فردا مهجور شود. پیشبرد استقلال اقتصادی و کیفیت حیات، نیازمند آگاهی یابی مادام العمر و روز آمد می باشد بطوریکه بسیاری، همه اینها را با سواد اطلاعاتی و سطح سواد اطلاعاتی مرتبط می دانند ( قاسمی،۱۳۸۳ ).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
سواد اطلاعاتی، وسیله ای است برای توانمندی فردی، این توانمندی در مهارت فرد، در تحلیل و اتخاذ تصمیمات محققانه و با استقلال او در جستجوی حقیقت دیده می شود. سواد اطلاعاتی به فرد توانایی بحث می بخشد . چنین فردی از جستجوی دانش، لذت برده و به هیجان می آید ، این مهارت نه تنها افراد را برای فراگیری مادام العمر آماده می کند ؛ بلکه موجب می شود آنها از موفقیت در تامین نیازهای اطلاعاتی لذت ببرند. بعلاوه ، ثمربخش بودن جستجویی که این افراد برای کسب اطلاعات انجام می دهند تشویقی برای ادامه فراگیری در سراسر زندگیشان خواهد بود. ( پریرخ ،۱۳۸۶).
هنز[۳۱] معتقد است، اگر قرار است شهروندان در یک جامعه دموکراتیک و در اقتصاد جهانی مشارکت کامل داشته باشند، باید دارای مهارت های لازم برای استفاده موثر از فن آوری باشند. مهارتهای مهم برای چنین استفاده موثری به ترتیب زیر است : توانایی به دست آوردن ، ارزیابی و استفاده گسترده از فناوری اطلاعات ارائه شده و … به عبارت دیگر، مردم باید « سواد اطلاعاتی » داشته باشند(هنز،۲۰۰۸).
نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات
کنگ[۳۲] بر این نکته تاکید می کنند که هر فرد باید فرصتی برای کسب دانش و مهارتهای ضروری برای درک، مشارکت فعالانه و استفاده کامل از جامعه اطلاعاتی و اقتصاد دانش داشته باشد و معتقدند که یاد گیرندگان ، نه فقط به تسلط بر دانشی که برای پردازش اطلاعات لازم است نیاز دارند بلکه آنها باید همچنین نگرشهای مناسبی نسبت به پردازش اطلاعاتی داشته باشند تا قابلیت یادگیری مادام العمر را افزایش دهند و استقلال در یادگیریشان و مسئولیتهای اجتماعی بیشتری را برعهده بگیرند. ( کنگ ،۲۰۰۸ ).
انیل سواد اطلاعاتی و توانایی استفاده از تکنولوژی را مهارتهای اساسی مورد نیاز در مدرسه و محیط کار هر فرد می داند و معتقد است اگر چه سواد اطلاعاتی و تکنولوژی اطلاعات رابطه تنگاتنگی دارند، اما سواد اطلاعاتی حوزه وسیعتر و متمایز از این تواناییها است . استانداردهای قابلیت سواد اطلاعاتی برای آموزش عالی (۲۰۰۰) و کانون (۲۰۰۷) نیز این امر را تایید کرده و بیان می کنند که سواد اطلاعاتی یک چهارچوب عقلانی برای درک، یافتن ، ارزیابی و کاربرد اطلاعات است . این فعالیتها شاید با مهارتهای تکنولوژی اطلاعات کامل شود، اما توانایی درک، ارزیابی انتقادی و ادغام اطلاعات از مهارتهای تکنولوژیکی فرد مستقل است(کانون ،۲۰۰۷).
حداد نیز ضمن اینکه سواد اطلاعاتی را ساختاری پیشرفته جهت شناخت ، کشف، ارزیابی و کاربرد فعالیتهای اطلاعاتی می داند؛ معقتد است سواد اطلاعاتی می تواند تا حدی از طریق فناوری اطلاعات و روش های پژوهشی معقول و از همه مهمتر از خلال استدلال و تشخیص منتقدانه و موشکافانه حاصل شود و با بهره گرفتن از تواناییها و قابلیت‌های فردی، اساس یادگیری مداوم را به وسیله بهره جستن از فناوری پایه گذاری کند و در نهایت بیان می دارد که سواد اطلاعاتی مستقل از فناوری اطلاعات عمل می کند (حداد ، ۱۳۸۳ ).
کانون ، در این رابطه اظهار می دارد که سواد اطلاعاتی ، توانایی یادگیرندگان را برای شخصی ساختن دانش شان در حوزه هایی خیلی وسیعتر از فناوری اطلاعات تسهیل می کند( کانون، ۲۰۰۷).
مکادو نیز معتقد است علاوه بر تغییرات اجتماعی گرایش فزاینده به سوی پاسخگویی در آموزش عالی، میزان توجه به سواد اطلاعاتی را افزایش می دهد(مکادو، ۲۰۰۸ ).
نظری روند سریع کهنه شدن دانش یادگیرندگان را دلیل اهمیت سواد اطلاعاتی می داند و بیان می کند که با کسب این مهارتها یادگیرندگان قادر به دسترسی، درک و بهره گیری بهینه از دانش روز و رشته خود می شوند. ( نظری ،۱۳۸۵ ).
کورال[۳۳] ، دسترسی آسانتر و کم هزینه تر به اطلاعات را مطرح می کند و معتقد است همانطور که دسترسی به اطلاعات، آسانتر و کم هزینه تر می شود مهارتها و قابلیت‌های مرتبط به انتخاب و کاربرد موثر اطلاعات، تعیین کننده تر می شوند. ( کورال ،۲۰۰۸).
عده ای هم اهمیت مهارت های سواد اطلاعاتی را در کارهای آموزشی و پژوهشی مورد بررسی قرار داده اند و بیان می کنند :
نظامهای علمی، سواد علمی و سواد اطلاعاتی ، بطور جدا نشدنی به یکدیگر مرتبطند. شاید اگر یاددهندگان و یاد گیرندگان ، درک بهتری از بررسی و تحقیق علمی داشتند ؛ آنها درک مفهومی مهمتری از سواد اطلاعاتی بدست می آورند ( نه لزوماً از مهارتها و تکنیکهای خاص) . تحقیق و بررسی علمی ، بعنوان یک رویکرد آموزشی برای یادگیرندگان و یاددهندگان پیچیده و گیج کننده به نظر می رسد و فقدان انسجام، فلسفه معاصر درون برنامه های درسی و محدودیتهای تجربه و دانش یاد دهنده، آن را تشدید می کند. تدریس مهارتهای لازم به یادگیرندگان برای ارزیابی اطلاعات ، می تواند به آنها کمک کند تا ماهیت علم و دانش علمی را بهتر درک کنند. ( جولین و باکر[۳۴]، ۲۰۰۹).
سودبخش هم، پژوهشی دانشگاهی را فرایند پیچیده ای می داند که دانشجویان آن را با گذراندن دروس روش تحقیق می آموزند. از آنجا که رجوع به منابع اطلاعاتی در کلیه مراحل تحقیق ( از نخستین مرحله یعنی انتخاب موضوع و مساله تا مرحله پایانی آن یعنی ارائه نتایج و نوشتن گزارش تحقیق) اجتناب ناپذیر است ؛ آموزش روش های تحقیق را به تنهایی کافی نمی داند و معتقد است باید به موازات آن ، آموزش مهارتهای اطلاع یابی نیز آموزش داده شود تا عدم آگاهی دانشجویان نسبت به رفتار اطلاع یابی دقیق، موجب سرگردانی و طولانی شدن روند تحقیق نشود( سود بخش،۱۳۸۴).
معطری نیز اظهار می دارد : افزایش و بهبود مهارتهای تفکر یادگیرندگان یکی از ابعاد مورد توجه در فرایند آموزش و یادگیری است . در دوره مدرن امروزی که با افزایش زیاد از حد دانش روبرو هستیم؛ مسأله دانش اختصاصی کسب شده توسط فرد از اهمیت کمتری برخوردار است زیرا آنچه بطور مشهود اهمیت بیشتری دارد ؛ این است که افراد در ضمن فعالیتهای فکری، مهارتهایی را به دست آورند که آنها را قادر به هضم دانش جدید ساخته و در ارزیابی اطلاعات فراوانی که در کار با آن روبرو هستند ؛ یاری دهد( معطری ،۱۳۸۱).
فماندز[۳۵]، هدف از سواد اطلاعاتی، کمک به افراد است تا بتوانند بطور موثرتری بر مشکلات فائق آیند و تصمیمهای مناسبتری را در جامعه مبتنی بر شبکه های دیجیتالی رو به رشد اتخاذ کنند. شواهد و مدارک جمع آوری شده توسط گروه تحقیقات شرکت پیواینترنت[۳۶] و … نشان می دهد که ما در حال حاضر در جامعه دیجیتالی مبتنی بر شبکه زندگی می کنیم و اینترنت تبدیل به بخش اساسی و جدایی ناپذیر از زندگی مان شده و استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات رشد قابل توجهی در طول چندسال گذشته داشته است(فماندز،۲۰۱۰) .
ون دی ورد بیان می کند : در قرن ۲۱ چهره آموزش دانشگاه ها بوسیله اینترنت و وب ۲ در حال تغییر است و هر روز هزاران دانشجو پشت کامپیوترهای خودشان می نشینند و باز کردن موتورهای جستجو را به حضور در کلاسهای درس ترجیح می دهند. ( ون دی ورد، ۲۰۱۰).
امروزه یادگیرندگان دانشگاه ها مخصوصاً یادگیرندگان از راه دور برای انجام پژوهشهایشان به طور فزاینده ای به وب وابسته اند در حالیکه آنها فاقد مهارتهای تفکر انتقادی هستند ، تفکری که برای ارزیابی موفقیت آمیز اعتبار اطلاعات آنلاین لازم است و این یک جنبه اساسی سواد اطلاعاتی است . علاوه بر این یادگیرندگان آموزش از راه دور به جای استفاده از پایگاه های کتابخانه های آنلاین موتورهای جستجوگر را در تلاشهای پژوهشی خودشان به کار می گیرند و این امر نیاز به سواد اطلاعاتی را حساس تر می کند. ( هلمز، پارک ، کامرون ، ۲۰۰۷).
با توجه به اهمیت و ضرورت توجه به سواد اطلاعاتی در مراکز آموزشی ، سوال این است که سواد اطلاعاتی در چه سطحی از جامعه و با چه رویکردی قابل طرح است ؟
منصوریان ، اظهار می دارد که بطور کلی بحث سواد اطلاعاتی در دنیا اکنون در پنج حوزه با سطح اصلی مطرح است که توجه به همه این سطوح در جای خود ضروری است و نمی توان هیچ کدام را نادیده گرفت.
سطح اول ، سواد اطلاعاتی در حد مجموعه ای از مهارتهای مشخص و بعنوان یک زمینه آموزشی محسوب می شود. که معمولاً به صورت دوره های کوتاه مدت ضمن خدمت با کارگاه های آموزشی توسط کتابداران و متخصص اطلاع رسانی برگزار می شود.
سطح دوم ، سواد اطلاعاتی بعنوان یک موضوع پژوهشی مطرح است .
سطح سوم ، سواد اطلاعاتی بعنوان یک رشته دانشگاهی مستقل مطرح می شود.
سطح چهارم ، بعنوان یکی از مولفه های مهم در برنامه ریزی درسی مقاطع مختلف آموزشی مطرح است، جایگاه سواد اطلاعاتی در برنامه درسی بیش از آنکه بعنوان یک واحد درسی مطرح باشد ، یک رویکرد در آموزش است.
سطح پنجم ، سواد اطلاعاتی در مقیاس کلان و در برنامه ریزیهای دراز مدت دولتها مطرح می شود. ( منصوریان،۱۳۸۷).

 

۲-۵- یادگیری مادام العمر و سواد اطلاعاتی

 

نویسندگان مختلف درخصوص اینکه آموزش مادام العمر چه هست؟ تعابیر مختلف دارند. در آمریکا، به آن بعنوان یک اصطلاح جدید برای آموزش بزرگسالات نگاه می شود، در اروپا این مفهوم با پیوند بین یادگیری و کار، آموزش مکرر یا با یادگیری باز همبسته است، یادگیری مادام العمر را تلاش آشکار و عمدی خود یادگیرندگان می داند که با برنامه ای آگاهانه، خودگردان و عموماً متناسب با انگیزه ها و توانایی های خود و فرصتهای در دسترس صورت می گیرد (هرت[۳۷]، ۲۰۰۶، قاسمی ، ۱۳۸۳).
تعریف یادگیری مادام العمر، بطور نزدیکی به تعریف یادگیری خود رهبری گره خورده، کندی[۳۸] اظهار می دارد که یادگیری خود رهبری و آموزش مادام العمر، با یکدیگر رابطه متقابل دارند. یادگیری خود رهبری، یکی از رایجترین راه هایی است که بزرگسالان فرایند یادگیری در طول زندگیشان را پیگیری می کنند علاوه بر این ، راهی است که افراد، یادگیری در موسسات رسمی را تکمیل می کنند. به عبارت دیگر، یکی از اهداف اصلی یادگیری مادام العمر، تجهیز افراد یا مهارتها و توانایی هایی است که برای ادامه خودآموزیشان بعد از پایان تحصیلات مدرسه ای لازم می باشد. از این نظر، یادگیری خود رهبر، بطور همزمان ، هم بعنوان یک توانایی و هم بعنوان هدف یادگیری مادام العمر در نظر گرفته می شود. (هرت ، ۲۰۰۶).
نولز[۳۹]، در اثر معروف خود، « خود راهبری» را فرایندی در نظر می گیرد که در آن یادگیرنده با کمک یا بدون کمک دیگران به تشخیص نیازها ، تنظیم اهداف ، شناسایی منابع مادی و انسانی برای یادگیری، انتخاب و اجرای راهبردهای مناسب یادگیری و ارزشیابی پیامدهای یادگیری خویش می پردازند و ابتکار عمل را به دست می گیرند.به گفته فیشر[۴۰] خود راهبر شدن، یک حالت روانی است که در آن یادگیرنده احساس می کند از نظر فردی، مسئوول خویش و یادگیری خویش است . تأکید خود راهبر به دلیل تاکید بر جریانهای شناختی، که دانش آموز از آن آگاه است ( همانند خود مختاری و استقلال) باعث تسهیل یادگیری، برنامه ریزی، خود پرسشی، بازبینی و بطور کلی یادگیری فراشناختی می شود ( نادی ، ۱۳۸۵) .
تعریف نولز، مشابه تعریف تاف[۴۱] است. به هر حال ، نولز تعریف تاف را با بیان اینکه یادگیرندگان فرایند خودآموزی را با ارزیابی از نیازهای خود آغاز و با ارزشیابی از نتایج یادگیری خودشان به پایان می رسانند؛ بسط و گسترش می دهد ( هرت، ۲۰۰۶) .
در سالهای اخیر یکی از اهداف اساسی آموزش و یادگیری افزایش کنترل یادگیرنده روی فرایند یادگیری بوده است که یادگیرنده در یادگیری خود مستقل باشد، لیتل[۴۲] ، خود مختاری و استقلال را بدین صورت توصیف کرده است : « توانایی برای استقلال تاملات انتقادی، تصمیم گیری و فعالیت مستقل، هولک[۴۳] استقلال و خود مختاری را چنین بیان کرده است : « توانایی برای ایجاد یادگیری شخصی » ( گرانیک [۴۴]، ۲۰۰۹) .
صرف نظر از تعریفهای متعدد، تعیین کننده ترین عنصر تعریف یادگیری مادام العمر، تاکید روی پذیرش مجموعه راهبرهایی برای توسعه عمل آموزش برای پروراندن یادگیری در سراسر زندگی است ( هرت، ۲۰۰۶).
چرا یادگیری مادام العمر ضروری است ؟
یادگیری مادام العمر، به دلیل سرعت و وسعت تغییرات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ضروری است در گذشته ، تغییرات بتدریج به متوسط عمر فرد وابسته بود، بطوریکه افراد می توانستند خودشان را با مجموعه ای از شرایط که کمابیش در طول عمرشان ثابت بودند وفق دهند. امروز آهنگ حرکت تغییرات، بقدری سریع است که چرخه یادگیری باید در طول عمر فرد تکرار شود. تغییرات اجتماعی و اقتصادی ، بعنوان گردانندگان پشت پرده رغبت رو به رشد در یادگیری مادام العمر شناسایی شدند و یادگیری مادام العمر بعنوان یک وسیله برای غلبه بر تقاضا و انتظارات جدید از اقتصاد دانش ظهور یافته ،شناخته شد. ( سل وینت[۴۵] ، ۲۰۰۶).
تاف ، پیشرو در مطالعات یادگیری خود رهبری در بزرگسالان ذکر می کند که اشخاص زمانی که می خواهند مهارتها یا دانش خاصی را کسب کنند؛ ممکن است همکاری یک متخصص یادگیری را به منظور هدایت یادگیریشان جستجو کنند. به هر حال ، به جای گذاشتن بیشترین مسولیت بر دوش یاددهنده متخصص، یاد گیرنده خود راهبر تلاش می کند . بعنوان یاد دهنده ، خودش عمل کند و تقبل مسولیت اولیه برای طراحی، شروع اقدامات و هدایت پروژه یادگیری را خودش بپذیرد. طراحی پروژه یادگیری، شامل برقراری اهداف خاص، تصمیم گیری درباره چگونگی دستیابی به آنها و فراهم کردن منابع لازم می باشد. زمانی که شخص بعنوان یاددهنده ، خودش عمل می کند؛ این وظایف را خودش انجام می دهد. او گاه گاهی از یاد دهنده کمک می گیرد نه کاملاً متکی بر او باشد. وی همچنین معتقد است که یادگیرندگان خود رهبر در برابر انتخاب راهبرد یادگیری مسئول ، با انگیزه و از موفقیت آمیز بودن طرح یادگیری مطمئن هستند. یادگیری خود راهبر، به دلیل تاکید بر جریانهای شناختی که یادگیرنده از آن آگاه است ( همانند خودمختاری و استقلال) ؛ باعث تسهیل یادگیری ، برنامه ریزی، خودپرسشی، بازبینی و بطور کلی یادگیری فراشناختی می شود. ( هرت، ۲۰۰۶) .
جاکوبز[۴۶] ، یادگیری مادام العمر را حق انسانی پایه برای هر فرد در دنیای دیجیتال می داند که شمول اجتماعی[۴۷] همه ملتها را تقویت می کند. وی معتقد است که یادگیری مادام العمر اشخاص، جوامع و ملتها را برای رسیدن به اهداف خود قادر می سازد و آنها را از فرصتهای در حال ظهور در محیط جهانی، جهت سهیم شدن در مزیتها، بهره مند می سازد. این امر به آنها و موسساتشان برای غلبه بر چالشهای اجتماعی، اقتصادی و تکنولوژیکی کمک می کند. (جاکوبز،۲۰۰۸).
تاکید بیانیه اسکندریه ، بر روی یادگیری مادام العمر، توانمندسازی، شمول اجتماعی و سایر عناصر عدالت اجتماعی است. این امر، بطور وسیعی آبستن تکرار سواد اطلاعاتی است. اسنادی همچون بیانیه اسکندریه ما را به در نظر گرفتن سواد اطلاعاتی در زمینه هایی وسیعتر از کلاس درس، کتابخانه و دانشگاه ترغیب می کند.
با سواد اطلاعاتی، فردی است که توانایی تشخیص نیاز به اطلاعات را دارد و می تواند به جایایی ، ارزیابی و استفاده موثر از اطلاعات مورد نیاز بپردازد و بالاخره نحوه یادگیری را فرا گیرد. چنین فردی، از نحوه سازماندهی اطلاعات آکاهی دارد ، بطوریکه دیگران نیز می توانند از وی فراگیرند. این فرد به دلیل آن که همواره می تواند اطلاعات مورد نیاز خود را در هر وظیفه یا تصمیمی بیابد برای فراگیری تمام عمر مهیاست (نظری، ۱۳۸۵).
استانداردهای قابلیت سواد اطلاعاتی برای آموزش عالی (۲۰۰۰) نیز تصریح می کنند که فرمهای سواد اطلاعاتی ، مبنایی برای یادگیری مادام العمر است و در همه حوزه های دانش و همه سطوح آموزشی مشترک است.
جاکویز ، معتقد است که سواد اطلاعاتی ( مانند سواد) فقط یک موضوع آموزشی نیست بلکه بطور ذاتی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است . در اعلامیه اسکندریه آمده سواد اطلاعاتی در هسته یادگیری مادام العمر نهفته است. سواد اطلاعاتی ، افراد را در همه ابعاد زندگی، برای جستجو، ارزیابی و ایجاد اطلاعات بطور موثر قادر می سازد تا به اهداف شخصی، اجتماعی ، شغلی و تحصیلی خود دست پیدا کنند. فرد باسواد، یادگیرنده ای مادام العمر خواهد بود و یادگیری مبتنی بر منابع اطلاعاتی ، از نوع یادگیری فعال خواهد بود. ( طباطبایی ، ۱۳۷۸).
سواد اطلاعاتی ، شامل شناخت نیازهای اطلاعاتی خود، مهارت تشخیص، مکان یابی، سازماندهی، ارزیابی و استفاده موثر از اطلاعات است که فرد برای حل مسائل و مشکلات مورد استفاده قرار می دهد. این مهارتها پیشنیاز مشارکت موثر در جامعه اطلاعاتی و از جمله حقوق پایه افراد برای « فراگیری مادام العمر » به شمار می آید . در گزارش انجمن کتابخانه های دانشکده ای و پژوهشی آمریکا نیز سواد اطلاعاتی را بعنوان یادگیری مادام العمر تعبیر می کند که این مهارتها در تمام نظامها، محیطها و در تمام سطوح یادگیری رایج هستند (ربکا [۴۸]، ۲۰۰۷).
بروس[۴۹] نیز، سواد اطلاعاتی را بعنوان مجموعه مهارتهایی توصیف کرده است که بازیگر افراد دریافتن اطلاعات مورد نیاز هستند و به فراگیری تمام عمر افراد منجر می شوند ( انجلی و پردو[۵۰] ۲۰۰۱).
کوربانگ لو سواد اطلاعاتی را نه تنها برای یادگیری مادام العمر بلکه برای موفقیت در جوامع مبتنی بر اطلاعات لازم می داند. ( کوریانگ لو ،۲۰۰۶).
اباذری و پورنقی ، یادگیری مادام العمر و تفکر انتقادی توانایی حل مسئله و تصمیم گیری مبتنی بر اطلاعات در شرایط گوناگون ، خود راهبری ، همکاری و مشارکت ، نوآوری و بالاخره فراگیری و نحوه یادگیری را از جمله کارکردهای عمده سواد اطلاعاتی به حساب می آورند که در واقع فراگیری سواد اطلاعاتی را از اهمیت ویژه ای برخوردار ساخته است ( اباذری و پورنقی،۱۳۸۷).
کانون ، معتقد است که سواد اطلاعاتی، یادگیرندگان را قادر می سازد که بر محتوا تسلط یابند، یادگیرندگان خود رهبر شوند و کنترل بیشتری بر فرایند یادگیری خودشان داشته باشند. اشخاص با سواد اطلاعاتی این توانایی را از طریق تعیین گسترده اطلاعات مورد نیاز، دسترسی به اطلاعات مورد نیاز بطور کارآمد و موثر، ارزیابی اطلاعات و منابع آنها بطور انتقادی، ادغام اطلاعات انتخاب شده با دانش قبلی خودشان، کاربرد اطلاعات بطور موثر در تحقق اهداف خاص، درک مسائل اقتصادی ، حقوقی و اجتماعی برای کاربرد اطلاعات و دسترسی و کاربرد اطلاعات از نظر اخلاقی و قانونی را نشان می دهند ( کانون ،۲۰۰۷ ).
پیرانوند ، روند تغییرات سریع را دلیل ضرورت توجه به یادگیری مادام العمر و سواد اطلاعاتی می دانند و بیان می کنند در جامعه اطلاعات مدار و متغیر کنونی ، هر لحظه دستگاهی حدید و نظریه ای نو و روشی متفاوت ابداع می گردد. برای یادگیری این نوآوریها ، نمی توان انتظار داشت که برای هر تغییر دوره ای، آموزشی خاص ارائه شود بلکه باید بتوان به صورت خود مدار، به یادگیری پرداخت براساس تعریف بالا، سواد اطلاعاتی امکان خود آموزی را فراهم آورد و بعنوان پیش نیاز یادگیری مادام العمر باید مورد توجه قرار گیرد (بیرانوند،۱۳۸۷) .
برویک وگیی[۵۱] ، ضمن اشاره به نقش تعلیم و تربیت کیفی دانشجویان در تبدیل آنها به فراگیران تمام عمر، این امر را در صورتی تحقق پذیر می دانند که دانشجویان بعنوان متقاضایان موثر اطلاعات قادر به جایابی اطلاعات مناسب برای نیازهای زندگی شخصی و شغلی خویش باشند. بدین مفهوم که دانشجویان به افراد « با سواد اطلاعاتی» تبدیل شوند. فلسفه « بروبک وگین» این است که ملاک ارزیابی یک جامعه اطلاعاتی و مقیاس اصلی سنجش کیفیت تعلیم و تربیت ، میزان پرورش فراگیران مادام العمر و خود راهبر است ( نظری، ۱۳۸۵).
صیامیان ، سواد اطلاعاتی را وسیله ای برای توانمندی فرد می داند و معتقد است که این توانمندی در مهارت فرد در تحلیل و اتخاذ تصمیمات محققاتنه و یا استقلال او در جستجوی حقیقت دیده می شود. سواد اطلاعاتی به فرد توانایی بخث می بخشد. چنین فردی از جستجوی دانش، لذت برده و به هیجان می آید. این مهارت نه تنها افراد را برای فراگیری مادام العمر آماده می کند. بلکه موجب می شود آنها از موفقیت در تأمین نیازهای اطلاعاتی لذت ببرند. بعلاوه ، ثمربخش بودن جستجویی که این افراد برای کسب اطلاعات انجام می دهند؛ تشویقی برای ادامه فراگیر در سراسر زندگی شان خواهد بود. سواد اطلاعاتی ، جزء اصلی و عامل مولد یادگیری مادام العمر است مهارت سواد اطلاعاتی، یادگیری را از مکانهای رسمی کلاسهای درس فراتر برده و همانطور که افراد به کار می پردازند ؛ مهارتهای سواد اطلاعاتی نیز تمرینی فراهم می کند تا فرد تحقیقاتی را با سرپرستی خودش انجام دهد، همچنین سواد اطلاعاتی باعث افزایش مسئولیت های فرد در تمام عرصه های زندگی می شود. ( معرفت و عصری ، ۱۳۸۶ ).
در صورتی که توانایی دسترسی به اطلاعات و استفاده موثر از آن به دانشجویان آموخته شود. آنها فراگیرانی مستقل و مادام العمر خواهند بود. (پریرخ، ۱۳۸۶).
دوره های آموزش از دور، مستلزم سطح بالایی از مشارکت همکلاسیها و گروه های کاری است که نیازمند به خود رهبری و فعال بودن بیشتر یادگیرندگان در فرایند یادگیری است. زیرا بخشی از یادگیری، به صورت یادگیری مستقل و فردی صورت می گیرد. یادگیرندگان باید به صورت مستقل، توانایی دستیابی به دوره را داشته باشد و زمان، سرعت و راهبردهای یادگیریشان را خودشان سازماندهی کنند ابسورن[۵۲] ، دریافت که یادگیرندگانی که اعتماد به نفس قوی در استفاده از کامپیوتر دارند و اضطراب کمتری در استفاده از کامپیوتر پیدا می کنند؛ بیشتر به حضور در رشته های انلاین تمایل دارند( پوزیفرو[۵۳] ، ۲۰۰۸ ).
بعضی از یادگیرنده ها در فعالیتهای یادگیری با سرعت شخصی درگیر هستند و از دیگران مستقل تر هستند. محیط های یادگیری آنلاین، کلا « خودتنظیم[۵۴]» بوده و یاد گیرنده ها همگی تنها از طریق سواد آموزشی دوره پیشرفت می کنند ( داوسون و کووالچیک [۵۵]، ۲۰۰۴) ، یادگیرنده مستقل خود تنظیم است (زیمرمن[۵۶]، ۱۹۸۹) بطور ذاتی تحریک می شود و با روش منظم به سوی هدفهای یادگیری شخصی خودش هدایت می شود و نسبت به کارهایی که خودشان انجام می دهند ؛ احساس راحتی دارند (ادواردر باب ، ۱۹۸۷ ).
جانسن و کینگ و هرنر[۵۷] ، بیان کردند که ضرورت خود تنظیمی در محیطهای یادگیری آنلاین حتی مهمتر از محیطهای سنتی است که این امر به دلیل فعالیت کمتر استاد در این سیستم است (پوزیفرو ۲۰۰۸ ).

 

۲-۶- پیشینه پژوهش در ایران و جهان

 

پژوهش های انجام شده در ارتباط با موضوع پژوهش حاضر در دو بخش، پژوهش های انجام شده در ایران و خارج از ایران ارائه می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *