دانشجویی

بررسی عناصر حماسی در اشعار قاآنی- قسمت ۷۸

۳-۵-۱-۱- اردشیر بابکان
«دوره ی سلسله ساسانی بود اردشیر چند تن از ملوک پایین را مغلوب و هلاک کرد و مقام آنان را صاحب شد ممالک سکستان و ابهرشهر خراسان فعلی و مرو و خوارزم و بلخ را متصرف شد
به این ترتیب قدرت خود را بر نواحی شرق بسط داد- مجلس تاج گذاری اردشیر در دو محل دیده
می شود یکی در نقش رجب و دیگر در نقش رستم کنار دخمه سلاطین هخامنشی است.»
(دهخدا ،۱۳۷۷: ۱۷۲۸- ۱۷۲۷)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نیی حون اردشیر بابکان کز طالع کرمی گریزاند دو نوبت هفتواد از ملک کرمانش

 

۴۶۰/۱
۳-۵-۱-۲- اسکندر
«در شاهنامه مردی بزرگ و اصیل و از نژاد کیان است که شرف نسب را با دانش و داد و شجاعت در آمیخته و به فتوح عظیم و کارهای بزرگ تأمل شده است و بنابر بعضی روایت و حکایت یونانی
که در باب اسکندر وجود داشت پدر اسکندر یونانی نبود یکی از مصریان بنام نکتانبوس بود این
روایت در زبان فارسی نیز وجود داشت و از اسکندرنامه منبعث بود .»(صفا،۱۳۳۳: ۵۴۷) «او چهارده
سال بر ایران فرمانروا بود. اسکندر از ازدواج داراب با ناهید دختر فیلقوس پادشاه به دنیا آمده است.» (رزمجو، ۱۳۸۱: ۱۷۲)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تویی سکندر وجود تو هست آب حیات همه چو خضر ازو بهره یاب و خود ممنوع

 

۴۷۵/۱۳
در این بیت شاعر اشاره ای به بخشش وجود اسکندر و نیز به آب حیات دارد. قاآنی بخشش اسکندر را در واقع همان آب حیات می داند که همه‌ی موجودات از آن بهره ای می برند اما خود او آن بهره ای ندارد. شاعر در این بیت به زیبایی توانسته ربطی بین جودِ اسکندر و آب حیات خضر پیدا کند. ذهن مخاطب از یک سو درگیر بخشش و از سوی دیگر متوجه آب حیات می شود و در پشتِ فضای سبز بیت، به رابطه ای ظریف و نزدیک بین بخشش و آب حیات می رسد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تا سلیمان زمان زندان اسکندر گرفت کار عالم خاصه ایران رونقی دیگر گرفت

 

۱۱۶/۵
این بیت مطلع قصیده ای است که در مدح حسین علی میرزا سروده شده است. سلیمان زمان که در آغاز این بیت آمده است ، ممدوح شاعر است که با چیره شدن او بر ظلم و تاریکی ها رونق و گشایشی در کار عالم به ویژه سرزمین ایران ایجاد شده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اسکندر دارا خدم دارای اسکندر حشم سالار افریدون علم سلم سپهدار آمده

 

۷۴۵/۱۰
این بیت که در مدح شاهزاده حسن علی میرزا سروده شده است. فضایی اغراق آمیز است. شاعر ممدوح خود را به اسکندری تشبیه می کند که خدمتکارانی در مرتبه و رتبه ای دارا، دارد و نیز او را به دارایی تشبیه می کند که خدم و حشی مانند اسکندر دارد. و علم او را به علم فریدون و او را در سپهدار بودن هم درجه ای سلمی می داند. در این بیت از شخصیت اسکندر، دارا، فریدون و سلم برای ممدوح استفاده شده است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *