دانشجویی

بررسی تطبیقی شهادت زنان در مذاهب خمسه

هدف اصلی در این فصل، شناخت مفاهیم دلیل، مذاهب خمسه و حقوق تطبیقی است. ابتدا به تعریف حقوق تطبیقی اسلامی میپردازیم و پس از شناخت مذاهب خمسه، اقسام گوناگون دلیل نیز مورد بحث قرار می گیرد. و در انتها با توجه به موضوع پژوهش ( ارزش شهادت زنان ) به مهمترین قسم از اقسام دلیل یعنی شهادت می پردازیم.

 

حقوق تطبیقی

 

« حقوق اسلامی تطبیق » همچون معادل عربی آن « الفقه المقارن » گرچه در محافل علمی و دانشگاهی عنوان جدیدی تقلی می‎شود، ولی با توجه به تاریخ علوم اسلامی در حقیقت امتداد رشته علمی آشنایی به نام علم‎الخلاف محسوب می‎گردد که از بخشهای پرسابقه علوم اسلامی به طور عام و مباحث فقه اسلامی به طور خاص به شمار می‎آید و در گذشته در ایجاد جو آزاد علمی و گسترش و تعمیق فقه استدلالی و حقوق اسلامی تأثیر شایان توجهی داشته است.
بررسی و مقایسه منطق آراء و اندیشه‎های مختلف در هر زمینه علمی، اجتماعی، تاریخی و دینی که باشد، نه تنها عامل تشدید اختلافات و منافی با وحدت و تقارن ایده‎های بشری نیست، بلکه اصولاً خود زمینه‎ساز تفاهم و تقارب اندیشه‎های انسانها محسوب می‎گردد.

 

تعریف حقوق اسلامی تطبیقی

 

ملاحظه سابقه تاریخی علم‎الخلاف و ارتباط اصطلاح حقوق تطبیقی اسلامی با آن، ایجاب می‎کند که در تعریف حقوق اسلامی تطبیقی همان تعبیری بکار گرفته شود که قدما در تعریف علم‎الخلاف بکار می‎بستند: « جمع‎‎آوری آراء مختلف فقهی و تقسیم‎بندی آنها و بررسی دلایل فقهی هرکدام و ترجیح برخی از آنها به صورت مستند به ادله مقبول ». ( حکیم، ۱۴۱۱ق: ۱۳)
قدما « علم‎الخلاف » را بخشی از صناعت جدل منطق می‎دانستند و روش بحث آن را منحصر در ارائه مستندات و ادله قابل قبول برای مخالف می‎شمردند و به همین لحاظ در تعریف علم‎الخلاف به طور صریح این نکته را منظور می‎داشتند:
علم یعرف به کیفیه ایراد الحجج الشرعیه و دفع الشبهه و قوادح الادله الخلافیه بایراد البراهین القطعیه.
علم‎الخلاف علمی است که با آن، چگونگی ارائه ادله شرعی و پاسخ به شبهات و اشکالات وارده بر ادله مخالفین به اسناد براهین قطعی شناخته می‎شود.
بی‎شک تعبیر به « براهین قطعی » در این تعریف به قرینه موضوع بحث به معنای همان تعبیر قبلی یعنی ادله شرعیه است، با این تفاوت که این ادله باید برای مخالف مقبول باشد.
برخی، از این تعبیر به « علم‎الخلافات » کرده‎‎اند و آن را از علوم پرفایده دانسته و برای احراز صلاحیت در این علم شرایطی را لازم شمرده‎اند. از آن جمله است دانستن قواعد و ادله استنباط احکام فقهی به همان گونه که هر مجتهدی بدان نیازمند است، با این تفاوت که نیازمندی مجتهد به دانش و قواعد و ادله استنباط، به منظور دستیابی به احکام فقهی است ولی در علم خلافیات هدف آن است که مسائل استنباط شده در برابر ادله مخالفین و مناقشات آنها مصونیت داشته باشد.
با مقایسه تعاریفی که برای علم‎الخلاف و علم‎الخلافات ارائه گردیده است، چنین به نظر می‎رسد که این دو اصطلاح در فقه استدلالی در دو معنای متفاوت بکار می‎رفته‎اند و شیوه بحث در علم‎الخلاف چنین بوده است که ادله اقوال بررسی و مقایسه شده و نهایتاً به ترجیح رأیی مستند به دلیل راجح می‎انجامیده است، ولی در علم‎الخلافات رأی مورد نظر خلافی با توجه به آراء دیگر مورد بحث قرار گرفته و ادله کافی برای آن ارائه می‎گردیده است، بدون آنکه خلاف ادله معارض را ذکر کرده، به نقد و بررسی آنها بپردازد.
برخی نیز در فقه مقارن و حقوق تطبیقی اسلامی به شیوه معاصر، روش سومی را پیش گرفته‎اند که تنها به جمع‎آوری آراء مذاهب و تقسیم‎بندی آنها اکتفا کرده و به ارائه نقطه نظرهای مذاهب مختلف فقهی بسنده کرده‎اند. این شیوه گرچه می‎تواند نوعی پیروی از شیوه متداول در روشهای تطبیقی باشد، ولی ریشه در شیوه‎های سنتی فقها و روشهای بازمانده از قدما دارد.
نویسنده کتاب «کشاف اصطلاحات الفنون» از برخی از فقها نقل می‎کند که به نظر آنان علم‎الاختلاف در جایی بکار می‎رود که برای هر نظریه‎‎ای دلیل و مبنای خاص آن ذکر شود؛ ولی علم‎الخلاف گاه در موردی اطلاق می‎گردد که تنها به نقل اقوال اکتفا گردد. بنابراین نظریه، علم‎الخلاف می‎تواند ریشه سنتی فقه مقارن یا حقوق تطبیقی اسلامی محسوب گردد.

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

 

مذاهب خمسه

 

در خصوص مذاهب اربعه و ارتباط آن با مذاهب شیعه امامیه و امتیازات تشیع درمقایسه با آن مذاهب اربعه، باید، تا حدى در مورد آغاز پیدایش مذاهب کلامى و فقهى در اسلام صحبتى داشته باشیم تا برسیم به مبحث شهادت و علی الخصوص شهادت زنان در این مذاهب.

 

مذهب شیعه امامیه

 

 

توثیق مذهب امامیه

 

مذاهب فقهی شیعی تابع نظرات امامان اهل بیت هستند که از آن میان مکتب شیعی دوازده امامی که عمده ترین نحله شیعی است از آراء امامان دوازده گانه مشهور خود به خصوص امام ششم ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق (ع) پیروی می‌کند و به همین جهت به «جعفری »نیز شهرت دارد.
مراد از توثیق این است که مشروعیت درون دینی مذهب امامیه اثبات شود. در این خصوص باید دو مطلب بیان شود: ۱ـ اهل بیت چه کسانی هستند؟ ۲ـ مشروعیت اتباع از اهل‌البیت.
اما در تعیین اهل البیت: ۱ـ آیه تطهیر ۲ـ‌ روایات نازله در مورد آیه، که آمده‌اند آنها را نام برده‌اند.
اما نسبت به توثیق اهل‌البیت: ۱ـ حدیث ثقلین ۲ـ حدیث سفینه ۳ـ ‌حدیث حطّه ۴ـ حدیث ائمه اثنی عشر ۵ـ حدیث أمان

 

منابع استنباط نزد امامیه

 

قرآن: قرآن در همین شکل و مفاد ظاهری خود حجت، و شکل دهنده روح حاکم بر فقه شیعی است.
سنت: گفتار و کردار و تقریر پیامبر یا امام، باید با وسائط موثق و معتبر رسیده باشد که البته در این مورد وضع مذهبی راوی تاثیری ندارد. حدیثی که وسیله یک غیر شیعی راستگو نقل شده باشد به همان اندازه معتبر و مورد عمل است که حدیث شیعی راستگو.
اجماع: اجماع یعنی وحدت نظر همه دانشمندان شیعی در یک موضوع، به خودی خود حجت نیست لیکن گاه به تفصیلی که در کتابهای اصول فقه هست از راه آن « سنت »به اثبات می‌رسد.
عقل: مراد از عقل به عنوان یک منبع برای حقوق شیعی، حکم قطعی عقل مجرد انسانی است چنان که در خوبی عدالت و بدی ستم. در تعالیم اسلامی قاعدهای است که به مقتضای آن هر آنچه عقل بدان حکم کند شرع نیز برابر آن حکم خواهد نمود و از این رو، در این گونه موارد بر حکم این قاعده که « قاعده ملازمه » خوانده میشود حکم شرعی از حکم عقلی ناشی و استنتاج خواهد شد. تلازم میان وجوب چیزی با وجوب مقدمات آن، یا میان امر به چیزی با نهی از ضد آن، همچنین این که امر و نهی در یک مورد نمی تواند جمع شود (که همه از مسائل علم اصول فقه و منشاء آثار و احکام فقهی است) همه از قبیل همین احکام عقلی است. عقل در حقوق شیعی همچنین به عنوان ابزار فکر، اساس کار و مورد استفاده است که البته مقصود از عقل در این مورد، استدلال عقلی و شیوه تحلیل منطقی است. برخی دانشمندان متاخر شیعی معتقدند که عقل یک منبع بالقوه برای فقه شیعی است نه یک منبع بالفعل، به این معنی که اگر چه بر اساس ضوابط علم اصول فقه عقل به تنهایی میتواند حکمی فقهی را کشف کند و ما را به یکی از احکام و تکالیف مذهبی راهنمایی نماید لیکن این مطلب عملا در هیچ موردی اتفاق نیفتاده و تمامی احکام شرعی که بر اساس احکام قطعی عقل مجرد انسانی قابل کشف است در همان حال در قرآن و سنت، مورد راهنمایی قرار گرفته و با دلیل شرعی (سمعی) بیان شده است.
ملاحظه: قیاس به خاطر آن که دلیلی قطع آور نیست در اصول فقه شیعه به صورت یک منبع فقه شناخته نمیشود. مقصود از قیاس سرایت دادن حکم یک موضوع است به موضوع مشابه بر اساس کشف و استنتـاج احتمـالی علت، بدون دستیابی بر علت واقعی و قطعی حکـم. این کـار برابر است با « تمثیل » منطقی که در استدلالات عقلی و فلسفی آن را حجت نمی‌دانند. اما «قیاس» منطقی که کشف قطعی علت است، در استدلالات عقلی معتبر و حجت است.

 

مکاتب فقهی امامیه

 

 

مکتب فقیهان راوی

 

منظورمان از این فقیهان آن کسانی است که فقیه بودنشان بستگی داشت به روایت احادیث مثل زراره، محمد بن مسلم، و…. روایتی است از امام رضا(ع): علینا ابلاغ الأصول و علیکم تفریع الامور. این دلیل است بر این که در آن زمان هم قواعد و اصولی بوده است. این وضعیت تا پایان زمان غیبت صغری یعنی اوائل قرن چهارم ادامه یافت.
روش و ماده فقهی: ماده فقهی اینها عبارت بود از روایات دریافتی از معصوم (ع) و روش فقاهتی ایشان: سماع از امام و انتقال به اتباع و پیروان امام بود. وقتی ماده و روش آنها، احادیث باشد طبیعتاً مصادر هم کتاب و سنت است، البته آیاتی که امام تفسیر نماید. با این حال، بعضی از این فقیهان، به خاطر دوری از معصوم به بعضی از قواعد و اصول ملتزم شدند. بنابراین روش آنها استفاده از آیات و روایات صریح به علاوه بعضی از اصول و قواعد منصوص بود.

 

مکتب فقیهان محدّث:

 

این مکتب از قرن چهارم شروع شده و تا قرن پنجم ادامه داشته است. رهبران این دوره که بزرگترین محدثان و فقهای شیعه امامیه محسوب می‌شوند غالباً در دو شهر مهم مذهبی و فرهنگی آن روزگار، یعنی قم و ری، زندگی می‌کردند و در تهذیب و تنقیح و تنظیم حدیث شیعه نهایت تلاش خود را مبذول داشتند. این گرایش دنبالهرو و استمرار مکتب راویان در دوره حضور بوده، و همت خود را بر جمعآوری احادیث و ضبط و حفظ آن مصروف می‌داشت. هواداران این مکتب عموماً با اجتهاد به عنوان یک کوشش فکری بر اساس استنباط تعقلی میانه‌ای نداشتند.
ویژگی این مکتب:
۱- تحول در تدوین حدیث: الف) تدوین احادیث براساس موضوعات فقهی. ب) ارزشیابی سند، با ارزش‌گذاری سندی، حدیث مفید علم را انتخاب می‌کردند و این افاده علم را در دو چیز می‌دانستند ۱ـ وثاقت راوی ۲ـ قبول اصحاب.
۲- اکتفاء به افتاء به متن حدیث: نهایه شیخ طوسی متن حدیث است، شیخ صدوق در ابتدای رساله فقهی خودش می‌نویسد همه اینها را که من گفتم متن خبر صحیح است.

 

مکتب فقیهان اصولی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *