برخورد صحیح با فرزند نوجوان در رابطه با جنس مخالف

برخورد صحیح با فرزند نوجوان در رابطه با جنس مخالف

young boy بچه نوجواد در مورد جنس مخالف

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ «نوجوونی» یکی از بحرانی ترین دوره های زندگی آدم هاست. هویت یابی در این سنین شروع می شه و تا مدت ها ادامه داره. از یه سو نوجوون تکلیف خودشو با خودش نمی دونه و هر روز یه برنامه جدید واسه آینده اش داره، از طرف دیگه تغییرات هورمونی و پروسه های رشد موجب می شه که دچار مشکلاتی با خونواده اش، دوستان و جامعه شه. شاید خونواده ها هم متوجه این بحران هستن. ب

عضی ها خوب از پس مدیریت دوره نوجوونی برمی آیند. بعضی اما شرایط رو خراب ­تر می کنن، رابطه شون رو با فرزندشون از دست میدن و در آخر تاثیر عمیقی روی آینده­ اجتماعی-ارتباطی-شغلی فرزندشون می گذارن.

بسته به وضعیت خلقی، تیپ شخصیتی، محیط خانوادگی و فرهنگی که نوجوانان در اون رشد می کنن، اون­ها مدل های جور واجور تعاملی رو نشون میدن. بعضی بسیار درونگرا می شن. خونواده از این­که اون همیشه در خانه س و هیچ دوستی نداره، نگرانه. هرچند به نظر می رسد خونواده ها این مدل نوجوون رو به دیگر شکل های جور واجور بهتر می دونن.

یه سری های دیگه بسیار اجتماعی می شن، بیشتر وقت خود رو بیرون از خونه سپری می کنن. بعضی ها شب ها دیر به خونه می آیند و خونواده نگرانه که اون در مسیرهای غلط بیفته. یه سری های دیگه هم که از همون نوجوونی دوست دارن، جداگونه باشن.

دنبال کار می گردند و بهتر می دونن هرچه زودتر خرج خود رو از خونواده جدا کنن. ولی شاید یکی از رقابت برانگیزترین اتفاق ها واسه خونواده ها در این دوره، ایجاد رابطه عاطفی با جنس مخالفه. اون­ها نمی دانند که با این وضعیت چیجوری روبه ­رو شن و عموما کار رو خراب­تر می کنن. این مطلب، راه­های چگونگی رویارویی با این وضعیته.

ایجاد رابطه در این سنین درسته؟

شاید در دسترس ترین جواب خونواده ها به این سوال اینه که جلوی این حرکت رو بگیرن. بعضی از خونواده ها این اتفاق رو خط قرمز خانوادگی خود می دانند و با نوجوونی که رابطه برقرار کرده، بدترین عکس العمل ها رو نشون میدن.

کلینیک های مشاوره و روان­شناختی با دختران و پسران نوجوون مضطرب و نگرانی که به دلیل ایجاد رابطه سرکوب شده و اعتماد به نفس و آرامش خود رو از دست داده ان، ناشناس نیستن.

واقعیت اینه که از دید روانی و فیزیولوژیکی، خیلی عجیب نیس که در این سنین نوجوانان تمایل به ایجاد رابطه عاطفی داشته باشن. یعنی بعد از شروع بلوغ و ترشح هورمون های جنسی در دختر و پسر، تمایلات دگرجنس خواهانه هم در اونا شکل می گیرد.

یه جور نیاز به ایجاد رابطه عاطفی و هیجانی و هم رابطه جسمی. این یه پروسه طبیعیه و تا قرن های متمادی آدم ها وقتی به سن بلوغ می رسیدن، مبادرت به برقرای رابطه یا تشکیل زندگی مشترک می کرده ان.

پس این­که نوجوونی تمایل به ایجاد رابطه داشته باشه، یا عاشق شه و یا در ذهنش به این موارد فکر کنه، اصلا چیز عجیبی نیس. خیالتون رو راحت کنم، به سلامت روان نوجوونی که به این جور چیزها فکر نمی کنه، باید شک کنین!

چه واکنشی نشون بدیم؟

وقتی از رابطه­ نوجوانتان با جنس مخالف خبردار شدین، این کارا رو انجام بدین:

 

رابطه خودتون رو با بچتون حفظ کنین

این اصل، مهمترین اصل تربیت فرزندانه. والدین باید به گونه ای با نوجوون تعامل کنن که خونواده مهمترین منبع ارتباطی واسه اون باشه. در واقع خونواده ای در تربیت فرزندش موفق شده که بچه نوجوانش اگه رابطه ای برقرار کرد یا تمایلی به فردی داشت، اون رو اول با والدین یا دست کم یکی از والدین در میان بزاره.

نوجوون وقتی می تونه این کار رو انجام بده و خونواده رو در جریان بزاره که مطمئن باشه عکس العمل خونواده نسبت به این ماجرا وحشتناک نخواد بود. مثلا اگه نوجوون متوجه باشه که با فهمیدن خونواده، دوره پرتنشی شروع می شه، سرکوب می­ شه، مورد خشونت قرار می­ گیرد یا سرزنش ها و اضطراب های جدیدی براش شروع می شن، ترجیح می دهد از پایه قید اطلاع رسانی به خونواده رو بزنه.

اینجور نوجوونی مستعد آسیب در روابط عاطفیه و به واسطه این­که پشتوانه تجربی و حمایتی و آموزشی نداره، شاید دچار مشکلات در رابطه یا حتی سوء استفاده هستش.

نوع دوم خونواده هایی هستن که با باخبر شدن از این رابطه، شروع به نصیحت و سرزنش می کنن و تلاش می کنن که رابطه نوجوانشان رو قطع کنن. نتیجه این­که شاید موفق شن که فرزندشون رو از ادامه­ رابطه منصرف کنن، ولی مشکل این­جاست که شاید نوجوون در تجربه های بعدی ترجیح می دهد که خونواده رو در جریان این اتفاق ها قرار نده.

نوع سوم خونواده هایی هستن که بعد از فهمیدن ماجرا، به احساس نوجوانشان احترام می گذارن. اون رو واسه این رابطه سرزنش نمی کنن و تلاشی هم واسه قطع رابطه اون­ها نمی کنن. این خونواده ها آگاهانه تلاش می کنن که رابطه شون رو با فرزندشون حفظ کنن تا نوجوون بتونه خیلی راحت مشکلاتی که پیش میاد رو با اون ها در میان بزاره.

ولی در عین حال تلاش می کنن فرزندشون رو راهنمایی کنن. این راهنمایی به معنی نصیحت نیس، بلکه اون­ها واقعیت های موجود رو درباره­ رابطه های نوجوونی می می گن. مثلا همون قدر که به احتمال بی ثباتی این رابطه ها اشاره می کنن، به جذاب بودنشون هم اشاره می کنن، به این که کنجکاوی نوجوون رو برمی انگیزاند.

با نوجوانتان رو راست صحبت کنین

آمارها نشون میدن که نوجوانان بیشترین اطلاعات ارتباطی رو از همسالان می گیرند و تنها درصدی کمی رو از والدین می گیرند، این در حالیه که همسالان همیشه اطلاعات مبهمی از این جور روابط دارن و والدین حتما دقیق ترین اطلاعات رو دارن.

پس نسبت به روابط، هیجان ها و احساس هایی که افراد می تونن در این دوره تجربه کنن، با نوجوانتان حرف بزنین و اطلاعات دقیق به اون بدین. تلاش نکنین اطلاعات دلهره آور در اختیار اون بذارین، این­که این جوری روابط موجب بدبختی آدم ها می شه یا ایجاد احساس گناه در نوجوون کمکی به مدیریت این وضعیت نمی کنه. منصف باشین و اطلاعات دقیق در اختیارش بذارین.

پذیرش تون رو بالا ببرین

منظورم این نیس که هر اتفاقی افتاد با آغوش باز قبول کنین. پذیرش یعنی این­که آرامش خود رو در مواجه شدن با بعضی اتفاق های بچتون بالا ببرین. نوجوونی که با مسئله ای روبه­ رو شده، خود به اندازه کافی استرس و تنش داره، بهتره شما با آرامش تون، وضعیت روانی بچتون رو بیشتر دچار تنش نکنین.

لزومی نداره در اون لحظات شروع کنین به پیش بینی های که از این رابطه کرده بودین، این­که این رابطه از اول اشتباه بوده. جو حمایتی خونواده رو به گونه ای پیش ببرین که بچتون به خونواده اعتماد کنه. اون­قدر پذیرش داشته باشین که نوجوانتان بتونه اتفاق­های عجیبی که براش افتاده رو با شما در میان بزاره. در واقع خونواده باید اولین حریم امن نوجوون باشه.

کنترل نکنین

بعضی از خونواده ها تموم تلاش خود رو می کنن که بچه نوجوانشان رو کنترل کنن. بررسی گوشی، زیرورو کردن وسایل شخصی اش واسه پیدا کردن نشونه های خطر یا پیگیری کردن کارای روزمره زندگی نوجوون. نوجوون ها متوجه این کنترل ها می شن. اون­ها (و در کل همه ی آدم ها) نسبت به کنترل شدن حساس هستن.

کنترل رابطه رو قطع می کنه، اعتماد رو بین می برد و نوجوون رو از خونه گریزان می کنه. به حریم شخصی نوجوون احترام بذارین، ولی همیشه خود رو واسه شنیدن حرف های نوجوانتان درباره­ رابطه عاطفی اش آماده کنین.

خط قرمزهای خانوادگی رو مشخص کنین

به جای تهدیدها یا نصیحت های تکراری، با در نظر گرفتن وضعیت خانوادگی، خط قرمزهایی رو واسه این رابطه مشخص کنین. محدودیت های خانوادگی رو با اون در جریان بذارین. محدودیت هایی مثل محدودیت های وقتی رابطه، استفاده تلفنی و…. حتی می تونید محدودیت رابطه­ جنسی رو با قاطعیت با اون­ها در میان بذارن.

بدیش اینه خونواده ها از صحبت کردن در این موارد شدیدا گریزان هستن و چه بسا می ترسند که با صحبت کردن در این باره، فایل هایی تو ذهن نوجوون باز کنن که فرزندشون قبلا توجهی به اون­ها نداشته. خونواده ای که از کودکی آموزش و تربیت جنسی رو فرزندش شروع کرده باشه، در این سنین مشکل چندانی نخواد داشت.

ولی اگه تا این زمان آموزش جنسی به بچتون نداده اید، تلاش کنین به روش های جور واجور اون رو خبر دار کنین. مثلا می تونید کتاب های خوبی در این باره واسه هدیه دادن به بچتون پیدا کنین.

با دوست عاطفی بچتون رابطه برقرار کنین

اگر ممکن باشه، با فردی که بچتون با اون دوست شده، آشنا شید. اون رو به خونه یا به یه گردش چند ساعته در شهر دعوت کنین. نیت پاک تون رو هم به بچتون و هم به دوستش ثابت کنین و نشون بدید که به احساس اون­ها احترام می گذارید. با این کار مدیریت بیشتری روی رابطه اون­ها دارید.

با این کار شاید اون­ها مخفی کاری نمی کنن و مشکلاتشون رو با شما در میان می گذارن. خطوط قرمز رو رعایت می کنن و طبق اصول خانوادگی شما پیش می روند. این شکل از رابطه عموما واسه خونواده ها بسیار سخته، مخصوصا اگه دخترشون در رابطه باشه. ولی واقعیت اینه که با جنگ و دعوا و تنش کاری پیش نمی رود و بچتون رو بیشتر در برابر آسیب قرار می بدید.

اینجور برخوردهایی به این معنا نیس که بچتون رو رها کنین، روش برخورد مقتدرانه ایجاب می کنه که در شرایطی که شما به عنوان یه آدم بالغ احساس خطر می کنین، به این رابطه ورود پیدا کنین و دو طرف رو از این وضعیت آگاه کنین.

چیجوری با فرزندان خود رفتار کنیم؟

اشتباهات مالی خونواده های ایرونی

تربیت بچه سپیده دانایی

Share