دانشجویی

بازتاب مفاهیم آیات قرآنی در مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری- قسمت ۲۴

تفسیر ادبی و عرفانی:
« قبل در اینجا ازل است و بعد در اینجا ابَد ، یعنی در ازل و ابد خداست که یگانه و یکتاست ، در امر بی نهایت ، در علم بی غایت و در حکم بی چون و چرا ست. بیش ازما در ازل ما را بود و بی ما در ابد بهره ی ماست و این آن رمز شب معراج است که به مصطفی فرمود: تو برای من باشی چنانکه نبودی ! پس من برای تو باشم چنانکه همیشه هستم» (آموزگار ، ۱۳۸۳ ، ج ۲ : ۲۲۰) .
********
۸۹-«الهی ، ای داننده هر چیز و سازنده هر کار و دارنده هر کس ، نه کس را با تو انبازی ، ونه کس را از تو بی نیازی، کار به حکمت می اندازی و به لطف می سازی به بیداد است و نه بازی»( انصاری،۱۲۵:۱۳۸۶)
********
بهره گرفته از آیات زیر به روش گزارشی و الهامی است :
۱٫ آیه شریفه ی ۸۸ از سوره ی مبارکه ی قصص: « وَ لا تَدْعُ مَعَ اللّهِ إِلهًا اخَرَ لاآ إِلهَ إِلاّ هُوَ کُلُّ شَىْ‏ءٍ هالِکٌ إِلاّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ » .
ترجمه :«با خدای یگانه خدای دیگر مخوان!که نیست خدایی جز خدای یگانه،هر چیزی نیست شدنی است جز او که باقی است وحکم او راست و همه شماها به سوی او برگردانده می شوید».
۲٫ آیه ی شریفه ی۷۰ از همان سوره: « وَ هُوَ اللّهُ لاآ إِلهَ إِلاّ هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِى الاوّلى وَ الاْخِرَهِ وَ لَهُ الْحُکْمُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ».
ترجمه :«او خدای یگانه است جز او خدایی نیست و او راست سزاواری سپاس و ستایش در هر دو جهان او راست کار برگزاری و کار راندن و سرآنجام همه را به سوی او ».
********
۹۰-«الهی ، تو را آن کس بیند که تو را در ازل دید و آن کس تو را بدید که دو گیتی او را نا پدید ! و تو را او دید که نادیده پسندید ! و آن کس که تو را دید تو کردی او را ناپدید»( انصاری،۱۰۷:۱۳۸۶)
********
بهره گرفته از آیه شریفه ۵ از سوره مبارکه عنکبوت به روش الهامی است :« مَنْ کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لآتٍ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ».
ترجمه : « هرکس که امید دیدار خدا دارد(و از رستاخیز و کیفر و پاداش می ترسد)بداند که هنگام داوری داشتن و پاداش دادن،آمدنی و بودنی است و اوست شنوای دانا ».
تفسیر ادبی و عرفانی :
« دیده دوست بهای جان است که به صد هزار جان یابی ارزان است ! پیروز تر از آن بنده کیست که دوست او را عیان است ؟و طعم دیدار دوست صفت مردان است . باش تا فردا ، بنده بر مائده خلدبنشیند، و شراب وصل تو نوش کند ، طوبی و حسنی ببیند به سماع و شراب دیدار رسد ، روی های مؤمنان و مخلصان و صدّیقان و شهیدان چون آفتاب رخشان و ماه دُرافشان ، چون بنفشه ء بوستانی، چون برق لامع ، به خداوند خویش بنگرند ! صفت آن روز، قریب وصال است و بّرِ و افضال، روز عطا و نوال، روز نظر ذوالجلال، مشتاقان در آرزوی این روز ، تن وقف کردند و عاشقان از بهر آن حلقه در گوش کردند! و عارفان را در دیدار، سه دیده است :
دیده سر بیند و آن را لذت است، دیده دل بیند و آن را معرفت است، دیده جان بیند و آنرا مشاهدات است ،بنده این دیده در حق بنگرد ! فردا در دیدار هم چنان تفاوت است که امروز در شناخت ! هرکس او را به قدر شناخت خود بیند! و بر بهره ی خویش دیدار بود! باشد که ذهول و غفلت و بی هوشی آرد ! باشد که شکوه آرد! و باشد که در دیده ور رسد!» (آموزگار ، ۱۳۸۳ ج ۲ :۲۰۷ ) .
********
۹۱-«الهی ، گاه می گویی : فرود آی ، گاه می گویی : گریز ، گاه فرمایی : بیا ، گاه گویی : پرهیز . این نشان قربت است یا محض رستاخیز ؟ هرگز بشارت ندیدم تهدید آمیز !» ( انصاری ، ۱۳۸۶ : ۱۱۹ ) .
********
بهره گرفته از آیه شریفه ۲ از سوره مبارکه هود به روش الهامی :« أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنَّنِی لَکُم مِّنْهُ نَذِیرٌ وَبَشِیرٌ» .
ترجمه : « که نپرستید جز خدای یگانه ، که من رساننده و آگاه کننده و بیم دهنده و شاد کننده ء شما از آن کتاب هستم » .
تفسیر ادبی عرفانی :
« حقیقت این کار همه نیاز است و حسرتی بی کران و دردی مادرزاد ، در آن هم ناز است و هم گداز ! هم رستخیزنهان و هم زندگانی جاودان و بی قرار دلِ واجدان ، بلای جان مقربان ، حیرت علم ِ محققان ، احتراق عشق عارفان و سرگردانی جوان مردان » (آموزگار ، ۱۳۸۶ ج ۱ : ۴۴۵ ) .
********
۹۲-«الهی، ارزبان محبّ خاموش است ، حالش همه زبان است ؛ ورجان در سر دوستی کرد ، شاید که دوست او را به جای جان است .غرق شده ی آب نبیند که گرفتار آن است ، و به روز چراغ نیفروزند ؛ که روز خود چراغ جهان است» ( انصاری ، ۱۳۸۶ : ۹ ).
********
اقتباس شده از آیه ی شریفه ۱ تا ۳ سوره مبارکه ی علق :«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ (۱)خَلَقَ الإنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ (۲) ِاقْرَأْ وَرَبُّکَ الأکْرَمُ (۳)» .
ترجمه :« بخوان(ای محمّد) به نام پروردگارت که آفریده است (۱).آدمی را از خون بسته آفرید! (۲) بخوان و خداوند نیکوکار خود را» .
تفسیر ادبی و عرفانی :
« خداوند خبر از اوّلین وحی می دهد که بر مصطفی آمد .آنگاه گفت : ( ای محمّد ) اقْرَأْ محمّد گفت : من نمی توانم بخوانم ، این کار سه بار تکرار شد بار سوم جبرئیل گفت : بخوان به نام پروردگارت .
مصطفی فرمود :آن ساعت که این آیه نازل شد از اهمیت این خطاب ، اندامهای من می خواست از هم جدا شود ! و بندهای تن از هم گسیخته گردد! پس چون باشد حال امّت آن ساعت که به او گویند : اِقرأ کتابک ؟نامه ی عملت را بخوان !؟چون در نامه ی گناه کار ، همه ی کارها و نافرمانیها و بدکاریها نوشته شده و او را بیم عذاب و عقوبت بُود و هیچ عذر و حجّت نباشد : و حال چنین کسی را برخوان ! مگر آنکه خداوند به فضل و کرم خود بر بنده رحمت آورد به آن سجد

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

ه ها که در همه عمر آورده باشد(آموزگار ،۱۳۸۳،ج۲ :۶۲).
********
۹۳-«الهی ، دانی به چه شادم به آن که نه خویشتن به تو افتادم .الهی ، تو خواستی و من نخواستم.دوست بر بالین دیدم چو از خواب برخاستم» ( انصاری : ۱۳۸۶ ، ۹۴ ) .
بهره گرفته از آیه ی شریفه ی ۲۲ از سوره مبارکه حدید به روش الهامی :« مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ»
ترجمه : « هیچ مصیبت و بلایی در زمین و در نفس های شما نرسد مگر آن که در کتاب(لوح محفوظ)ثبت است پیش از آن که زمین و شما ها را بیافرینم!همانا دانستن وشمردن آن و رسانیدن ونگاه داشتن اندازه ی آن و بازداشت آن بلاها و مصیبت ها برای خداوند آسان است » .
تفسیر ادبی و عرفانی :
« بنده باید ایمان به خدا آرد و هر نعمت یا محنت که به او رسد ، آسان یادشوار ، خوش یا ناخوش همه را به تقدیر و تدبیر خداوند و اراده و مشیّت او داند .و چون این اعتقاد کرد و درین عقیده بیایید ، از درگاه خدا به او سه کرامت رسد : یکی عافیت ، دوم دولت ، سوم سعادت عافیت بهره ی تن است و دولت ضامن روزی جان و سعادت بهره ی دل و دین ! عافیت بجای دیده ، دولت به جای جان ، سعادت به جای دل ، این سه جمع باید تا کار دل و دین همیشه بر نظام باشد » (آموزگار ، ۱۳۸۳ ج ۲ : ۵۰۳ ) .
***********
۹۴-«الهی ، ای سزاوار ثنای خویش و ای شکر کننده ی عطای خویش ای شیرین نماینده ی بلای خویش ! رهی به ذات خود از ثنای تو عاجز و به عقل خود از شناخت منّت تو عاجز و به توان خود از سزای تو عاجز ، کریما گرفتار آن دردم که تو داروی آنی .بنده ی آن ثنایم که تو سزای آنی ، من در تو چه دانم ، تو دانی .تو آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی آنی» ( انصاری ، ۱۳۸۶: ۱۸ ) .
***********
اقتباس شده ، از آیه ی شریفه ی ۱۸۰ از سوره ی مبارکه ی اعراف به روش الهامی :« وَلِلّهِ الأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمَآئِهِ سَیُجْزَوْنَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ »
ترجمه :« خدای را نامهای نیکوست ، پس او را به آن نام ها بخوانید و کسانی که در نامهای خدا الحاد می کنند و کج می روند واگذارید ، آری ، پاداش کارهای آن ها را خواهند داد » .
تفسیر ادبی و عرفانی :
« خدای را جلّ جلاله نامه است و آن نامها او را صفات است .به آن نامها نامور و ستوده و شناخته شده ، نامهای پر آفرین و بر دل ها شیرین ، نظم پاک و گفت پاک از خداوند پاک ، نظم به سزا و گفت زیبا از خداوند یکتا ، آیین زبان و چراغ جان و ثنای جاودان ، خود فرماید : نور من راه من است و لا اِلهَ اِلاّ الله کلمه ی من است و من آن نور و کلمه هستم » (آموزگار ، ۱۳۸۳ ج ۱ : ۳۶۳ ) .
***********
۹۵-«الهی، نه کلید دارم که در بگشایم ؛ نه کرم دارم که بر خود ببخشایم . ای یگانه ای که در آفرینش مقدّسی؛ چه شود اگر دردم بازپسین مفلسی را به فریاد رسی ؟»( انصاری ، ۱۳۸۶ : ۱۴۸ ).
***********
بهره گرفته از آیه ی شریفه ی ۱۸۸ از سوره ی مبارکه ی اعراف به روش الهامی :« قُل لاَّ أَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ کُنتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَمَا مَسَّنِیَ السُّوءُ …».
ترجمه : « بگو من چیزی از خود ندارم و به دست من چیزی نیست و سود و زیانی برای خویشتن ندارم و نتوانم جز آنچه که خدا بخواهد ، و اگر من غیب می دانستم پیوسته به سمت خوبی ها بودم و هیچ بلایی به من نمی رسید… » .
***********
۹۶-«الهی ، اگر کسی تو را طلب یافت من خود طلب از تو یافتم ، اگر کسی تو را به جستن یافت من به گریختن یافتم» ( انصاری،۱۲۴:۱۳۸۶)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *