پایان نامه - مقاله و پروژه

متن کامل – انعکاس واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و محیطی در آینه غزلیات حافظ- قسمت …

زبان مور بر آصف دراز گشت و رواست که خواجه خاتم جم یاوه کرد و باز نجست
( ۴ ، ۲۸ )
اشاره به تفسیری است که دربارۀ گم کردن انگشتری سلیمان در تفاسیر ذکر کرده اند. چنان که در تفسیر طبری گوید: چون خدای خواست که آن مملکت از سلیمان بشود چون به آب خانه اندر شد، انگشتر مر جراده را داد ( که وی مادر فرزندان سلیمان بود)که سلیمان هرگاه که در آب خانه شدی یا با زنی بخواستی خفتن، نشایستی که آن انگشتری با خویشتن داشتی از جلالت نام خدای عزوجل.
بیت زیر اشاره به یافتن انگشتری از طرف سلیمان است به شرحی که در تفاسیر مذکور گردیده است.
خاتم جم را بشارت ده به حسن خاتمت که اسم اعظم کرد از او کوتاه، دست اهرمن
(۳، ۳۹۰ )
و در بیت زیر:
ای هد هد صبا به صبا میفرستمت بنگر که از کجا به کجا میفرستمت
( ۱ ، ۹۰ )
اشاره به فرستادن سلیمان هد هد را به سوی بلقیس که در سورۀ نحل آیۀ ۲۹ میفرماید:
»اذْهَب بِّکِتَابِی هَذَا فَأَلْقِهْ إِلَیْهِمْ» یعنی این نامه را ببر و نزد ایشان بیفکن.
حضرت عیسی(ع )
یکی از پر بسامدترین مضامین قرآنی در ادبیات فارسی بعد از داستان حضرت یوسف داستان حضرت عیسی است که در قرآن کر یم و اناجیل مقدس با روا یتی همسان آمده و در شعر فارسی بازتاب گسترده ای یافته است. کمتر شاعری است که از تلمیحات داستان حضرت عیسی سود نجسته و آن را مضمون مایۀ شعر خو یش قرار نداده باشد. می‌دانیم که حافظ شعر بسیار می‌خوانده و تضمین او از شعرای پیش از خودش، بسیار است. ضمن اینکه حافظ قرآن هم هست. در نتیجه با مفهومهای مربوط به حضرت مسیح بسیار آشناست(فقیه ملک مرزبان،۱۳۹۲ ). حافظ در غزلیات خود بسیاری از اندیشه های خود را در این قالب ریخته و با تکرارمایههای تلمیحی این قصه ذهن و ضمیر خواننده را به اندیشههای خود متوجه ساخته است. تلمیحات داستان حضرت عیسی گاه به صورت مستقل و گاه در کنار پیامبران دیگر تصاویر شاعرانه ای را پدید آورد ه است.
عیسی(ع ) یا مسیح یا مسیحا از پیامبران اولوالعزم و صاحب کتاب آسمانی انجیل ( انگلیون ) است. مادر او مریم ( ص )، بدون شوی آبستن شد. بدین معنی که جبرییل در آستین مریم دمید و او عیسی را حامله گشت و از این روی عیسی را روحالله گویند(شمیسا،۱۳۷۸ ،۵۴ ) .در قرآن کریم به زندگی پرماجرای این پیامبر الهی به طور خلاصه اشاره شده و همین امر تفاسیر و تعابیر مختلفی را موجب گردیده است.
حافظ در این قصه، بیش از هرچیز به دم حیات بخش عیسی (ع ) توجه داد. عیسی(ع ) در غزل حافظ گاهی نماد انسان کامل است و از دیدگاه او اهلیت و شایستگی شرط لازم برای رسیدن این مقام است.
مسیحای مجرد را برازد که با خورشید سازد هم وثاقی
( ۱۳ ، ۴۶۰ )
عنایت عیسی به عاشقان جانی تازه میبخشد و غمها را از دل آنها میزداید.
جان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت عیسی دمی کجاست که احیای ما کند
( ۸ ، ۱۸۶ )
حافظ در بیتی از عشق به عنوان طبیبی عیسی دم یاد میکند، که تنها دردمندان عشق را دوا میکند:
طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک چون درد در تو نبیند که را دوا بکند
(۴ ،۱۸۷ )
حافظ هنگامی که می‌خواهد هدفی را توضیح دهد، از این تصویر استفاده می‌کند.
یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
(۱ ، ۲۰۴ )
تا می‌رسد به این بیت:
یاد باد آنکه چو چشمت به عتابم می‌کشت معجز عیسوی‌ات در لب شکّرخا بود
(۲ ، ۲۰۴ )
حافظ برخلاف شاعران پیشین، حوزه‌های معنایی متعددی را در حوزه مرجع و هدف خود قرار می‌دهد.
گاهی توصیف طبیعت مرکز توجه حافظ است. باد بهاری را چون دم عیسی حیات بخش میداند که دل خستۀ حافظ را جانی دوباره میبخشد:
همیشه وقت تو ای عیسی صبا خوش باد که جان حافظ دل خسته زنده شد به دمت
( ۸ ، ۹۳ )
با آمدن بهار، هوا دمی مسیحایی مییابد:
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشایی درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
(۷ ، ۳۶ )
یا غزل:
بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی می‌خواند دوش درس مقامات معنوی
( ۱ ، ۴۸۶ )
یعنی بیا که آتش موسی نمود گل تا از درخت نکته توحید بشنوی

حتما بخوانید :
انعکاس واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و محیطی در آینه غزلیات حافظ- قسمت ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.