پایان نامه - مقاله و پروژه

انعکاس واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و محیطی در آینه غزلیات حافظ- قسمت …

( ۲ ، ۲۷۴ )
فرهنگ عامیانه ایران برخاسته از سنتها، آداب و رسوم، باورها و اعتقاداتی است که میراثی به وسعت تاریخ دارد. در میان عناصر متعدد فرهنگ عامیانه، شئ باوری(فتیش( حضور گسترده ای در زندگی عوام داشته است .این عنصر شامل سنگ ها، گیاهان، حیوانات، طلسم ها و ادعیه جادویی است که از قدرت خارقالعادهای برخوردارند و به عنوان شیئی کاربردی وثمربخش در زندگی روزمره مردم اهمیت پیدا کردهاند ( پور سعدانی و شیخ زاده، ۱۳۸۸ ).
در قرن هشتم هجری قمری، ایران در تاخت و تاز مغولان یکسره در فساد، دروغ، ریا، خیانت، نا امنی، نابسامانی و فقر غوطه وربود. ایران در این مدت که از بدترین ادوار تاریخی آن است، دچار مصائب عظیمی است. قسمتی از بقایای خصائل ملی را که از قدیم الایام برای او مانده بود از دست داد و به جای آنها بسیاری از رذائل اخلاقی رسوخ یافت. اعتقاد به سحر و جادو رایج شد، خرافات و اوهام و در نتیجه غلبهی جهل به مراتب بیش از پیش در اذهان رخنه کرد(صفا ، ۱۳۷۶ :۲۲۳ ).
جامه کاغذین پوشیدن
کاغذین جامه به خونابه بشُویم ، که فلک رهنمونیم به پایِ عَلُمِ داد نکرد
( ۳ ، ۱۴۴ )
جامه کاغذین که ستمدیدگان برای عرض دادخواهی در ایام بار عام بر تن میکردهاند و بر آن موضوع دادخواهی بیچارگی خود را مینوشتند و در پای عام دادخواهی میایستادند تا شناخته شوند و رفع ستم از ایشان بشود و کنایه از عجز و و تظلّم باشد. حافظ در این شعر نظر به این رسم داشته، و با جام کاغذینِ آغشته به اشکِ خون‌آلودِ خود دادخواهی می‌کند(علوی،۱۳۴۹ ،۱۴۱).
جرعه فشانی برخاک
درباره جرعه فشانی برخاک بسیاری از بزرگان ادبیات سخن گفتهاند، حافظ هم در چندین بیت از آن یاد میکند.
اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک
( ۱ ، ۲۹۹ )
این عادت درمیان اقوام باستانی مرسوم بوده بدین معنی که ایشان پیش از قربانی به افتخارخدایان خود یا در موارد دیگر به یاد اموات شراب یا روغن یا آب یا عسل یا شیر یا مشروبات دیگر روی مجسمه ها یا معابر میریختند این رسم که تا امروز نیز در نزد برخی از اقوام مانند مردم مصر، کلدانی، یهود و ایران متداول است، بازماندۀ این رسم کهن است. عربهای عهد جاهلیت نیز آب یا  شراب بر گور مردگانشان می‌ریختند، چون باورداشتند که مردگان تشنه هستند و نه گرسنه(علوی،۱۳۴۹ :۹۹ ـ ۱۰۱ ).
حافظ چند بار از رسم کهن جرعه افشانی بر خاک یاد می‌کند، و قزوینی ریختن جرعه‌ای از شراب پس از نوشیدن را بر خاک، مضمونی شایع از روزگار کهن در میان شاعران و نویسندگان، ازجمله حافظ دانسته است. معین به‌کارگیری اصطلاح «جرعه‌فشانی بر خاک» در اشعار حافظ و شاعران دیگر ایرانی را نشانۀ «جوانمردی» و منتفع ساختن خاک از آن توجیه کرده و به این ابیات منوچهری نیز استناد جسته است(همان):
جرعه بر خاک همی ریزم از جام شراب جرعه برخاک همی ریزند مردان ادیب
ناجوانمردی بسیار بود گر نبود خاک را از قدح مرد جوانمرد نصیب
بنابر آنچه گذشت افشاندن شراب بر خاک از آغاز ناشی از اعتقادات وملاحظات دینی بوده است صورتی دیگر از این اعتقاد وعمل که تا عصر ما هم باقی و شایع است ریختن آب برگور مردگان است که بنا بر توضیحات فوق نزد غالب اقوام معمول ومرسوم بوده است و امروزه کسان مردگان بدین توهم که ریختن آب خاصه آب سرد روح مرده را درگور خنک میسازد بر مقابر وابستگان خود آب می ریزند(همان).
چارتکبیر
کنایه از ترک چیزی است. چه این ترکیب کنایه است به نماز جنازه. چرا که در نماز جنازه فقط چهار تکبیر واجب میباشد (غیاث ) چهار تکبیر: برای نماز میت در نزد اهل سنت و جماعت چهار تکبیر واجب است و در نزد شیعه پنج تکبیر وهی، ای المیت علی المؤمنین خمس تکبیرات بلا خلاف بیننا ( از کتاب جواهر الکلام ). با این همه در ادب فارسی « چهار تکبیر » بصورت « ضرب المثل » در آمده و خواجه سنائی نیز بارها از آن یاد کرده است، مانند: « سه شراب حقیقی بخوریم، چار تکبیر بر مجاز زنیم » ( مبحث نماز میت در کتاب عظیم فقه امامیه به نام جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام )، (خدیو جم،۱۳۶۲ :۴۶ ).
من همان دم که وضو ساختم از چشمۀ عشق چار تکبیر زدم یک سره بر هرچه که هست
( ۲ ، ۲۴ )
چتر گرفتن
از جمله علامتهایی که در ردیف علم و تخت و تاج به شمار میآمده، چتری است که بر سر شاهان میداشتند به علامت خسروی و شهریاری در میدان های جنگ یا در روزهای بار و برای حفاظت از آفتاب و باران نبوده، چون در زیر سقف و در میان خیمه و خرگاه نیز رسم چتر گرفتن معمول بوده است(برزگر خالقی، ۱۳۸۲ :۹۲۵ ). دربیت زیر حافظ به این رسم اشاره کرده است:
جلوه گاه طایر اقبال باشد، هر کجا سایه اندازد همای چتر گردون سای تو
( ۳ ، ۴۱۰ )
چشم زخم
ای دوست، دست حافظ تعویذ چشم زخم است یارب، ببینم آن را در گردنت حمایل
( ۸ ، ۳۰۷ )
این مهره از نوع جمادی، طبیعی و سلیمانی بوده، کروی شکل و رنگ آن سیاه و خاکستری با خا لهای سفید و روشن است. این مهره برای جلوگیری از چشم زخم به کودکان و حیوانات و به اصطلاح رایج در میان عوام، شخص به وسیله آن “نظربر” میشود.
خاک پاشیدن در تظلّم
ظاهراً رسمی بوده است که شاکیان به نشانۀ تظلّم، خاک بر سر میریختهاند، چنانکه در منظو مۀ منطق الطیر، بیت ۲۰۵۰:
مشتکی بود از تو و آزرده بود خاک از ظلم تو بر سر کرده بود
نیز مصیبت نامه، ۸:
باد، آمد خاکساری پای بست خاک پاشِ کویِ تو، بادی به دست
از همین رسم

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

خاکپاشی رسم دیگری در تظلّم رواج گرفته که گِل بر سر و پیشانی میزدهاند و در شعر حافظ بدان اشارات رفته است(شفیعی کدکنی،۱۳۸۵ :۲۱۱ ).
دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم خُم مَی دیدم، خون در دل و سر در گل بود
(۶ ، ۲۰۷ )
خاک در دهان انداختن
به رسمی اشاره دارد که برای اظهار پشیمانی و توبه از گفتاری یا کرداری ناشایست، انجام می‌دادند. امروزه نیز اصطلاح « خاکم به دهان» در میان مردم عامه برای اظهار ندامت از گفتن سخنی زشت و ناباب یا کفرآمیز به کار می‌رود. در فرهنگهای کهن «خاک به دهن» به معنای دعای بد و نفرین آمده است(بلوک باشی، ۱۳۹۴).
ز شرم آنکه به روی تو نسبتش کردم سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت
(۷ ، ۱۶ )