پایان نامه - مقاله و پروژه

انعکاس واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و محیطی در آینه غزلیات حافظ- قسمت ۴۵

(۶ ، ۴۳۸ )
پنج نوبت زدن
نوبت زدن ( نوعی نقاره ) بر در سرای بزرگان رسم بوده است. و به تناسب اهمیت مقام افراد چند نوبت بر در سرای ایشان میزدهاند. نوشتهاند که سه نوبت بیشترین تعداد نوبت زدن بوده است. به روایت فرهنگ نویسان نخستین کسی که پنج نوبت زد سنجر بود، اما شواهد نشان میدهد که این کار قدیم تر از عهد سنجر هم رواج داشته است. نوبت پنج کردن کنایه از بلندی مقام و مرتبه است. حافظ به این رسم پنج نوبت زدن توجه داشته که به ایهام گفته است(شفیعی کدکنی،۱۳۸۵ :۳۶۷ ).
دور مجنون گذشت ونوبت ماست هر کسی پنج روزه نوبت اوست
( ۸ ، ۵۶ )
پری
پری در اعتقادات عوام موجودی است، لطیف و بسیار زیبا که اصلش از آتش است، و با چشم دیده نمیشود و به واسطۀ زیبایی فوقالعاده، آدمی را میفریبد. پری بر عکس دیو، اغلب نیکوکار و جذاب است.
آن ترک پری چهره که دوش از بر ما برفت آیا چه خطا دید که از راه خطا برفت؟
(۱ ، ۸۲ )
پوشاک و لباس
« مُتَّکِئِینَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَیْنِ دَانٍ؛ بهشتیان در کمال عزت بربسترهایی که حریر و استبرق آستر آنهاست تکیه زده و میوههای درختان در همان تکیهگاه در دسترس ایشان است »( آیۀ ۵۴ سورۀ رحمن ).
در جلد اول تاریخ طبرى (ترجمه فارسى) درباره نخستین لباس آدمیان براساس افسانه‏ها و روایات اساطیر چنین میخوانیم:« … و چون خدا برهنگى آدم و حوا را بدید، بفرمود تا یک گوسفند از هشت جفتى که از بهشت فرود آورده بود بکشد، و او گوسفندى بگرفت و بکُشت و پشم آن را بگرفت و برشت و با حوا ببافتند، آدم براى خود جبه‏اى کرد و حوا یک پیراهن و روسرى کرد و آن را بپوشیدند و خدا به آدم وحى کرد که مرا در مقابل عرشم حرمى است برو و آنجا خانه‏اى بسازند … »(جریر طبری،۱۳۷۵ :۱۲۳ ).
نقش اجتماعی لباس
امام علی)ع( میفرماید: “لباس تمیز، غم و ناراحتی را برطرف میکند و برای نماز، یک نوع پاکیزگی است”.بنابراین یکی از عوامل نشاط و شادابی روانی، پوشیدن لباس تمیز است لباس مناسب، انسان را در میان مردم عزیز میکند.
امام علی)ع( میفرماید: ” به راستی نکوترین لباس آن لباسی است که تو را با مردم همسان سازد و موجب آرایش تو در میان آنان شود و زبانهای آنها را از بد گویی تو باز دارد(غررالحکم، ص ۱۵۲ به نقل از مقبلی وقمری ، ۱۳۹۲ :۱۹ ).
لباس زیبا، باعث تقرب به خداست. امام صادق )ع( میفرماید: “خود را به وسیلۀ لباس زیبا کنید زیرا خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد بنابراین وقتی انسان احساس کند خدا او را دوست دارد، تأثیر مثبتی برشخصیت او میگذارد.
لباس یک ملت بخشی از هویت آن ملت محسوب میشود و وظیفه ما حفظ این میراث بشر است. کشور وسیع و پهناور ایران با تفاوت های اقلیمی و فرهنگی بسیار و تنوع چشمگیر لباس و پوشاک در گسترۀ نقشه جغرافیایی خود میدرخشد. حضور و زیستن در جامعه سنتی، همواره آمیخته با عشق و تدبیراست، و هنر تلاشی است برا معنا بخشیدن به زندگی و فضیلتی برای نیل به کمالات انسانی. هنر از زندگی و زندگی از هنر جدا نیست. چنانکه در گذشته هنرجزئی از آهنگ روزانه بود و در تمام وجوه ومظاهر زندگی حضور داشت، و مفارقت و مرز مشخصی بین ادبیات، اخلاق، دین، فنون و کار نبود.
موقعیت لباس وپوشاک در زندگی اجتماعی وفرهنگی یک کشور آنچنان است که میتوان گفت لباس وفرهنگ دوروی یک سکه اند. پوشاک و لباس در فرهنگ، تاریخ و جامعه ما قدمتی دیرینه دارد. به گواهی پژوهشگران حداقل از سه هزار سال پیش مقوله پوشاک از جایگاهی مشخص و تعریف شده در این سرزمین برخوردار بوده است(زارعی، ۱۳۹۲ :۶۸ ).
کشف نخستین پارچه منسوج ایرانی با قدمت شش هزار ساله در شوش حکایت از سابقۀ دیرین صنعت پوشاک در ایران دارد. پوشاک اقوام، با لایههای درونی فرهنگ آن قوم ارتباط عمیقی دارد و جدا کردن این هنرها از پیکر هنر و فرهنگ آنان بحران فرهنگی ویژهای را ایجاد میکند.
ازآغازگران شعر فارسی چون رودکی سمرقندی ودیگران تا دورۀ معاصر وامروز، هر یک از شاعران و ادیبان به فراخوراندیشه وهنر خویش در خیالپردازی شاعرانۀ خود در الفاظ، اشارات، کنایات، تشبیهات، استعارات و اشکال خیال برانگیز شعر از کلمات و اصطلاحات مربوط به پوشاک و لباس، برای بیان اندیشه تمسک جستهاند. که هر کدام در جایگاه و مقام و دوره خویش قابل بررسی جداگانهاند. زیرا فرهنگ پوشاک و لباس در دایره صورخیال ونوع استفاده هر شاعر و ادیب برای بیان مقصود خویش متفاوت و گوناگون است. اما از یک دیدگاه کلی میتوان گفت که چرخه خیال پردازی شاعرانه با الهام واستفاده ازفرهنگ لباس وجه مشترک همگی آنهاست(زارعی، ۱۳۹۲ :۶۵ ).
یکی از مصادیق مهم غنی و بسیار معنادار ادبیات لباس در فرهنگ ما دیوان غزلیات حافظ است، که موضوع پوشاک ولباس در آن انعکاسی بسیارخلاقانه، هوشمندانه و قابل توجه یافته است ودر نگاه اول بیش از هر چه بیانگر دوره واهمیت این معانی و مفاهیم از لباس در فرهنگ ایرانی اسلامی است، و در مرتبه بعد جایگاه مهم لباس وپوشاک دردورهای از تاریخ که در متنی شاعرانه ودر دورهای از تاریخ ظهور یافته .در دیوان حافظ به فراخور زمان، مکان وموضوع، لباس وپوشاک از گستره معنایی خاصی برخوردار است وکارکردها و دلالتهای معنا دار و ایهام برانگیز آن به گسترش معتدل ومنطقی این حوزه معنایی میافزاید. واین مهم از دومحور یا دو طریق اصلی که شاعر در استفاده از لباس در اشعار دارد، ناشی میگردد. نخست لباس وپوشاک بعنوان کنایه، استعاره، مجاز،تمثیل، تشبیه و از این قبیل

حتما بخوانید :
انعکاس واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و محیطی در آینه غزلیات حافظ- قسمت ۳۹

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

برای بیان مفهوم مورد نظر که همانا معانی زیبا وعمیق عرفانی است، والبته وجه غالب یا کارکرد اصلی در اشعار حافظ است.
همانگونه که ذکر شد، انواع الفاظ و کلماتی را که حافظ بهعنوان لباس و پوشاک بهکار برده است، هر چند بیشتراز ابزار است، در واقع شاعر از این کلمات و اصطلاحات و نقش نمادین آنها برای بیان موضعی دیگر مدد جسته، اما همین رهگذر انواع مهم لباس آن روزگار، نامهای البسه، کاربردها، ویژگیها حتی جنس وبافت و نقش اجتماعی لباس نیز بیان گردیده از قبیل:
لباس، خرقه، نقاب، پیرهن، احرام، قبا، جامه، تشریف، خلعت، کفن، رخت، کاغذین جامه، دلق، دستار، برقع، ازرق، زنّار، صوف، لباس فقر، قبای زرافشان.
پیراهنی که آید از آن بوی یوسفم ترسم برادران غیورش قبا کنند
(۹ ، ۱۹۶ )
قبای زرافشان
جامۀ زربفت، که در پارچۀ آن رشتۀ طلا به کار رفته باشد،
سرمست در قبای زرافشان چو بگذری یک بوسه نذرحافظ پشمینه پوش کن
(۹ ، ۳۹۹ )
فدای پیرهن چاک ماهرویان باد هزار جامه تقوی و خرقه پرهیز
(۲ ، ۲۶۶ )
تنوع کلمات و الفاظ مربوط به لباس بیانگر دایره وسیع کلمات شاعر و استفاده از انواع و اقسام آنها برای بیان مفاهیم متعدد ومتنوع می باشد؛ که این خود مبین گستردگی حوزه معنایی لباس در آن عهد نیز هست.
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
(۱ ، ۳۷۸ )
در شأن من به درد کشی ظن بد مبر کالوده گشت جامه ولی پاکدامنم
( ۴ ، ۳۴۳ )
در بیت اول حق و ناحق و در بیت دوم با استفاده ازصنعت نقیض معنی پاکدامنی ورد ظاهربینی راتاکید میکند. معانی چنان عمیق وگسترده که بیش از هر چیز قدمت و اصالت این دلالت ها در فرهنگ ما را آشکار میکند و لباس با اثر بیبدیل خود آن راجلوهای دیگر بخشیده و جاودان میسازد و بر همین اساس، میتوان گفت سایر ابیات نیز همین ساحت وجایگاه را می جوید.
کارکردهای فرهنگی ونقش اجتماعی لباس
بطور کلی در دیوان حافظ و در عصر او لباس منتسب ومعرف شخصیت، جایگاه، خاستگاه اجتماعی، حرفه، شأن و منزلت اجتماعی فرد است و همواره این شأن و منزلت اجتماعی و فرهنگی با نوع لباس که معرف آن جایگاه یا منزلت است به چالش گرفته میشود و تصدیق، تکذیب، تحسین و یا قضاوت و داوری میگردد.
من این دلق مرقع را بخواهم سوختن روزی که پیر می فروشانش بجامی بر نمی گیرد