پایان نامه - مقاله و پروژه

سامانه پژوهشی – انعکاس واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و محیطی در آینه غزلیات حافظ- قسمت ۴۳

نرد یا نرد شیر یا نیو اردشیر بازیای بر روی تخته است که در میان ایرانیان، ترکیهایها و مردمان اروپای شرقی بیشتر بازی میشود، در این بازی طرفین مهرههای خود را بر اساس اعدادی که دو طرف طاس تعیین میکنند در جهت حرکت عقربههای ساعت یا خلاف آن حرکت میدهند و نهایتاً از تخته خارج میسازند، بازیکنی برنده خواهد شد که زودتر مهرههای خود را خارج نماید.
تاریخچۀ نرد
براساس یک نوشتۀ پهلوی به نام چترنگ نامک یا شطرنج نامه، این بازی را بزرگمهر در پاسخ به بازی شطرنج که پادشاه هندوستان برای انوشیروان میفرستد، ابداع میکند و نام آن را به افتخار اردشیر بابکان، سلسلۀ ساسانی، نیو اردشیر میگذارد، بنا به متن کتاب شطرنج نامه( یا گزارش شطرنج ونهش نیو اردشیر) در ابداع آن از نمادهای متعددی که عموماً مربوط به باورهای زرتشتی است، استفاده مینماید، مثلاً تخته بازی به زمین، سیاهی و سپیدی مهرهها به شب و روز و تعداد مهرهها ( که سی عدد است ) به سی روز ماه های تقویم زرتشتی اشاره دارد.
فریاد که از شش جهتم راه ببستند آن خال و خط و زلف ورخ و عاض وقامت
( ۳ ، ۸۹ )
رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست نهد به پای قدح هر که شش درم دارد
( ۴ ، ۱۱۹ )
داو
داو، اصطلاحی در بازی نرد است. چنان که گویند :داو دست اوست، یعنی نوبت بازی اوست. داو به هر نوبت بازی نرد و یا هر بازی دیگر گفته میشود( برزگرخالقی، ۱۳۸۲ :۳۹۴ ).
اهل نظر، دو عالم در یک نظر ببازند عشق است و داوِ اوّل بر نقد جان توان زد
( ۶ ، ۱۵۴ )
لعبت بازی
بازی خیال یا پرده بازی یا لعبتبازی یک نوع نمایش رایج در محیط جامعۀ عصر غزنوی بوده است، و در نیشابور قرن چهارم و آغاز قرن پنجم جزء سرگرمیهای اجتماعی و از لوازم زندگی شهری تلقی میشده است. لعب بازی در عین حال نوعی شغل در جامعۀ شهری تلقی میشده است و وقتی لعبت بازان به محلهای یا شهری وارد میشده اند، به ترتیب، افراد یا جمعیتها از ایشان دعوت میکردهاند که بیایند و و برای ایشان نمایش لعبت خیال را اجرا کنند.
لعبت بازان کسانی بوده اند که این نمایشنامه را اجرا میکرده اند و نمایش ایشان همراه با موسیقی بوده است ، اینان برای اجرای نمایش خود سراپرده نصب میکردهاند و به یاری این پرده بوده است که نمایش اجرا میشده است. برای تمام اصناف موجود در آن عصر نمایشی و پرده ای داشته اند که اجرا میکردهاند و همراه آن، سرودی و حرارهای ویژۀ آن صنف بوده است که به آواز میخواندهاند و بر دف میزدهاند(شفیعی کد کنی، ۱۳۸۵ :۱۷۸ ـ۱۷۹ ).
حافظ در بیت زیر به لعبت بازی اشاره دارد:
در خیال ، این همه لعبت به هوس می بازم بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد
( ۵ ، ۱۲۸ )
لعبت: بازیچه، چیزی که از مقوا و چوب و پارچه و غیره به شکل افراد آدمی کوچک سازند و کودکان، مخصوصاً دخترکان، با آن بازی کنند. عروسک، آدم خیمه شب بازی، عروس خیمه شب بازی، معشوق…( فرهنگ معین، ذیل واژۀ لعب ).
تماشا: دیدن مناظر، نظر کردن به چیزی از روی حظ یا عبرت. سرگرمی…( فرهنگ معین، ذیل واژۀ تماشا ).
یکی از ابیات قابل توجه حافظ که اشارهای ضمنی و مشخص و تلویحی به نمایش و گونهای نمایش دارد همین بیت است.
چنانکه خیام نیز گوید:
ما لعبتکانیم وفلک لعبت باز رفتیم به صندوق عدم یک یک باز
که اشاره به نمایش، خیمه شب بازی یا عروسکی، دارد و صندوق عروسک باز و نمایشگر. و دیگر کلمهی تماشا است که مشتق از آن تماشاچی و تماشاگر است.
باور های عامیانۀ طبی
حلول ارواح خبیث در کالبد آدمیان: اغلب اقوام و غالب کتابهای مذهبی پیش از اسلام، حلول ارواح خبیث را در بدن آدمی یکی از اسباب بیماری به شمار میآوردند؛ مثلاً اعراب جاهلی بیماری را نتیجۀ آسیب و زیان اجنّه و ارواح شریر میدانستند و با خواندن اوراد و اذکار و عزایم و ادعیه و نیز قربانی کردن برای خدایان خویش، در دفع ارواح و درمان امراض میکوشیدند. هندوها نیز بیماری را به حلول ارواح خبیث در کالبد آدمی نسبت میدادند و معتقد بودند که دیوها و جنهای بیماری زا شبها در زندگی آدمیان راه مییابند و بیماری پدید میآورند. از جملۀ بیماری هایی که منشأ آن را حلول ارواح خبیث در بدن میدانستند دیوانگی است.
دیوانگی
آن را به لاتین ((Mania گویند. کلمۀ دیوانه، صفت نسبی و مرکب از: دیوانه است و به معنی مانند دیو، دیو مانند، دیو زده و پریزده میباشد. دیوانگی و جنون در مقابل عاقلی و فرزانگی استعمال میشود و از آن به دیو زدگی، پریزدگی یا پری گرفتگی، جن زدگی، آشفتگی، شیدای و خشک دماغی تعبیر شده است. واژۀ دیوانگی و جنون حاکی از این است که چون مردم پیشین، کیفیت و سبب علمی پارهای از بیماریها را نمیشناختند، آنها را به حلول ارواح خبیث و رسوخ دیو و جن و پری در کالبد آدمی منسوب میداشتند،( باقری خلیلی، ۱۳۸۳ :۲۶ ). چنان که در شعر حافظ نیز آمده است:
مگر دیوانه خواهم شد در این سودا، که شب تا روز
سخن با ماه میگویم، پری درخواب میبینم
(۳ ، ۳۳ )
برسر بیمار کمان کشیدن
با چشم و ابروی توچه تدبیر دل کنم؟ وه زین کمان که بر منِ بیمار میکشی!
( ۶ ،۴۵۹ )
این بیت اشاره به یک روش درمانی برای بیماران سخت‌احوال در میان عامۀ مردم دارد. در گذشته وقتی کـه از دوا، درمـان بیمـار نا امید می‌شدند، به گفتۀ جلال همایی گلوله‌ای گلین در کمانی می‌نهادند و آن را ناگهان چنان‌که بیمار متوجه نشود، در یک سینی‌ای که در کنار بیمار گذاشته بودند، می‌افکندند تا صدای برخورد گلوله با سینی بیمار را بترساند و تکان دهد و به این طریق بهبود ی

حتما بخوانید :
سامانه پژوهشی -طراحی یک مدل ریاضی وحل آن با الگوریتم های ابتکاری و ...

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

ابد. این رسم هنوز در ایلات جنوب مرسوم است و به آن «سونجی‌گیری» و در نیشابور و مازندران «سونجی شکستن» و «سونجی گرفتن» می‌گویند(بلوکباشی،۱۳۹۴).
تریاک
دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست از لب خود به شفا خانه تریاک انداز
(۵ ، ۲۶۴ )
تریاک: تریاق، معجونی از چند دارو که به مصرف ضدّ زهر در محل گزش مار و عقرب و حشرات رسیده و با مالش بر موضع اثر زهر را خنثی میکردهاند(جلالیان، ۱۳۷۹ ).
خاصیت درمانی احجار
یاقوت از جمله سنگهای بسیار گرانقیمت و ارزشمند است که در کتب جواهر دربارۀ آن مطالب گسترده نوشته شده است. یاقوت در اصطلاح کانی شناسی نوعی آلومینیوم نیمه اکسیدۀ متبلور است که به وسیلۀ بعضی از عناصر موجود در طبیعت مانند آهن تغییر رنگ یافته است. طبق نظر مرحوم دهخدا واژۀ یاقوت معرب کلمۀ یاکند فارسی است و از زبان فارسی وارد زبان عربی شده است، زیرا قبل از تمدن اعراب و قبل از آن که جواهرات قیمتی شناخته شود، یاقوت به عنوان سنگ قیمتی در دورۀ ساسانی مصرف بوده است. مضافأ آن که معدن یاقوت در قزاقستان شوروی، که قبلاً جزء این کشور بوده واقع بوده است و قاعدتاً ساکنان این سرزمین این سنگ قیمتی را قبل از اعراب شناخته اند(پناهی،۱۳۹۰ :۴۷ ).