پایان نامه - مقاله و پروژه

متن کامل – انعکاس واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و محیطی در آینه غزلیات حافظ- قسمت ۳۷

( ۱ ، ۴۱۰ )
خواجه این غزل را در مدح شاه شجاع سروده و از او تقاضای عفو دارد. زیرا در میان آل مظفر تنها شاه شجاع به حافظۀ خداداد و حفظ قرآن و آگاهی از رسوم شرع و حکمت شهرت دارد و او مفتی شرع بوده و شاعر با این کنایه و تعریض، شاه را به اجرای عفو برابر شرع و خرد تشویق می کند که در سورۀ مبارکۀ مائده آیۀ( ۴۵) آمده است:« … وَ الجروحُ قصاصٌ فَمَن تصّدَقَ بِهِ فهو کفّارهٌ له: و هر که از آن قصاص درگذرد پس آن کفّارۀ گناهان او خواهد بود ». زمانی که پادشاهی پس از جنگها و کشتارها و خونریزیها به تخت سلطنت فارس می نشیند ، در پی این پیروزی پاکسازی محیط از دشمنان و بد خواهان و کینه وران جزو نخستین برنامههای آن سلطان تازه قبا دوخته و بر تخت ومسند نشسته، است(همان ).
در چنین حوادثی خواجه غزلی زیبا ساخته و تمنّا و تقاضای ملّتی یا گروهی شکست خورده را با کلامی زیبا به عرض سلطان میرساند.
شب یلدا
یلدا لغت سریانی است به معنی میلاد عربی، و چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق میکردهاند از این رو بدین نام نامیدهاند. باید توجه داشت که جشن میلاد مسیح (نوئل ) که در ۲۵ دسامبر تثبیت شده، طبق تحقیق محققان در اصل، جشن ظهور میترا (مهر) بوده که مسیحیان در قرن چهارم میلادی آن را روز تولد عیسی قرار دادند. یلدا اول زمستان و شب آخر پاییز است که درازترین شبهای سال است و در آن شب یا نزدیک بدان، آفتاب به برج جدی تحویل میکند و قدما آن را سخت شوم و نامبارک میانگاشتند. در بیشتر نقاط ایران در این شب مراسمی انجام میشود. شعرا زلف یار و همچنین روز هجران را از حیث سیاهی و درازی بدان تشبیه کنند(لغت نامه دهخدا، ذیل واژه یلدا).
آیین ملی ایرانیان با شعر و ادب فارسی آمیخته و کنایات شیرین و تشبیهات و استعارات دل انگیز آن همواره جاودانگی خود را حفظ نموده است. شب یلدا در بسیاری از دست نوشتههای ایرانی الهام بخش بوده و به عنوان آرایه ادبی بکار رفته است، گاهی شب یلدا استعارهای است از دوران جور و ستم و دوران جدال روشنایی و ظلمت که البته در پس آن چون همیشه پیروزی اهورا بر اهریمن قرار گرفته است . فرای تمام مناسک و آیین‌های مخصوص این شب که ایرانیان آن را ارج می‌نهند، این شب در ادبیات فارسی بار معنایی خاصی دارد. شب یلدا، در ادب پارسی شب جشن و سرور نیست و اگر امیدی می‌دمد در پس تیره‌شبان یلداست. یلدا، شب بی‌انتهای ناکامی‌ها، درماندگی‌ها، خستگی‌ها و نامرادی‌های فردی و اجتماعی است. شب دیرپایی است که گویی میل به صبح شدن ندارد و تیرگی‌اش بی‌امان می‌تازد. شب فراق و هجران است. شاعران ما توجه بسیاری به این شب دشته اند . و در اشعار خود برای بیان مسائل مختلف از یلدا بهره گرفته اند. به ویژه حافظ شیرازی که به زیباترین شیوه شب یلدا را به تصویر کشیده است.
واضح ترین خطی که سیمای حافظ را قیافۀ سایر متفکرین ایرانی متمایز میکند آزادی فکر است. حافظ در عصری میزیسته است که ریا و تزویر و بی ایمانی جامعه را فرا گرفته بود. اشعار حافظ سراسر مبارزه با عوام فریبی، تعصب و خرافات است. در این میان گیر و دارهایی برای رسیدن به قدرت از سوی صاحبان دنیا صورت میگیرد و اخلاق به منتهای درجۀ انحطاط و آشفتگی میرسد، در چنین شرایطی حافظ با صفای باطن، به دور از تعصبات جاهلانه در افق ایران طالع میشود. اندیشههای حافظ بسیار فراتر از جامۀ خود است همچنان که در بیت زیرشاهد آنیم:
صحبت حکّام ظلمت شب یلداست نور زخورشید جوی بو که برآید
(۳ ،۲۳۲ )
حافظ در این بیت دوستی و هم صحبتی با حاکمان ظالم را به فرو رفتن در تاریکی شب یلدا و به سختی و درازی آن تشبیه کرده است ملاحظه میشود که چقدر شعر مذکور به ژرفی، استبداد همه جانبه و فراگیر را با نماد شب القاء میکند. امّا به خود میگوید که امید به خورشید و روشنایی ما را در گذر از تاریکی یاری میکند. توجه به معنای بیت نشانگر این است که حافظ همواره در انتظار تغییر و فرا رسیدن روز گار نو بوده است. صدالبته چنین شبی که ازبن سرشته به زمینه اجتماعی وسیاسی است، بسیار متفاوت از شبهای خوشنشینی و شراب برخی شاعران است.
اسب و قبا فرستادن
حافظ ، سرود مجلس ما ذکر خیر توست بشتاب هان ، که اسب و قبا می فرستمت
( ۱۰ ، ۹۰ )
در این بیت، حافظ به سنت و رسم اسب و قبا فرستادن اشاره کرده است. بنابراین رسم کهن، چون بزرگان  کسی را به مجلس خود میخواندند و دعوت میگرفتند، به احترام برای میهمان، اسب و قبا میفرستادند تا قبا را بپوشد و بر اسب بنشیند و سریع بیاید(برزگر خالقی،۱۳۸۲ :۲۴۴ ).
استخاره کردن
همانند فال گرفتن است که در میان عوام رواج دارد.
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم بهار توبه شکن میرسد چه چاره کنم
(۱ ، ۳۵۰ )
اسفند در آتش کردن
حافظ در ابیاتی به رسم رایج اسفند در آتش کردن در بین ایرانیان اشاره میکند که البته در مفاهیم دیگر و تحت عناوین مختلف به کار برده شده است. سپند کوتاه شده اسپند است و به آن اسفند هم گفته میشود، تخم گیاهی است از تیره سدابیان که بیشتر در نواحی مرکزی و شرقی و جنوبی وغربی آسیا در آب و هوای معتدل میروید. از دیرباز در فرهنگ ایرانیانان متداول بوده است که برای احراز از چشم زخم و دوری از اثرات سوء آن تخم اسفند را آتش میزده اند. حافظ شیراز هم در ابیات زیر به این رسم متداول در جامعه خویش اشاره مینماید:
هر آنکس را که در خاطر ز عشق دلبری باری است
سپندی گو بر آتش نه که داری کار و باری خوش
( ۳ ، ۲۸۸ )
هر که در دل غم عشق معشوقی دارد بگو اسفندی در

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

آتش بریزد و دفع چشم زخم کند که سرو سامانی خوش و دلپذیر دارد.
هر آنکه روی چو ماهت به چشم بد ببیند بر آتش توبه جز جان او سپند مباد
( ۶ ، ۱۰۶ )
هر آنکس که چهرۀ چون ماه تو را با چشم بد بنگرد، آرزو دارم که جان او در حسرت جمال و زیبایی تو و یا در آتش فراق و اندوه تو همچون سپند بسوزد ونابود شود.
در بیت زیر نیز با استفاده از اضافه تشبیهی، چهره زیبا و درخشان یار به آتش مانند شده است.
جان عشاق سپند رخ خود می دانست و آتش چهره بدین کار برافروخته بود
( ۳ ، ۲۱۱ )
اسطوره و اساطیر در غزلیات حافظ
اسطورهها، قصهها و داستانها بر خلاف سالخوردگی، کهنگی وخیالی بودن، سرشار از زندگی، طراوت، تازگی و واقعیتاند. گرچه تلقی عمومی از اساطیر و داستانهای کهن، افسانه و قصه بودن آنهاست، اما دیر زمانی است که نادرستی چنین پنداری اثبات شده است.
زندگی مادی و معنوی ملتها، به این اسطورهها پیوندی استوار دارد و گذشت زمان نه تنها موجب فراموشی آنها نشده است بلکه در هر دوره به گونهای از رموزاسرار و پیامهای آنها سود برده شده است. بهرهمندی از اساطیر و قهرمانان و اشخاص از دیر باز در ادب فارسی رواج داشته است. و شاعران برای بیان اهداف و مقاصد گوناگون از آنها سود بردهاند.
فایدۀ بهرهگیری از اساطیر، افراد و اشخاص آنها در شعر آن است که خواننده علاوه بر دریافت مفاهیم و معانی دلپذیر با گذشتههای دور فرهنگ و تاریخ خویش پیوندی تازه مییابد و دو زمان دور از هم را به یکدیگرگره میزند. حافظ شاعر بلند آوازۀ قرن هشتم از جمله کسانی است که به اساطیر توجه خاصی دارد و به راستی میتوان گفت، که حافظ از کسانی است که فکر و فرهنگ او تا عمق قرون و اعصار نفوذ کرده است و به سبب همین اندیشهها و جهانبینی هیچ نکتهای از نگاه تیز بین او مخفی نمانده است.
اگر شاهنامه را سند هویت و شناسنامه زبان فارسی بدانیم، قطعاً دیوان حافظ، حافظه قومی و جمعی ماست. بنابراین از سپیدهدمان پیش از تاریخ اسطورهها نقشهای ازلی اقوام ایرانی را رقم زدهاند، در قرن هشتم هجری نیز حافظ آنها را به صورت بسیار فشرده و در نهایت هنرمندی و اعجاز در کلام و معنا درآورد و در ارتباط با موضوعات اجتماعی، تاریخی، فرهنگی، ملی، قومی، دینی مطرح کردهاست. در تاریخ فرهنگ ملتها ، اسطورهها از جایگاه ویژه ای برخوردارند. اسطوره های ملل، در واقع سپیدهدمان پیش از تاریخ هر قوم محسوب میشوند(همایون سپهر،۱۳۸۶ :۳۶ ).
تعریف لغوی اسطوره
در لغت نامه دهخدا اسطوره به معنای سخن پریشان و بیهوده آمده است(لغت نامۀ دهخدا:ذیل واژۀ اسطوره) لغت نامه عمید نیز اسطوره را به معنای قصهها و حکایتهای بازمانده از دوران باستان، درباره خدایان، قهرمانان و به وجود آمدن اشیا و حوادث معنی کرده است(لغت نامۀ عمید:ذیل واژۀ اسطوره ).
در لغت نامههای فارسی برای اسطوره دو معنی افسانه و قصه، و معنی پریشان را به کار بردهاند. از معنی اول چنین استنباط میگردد که اسطوره دخل و رابطهای به واقعیت ندارد بلکه همه سراسر افسانههای دروغین و قصه و سرگرمی است. و معنی دوم حاکی از رویدادهایی است که به طور معمول در اسطوره رخ میدهند و عموماً قابل اعتماد نیستند و این استنباط را القا میکنند که به اسطوره نباید توجه کرد(گودرزی،۱۳۸۹ :۶۴ ).
تعریف اسطلاحی اسطوره
«تعریف اسطوره با همه غرابتی که مسئله در بادی امر میتواند داشته باشد، برحسب آن که از چه دیدگاهی در آن نظر کنیم، فرق میکند »(همایون سپهر نقل از: باستید،۱۳۷۰: ۴۱).