پایان نامه - مقاله و پروژه

انعکاس واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و محیطی در آینه غزلیات حافظ- قسمت …

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت در ده قدح که موسم ناموس و نام رفت
(۱، ۸۴ )
وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم عمری که بی حضور صراحی به جام رفت
(۲ ، ۸۴ )
گر فوت شد سحور چه نفصان صبوح هست از می کنند روزه گشا طالبان یار
(۷ ، ۲۴۶ )
در کتاب تاریخ بیهقی نیز راجع به عید فطر و چگونگی برگزاری مراسم به شراب نوشی در مجلس عید فطر اشاره شده است : و ماه روزه در آمد و روزه بگرفتند. و سلطان مسعود حرکت کرد از نیشابور در نیمۀ ماه رمضان این سال ،… و امیر بهرات آمد دو روز مانده از این ماه و در کوشک مبارک فرود آمد و آنجا عیدی کرد که اقرار دادند که چنان عید هیچ مَلِک نکرده است . خوانی نهاده بودند در باغِ عدنانی، سرهنگان تفاریق و خیلتاشان را بر آن خوانها بنشاندند و شعرا شعر می خواندند و در میان نان خوردن بزرگانِ درگاه که برخوانِ سلطان بودند ، بر پای خواستند و زمین بوسه دادند و گفتند: پنج و شش ماه گذشت تا خداوند نشاط شراب نکرده است و اگر عذری بود گذشت و کاها بر مراد است، اگر رأیِ بزرگِ خداوند بیند نشاط فرماید. سلطان اجابت کرد و شراب خواست و بیاوردند و مطربان زخمه گرفتند و نشاط بالا گرفت و شراب دادن گرفتند، چنان که همگان خرّم بازگشتند مگر سپاه سالار که هرگز شراب نخورده بود (بیهقی، ۱۳۸۲ :۱۶۲ ).
تقریباً در همه ابیاتی که حافظ از روزه و رمضان سخنی به میان آورده آن را با زهدفروشی و می همراه کرده است. حافظ روزهی ریایی را نوع اتلاف عمر دانسته میخواهد تا ساقی برایش آن معرفت و نور حقیقی را اهدا نماید. اگر سحری از دست رفت و گذشت، چه کم و کاستی باشد. در عوض، شراب صبحگاهی موجود است و عاشقان روزۀ خود را با آن میگشایند(برزگر خالقی،۱۳۸۲ :۵۹۹ ).
آنچه مسلم است می از جمله مفاهیم بحث برانگیز در اشعار حافظ است که بسیار در مورد آن سخن گفتهاند: «این حرف را بارها پژوهندگان حافظ گفتهاند که دو باده در حافظ داریم انگوری و عرفانی یا دو معشوق در دیوان مطرح و مخاطب است زمینی انسانی و آسمانی عرفانی.
نگارنده به نوع سومی از می و معشوق در حافظ قائل است و بر آن است که بیشترینه اشعار حافظ در این زمینه سوم است و آن همانا می و معشوق ادبی و کنایی است.
روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست می زخمخانه به جوش آمده میباید خواست
(۱ ،۲۰ )
توبه زهد فروشان گران جان بگذرد وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
(۲ ، ۲۰ )
با توجه به بیت دوم این غزل به نیکی پیداست که این می در مقابل زهد فروشیهای مسلمانان ظاهری که دین را حربهای برای خود قرار داده اند مطرح شده و منظور التفات به روح و حقیقت روزه و روزه داری است چرا که او نیک میداند که ریا از منفورترین گناهان در پیشگاه خداوند است و انسان باید همه ایام و لحظات را غنیمت بداند و نه فقط ماه مقرر شده رمضان را . این مفهوم در این غزل به روشنی تکرار شده است(برزگر خالقی، ۱۳۸۲ :۵۵ ):
بیا که ترک فلک ، خوان روزه غارت کرد هلال عید به دور قدح اشارت کرد
(۱ ، ۱۳۱ )
ثواب روزه و حج ّ قبول ، آنکس برد که خاک میکدۀ عشق را زیارت کرد
(۲ ، ۱۳۱ )
عموماً همه تعابیر مربوط به روزه را با طنز مخصوص خود در مقابل ریاکاران بکار برده، جز یک مورد از چهار مورد تکرار شب قدر دراشعارش، در بقیه موارد از آن به تجلیل و احترام یاد کرده چرا که خود را مدیون و مرهون چنین شبی میداند و به باور حافظ شبی است که سرنوشت انسان در آن رقم میخورد و انسان در این شب برات خود را میگیرد و نامۀ اعمال او در آن شب نوشته میشود :
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند
(۳ ، ۱۸۳ )
در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن سر خوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود
(۹ ،۲۰۶ )
در میان تمامی شبهای سال، شب قدر در ماه رمضان حلاوتی دیگر دارد. حافظ با زبان عرفان و تعابیر رمزگونه، مخاطب را به این شب بزرگ و اسرار آمیز رهنمون میکند. این اشعار که بر اساس آیات، احادیث و روایات سروده شده است همچون مائدههای آسمانی بر دل و جان شیفتگان میتابد و ظلمت درون را به انوار الهی روشن میسازد(هاشمی،۱۳۸۸ :۸۰).
شب قدر است و طی شد نامه هجر سلام فیه حتی مطلع الفجر
( ۱ ، ۲۵۱ )
شب قدری که حافظ از آن یاد میکند برای حافظ پر از روشنی چشم و خوشبختی است. فرصتی که فاصله زمین از آسمان به حداقل ممکن میرسد و ملائک برای دیدار صالحان به زمین میشتابند(همان،ص۸۰) .
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یارب این تأثیر دولت از کدامین کوکب است
حافظ برای رسیدن عید رمضان (فطر) سخت بیتابی میکند. علیرغم همه ارادت شاعر به افکار مزدیسنایی و مهرآیینی، هوش و حواس وی بیش از آنکه معطوف عید نوروز باستانی باشد به عید فطر است بدین اعتبار که بسامد ده گانه عید در شعر حافظ، حداقل شش بار از عید رمضان در میان است.
حافظ منشین بی می و معشوقه زمانی کا یام گل و یاسمن و عید صیام است
(۱۱ ،۴۶ )
عید است و آخر گل و یاران در انتظار ساقی به روی یار ببین ماه ومی بیار
(۱ ،۲۴۶ )
مصرع دوم اشاره است به بهار و مقارن شدن آن با عید فطر که ( بر طبق کتاب تقویم هزار و پانصد سالۀ هجری قمری و میلادی… اول رمضان سالهای ۷۷۱ ، ۷۷۲ ، ۷۷۳ ، هجری قمری مصادف با بهار است، که احتمالاً تاریخ سرودن این غزل در این سالهاست و خواجه در این وقت ۴۶ سال دارد و بهترین دوران زندگی خود را در زمان خوشی و خرمی شاه شجاع میگذراند(برزگر خالقی، ۱۳۸۲ :۱۳۲ ).
تقاضای عفو در ماه مبارک رمضان
آنجا که شاعر عارف شیراز، قلم برمی دارد و برای تغییر وضع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی غ

حتما بخوانید :
مبانی و اصول تعالیم سلوکی اهل‌بیت و تأثیر آن بر تصوف- قسمت ۲۶

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

زلی میسراید و سرودۀ او در اندیشهها و کارها اثر نیک میگذارد و جهت حوادث بد تاریخ را تغییر میدهد، در همان جا شاعر شوریده و عارف نیک نام شیراز با این عمل نیک خود به عنوان مصلح اجتماعی شناخته میشود. هنگامی که میبینیم در رویدادهای شیراز و فارس، خواجۀ شیراز، شرکت زنده و مؤثر داشته و حتی شاه نیز از مصلحت اندیشی او سود میجسته و عمل خیر شاعر در زندگی مردم ، اثر می بخشیده و به جای ناامنی و ترس و مرگ، شادی و امید می بخشیده است قطعأً خواجه را فردی اصلاح طلب به شمار می آوریم و او شاعری اصلاح طلب بوده است(ثروتیان، بیتا :۴۶).
در غزل زیر با عنوان :
ای قبای پادشاهی راست بربالای تو زینت تاج و نگین از گوهر والای تو