پایان نامه - مقاله و پروژه

انعکاس واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و محیطی در آینه غزلیات حافظ- قسمت ۳۴

۱ ـ نوروز عام : آغاز اعتدال بهاری ( برابری شب و روز ) و آغاز سال نو
۲ ـ نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام « روز خرداد »
درمورد خاستگاه نوروز نظریات ایرانیان باستان از نوروز به عنوان «ناوا سرِدا» به معنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه دردوره‌های سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی، به معنای سال نو می‌نامیدند.
شاد روان استاد محمد محیط طباطبایی در قسمتی از تحقیقات خود پیرامون نوروز و ریشه های آن میگوید: نوروز که نخستین روز از هر سال ایرانی بدان آ غاز میگردد و به نام «سال نو » و « نو سرد هم » گفته میشود، روزی است بنام و فرخنده که به هیچ سبب و مناسبت تاریخی معینی مربوط به حوادث زندگی آدمیان اختیار نشده، بلکه آن را برای مراعات کیفیت زمان و تغییر آب و هوا و تأثیر آن در زندگی انسان برگزیدهاند.
وی میافزاید نخستین روز آغاز تیر ماه کنونی که با نخستین درجه از برج حمل همراه است و گرما در این موقع به قوت خود میرسد و محصولات کشاورزی برداشته شده است و مردم، به خصوص کشاورزان که مهمترین طبقۀ مردم قدیم بودهاند از زحمت سرما آسوده و به برداشت حاصل رنج سالیانۀ خود میپردازند. مردم در این روز خود را از زحمت و نگرانی فارغ مینگرند، برای رفع خستگی و اظهار مسرّت در این روز گرد هم آمده جشن میگیرند که افادۀ مفهوم شکر و پرستش را هم میکند. و سال نو خود را از اوّل تابستان یا شروع فصل گرما و آنچه که آن را انقلاب صیفی میگویند، آغاز میکنند و به تجدید فعالیت برای ذخیرۀ محصول آینده میپردازند و این کوشش در هوای گرم و معتدل سال تا آغاز فصل زمستان ادامه مییابد تا آنکه سرمای سخت آنها را از کار و کوشش باز دارد و به زیر سقف خانه و یا خیمه و چادر برای استراحت میبرد و بدینسان روز آغاز زمستان را هم به عنوان مهرگان جشن میگرفتند و با ترتیبات باشکوهی آن مراسم را برگزار میکردند.
پیشینۀ نوروز
دکتر محمد معیندر این باره میگوید:« آثار و قراینی که در دســت است، میرساند پس از اســلام همواره جشن نوروز، برپا بوده و مراسم آن با تصرفات و تغییراتی، از عهدی به عهد دیگر منتقل میشده است تا عصر حاضر که بزرگترین جشن ملی ایرانیان محسوب میشود.« در این کتاب به نوروز عامه و خاصه اشــاره شــده است: »در نوروز عامه، پنج روز اول فروردین، شــاهان حقهای حشــم و لشکر را میگزاردند و حاجت آنان روا میکردند و نوروز خاصه، جشــنی بوده که از ششــم فروردین به بعد برپا می داشتند.«در این ایام شــاهان زندانیان را آزاد و مجرمان را عفو میکردند و به شــادی میپرداختند.ایرانیان باســتان از چند روز پیش از فرارســیدن بهار و آغاز ســال نو، به اســتقبال نوروز میرفتند و با برپایی مراســم گوناگون، آییــن نوروز را هرچه باشکوه تر برگزارمی کردند .(خانوادۀ پتروشیمی ، ضمینۀ ماه نامۀ پیام پتروشیمی ، شمارۀ هشتم اسفند ۱۳۹۰ ).
منشأ و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست. در برخی از متنهای کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر ازمتنها، کیومرث به عنوان پایه گذار نوروز معرفی شده است. برخی از روایتهای تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت میدهند. بر طبق این روایت ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمیگردد. همچنین در برخی از روایتها، از زرتشت به عنوان بنیانگذار نوروز نام برده شده است. اما در اوستا ) دست کم در گاتها( نامی از نوروز برده نشده است(طاهری، ۱۳۹۳ ).
ابوریحان بیرونی در کتاب « التفهیم » پرواز جمشید به آســمان را آغاز جشن نوروز دانسته و چنین نوشته است: چون جمشــید برای خود گردونه بســاخت، در این روز سوار شــد، دیوها گردونه را به هوا بردند، مردم از دیدن این امر در شگفت شدند و این روز را جشن گرفتند.«مدت برگزاری جشــن نوروز پس از جمشید را یک ماه دانسته و ادامه داده است: « چون جم درگذشت، پادشــاهان همه روزهای ماه را عید گرفتند و آن را شــش بخش کردند و پنج روز نخســت را به پادشاهان، پنج روز دوم را به اشراف، پنج روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشــاهی، پنج روز چهارم را به ندیمان و درباریان، پنــج روز پنجم را به توده مردم و پنج روز ششــم را بــه بزرگان اختصاص دادند »(بیرونی، ۱۳۷۷ :۳۶ ـ ۳۸ ).
ابوریحان بیرونی در تعریف و وجه تسمیه ی نوروز آورده است: نخستین روز است از فروردین ماه و بدین جهت نوروز نام گرفته که آغاز سال نو است و تا پنج روز پس از آن جشنها بر پا می کردند و روز ششم فروردین را نوروز بزرگ یا جشن بزرگ و یا نوروز مَلِک گویند زیرا خسروان در آن پنج روز به حقوق اطرافیان و مردم و نیز بزرگان رسیدگی میکردند و روز ششم جهت ملاقات خاصان و نزدیکان خلوت میکردند(همان).
ایرانیان معتقد بودند در این روز خداوند از آفرینش جهان آسود و مشتری را بیافرید و زردشت با خداوند توفیق مناجات یافت و کیخسرو بر آسمان عروج کرد.
پنج روز اوّل جشن نوروز که جنبهی همگانی داشت و عموم مردم در آن به اجرای مراسم خاص خویش میپرداختند «نوروز عامه» و از روز ششم که جشن نوروز به طرز ویژهای در دربار برگزار می شد «نوروز خاصه» بوده است.
بنیانگذار نوروز ، جمشید، شاه کیانی ایران زمین میباشد که پس از آباد کردن سرزمین و سامان دهی همه کارهای کشور ، دستور داد که جشن بزرگی برای گرامی داشت پیروزی برپا نمایند.
پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستو

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

ر داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نورخورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شاد مانی کردند و آن روز را نو نامیدند(طاهری، ۱۳۹۳ ).
فردوسی در شاهنامه می فرماید:
چو خورشید تابان میان هوا نشسته بر او شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر تخت اوی از آن بر شد قره بخت اوی
به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواند
سر سال نو هرمز فرودین بر آسوده از رنج روی تن دل ز کین
به نوروز تو شاه گیتی فروز بر آن تخت بنشست فیروز روز
بزرگان بشادی بیاراستند می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار بما ماند از آن خسروان یادگار.
ونیزدر سبب پیدایش نوروز آوردهاند که دیوان به فرمان جمشید تختی بساختند و آن را بر دوش گرفتند و از دماوند به بابل بردند. مردم از دیدن او که چون خورشید بر تخت خود می درخشید، به حیرت افتادند و پنداشتند که او خورشید است و به یک روز دو خورشید در آسمان پیدا شده، این امر در نخستین روز فروردین بود و از این رو، مردم بر گرد تخت او جمع شدند و همگان گفتند این روز نو است و جمشید فرمان داد این روز و پنج روز پس از آن را جشن گرفتند. بیشتر منابع، جمشید را پایه گذار نوروز و رسمهای نیکو دانسته اند. طبری و فردوسی هم همین روایت را تأیید کرده اند. بیرونی روایات مختلفی در این باب و در مورد وجه تسمیه و برپایی نوروز گردآورده است. در یک روایت ضعیف، وضع نوروز به سلیمان بن داوود انتساب یافته که این هم ناش از خلط روایات مربوط به سلیمان و جمشید میتواند باشد(نوشمند،۱۳۸۸ ).
نوروز در هخامنشیان
در کف زمین میان چهار ستون کاخ شورا یا سه دروازه که به تالار تخت جمشید معروف است، سنگی مربع شکل کارگذاشتهاند که آن را نخستین بار هرتسفل ، ایرا نشناس آلمانی یافت و بر آن نام “سنگ اندازهگیری “نهاد. این سنگ اندکی به طور اُریب در زمین کار گذاشته شده است و موقعیت کل صفۀ تخت جمشید را نسبت به کوهی نشان میدهد که تخت جمشید در پایش قرار گرفته است و خورشید به هنگام طلوع از پشت آن سر برمیآورد. این سنگ یک ساعت آفتابی گاه نما است که شادروان یحیی ذکاء راز و رمز و کارکرد آن را در نشان دادن برآمدن و طلوع خورشید در روز اول نوروز در آغاز فروردین میداند. بنابر تحقیق این دانشمند ایرانی، در آغازِ نوروز سایۀ آفتاب سر ساعتی معین از ستیغ کوه بر روی این سنگ میافتد و خط شعاع خورشید از گوشهای از سنگ که دارای علامت کوچکی است تا مرکز دایرهای که بر روی سنگ حک شده است، نمایان میشود. در این هنگام، بنابر یافتهها شاه هخامنشی و بزرگان و همراهان او که در صُفّه گرد آمده بودند با طلوع خورشید و درخشش پرتو آن، نخستین روز از سال نو را جشن میگرفتند(بلوک باشی ، ۱۳۹۲ ۲۲۴).
این سنگِ گاه نما که بر آمدن خورشید و نخستین پرتو آن را در بامداد اول فروردین مینمود ظاهراً باید در اواخر دورۀ پادشاهی داریوش کار گذاشته شده باشد، چون به سبب کاربرد گاه شمار یهای چندگانه در ایران باستان، زمان برپایی جشن نوروز در دورۀ هخامنشی میان دانشمندان ایرانی و ایران شناسان خارجی مورد اختلاف است. در دوران کهن، ایرانیان نوروزهایی چند داشتند. زمانی که، دو فصل تابستانی هفت ماهه و زمستانی پنج ماهه در ایران شناخته شده بود، آغاز هریک از دو فصل را با شروع گرما و سرما نوروز میگرفته اند و جشن بر پا میکرده اند. در اوایل دورۀ شاهنشاهی هخامنشی و پیش از زمان وا مگیری گا ه شماری خورشیدی از مصر قدیم ، از میان فصول چهارگانه، نوروز را بنابرنظری در آغاز پائیز و بنا بر نظری دیگر در آغاز تابستان جشن میگرفتهاند. در اواخر پادشاهی داریوش بود که اعتدال بهاری دراول فروردین را نوروز و آغاز سال نو گرفتند(همان).
در دورۀ هخامنشیان، هر سال پیش از فرا رسیدن سال نو، داریوش بزرگ برای برگزاری آئین ویژۀ نوروزی و استقبال از نمایندگان قومها و ملتهای ایرانی و خارجی امپراتوری هخامنشی و نیز زیارت آرامگاهها نیاکان خود در فارس به کاخ تخت جمشید، محل مقدس و مخصوص نیایش میآمد. در روز نخست سال نو نمایندگان کشورهای مختلف برای تبریک عید نوروز و تقدیم هدایا خود نزد او حضور مییافتند شاه نیز بنا بر نظر مهرداد بهار،همچون مظهر ایزدی برروی زمین، این هدایا و کالاها را تبرک میکرد و برکت میبخشید(همان).
بهاریه در سبک عراقی
در سبک عراقی شعر از گسترۀ آفاق به انفس مراجعت می‌کند. در عموم اشعار این دوره است که می‌بینم دیگر، اگر وصف بهار و خزان و باغ و گل و سبزه‌ای هم هست، در راستای بهره‌گیری از این مفاهیم در راستای وصف معشوق یا مسائل عرفانی و معرفتی است. قالب عمده در سبک عراقی غزل است. دیگر دورۀ «وصف برای وصف» تمام می‌شود و شعر از آن طرب و شادباشی به نوعی به یک حزن درونی و درد عمیق بدل می‌گردد. به همین دلایل است که دیگر کمتر شعری داریم که سرتاسر و یا حتی در چند بیت متوالی به وصف بهار و طبیعت بازگردد(بهاریه در سبک خراسانی و عراقی،۱۳۹۲ :۱ ).
حافظ استاد بلانظیر ایهام و ابهام است و کلمات و عبارات و ابیات او، تأویل‌های مختلف عرفانی، اجتماعی، مذهبی و حتی تاریخی پیدا می‌کنند و  از همین روست که پیدا کردن شعری در وصف بهار و طبیعت از او که صرفاً تک‌ منظوره باشد سخت و شاید حتی غیرممکن باشد. با اینکه بسامد بهار و کلمات متناسب با آن در اشعار حافظ کم نیست اما این کلمات هرجا و هر بار به گونه‌ای جداگانه قابل شرح و تعبیرند. غزلی از حافظ که در هر بیت به نوعی رمزی از بهار نهفته است
در ادامه می‌خوانیم:
ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید وجه می خواهم و مطرب ، که می گوید رسید ؟
( ۱ ، ۲۴۰ )
حافظ در این بیت به یکی از رسوم کهن اشاره میکند. درقدیم چنین معمول بوده که درمساجد ومکانهای جمعی، یک نفربه عنوان جارچی درخواستها و تقاضاهای تهیدستان وفقرا را باصدای بلند مطرح مینمود واز میان حاضرین کسانی که نیکوکار و گشاده دست بودند بهمنظورکمک به صاحبان درخواستهای مطرح شده اعلام آمادگی میکردند و همان شخص جارچی اعلام مینمود:”رسید” وبدینوسیله همگان متوجه میشدند که مشکل آن نیازمند برطرف گردید. به همین ترتیب درخواست های بعدی قرائت واقدام لازم معمول می شد. آقای دکتر بهاء الدّین خرمشاهی در این باره می نویسد: « اشاره به رسمی کهن دارد که وقتی که در مجلس سور و سرور ، درویش یا خواهنده ای اظهار نیاز میکرد که فلان خرج را در پیش دارم ، صاحب کرمی از گوشه و کنار مجلس در پاسخ او می گفت :« رسید » یعنی من تأمین می کنم و می پردازم ؛ یعنی آن را رسیده (وصول شده ) بینگار . »(برزگر خالقی،۱۳۸۲ :۵۸۳ ).
جشنهایی که به تغییر فصلها وابستهاند از کهنترین جشنهای بشرند. در طول تاریخ، رمز ماندگاری آیینها و جشنهای مانند نوروز ریشه گرفتن آنها ازپدیدههای طبیعی جهان شمول بوده است که از وابستگی به اجتماع یا کیش و مذهب خاصی عاری بوده اند. جشن زیبای نوروز نیز متعلق به همگان است وروشنگر دل هر کس که از آن مدد بخواهد، به قول خواجۀ شیراز که میفرماید:
زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
( ۱، ۴۵۴ )
و نیز :
حافظ در بیت زیربا دعوت به غنیمت شمری لحظات خوش زندگی میخواهد که قدر لحظات شاد زندگی را بدانیم زیرا فرصت عیش و خوشی مانند فرمانروایی میر نوروزی موقّت و زود گذر است.
نوبهار است ، در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد بازو ، تو در گل باشی
( ۱، ۴۵۶ )