پایان نامه - مقاله و پروژه

انعکاس واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و محیطی در آینه غزلیات حافظ- قسمت ۲۴

زکوی میکده دوشش به دوش می بردند امام شهر که سجّاده می کشید به دوش
(۵ ، ۲۸۳ )
از ویژگیهای بارز حافظ در ریا ستیزی این است که وقتی میخواهد بر ریا حمله ور شود، خودش را اهل ریا مینامد و بدین وسیله برای تنفر از ریا و مظاهر آن از خودش هم شدیداً انتقاد میکند(جعفری، ۱۳۹۱ :۳۰ ).
گفتی از حافظ ما بوی ریا می آید آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی
(۸ ، ۴۸۵ )
حافظ از زهد ریا بوی خیر نمی بیند به همین دلیل به باده مشکین روی میآورد:
ا گر به باده مشکین دلم کشد شاید که بوی خیر ز زهد و ریا نمی آید
(۱ ،۲۳۰ )
و حافظ وقتی از زهد ریایی دین فروشان طاقتش تمام میشود و میخواهد از خود بیخود شود تا آرامش و قراری پیدا کند، دنبال باده ای میگردد که صوفیان را از پای میافکند:
می صوفی افکن کجا می فروشند ؟ که در تابم از دست زهد ریایی
( ۷ ، ۴۹۲ )
به طور کلی باده نوشی را برریا و زهد فروشی و تزویر وفریب مردم رجحان میدهد، چنانکه باید گفت که اصولاً نظر خواجه بزرگ شیراز در اینگونه موارد تنها وتنها جلب توجه مردم به مفاسد و معایب و تضاهر به خلاف حق و ناراستی و دروغ و مسند سازی و ریاکاری است( علوی، ۱۳۴۹).
که میگوید:
باده نوشی که در او هیچ ریایی نبود بهتر از زهد فروشی که در او روی و ریاست
(۵ ، ۲۰ )
نبرد با ریا کاری مهمترین پیام اجتماعی حافظ است. او از دست این گروه به میخانه و خرابات پناه می برد، خواه این میخانه محل میگساری باشد و خواه مراد از آن خانقاه صوفیان و رندان و وارستگان، او رندانه از این عمل خویش پوزش میطلبد و از ما میخواهد که بر او خرده نگیریم زیرا به نظر وی میخواری بهتر از ریا کاری است(نیاز کرمانی، بیتا ، ۶۶ ).
دنیای پیش روی حافظ
دنیای پیشروی حافظ، دنیای جهل است یعنی حامل انواع بدیهاست:
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب چون نیک بنگری همه تزویر می کنند
(۱۰ ، ۲۰۰ )
حافظ با قدرت بیان و توانایی شگفت انگیزی که در سخن گفتن دارد، نقاب نفاق و ریاکاری را از چهره اینگونه اشخاص برداشته، هویّت واقعی آنها را آشکار میسازد.
فریب و ریاکاری آنچنان پیچیده و پنهان است که در بسیاری از موارد، انسان حتی خودش را نیز فریب میدهد و به خویشتن خویش دروغ میگوید؛ تا جایی که میتوان گفت: انسان بیش از آنکه به مردم دیگردروغ بگوید، به خودش دروغ میگوید و گمان میکند که با فریب دادن خود، میتواند ارتقاء پیدا کند و درجامعه از موضع محکمتری برخوردار گردد(دینانی،۱۳۸۹ :۴۲ ـ ۴۳ ). دنیا جای مکر و ریا، بیوفایی و فتنه است، به ذات خود پراسرار، سست نهاد، حیلهگر، خوش عروس، عروس هزارداماد و زودگذر است:
ا ز چشم زخم دهر مبادت گزند از آنک در دلبری به غایت خوبی رسیده ای
(۳ ، ۴۲۴ )
نگار می فروشم عشوه ای داد که ایمن گشتم از مکر زمانه
(۱ ، ۴۲۷ )
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد که این عجوزه عروس هزار داماد است
(۹ ، ۳۷ )
وقتی دنیا در نگاه حافظ به این شکل قبیح است، حتماً اهل دنیا نیز حامل همین صفتها میباشند، همین است که حافظ میخواهد که خود را نیز در این دنیای کشش و کوشش گم بکند.
با این وجود همواره بر جاه طلبی و بلند پروازی پشت پا زده و میگوید:
هر که را خواب گهِ آخِر مشتی خاک است گو چه حاجت که به افلاک کشد ایوان را
( ۸ ، ۹ )
حافظ در غزل دیگری جاه طلبان و بلند پروازان را مسخره نموده و عاقبت کارشان را نیستی می داند:
شکوهِ آصفی و اسبِ باد و منطقِ طَیر به باد رفت و ، از او خواجه هیچ طَرف نبست
به بال و پر مرو از ره ، که تیرِ پرتابی هوا گرفت زمانی ، ولی به خاک نشست
( ۷، ۸ ، ۲۵ )
حافظ برای مبارزه با ریاکاری اولین اقدامی که میکند افشاگری است او با سلاح زبان حاکمان و صوفیان عصر خویش را متنبه میسازد و در حوزهی زبان با استفاده از دو واژهی شراب و رند قبح ریا را برای مردم روشن میسازد.
صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش وین زهد خشک را به می خوشگوار بخش
(۱ ، ۲۷۵ )
در میخانه ببستند خدایا مپسند که در خانه ی تزویر و ریا بگشایند

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.