پایان نامه - مقاله و پروژه

انعکاس واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و محیطی در آینه غزلیات حافظ- قسمت ۲۳

با گریز از زهد و ریا و تزویر و نفاق به می و معشوق یا مستی و عشق پناه میبرد ومستی و راز و نیاز شبانه را بر عجب و نماز زاهد و سیب زنخدان شاهد را برمیوههای بهشتی برتر مینهد و بهشت نقد امروز را به جای وعده فردای زاهد برمیگزیند. بنابراین، حافظ با می و معشوق، دل را از ترس و غم میشوید و خوشی و شادمانی را جایگزین آن میگرداند(باقری خلیلی،۱۳۸۸ :۳۲).
بر تو گر جلو ه کند شاهد ما ای زاهد از خدا جز می و معشوق تمنّا نکنی حافظ
(۶ ، ۴۸۰ )
ریا
درلغت نامه دهخدا ریا به ظاهرسازی و ساختگی ظاهر ترجمه شده است. در فرهنگ معین ریا به معنی تظاهر و دورویی است. همچنین فرهنگ لغت عمید ریا را به نیکوکاری جلوه دادن برخلاف حقیقت، تظاهر به نیکوکاری و پاک دامنی ترجمه کرده است(لغتنامه دهخدا: ذیل واژه ریا ).
معنی اصطلاحی ریا
در فرهنگ دینی، ریا عبارت است از انجام دادن کار خدایی برای غیر خدا و خود نمایی برای جلب توجه مردم.
امام محمد غزالی در کتاب کیمیای سعادت، ریا را چنین معنا میکند. “« بدانکه ریا کردن به طاعتهای حق تعالی از کبایر است و به شک نزدیک است…ریا، ظاهر کردن عبادت است. ولی پنهان داشتن معصیت ریا نیست، و در همه وقت رواست. بسیاری اوقات نشاط عبادت پیدا می کنند و آن نشاط درست باشد و از ریا نباشد. چراکه مؤمن همیشه در عبادت راغب است.” ( غزالی، بی تا: ج۲ :۵۷۱ ).
ریا ستیزی در قرآن
ریا یا صحیح‌تر رئا، کلمه‌ای قرآنی است در قرآن مجید پنج بار با تصریح این لفظ از ریا و ریاکاران به نکوهش یاد شده است، (نساء ۳۸، ۱۴۲، ماعون ۶، بقره ۲۶۵ و انفال ۴۷) که سه مرتبه به صورت مصدر و دو بار به صورت فعلی و معنای آن به همان معنای اصطلاحی میباشد(خرمشاهی، ۱۳۸۰، ۸۱۸ ).
۱ ـ ریا در انفاق
یا ایُهَا الّذینَ آمَنو لا تبطلوا صَدَقتِکُم َبِالمَنِ وَ الأذَی کَالَذی یُنفِقُ مالهُ رِئاءَ النّاسِ ولا یؤمِنُ بِاللهِوالیومِالأخَرِفَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صفوانٍ عَلَیهِ تُرابٌ فَأصابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلدًالا یَقدِرونَ عَلی شَیءٍ مِمّا کَسَبوا وَاللهُ لا یَهدِی القومَ الکَفِرِینَ (بقره ، ۲۶۴ ).
ای اهل ایمان صدقات خود را به سبب منت وآزار تباه نسازید مانند آن کس که مال خود را از روی ریا انفاق کند و ایمان به خدا و روز قیامت نیاورد مثل چنین مرد ریاکاری بدان ماند که دانه را بر روی سنگ سخت ریزد و تند بارانی غبار آن نیز بشوید که نتواند هیچ حاصلی از او به دست آرند و خدا گروه کافران را راه سعادت ننماید.
ریا در رفتن به جنگ با دشمنان
وَ لا تَکونُوا کالَّذینَ خَرَجُوا مِن دِیارِهِم بَطَرًا وَرِئاءَ النَّاسِ وَ یَصُدُّونَ عَن سَبیلِ اللهِ وَاللهُ بِما یَعمَلونَ مُحیطٌ (انفال ،۴۷ ).
و شما مؤمنان مانند منافقان نباشید که آنها (نه برای جهاد در راه خدا ) یا برای هوس و غرور و یا برای ریا و تظاهر خارج شدند و از راه خدا خلق را منع میکنند و بترسند که علم خدا به هرچه که بکنند محیط است.
ریا به طور مطلق
فَوَیلٌ للمُصَلِینَ الذِینَ هُم عَن صَلاتِهِم سَاهونَ الذِینَ هُم یُراءُونَ وَیَمنَعُونَ المَاعُونَ (ماعون ،آیات ۴و ۵ و ۶ و ۷ ).
پس وای برآن نماز گذاران، که دل از یاد خدا غافل دارند، همانانکه ریا و خود نمایی کنند، و زکات و احسان را از فقیران منع کنند.
ریا کاران چه کسانی هستند؟
۱ ـ کسانی که ایمان به خدا وروز قیامت ندارند
یا ایُهَا الّذینَ آمَنو لا تبطلوا صَدَقتِکُم َبِالمَنِ وَ الأذَی کَالَذی یُنفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ وَلا یؤمِنُ بِاللهِوالیومِالأخَرِفَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صفوانٍ عَلَیهِ تُرابٌ فَأصابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلدًالا یَقدِرونَ عَلی شَیءٍ مِمّا کَسَبوا وَاللهُ لا یَهدِی القومَ الکَفِرِینَ (بقره ، ۲۶۴ ).
با توجه به تفسیری که در مورد این آیه آمده است، « افرادی را که صدقه میدهند و به دنبالش منت میگذارند و اذیّت میکنند، تشبیه به به افراد ریاکار بی ایمان کرده که صدقاتشان باطل و بی اجر است. یعنی عمل شخص ریا کار از ابتدای عملش باطل است چون چنین شخصی اصلاً ایمان به خدا و روز جزا ندارد که از او کاری پذرفته شود.»(طباطبایی،۱۳۷۴ ج ۴ :۵۹۷ ).
۲ـ منافقان
إنَ المُنفِقِینَ یُخَدِعُونَ اللهَ وهوَخَدِعُهُم وَإذا قامُوا إلَی الصَلَوه قَامُوا کُسالَی یُراءُونَ النّاسَ وَلا یَذکُرُونَ اللهَ إلا قَلِیلاً (نساء، ۱۴۲ )
“منافقان … هنگامی که به نماز بر میخیزند با کسالت بر میخیزند و در برابر مردم ریا می کنند و خدا را جز اندکی یاد نمینمایند. “
۳ ـ تکذیب کنندگان روز جزا
” أَرَءَیتَ الذِی یُکَذِبُ بِالدینِ… الذینَ هم یراءُونَ” (ماعون، ۱و۲ )
آیا ندیدی آن کس را که روز جزا را انکار می کرد… همان کسانی که ریا می کنند.”
دیدگاه پیامبر (ص ) و حضرت علی (ع ) در بارۀ ریا
رسول اکرم فرموده است « ریا شرک اصغر است » غزالی روایت میکند علی ( ع ) گوید: « مرائی را سه نشان است، چون تنها بود کاهل بود و چون مردمان را ببیند به نشاط بود و چون بر وی ثنا گویند اندر عمل درافزاید و چون بنکوهند کمتر کند ». ( خرمشاهی ، ۱۳۸۰، ۸۱۸ ) در نهج‌ البلاغه در چندین خطبه به ریا اشاره شده است در خطبه ۳۲ حضرت علی می فرمایند : « گروهی با اعمال آخرت دنیا را میطلبند و با اعمال آخرت در پی کسب مقامهای معنوی آخرت نیستند خود را کوچک و متواضع جلوه می‌دهند و گامها را ریاکارانه و کوتاه برمیدارند و خود را همانند مؤ

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

منان واقعی می‌آرایند. و در خطبه ۸۶ می‌فرمایند : « آگاه باشید ریاکاری و تظاهر هرچند اندک باشد شرک است » . و در خطبه ۲۳ می‌فرمایند : « عمل نیک انجام دهید بدون اینکه به ریا و خود نمایی مبتلا شوید، زیرا هر کس کاری برای غیرخدا انجام دهد خدا او را به همان غیر واگذار» (نهجالبلاغه ).
از نظر اجتماعی و سیاسی بزرگترین آفتی که جوامع اسلامی قرنهای هفتم و هشتم را فرا گرفته ریا و تزویر بود این بلیه بنیان کن هم حاکمان و زاهدان و صوفیان را فراگرفته بود و هم در میان توده مردم رسوخ پیدا کرده بود. متولیان امور دینی و سیاسی خود چنان مست ریا و اعمال ریایی خویش بودند که خویشتن را نیز به فراموشی سپرده بودند و انواع کام جویی را در زیر پوشش ریا انجام می گرفت و جامعه ی عصرحافظ به نهایت ابتذال رسیده بود و حافظ به عنوان یک طبیب حاذق اولین درمانی که برای جامعه شایسته میدید بیرون کشیدن سم ریا از درون شریان های جامعه بود(قلیزاده،۱۳۸۹ :۲۱۰ ).
یکی از مهمترین آفات جامعه دینی، ریاکاری، تظاهر به دینداری، دین فروشی و نفاق است. حافظ در سراسر دیوان خود با این آفت عجیب و انسان کش و دین ستیز به مبارزه پرداخت. جهان بینی اجتماعی حافظ در ریا ستیزی آن خلاصه میشود.
یکی از ویژگیهای سبکی کلام حافظ پرهیز از زهد ریایی است، از آنجایی که زاهد همیشه زهد خودش را مایه فخر فروشی و برتری بر دیگران قرار میدهد، مورد سرزنش دیگران است که حافظ از این نظر نیز بهترین اشعار را در دیوانش سروده است بطوریکه میتوان با جرأت گفت که ریا ستیزی یکی از اصول مسلم دیوان حافظ است و ای بسا به همین دلیل هم ایرانیان که از ریا و مظاهر آن متنفرند از حافظ و شعرش خوششان میآید. سعدی در گلستان نیز از عبادت ریاکارانه عابدان متنفر است: “عاصی که دست بردارد به از عابد که در سر دارد(گلستان سعدی ص ۵۷۶). حافظ معتقد است آتش زهد ریا خرمن دین را میسوزاند:
آتش زهد ریا خرمن دین خواهد سوخت حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو
(۸ ، ۴۰۷ )
حافظ گاهی این نقدِ احوال دین مداران را با طنز نیز میآمیزد. فقیه وقتی مست می شود به مالِ وقف خوردنِ خود اشاره میکند:
فقیه مدرسه دی مست بود و فتوا داد که می ، حرام ولی به زمال اوقف است
( ۳ ، ۴۴ )
امام شهر وقتی اوضاع سیاسی و تعصب آلود توأم با ریا کاری دورۀ امیر مبارزالدین جای خود را به دورۀ شاه شجاع می دهد، چندان می، می نوشد که بر دوش از کوی میخانه بیرونش میبرند: