پایان نامه - مقاله و پروژه

جستجوی مقالات فارسی – انعکاس واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و محیطی در آینه غزلیات حافظ- قسمت ۲۰

شدآنکه اهل نظر برکناره می رفتند هزارگونه سخن در دهان و لب خاموش
بصورت چنگ بگوییم آن حکایتها که از نهفتن آن دیگ سینه می زد جوش
شراب خانگی ترس محتسب خورده بروی یار بنوشیم ببانگ نوشانوش
ز کوی میکده دوشش بدوش می بردند امام شهر که سجاده می کشید به
دلا دلالت خیرت کنم به راه نجا ت مکن به فسق مباهات و زهدهم مفروش
( ۱تا۶ ،۲۸۳ )
خواجۀ غزل سرا هر مطلب سیاسی، اجتماعی را به زبانی خوش ادا میکند و گاهی نیز عاشقانه ترین ابیات، سیاسیترین معانی را در بر دارند. نگاهی به شیوۀ بیانی ابیات نمونۀ زیر کافی است :
سیزۀ خطّ تو دیدیم و ، ز بستان بهشت به طلب کاری این مهر گیاه آمده ایم
( ۳ ، ۳۶۶ )
به تنگ چشمی آن ترک لشکر نازم که حمله بر من درویش یک قبا آورد
( ۸ ، ۱۴۵ )
شاید با خواندن و شنیدن ابیات بالا معانی دلنشین و عاشقانۀ زیر خود نمایی بکند :
ما به خاطر دیدن زیبایی سبزۀ خط تو بهشت را رها کرده به این جهان آمده ایم تا آن سبزۀ خط تو را به دست بیاوریم. ومعنی بیت دوم: من به تنگ چشمی آن زیبا روی لشکری فخر می کنم که بر من درویش یک قبا و تهی دست حمله آورد و دل مرا غارت کرد. در واقع آن نشانهای که ما را به این معانی رهبری میکند ترکیب کلمهها و شیوۀ بیان آنهاست، در حالی که در وحدت موضوعی غزلها و تحقیق در معانی دقیق این ابیات معلوم میشود ، همۀ آن معانی، جز حدس و گمان، چیز دیگری نیست و هر بیتی سرشار از بار سیاسی اجتماعی خاص خود است و هیچ ارتباطی با عشق و عاشقی ندارد(دینانی، بیتا :۳۴).
محورهای عمدۀ نا امنی زمانه از نظر حافظ
۱ ـ انقلاب زمانه و دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی و بد عهدیهای بعد از اینکه اختناق و استبداد سلطه مییابد و صبر و قرار به یغما میرود.
۲ ـ حق ناشناسی مردم به سبب ناامنی سیاسی، تعصب دینی و فقر اقتصادی، چنان که این دوره، دورۀ قحط جود و کرم و ترویج تزویر و ریاست (باقری خلیلی،۱۳۸۸ :۲۶ ).
طنز در دیوان حافظ سه آماج مهم دارد
۱ ـ آداب و عوامل صوفیان دروغین.
۲ ـ ریاکاران وابسته به شریعت از زاهد و واعظ و محتسب که نقطه مقابل و مایهی ننگ پارسایان حقیقی و مردان راستین خدا هستند.
۳ ـ معشوق که آن هم سنتا، یعنی در سنت شعر و ادب، به نوعی مقدس شمرده میشود و شاعران با عجز ونیاز با او رفتار میکنند.
سبک طنزپردازی حافظ هم از لحاظ محتوا و هم از جانب زبان، آثار او را در طول قرون از آثار سایرین به نحو نمایانی متمایز ساخته است؛ اشعار او حکایت کنندهی واقعیتهای تلخ اجتماعی و حوادث فرهنگی، سیاسی و لحن عنادی و استهزاءآمیز خواجه از مشرب عمیق و وسیع انتقادی و شخصیّت برانداز او سرچشمه میگیرد و این خصیصه، خصیصهی عام سبک حافظ است و سنّت اجتماعی آن روزگار است(مرتضوی، ۱۳۷۰ :۱۰۷ ).
اوضاع مشایخ و خانقاه ها در عصر حافظ
« در همان ابتدای قرن هشتم گسترش و پیشرفت و رواج ظاهری کار صوفیان خانقاهی و تأسیس شدن خانقاههای بیشمار و اقبال عامه به این مکتب جدید نه تنها با پیشرفت معنوی و ترقی ماهیت فلسفی و اخلاقی تصوف هماهنگ نداشت بلکه برعکس ترقی ظاهری با تنزل معنوی همراه بود. همین تحول و جریان است که ما آن را ” ابتذال تصوف مینامیم “( مرتضوی،۱۳۷۰ :۱۷ ).
در این دوره با چند دسته از صوفیان و مشایخ خانقاهی برخورد میکنیم:
صوفیان و مشایخ منزوی
گروهی از علما و مشایخ بودندکه به طور گمنام در میان مردم زندگی میکردند. این گروه هیچ گونه وابستگی به حکومت نداشت و در میان مردم نیز نبودند و تنها به سیر و سلوک صوفیانه میپرداختند.
صوفیان و مشایخ خانقاهی
این گروه شامل صوفیانی بودند که برای سیرکردن شکم و پوشاندن تن و یافتن مسکن خرقۀ دراویش را به تن می کردند صوفیان سیّاح، مشایخ مقیم خانقاهها و درویشان خدمتگزار زوایا شامل این گروه هستند.
صوفیان و مشایخ خیر اندیش
گروهی از علما و مشایخ بودند که تنها برای گرهگشایی از کار مردم و رفع ظلم و ستم با امرا و درباریان، رابطه داشتند و از مال و جان خود برای مردم مایه میگذاشتند.
زاهدان و عابدان صوفی نما
گروه غالب و اکثر مشایخ و علما زمان بودند که با درباریان و حاکمان، سرو سری داشتند و در راه رونق خانقاهها و مدرسۀ خود و پُر کردن شکم مریدان و اطرافیان خویش هرگونه هدیه از آنان را میپذیرفتند. در چنین روزگاری مشایخ و علمای وابسته و درباری، بازار پُر رونقی داشتند و از نفوذ و قدرت فراوانی برخوردار بودند و در این دوره صوفی شدن یکی از آسانترین و پرسود ترین کارها بود.
نهادهای دینی زمان حافظ
مهمترین نهادهایی که هر یک به نحوی تمشیّت امور دینی را به عهده داشتند عبارت بودند از:
۱ ـ مدرسه
۲ ـ مسجد
۳ ـ خانقاه
۴ ـ نهاد احتساب
بخشهای قابل ملاحظهای از غزلیات حافظ که نقاط عطف و نقاط اوج اندیشۀ اجتماعی وی را تشکیل میدهند، به طنز و تعریض و انتقاد این نهادها اختصاص دارد(رحمدل،۱۳۸۶ :۱۲۱ ). مکانها در شعر حافظ بسته به اینکه به کدام گروه تعلق داشته باشند ارزشی وارونه و خلاف عادت پیدا میکنند. میخانه و خرابات، مکانهای خوب، و مسجد، صومعه، خانقاه و امثال آن مکانهای بد محسوب میشوند.
همانطور که میدانیم در سرتاسر دیوان حافظ نهادهای محترم رسمی جامعه مورد انتقاد می باشند، زیرا به اعتقاد او در آنها جز ریا، تظاهر و سالوس دیده نمیشود، و ای بسا به همین دلیل است که به نهادهایی چون مسجد، مجلس وعظ، مدرسه، خانقاه، صومعه، و نهادهای دینی با دید انتقادی مینگرد و فریادش از آنها بلند است. تا جایی که به

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

صراحت میگوید(همان):