پایان نامه - مقاله و پروژه

مقاله دانشگاهی – انعکاس واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و محیطی در آینه غزلیات حافظ- قسمت ۱۸

حافظ در غزلهای زیر شاه شجاع را مدح گفته است.
ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد دل رمیده ما را انیس و مونس شد
خیال آب خضر بست وجام سکندر به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
یا
سحر زهاتف غیبم رسید مژده به گوش که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش
در عهد پادشاه خطا بخش جرم پوش حافظ قرابه کش و مفتی پیاله نوش
از خصوصیات مدایح حافظ این است که در ضمن مدح بعضی پادشاهان، اشتباهات آنان را نیز گوشزد میکرد، از جمله هنگامی که شاه شجاع، وزیر خود، قوام الدین صاحب عیاررا به زندان افکند، حافظ برای تجلیل و احتمالاً تبرئۀ او، غزلی سرود که به شاه هشدار داد و از وزیر شفاعت کرد. حافظ در مدایح خود، گاهی پادشاهان را نصحیت کرده و زمانی هم، نصایح او جنبۀ اعتراض و انتقاد پیدا کرده است(ممتحن وشریفی راد،۱۳۹۰ :۱۴۵ ).
حال در یک غزل ملاحظه میکنیم که چگونه لحن حافظ ازمدح و تمجید، به نقد کشانده می شود:
به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست که مونس دم صبحم دعای دولت توست
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست که خواجه خاتم جم یاد کرد و بازنجست
به صدق کوش که خورشید زاید از نفست که از دروغ سی هروی گشت صبح نخست
(۱ ، ۴ ، ۶ ، ۲۸ )
در واقع حافظ شاعر متعهدی است که اغراق و مبالغۀ بیش از حد در سخنش نیست تا ممدوح را به اعلی علییّن ببرد و نُه کرسی فلک را زیر پای بگذارد تا به رکاب ممدوح خود بوسه زند و با تملّق و چاپلوسی او را از خود خشنود سازد. بلکه او، حکم عدل پرور را که به فکر اصلاح کار مردم است و صفات نیک و شایسته دارد، میستاید و امراء و بزرگانی را که دارای این گومه صفات نیستند، نکوهش میکند. شاعر متعهد برای ممدوح، عمر هزار ساله آرزو نمیکند و آن را امری باطل میداند(علوی مقدم، بی تا :۱۵ ) و میگوید:
هزار سال نگویم بقای عمر تو باد که این مبالغه دانم ز عقل نشماری
(کلیّات سعدی، ص۶۹۵ )
۳ ـ زین العابدین فرزند شاه شجاع که با وصیت پدر به قدرت رسید اما با بیکفایتی مقهور مدعیان سلطنت شد و میتوان او را محرک اصلی حمله تیمور به شیراز دانست.
۴ ـ نصرت الدین شاه یحی فرزند شرفالدین مظفرکه در زمان شاه شجاع نیز بر یزد و سپس اصفهان حکومت یافت وی مردی بیتدبیر، متلون المزاج، حق ناشناس و خسیس بود.
ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما (۱۱ ،۱۲ )
گر نکردی نصرت دین شاه یحی از کرم کار ملک و دین زنظو و اتساق افتاده بود
(۷ ،۲۱۲ )
دارای جهان نصرت دین خسرو کامل یحی بن مظفر ملک عالم عادل
(۱ ، ۳۰۴ )
۵ ـ سلطان احمد ایلکانی فرزند شیخ حسن بزرگ که پدرش بر بغداد و عراق عجم و سلطانیه حکومت داشت خودش نیز در سال ۷۸۴ آذربایجان رامسخر ساخت.
۶ ـ شاه منصور برادر شاه یحی از شجاعترین شاهان آلمظفر است که مردانه با تیمور لنگ جنگید و اگر بخت با تیمور یاری نکرده و او به چادر زنان پناهنده نشده بود به دست این دلاور ایرانی کشته میشد شاه منصور از۷۹۰ بمدت پنج سال سلطنت کرد. مردی عادل و سخی و شجاع وبا تدبیر بود سرانجام در سال ۷۹۵ به دست تیمور مغلوب ومقتول شد و نامش به افسانهها پیوست وگروهی مرگ او را باور نکردند و منتظر قیام و بازگشتش بودند.
سحر جون خسرو خاور علم بر کوهساران زد به دست مرحمت یارم در امید واران زد
(۱ ، ۱۵۳ )
بیا که رأیت منصور پادشاه رسید نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید
(۱ ، ۲۴۲ )
از ویژگیهای دیگر مدح حافظ این است که در خلال مدح، همانند کسی که از حق خود دفاع می کند، با حالت اعتراض و تحکم (نه به شیوه ذلیلانه) وظیفۀ خود را مطالبه میکند و به ممدوح گوشزد میکند در مقابل خدمتی که شاعر انجام داده، شاه موظف است وسیلۀ معاش و آسایش او را فراهم آورد (ممتحن وشریفی راد،۱۳۹۰ :۱۴۶ ).
۷ ـ از سلاطین اویس نیز در غزلی از خواجه نام برده شده که چون هم در خاندان آل مظفر و هم در سلسله جلایریان سلسله معاصر خواجه اویس نام بوده معلوم نیست مراد خواجه کدام یک بوده است.
۸ ـ سلطان غیاث الدین فرزند سلطان عماد الدین احمد بن امیر محمد مبارز.
۹ ـ از غضنفر فرزند شاه منصور نیز در شعری نام برده که به دست تیمور سفاک کشته شد.
وزراء
۱ ـ عمادالدین محمود کرمانی مردی با کیاست و یکی از دهات عصر خویش به شمار میرفت از وزرای نامی شاه شیخ ابواسحاق بود، که روانشاد دکتر غنی نوشتهاند در تمام طول سلطنت امیر شیخ مقام وزارت داشته است.
۲ ـ قوامالدین حسن از وزرای شاه شیخ ابو اسحاق است که قبل از شکست شاه شیخ ابواسحاق از امیر مبارزالدین وفات مییابد مردی از اکابر رؤس فارس بود ومثل او به کرم و خیرات و مبرات و خصائل پسندیده در فارس کس نشان نداده است.
۳ ـ قوام الدین محمد صاحب عیار، که در زمان ولایتعهدی وزیر شاه شجاع بود و پس از به قدرت رسیدن شاه شجاع نیز همچنان منصب خود را حفظ کرد ولی در سال ۷۶۴ شاه شجاع به او بدبین شد وبه قتلش میرساند.
۴ ـ جلال الدین تورانشاه وزیر شاه شجاع که حتی پس از او تا مدتی نیز وزارت شاه زین العابدین را به عهده داشت و یکبار نیز مغضوب شاه شجاع و زندانی میشود اما پس از ثبوت بی گناهیش آزاد میگردد روانشاد دکترغنی از لحن غزلهای عارفانهای که حافظ در مدح او گفته او را عارف میداند.
۵ ـ برهان الدین بونصر فتح الله وزیر امیر مبارزالدین مردی دانشمند و با شوکت و کرامت بود که نسبش به عثمان میرسید.
بزرگان دین
۱ ـ کمال الدین بوالوفابهاءالدین از علمای دینی بوده که تنها صورت مکاتبهای بین او و شاه شجاع باقی مانده است.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir