پایان نامه - مقاله و پروژه

سامانه پژوهشی – انعکاس واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و محیطی در آینه غزلیات حافظ- قسمت ۱۰

۱ ـ۵روش تحقیق
مطالب این پژوهش با مطالعات کتابخانهای گردآوری میشود، و به صورت اسنادی تهیه و تنظیم گردیده، و ابزار گردآوری اطلاعات فیش برداری و بانک اطلاعات است.
۱ ـ۶پیشینۀ پژوهش
خرمشاهی درکتاب « حافظنامه » به تأثیرپذیری حافظ از اجتماع اشاره میکند و حافظ را مصلح اجتماعی مینامد وخاطر نشان میکند حافظ از آن لحاظ مصلح اجتماعی است که با آفت های اجتماعی کار دارد. یعنی دردها و فسادها و آسیبها را تا اعماق میشناسد و جراح وار به نیشتر انتقاد میشکافد و آنگاه به مهربانی مرهم مینهد(خرمشاهی،۱۳۸۳ ).
باقری خلیلی، در مقالهای تحت عنوان« هوییت فرهنگی در غزلیات حافظ شیرازی»، غزلیات حافظ را به عنوان سند هویت فرهنگی مورد بحث قرارمیدهد ومینویسد، در جستجوی تبیین ویژگیهای هویت فرهنگی غزلیات حافظ ازچنان اصالت ومقبولیتی برخوردار است که درطول سده ها همواره اسباب استحکام هویت فرهنگی و اعتلای موازین اخلاقی بوده است و پنج مؤلفه دین مداری، اعتدال، تقدیر گرایی، اغتنام فرست و شادی مورد بررسی قرار گرفته است. و به این نتیجه میرسد که مؤلفه های هوییت فرهنگی در غزلیات حافظ شیرازی به دلیل ماهیت زبان هنری، یعنی در شعر، میتواند در زمینه های آموزشی بیشترین تأثیر را به جا گذارند(باقری خلیلی، ۱۳۸۹ ).
لطفی صمیمی و محرمی با بررسی طنزپردازی حافظ شیرازی، سبک طنزپردازی حافظ را برخاسته از محیط اجتماعی حاکم بر قرن هشتم میدانند و مینویسند، حافظ مصلحی است که به قصد مبارزه با کژیها و نابسامانیها، طنز خود را بر غده ی ریا فرود آورده است و در برابر آشوب جامعه ریاکارش اندیشهی انقلابی فکری فرهنگی دارد لذا صلاح طنز را در مقابل مقدّس مآبها و ریاکاران که خود را به دید سالوس و ریا فروختهاند، به کار میگیرد(صمیمی و محرمی ۱۳۹۲ ).
آق، با بررسی مشترکات فکری و مضامین اشعار خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی و مختومقلی فراغی شاعر نامی ترکمن، نشان میدهد اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حوادث اتفاقات، مساﺋل، مشکلات وتمام نکات مطروحه در یک اجتماع، بر یکایک مردم آن جامعه به خصوص بر نازک اندیشان و باریک بینان مؤثر است. حافظ شیرازی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در آثار وی به سروده های فراوانی میتوان برخورد که از شرایط و اوضاع اجتماعی، سیاسی آن زمان حکایت میکند(آق، ۱۳۶۷ ).
اکرمی، با بررسی نشانه شناختی و روابط عمودی غزلی از حافظ، یکی از ویژگیهای شعر حافظ را نگاه انتقادی همراه باطنز نسبت به مساﺋل اجتماع و شخصیتهای ریاکار آن میداند و حافظ را شاعری تیز بین میخواند که با زبانی نمادین و دو پهلو امیرمبارزالدین و همه صوفیان ریاکار زمان خود را به باد انتقاد گرفته است(اکرمی، ۱۳۸۸ ).
غلام حسین زاده، دو دنیای متفاوت تک صدا و چند صدا را در اشعار حافظ بررسی کرده و میگوید:” حافظ در زمان حیاتش دنیای تک صدا و چند صدای آن روزگار را تجربه کرده و در اشعارش به بازتاب آن دو پرداخت تا به این طریق دنیای تک صدا را مورد انتقاد و درنگ قرار دهد”(غلامحسین زاده، ۱۳۸۷ ).
زندگی نامۀ حافظ شیرازی
خواجه شمسالدین محمّد حافظ شیرازی دراوایل قرن هشتم حدود (۷۲۷ ـ۷۹۲ هجری قمری ) درمحله شیادان (لیمو دهی، ۱۳۷۳ :مقدمه ) در شیراز تولد یافت . به رغم شهرت و اهمیت حافظ اطلاع از زندگی وی بسیار اندک است. برخی منابع قدیم مثل مقدمۀ جامع دیوان ، اطلاعی ازجزئیات زندگی حافظ به دست نمیدهد. مطالب تذکره ها نظیر دولتشاه نیز به قول شبلی نعمانی با افزوده و کاسته از روی یکدیگر استنتاخ شدهاند، که به سبب فاصله زیاد زمان ثبت آن نسبت به دوره حیات حافظ چندان قابل اعتماد نیست(مالمیر،۱۳۹۰ :۶۳ ـ ۸۸ ).
پدرش بهاءالدین مردی بازرگان بود که در زمان سلطنت اتابکان سلغری فارس از اصفهان به شیراز مهاجرت نمود و مادرش نیز اهل کازرون بود. به گفته رضا قلی خان هدایت اصل او را از تویسرکان نیز گفتهاند و برخی از تذکره نویسان برآنند که اجداد حافظ از کوهپایه اصفهان بوده اند(برزگر خالقی، ۱۳۸۲ :مقدمه ).
حافظ پس از مرگ پدرش بهاءالدّین، طفلی خردسال بود. برادرانش پراکنده شدند و او با مادرش در شیراز ماند و روزگار آن دو به تهی دستی میگذشت و پس از آنکه به مرحله تمیز رسید، در نانوایی به خمیر گری مشغول شد تا آنکه عشق به تحصیل کمالات، او را به مکتب خانه کشاند و به تفصیلی که در تذکرۀ میخانه آمده است وی چند گاهی را بین کسب معاش و آموختن سواد میگذرانید. بعد از آن زندگی حافظ تغییر کرد و او در جرگۀ طالبان علم درآمد و در خدمت مولانا شمس الدین عبدالله شیرازی تلمّذ کرد و در مدارس او منصب تدریس داشت. و مجالس درس علما و فضلای بزرگ زمان خود را که یکی از آنها مولانا قوامالدین عبدالله بود درک نمود. و به تتبع و تفحص در کتابهای مهم دینی و ادبی از قبیل کشّاف زمخشری و مطالع الا نظار قاضی بیضاوی و مفتاح العلوم سکاکی و امثال آنها پرداخت ودر علم به مقامی والا و رفیع رسید و به شهادت محمد گلندام که معاصر حافظ بود در علم وادب ودواوین عرب به مرحله کمال و نهایت تبحّر و استادی رسید. خواجه در دوران جوانی بر تمام علوم مذهبی و ادبی روزگار خود تسلط یافت و هنوز دهه بیست زندگی خود را سپری ننموده بود که به یکی از مشاهیر علم و ادب دیار خود بدل گشت. وی در این دوره علاوه بر اندوختۀ عمیق علمی و ادبی خود قرآن را نیز کامل از حفظ داشت و این کتاب آسمانی را با صدای خوش و با روایتهای مختلف از بر میخواند و از این روی تخلص حافظ را بر خ
ود نهاد( همان ).
ندیدم خوش تر از شعر تو حافظ به قرآنی که اندر سینه داری
( ۷، ۴۴۷ )
ز چنگ زهره شنیدم ، که صبحدم می‌گفت غلام حافظ خوش‌ لهجۀ خوش‌آوازم
( ۹ ، ۳۳)
عشقت رسد به فریاد ، ار خود بسان حافظ قرآن ز بَر بخوانی ، در چارده روایت
( ۱۱ ، ۹۴ )
قدرت ذهنی و درک حافظ به ویژه در زمینۀ محفوظات در حدّ شگفت انگیزی بوده است. او که قادر به حفظ قرآن آن هم به چهارده روایت مختلف و طُرُق گوناگون بوده، به راستی یکی از نوادر زمان و استثنائات است، به طوری که هر متن و اثری را پس از مطالعه، به طور کامل در اختیار داشته و قادر به ارائه و بازگویی آن بوده که در مورد پاسکال ) فیزیک و ریاضی دان معروف فرانسوی قرن ۱۷ میلادی که در سال ۱۶۶۲در سن ۳۹ سالگی درگذشت( و مولانا ) کتاب خط سوّم به قلم دکتر صاحب الزمانی ص ۶۲ برطبق بررسی و تائید دکتر بدیع الزمان فروزانفر ( هم، چنین نبوغی را ذکر کرده اند(احسانی و فروزان،۱۳۹۰ :۱۹).
حافظ شاعر و متفکری است که زبان فاخرش مولود قریحه و ذوق یگانه و بی همتا، مایه مباهات ایران وجهان واقع شده است. دولتشاه سمرقندی از حافظ با عنوان نادره زمان و اعجوبه جهان نام می برد. حافظ در غزل پیروسبک خواجوی کرمانی است؛ چنان که یکی از معاصران خواجه گفته است:
استاد غزل سعدی است نزد همه کس اما دارد سخن حافظ طرز غزل خواجو
تأثیرحافظ از شیوه خواجه بسیار زیاد است. حافظ خاصه در غزل گذشته از برقی که ازآتش غزل عطار ومولوی گرفته، از سبک عصر خود نیز اقتباس کرده و در اساس از سبک سابقین و معاصرین خود مخصوص اسعدی، خواجو، سلمان ساوجی، اوحدی و عماد فقیه پیروی نموده است. با این همه هیچ وقت در مقام تقلید توقف نکرده و خود شیوه ای داشته و سخن را رونقی از نو داده است. از نظر قاعدۀ کلامی، شعر حافظ همانند فلسفه صدر المتأ لهین است، یعنی آمیزه ای از فلسفه عرفان و کلام. حافظ ذهن کلامی پیشرفته ای دارد او به مکتب کلامی رسمی اهل سنت یعنی اشعری گری وابسته است. اشعری گری حافظ با عناصری از عقل ورزی اعتزال و شیعی آمیخته است و در عین آنکه مانند اشاعره قائل به جبراست (برزگر خالقی،۱۳۸۲ :ص ۳ـ ۱۶ ):
رضا به داده بده وز جبین گره بگشا که بر من و تو در اختیار نگشاده است
( ۸ ، ۳۷ )
فردی اختیار اندیش و اختیار گرا نیز هست:
چرخ برهم زنم از غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
( ۶ ، ۳۰۱ )
اما باید خاطر نشان کرد که اشعریگری حافظ اعتدالی است چنان که در بیت زیر کسب را انکار کرده است:
می خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار این موهبت رسید ز میراث فطرتم
( ۵ ، ۳۱۳ )
عناوین و القاب
خواجه شمس الدین محمد بن حافظ شیرازی یکی از بزرگترین شاعران نغزگوی ایران است، که عناوین والقاب وی را چنین آوردهاند: ” ملک الفضلاء، بلبل شیراز، کاشف الحقایق، مجذوب سالک، ترجماناللسان، ترجمانالحقیقه، خواجهعرفان، خواجهشیراز، شَکّرلب، شَکّرزبان، فخرالمتکلمین(لیمودهی، ۱۳۷۰ : مقدمه ).
از میان نام و القابی که دیگران برای حافظ برشمرده اند، شمیسا تخلص حافظ را فراوان بکار میبرد و به عنوان خواجه و لقب ترجمان اسرار نیز اشاره میکند.
دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر گفتا غلطی خواجه در این عهد وفانیست
(۸ ، ۶۹ )
الا ای طوطی گویای اسرار مبادا خالیت شکر زمنقار
( ۱، ۲۴۵ )
وفات
جامع دیوان حافظ سال وفات او را ۷۹۲ هجری گفته است .ماده تاریخ خاک مصلی که بر قبر او حک شده بیانگر سال ۷۹۱ هجری میباشد .دکتر شمیسا از این نکته که با تاریخ دقیق، ماه و روز وفات او اشاره شده استنباط کرده اند، که سال وفات حافظ ممکن است دو سه سال بعد از این تاریخ و مقارن با حملۀ تیمور به شیراز بوده باشد، که در آن فتنه و آشوب، کسی به فکر ثبت تاریخ دقیق وفات نبوده است. شاید هم در جریان حملهی تیمور کشته شده باشد. برای همین گل اندام در مقدمهی خود از او به عنوان« شیخ شهید » یاد کرده است( شمیسا،۱۳۸۸ ).

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است