دانلود پایان نامه

و یا این بیت نابغهی نادره مولانا جلال الدین بلخی:
جان گرگان و سگان از هم جداست متحد جانهای شیران خداست
بر همین نهج اصول دین اسلام یعنی توحید، معاد، نبوت و همچنین در امتداد آن اصول مذهبی شیعی عدالت و امامت که با حیثیت فردی انسانی و همبستگی اجتماعی آدمیان رابطهای ناگسستنی دارند، گنجینههای عظیمی محسوب میگردند که میتوان بوسیله آنها به رویارویی با چالشهای امروزین فراروی حقوق بشر پرداخت. چالشهایی که در جهان معاصر ورای فلسفه و مفاهیم حقوقی در حوزه تجربیات عملی با آنها روبرو هستیم.
در این مقال و بر سبیل تدبیر و تحقیق بر خود واجب میدانیم نکاتی چند را در باب مبانی اخلاقی حقوق بشر اسلامی و عرفی، بر سیاق مخلصان نقّاد و نه مفلسان مُنقاد متذکّر و متفطّن گردیم:
تحولات همه جانبه در قرن اخیر و به ویژه ابداع فنآوریهای نوین ارتباطی طی چند دهه گذشته، سبب گردیده تا جوامع انسانی بسیار به هم نزدیک گردند و اعضای خانواده جهانی را در چارچوب جامعه جهانی متشکل سازند. جامعهای که در آن از شهروند جهانی سخن به میان میآید، شهروندی که خود را برای رسیدن به آرمان شهر جهانی بر اساس همکاری و همزیستی و بهزیستی مسالمت آمیز آماده مینمایند. بدیهی است که همکاری در سطح جهانی، قواعد و نرمها و ارزشها و هنجارهای مشترک حقوقی و اخلاقی را طلب میکند که تمامی اعضای جامعه جهانی باید خود را بدانها پایبند دانسته و مشترکاً خود را ملزم به عمل بدانها در صحنه بینالمللی بدانند.
مفاهیم بنیادین و اصول اساسی سازنده شالوده حقوق بشر همچون باور به حیثیتمندی و کرامت انسانی به منزله مخلوقی متفکّر و متصرّف در عالَم و نیز برابری و تساوی ابناء بشر و وحدت عالمی و انسانی آدمی امروزه در تمام مکاتب فلسفی و اخلاقی و همه فرهنگها و تمدنها و دینها و نظامات بزرگ مترقی جهان قابل مشاهده و ملاحظه میباشد.
همانگونه که میدانیم حقوق بشر بینالمللی صرف نظر از پیشینهای که در ادیان و تمدنها و فرهنگهای گوناگون دارد، پس از جنگ جهانی دوم و برای پیریزی نظم جهانیِ نو با خصلتی عرفی و سکولار پا به عرصه هنجارسازی بینالمللی نهاد و از آن هنگام تاکنون، با عبور از مراحل مختلف و رویارویی با چالشهای متعدد در دو سپهر نظر و عمل از کانونیترین گفتمانها در حوزههای گوناگونی چون فلسفه و به ویژه فلسفه اخلاق و فلسفه دین، حقوق، نظریه سیاسی، جامعه شناسی و کلام از یک سو و سیاست و دیپلماسی بینالملل از سوی دیگر بوده است.
امروزه حقوق بشـر عرفی و غیردینی به عنوان بخـشی از نظم حاکم بر جامـعه بینالمـللی به عنوان ابزاری جهت نظم بخشی به روابط موجود میان اعضای جامعه جهانی به گونهای فزاینده از سوی مجامع جهانی با اقبال روبرو گردیده است و قواعد آن چنان خصلت آمرانهای به خود گرفتهاند که حتی اعتبار و مقبولیت جهانی کشورها نیز از آن ناشی میگردد.
اما پرسش اساسی اینجاست که محتوای حقهای مطرح در حقوق بشر عرفی، غیردینی و سکولار را که در حال حاضر جهانشمول، جهانگیر و فراگیر گشتهاند، با چه مبانی اخلاقی و تئوریکی میتوان توجیه نمود و آیا این مبانی تاب و توان پاسخگویی به نیازهای اخلاقی و حقوقی مردمان همه فرهنگها حتی فرهنگهای دینی را دارند و آیا نمیتوان جهت توجیه حقوق بنیادین بشر به مبانی اخلاقی دینی متوسل گردید و حقوق بشر دینی را بنیان نهاد. در پاسخ به این پرسشها و پرسشهای دیگری از این دست در عمر کوتاه گفتمان حقوق بشر چنان اختلافاتی بروز کرده است که برخی پرداختن به آن را بی ثمر دانستهاند و پارهای نیز اصولاً در این میان منکر مفهومی به نام حقوق بشر شدهاند و کوششهایی را که برای یافتن مبنای اخلاقی واحد یا متعدد برای آن صورت پذیرفته یا میپذیرد را در عداد تلاش جهت علمی جلوه دادن جادوگری یا اثبات وجود اسب تک شاخ دانستهاند.
ما ضمن باور به انکارناپذیر بودن ضرورت پرداختن به اثباتِ امکان وجودی مبنایی اخلاقی برای توجیه حقهای بنیادین بشری و ردّ دیدگاه منکران مفهوم حقوق بشر که تنها لزوماً یک مجموعه واحد از مبانی اخلاقی را در جغرافیای معرفت حقوقی برمیتابند و جستجو میکنند و چون- آن مبنا را نمییابند- حکم به امتناع مفهوم حقوق بشر میدهند؛ و یا برخی اصحاب حقوق بشر عرفی، غیر دینی و سکولار که به جدایی مطلق و بنیادین نهاد ارزشهای اخلاقی عینی و دینی از مبانی حقوق طبیعی و فطری فتوا میدهد (و در نتیجه با فروگذاردن مبنای عینیت گرایی حق مدارانه و اختیار ذهنیت گرایی خام اندیشانه و نسبیت گرایی تعصب آلود و سودانگاری منفعت طلبانه یک مبنای ذهنی، نسبی، وضعی، جعلی و فرضی را برای توجیه اخلاقی حقهای بنیادین بشری اعتبار میکنند). مصرّانه معتقدیم این مبانی از هر آبی که سیراب شده و در هر خاکی که روییده باشند گُلی از گلستان حقوق بشر و سروی از بوستان اخلاقند، زیرا همگی دست کم بر حیثیت و کرامت آدمی و برابری و آزادی انسانی علیرغم وجود اختلافات اشتراک نظر و عقیده دارند.
۳- هر چند بحث ارتباط دین و اخلاق از گذشتههای دور مورد توجه اندیشمندان بوده است، اما مسأله رابطه حقوق بشر به عنوان حقوقی اخلاق مدار اخیراً مورد توجه فیلسوفان و حقوقدانان قرار گرفته است. مایکل جی. پری در کتاب «اندیشه حقوق بشر: چهار جستار» پیرامون این ارتباط به طرح این نظریه میپردازد که حقوق بشر جز در منظومه اخلاقی- فکری دینی ونوعی از کیهان شناسی که جهان را هدفدار و معنادار میداند قابل توجیه نیست. به اعتقاد او اندیشه حقوق بشر که مبتنی بر قداست و کرامت انسانی است، لاجرم دارای خصلت دینیست و نمیتواند با مبنای سکولار توجیه شود. او معتقد است بدون ایمان به حقیقت هستی و تبیین جایگاه وجودی انسان در ارتباط با این حقیقت، مفهوم حقوق بشر از یک سو لبریز از ابهام خواهد بود و چارچوب مفهومی آن نخواهد توانست شفاف و روشن تبیین گردد و از سویی دیگر این مفهوم انسان را به مرتبه موجودی صرفاً ذی حیات تقلیل و تحویل خواهد کرد که در نتیجه آن بسیاری از حقوق او نادیده گرفته میشود. ویلیام ارنست هاکینگ فیلسوف و فیلسوف دین آمریکایی نیز در این باره معتقد است: ادعاهایی که نسبت به حقوق بشر وجود دارد، در صورتی که توسط نهادهای سیاسی بدون وجود یک روح یا روحیه مناسب به اجرا درآیند به ضرر جوامع بشری تمام خواهند شد. به نظر او این روحیه را تنها میتوان با به کارگیری سنتهای دینی بشر بدست آورد. سنتهایی که برای تفسیر مجدد منابع اصلی دینی بر پایه اخلاق و عدالت ضروری است.
۴- با تمام اختلاف نظرهایی که در رابطه با مبانی اخلاقی حقوق بشر چه در مبانی دینی و چه در مبانی عرفی در میان اندیشمندان حاکم است، مسلمانان بر این باورند که هدف دین اسلام تعالی و رشد انسان و تأمین رستگاری و نیکبختی او هم در دنیا و هم در آخرت میباشد. آنان قرآن را کتاب انسانساز میدانند و لذا متفکّران مسلمان، حقوق بشر برگرفته از مبانی اسلامی و قرآنی را متضمن حقوق کامل و شامل برای ابناء بشر میدانند. و هم از این روست که امروزه حقوق بشر یکی از مهمترین مباحث مطرح در کشورهای اسلامی است. اگرچه این کشورها «منشور ملل متحد»، «اعلامیه جهانی حقوق بشر»، «میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی»، «میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی» و بسیاری دیگر از اسناد حقوق بشر را رسماً پذیرفتهاند و بخشهای مهمی از این اسناد بینالمللی در قوانین اساسی آنها گنجانده شده است، اما با این حال نظام حقوق بشر در این کشورها چه در نظر و چه در عمل با پیچیدگیهای خاصی مواجه است. از دیدگاه نظری از یک سو برخی از اصول اساسی و بنیادین این نظام (از قبیل تساوی حقوقی همه انسانها فارغ از جنس و مذهب و …) معارض و متناقض با آموزههای دینی پنداشته میشود و از سویی دیگر، به لحاظ عملی نیز پارهای از مواد اعلامیه و میثاقین و اصول مرتبط با آن که حتی بعضاً به قوانین اساسی این کشورها راه یافته است چندان جدی گرفته نمیشوند و قابلیت اجرایی نمییابد. بنابراین بدیهی است که بحث از مبانی حقوق بشر اسلامی و حقوق بشر عرفی در این جوامع که ارض مقدس ایران نیز یکی از آن جوامع میباشد مسألهای بسیار ضروری و در عین حال بس دشوار و چالش برانگیز است، مسألهای که موضوع تحقیق حاضر میباشد.

مطلب مشابه :  دانلود رایگان پایان نامه حقوق درباره شایسته سالاری

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در پایان این مقدمه پس از روشن شدن فضای بحث و مباحث پر اهمیتی که در این فضا وجود دارد، تبیین دوباره اهمیت موضوع و دلایل انتخاب آن چندان لازم و واجب به نظر نمیرسد. اما با این همه باید مؤکداً بیان نماییم دلیلی که ما را به سوی انتخاب این موضوع سوق داد، افزون بر دغدغهها، آلام و احلام عقیدتی و ایمانی، شخصی و انسانی، ضعف ادبیات حقوقی و فلسفی- به زبان فارسی- در باب مبانی نظری حقوق بشر بود که امید است با توسعه تحصیلات تکمیلی بومی و بینالمللی در رشته حقوق بشر در داخل کشور و تأسیس رشته حقوق بشر دینی، نه به عنوان رقیب و معاند، بلکه به عنوان رفیق و معاضد نهال نورسیده حقوق بشر عرفی رفع و مرتفع گردد.
در پایان چه میتوانیم امید داشت جز آنکه دست انابت به قصد اجابت به سوی بارگاه حق تعالی برداشته، اصلاح امور مدنی و تغییر حقوق بشری و ایمنی احباب و مهابت اعداء را به دعا از درگاه خدا خواستار گردیم.
ای دعا از تو اجابت هم ز تو ایمنی از تو مهابت هم ز تو

گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن مصلحی تو، ای تو سلطان سُخُن

بیان مسأله
با اینکه بحث مبانی اخلاقی حقوق بشر سالهاست که به عنوان یک ضرورت در محافل حقوقی و فقهی جوامع اسلامی رواج یافته و تحقیقاتی نیز در این زمینه انجام گرفته است، اما واقعیت آن است که اندیشه حمایت نظری و تئوریک از حقوق بشر بخصوص بنیانگذاری مبانی اخلاقی برای آن، در بستری عرفی، غیردینی و سکولار شکل گرفته است. در این راستا بزرگترین توفیقی که تا این تاریخ در طریق تأیید بینالمللی حقهای بنیادین بشری البته آن هم در بستری غیردینی نصیب آدمیان گشته است همانا صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر میباشد. هرچند باید تصدیق نمود مجموعهای از حقوق و آزادیهای بنیادین بشری به نحوی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر مندرج است، با این شکل و ترتیب، نه در دین اسلام و نه در هیچ یک از مذاهب دیگر، اعم از آسمانی و زمینی وجود ندارد، اما این پرسش همواره محل تأمل است که اگر از دیدگاه عرفی گرایان مبانی اخلاقی حقوق بشر متأثر از تأثیر و تأثرات آراء اخلاقی فیلسوف عالیقدری چونان امانوئل کانت آلمانی میباشد که بر مفهوم حیثیت و منزلت انسانی تأکید کرده، کرامت ذاتی آدمیان را به خیار و اختیار و گزینشگری آزاد اخلاقی و عقلانی ایشان تحویل و تخفیف مینماید، چرا باید حتماً این فکر صواب را در بستر تفکری ناصواب و غیردینی و سکولار طرح و مطرح ساخت و بر رواج آن اهتمام و بر ترویج آن اقبال نمود.
حقهای بنیادین انسانی مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر که بر ستون وحدت نوع بشر بنیاد یافته است، نه تنها از منظری کلگرایانه و انسانی تناقضی با نگرش دین مبین اسلام نسبت به حقوق و ارزشهای اساسی بشری ندارد، بلکه میتوان گفت مستقیم یا غیرمستقیم برخاسته و برگرفته از مبانی اعتقادی و اخلاقی اصیل و الهی اسلامی میباشد. با توجه به خطابات عام قرآن شریف نسبت به آدمیان که با تعبیراتی مانند «یا ایها الناس»، «یا بنی آدم» و نظایر آن از طریق وحی بر پیامبر اسلام(ص) نازل گردیده است، این موضوع که در بینش توحیدی مجموعه انسانها به مثابه یک کل واحد و یک خانواده بشری میباشند را به وضوح میتوان دریافت نمود.
آیه کریمه ۱۳ سوره حجرات که بیان میدارد: «یا ایها الانسان انّا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا انّ اکرمکم عندالله اتقکم» و همچنین سیره و سنت قولی و عملی معصومین علیهمالسلام مانند این قول مشهور رسول اکرم(ص) که میفرمایند: «کلّکم من آدم و آدم من تراب» همگی میتواند به عنوان ادله مؤیِّد و مؤیَّد امکان وجودی ایجاد یک نظام حقوق بشری فراگیر، جهانشمول، عادلانه، عاقلانه و منصفانه در بستری دینی و با مبانی اخلاقی الهی محسوب گردد.
سئوال های تحقیق:
سئوال اصلی:
مبانی اخلاقی حقوق بشر اسلامی و حقوق بشر عرفی در چه مواردی با یکدیگر قابلیت سازگاری دارند؟
آیا میتوان از مبانی اخلاقی متفاوت حقوق بشر اسلامی و حقوق بشر عرفی به حقوق یکسان و مشابه رسید؟
سئوال فرعی:
آیا مفهوم کرامت انسانی در حقوق بشر اسلامی و حقوق بشر عرفی یکسان میباشد؟
آیا در حقوق بشر اسلامی و حقوق بشر عرفی، تفاوت در منبع، مآلاً تفاوت در قواعد را نیز به دنبال خواهد داشت؟
فرضیه های تحقیق:
مبانی اخلاقی حقوق بشر اسلامی و حقوق بشر عرفی با یکدیگر متفاوت میباشند. در حقوق بشر عرفی این مبانی فردگرایانه و در اسلام الهی میباشند.
از مبانی اخلاقی متفاوت در حقوق بشر اسلامی و حقوق بشر عرفی میتوان به حقوق یکسان و مشابه رسید.
مفهوم کرامت انسانی در حقوق بشر اسلامی و حقوق بشر عرفی یکسان نمیباشند.
در حقوق بشر اسلامی و حقوق بشر عرفی، تفاوت در منبع، مآلاً تفاوت در قواعد را تا حدودی به دنبال خواهد داشت.
سوابق مربوط:
کتاب حقوق بشر در جهان معاصر تألیف دکتر سید محمدقاری سیدفاطمی، کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی دانشگاه شهید بهشتی،
کتاب حقوق جهانی بشر تألیف علامه محمدتقی جعفری تبریزی،
کتاب فلسفه حقوق بشر نوشته حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی،
کتاب حقوق بشر از دیدگاه اسلام و سایر مکاتب، تألیف سیدصادق حقیقت و سیدعلی میرموسوی،
پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان «مبانی اخلاقی حقوق بشر در نهج البلاغه» دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) قزوین ۱۳۹۰٫
پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان بررسی تطبیقی اعلامیه جهانی حقوق بشر و اعلامیه اسلامی حقوق بشر در دانشگاه آزاد اسلامی تهران، ۱۳۷۰٫
پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان کرامت انسان در اسلام و حقوق بشر، دانشگاه علوم رضوی مشهد، ۱۳۸۸٫
اهداف تحقیق

شفاف سازی مبانی اخلاقی حقوق بشر در اسلام و غرب.
ارائه مبنای اخلاقی مشترک جهت وحدت بخشی حقوق بشر از دیدگاه اسلام و غرب و برجسته نمودن اشتراکات مبنایی.
سازماندهی تحقیق
این تحقیق از سه بخش تشکیل شده است. در بخش اول ابتدا با بررسی معنای حق، و تحلیل ماهیت آن در حقوق بشر عرفی به مفاهیم «حق داشتن» و «حق بودن» خواهیم پرداخت و سپس با مطالعه مبانی فکری تفکر حقوقی سکولار یا عرفی مانند عقلگرایی و فردگرایی به واکاوی نظریات حقوق طبیعی و قراردادمداری به عنوان مبانی اخلاقی توجیهی حقوق بشر عرفی خواهیم نشست و در پایان نیز با مطالعه مناشئ، منابع و اسناد حقوق بشر عرفی از جمله اعلامیه مسئولیّت جهانی بشر بحث خود را به پایان خواهیم برد.
در بخش دوم در آغاز با ارائه تعریفی مختار از حق ضمن بررسی مفاهیم تکلیف، حکم و مُلک، با تحلیل ماهیت حق، به بیان اصول و مبانی اساسی حقوق بشر اسلامی خواهیم پرداخت و آنگاه با مطرح نمودن «حق الله» به عنوان منشأ حقهای بنیادین بشری در حقوق بشر اسلامی و سپس معرفی اسناد و منابع حق در نظام حقوق بشر اسلامی این بخش را نیز به اتمام میرسانیم.
در بخش سوم، نخست چهار حق بنیادین حیات، آزادی، برابری و مالکیت را در بستر دو تفکر عرفی و اسلامی مطالعه نموده و سپس با بررسی تطبیقی مواد دو اعلامیه اسلامی و جهانی حقوق بشر و ارزیابی اشتراکات و اختلافات میان قواعد آنها، سخن خویش را خاتمه خواهیم داد.
تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی تحقیق
مبانی اخلاقی حقوق بشر اسلامی و حقوق بشر عرفی: عبارتند از گزارههای اخلاقی که دارای نسبت پیشینی با احکام حقوقی میباشند. در حقوق بشر اسلامی منبع این گزارهها عقل و وحی و مبنای آنها الهی و در حقوق بشر عرفی منبع عقل فارغ از وحی و مبنای فردگرایانه میباشد.
حقوق بشر عرفی: مهمترین اسناد آن تحت عنوان منشور جهانی حقوق بشر شامل اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میباشد که به ترتیب در سالهای ۱۹۴۸، ۱۹۶۷ و ۱۹۶۷ میلادی به تصویب رسیده است که ایران نیز از امضاءکنندگان این اسناد میباشد.
حقوق بشر اسلامی: که مهمترین سند حقوقی آن

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید