دانلود پایان نامه

به دلیل ارزشهای مدرنی چون فردگرایی، حقوق کودکان، آزادی و … کاهش یافته است. ثانیاً، عوامل بیرون از خانه، نقش و اثر والدین در اموری چون انتخاب دوست، ارتباط با دیگران، انتخاب رشتۀ تحصیلی، شغل، ازدواج و … قابل بحث و بررسی است. کنترل فرزندان توسط والدین در دهۀ های اخیر کاهش یافته، کاهش کنترل به معنای معتقد نبودن به کنترل فرزندان در جامعه نیست، بلکه کاهش نفوذ کنترل والدین به دلیل شرایط و ویژگی های زندگی در جهان معاصر است. کودکان و نوجوانان در طول ساعات روز در بیرون از منزل و به دور از حوزۀ کنترل والدین در مدرسه یا دانشگاه مشغول تحصیل هستند. علاوه بر آن، روابطی که از طریق رسانه های مدرن مانند اینترنت صورت می گیرد، استفاده از تلفن همراه و سایر دستگاه های ارتباطی، برای فرزندان قدرت انتخاب بیشتر و فرصت بیشتری را فراهم کرده است. تعارض ارزش های بیرون از خانه و والدین، به نفع جامعه و به ضرر والدین ختم می شود. آنچه در معرض تغییر قرار گرفته است میزان اختیار والدین و شیوه های تربیتی آنهاست. تنبیه به شیوه بدنی، یکی از عناصر تربیتی در نظام فرهنگی ایران محسوب می شده است و هدف عمده استفاده از آن در راستای الگو بخشیدن به رفتار کودک و به عبارت بهتر اجتماعی کردن کودکان بوده است. امّا امروزه، در سنجش گرایش ایرنیان مشخص شده است که ۲/۹۱ درصد از ایرانیان با تنبیه بدنی فرزندان توسط والدین مخالف هستند و فقط ۸/۴ درصد مؤافق تنبیه بدنی هستند. امّا، در مجموع مشروعیت تنبیه بدنی در روابط و مناسبات بین والدین- فرزندان و معلمان و دانش آموزان کاهش یافته است و به نظر می رسد روابط اعضای خانواده نسبت به دهه های قبل دمکراتیک تر شده است و این گونه همچنان ادامه دارد (حسینی نسب، احمدیان و روان بخش، ۱۳۸۷).
۲-۸- انواع تیپ های خانواده
خانواده ها از حیث کیفیت روابط اعضای آن به ۳ تیپ تقسیم می شوند:
۲-۸-۱- خانواده متزلزل: خانواده ای است که از درون تهی گشته مسئولیت ها به کنار رفته، مدیریت تجزیه شده، فردای روشن و امیدبخش وجود ندارد، اعضای خانواده رابطه ای با هم ندارند و برای هیچ یک از اعضای خانواده، حضور در آن خانواده آرامش خاطر و لذت ایجاد نمی کند.
۲-۸-۲- خانواده متعادل: منظور خانواده فاقد عیب و نقص نمی باشد، بلکه ممکن است اعضای آن دارای موانع و مشکلاتی هم باشند، لیکن، در شیوه مقابله با آنها روش منطقی اتخاذ می کنند. در این خانواده، موقعیت و جایگاه هر یک از اعضا دارای ویژگی هایی مثل تبادل عاطفی، مثبت گرایی، همگرایی، شادکامی و بزرگ منشی و … است.
۲-۸-۳- خانوادۀ متکامل: خانواده ای است که بعد از تعادل به تکامل رسیده است. حداکثر قابلیت های اعضای آن کشف شده و پرورش داده می شود. در رفع آسیب های روانی و اجتماعی سایرین و خانواده های وابسته گام برمی دارند، هدف هایی فراتر از منافع شخصی دارند، ارتباطات اعضای خانواده با هم بر اساس اصول منطقی برقرار می شود و همه در جهت تقویت و رشد یکدیگر تلاش می کنند و خانواده از استحکام کافی برخوردار است (یارمحمدیان، فرزانه خو و مولوی، ۱۳۸۸).
۲-۹- سبک های فرزندپروری
۲-۹-۱- سبک های فرزندپروری راتر

نحوۀ پرورش فرزندان در فرهنگ های مختلف تفاوت های چشمگیری را نشان می دهد. مایکل راتر چهار نوع سبک تربیت فرزند را توصیف کرده است. تحقیقات بعدی ثابت کرده است که هر روش تربیتی با رفتارهای خاص در دوران کودکی همراه است. هر چند نتایج این پژوهش ها قطعی نیست. چهار نوع سبک تربیت فرزند به توصیف راتر عبارتنداز:
آمرانه: که با قوانین سفت و سخت و غیر قابل انعطاف مشخصی است و ممکن است منجر به عزت نفس پایین، غمگینی و کناره گیری اجتماعی در کودک شود.
آسان گیر- مسامحه آمیز: که مشخصۀ آن فقدان تعیین خود و خشونت غیرقابل پیش بینی والدین است و ممکن است که سبب خوداتکایی پایین، اختلال کنترل تکانه و پرخاشگر می شود.
روش مسامحه آمیز-سهل انگارانه: که در آن والدین در پرورش و زندگی کودک دخالت نمی کنند. این روش کودک را در معرض خطر عزت نفس پایین، ضعف خودگردانی و افزایش پرخاشگری قرار می دهد.
روش مقتدرانه- دو سویه: که مشخصۀ این روش قواعد محکم همراه با مشارکت دادن فرزند در تصمیم گیری در فضایی صمیمی و محبت آمیز است. اعتقاد بر این است که این سبک تربیتی احتمالاً منجر به خوداتکایی، عزت نفس و پیدایش حس مسئولیت پذیری اجتماعی در کودک می شود (عالیپور بیرگانی، مکتبی، شهنی ییلاق و مفردنژاد، ۱۳۹۰).
۲-۹-۲- الگوی فرزندپروری شیفر
شیفر (۱۹۶۵)، روانشناس آمریکایی از جمله کسانی است که در رابطه با شیوه های فرزندپروری پژوهش های بی شماری را انجام داده است و بر اساس مشاهداتی که از تعامل ۱تا ۳ ماهه با مادرشان انجام داد الگوی فرزندپروری را بر اساس دو بُعد رفتار والدین یعنی آزادی- کنترل (سهل گیری در مقابل سختگیری) و سردی- گرمی (پذیرش در مقابل طرد) معرفی نمود. بر اساس این طرح عناوین نشان می دهد که والدین از حیث هر دو بُعد در چه وضعیتی ممکن خوانده می شوند. اکنون به شرح مؤلفه های مختلف رفتار والدین نسبت به فرزندان پرداخته می شود.
والدین با محبت و آزاد گذارنده: این والدین کسانی هستند که معمولاً در ذهن مردم به عنوان پدر و مادر نمونه شناخته می شوند و فرزند این والدین غالباً فعال، اجتماعی و مستقل است. نسبت به دیگران محبت داشته، خصومتی به فرد و اطرافیانش نمی دهد، گاه احتمالاً کمی پرخاشگر و جاه طلب می شوند (بخصوص در منزل) و در واقع این مؤلفه ها در نتیجۀ احساس ایمنی و عدم وجود پاسخ های نامطلوب از سوی والدین و نشانه های عصبانیت و ناکامی دائمی یا درونی نمی باشد.
والدین با محبت و محدود کننده: گاه والدین در ضمن نشان دادن محبت، محدود کننده نیز هستند. فرزندانی که زیر نفوذ این والدین رشد می کنند، معمولاً حالت اتکای بیشتر، صمیمیت زیادتری در مقایسه با فرزندان والدین با محبت و آزادگذارنده نشان می دهند. در روابط خود با همسالان قدرت طلبی ندارند، ضمناً زمان محدودیت نیز اهمیت دارد. محدودیت اولیۀ ایمنی زمانی که طفل کمتر از سه سال دارد تأثیر زیادتری در رفتار او در دوران کودکی و نوجوانی نسبت به محرومیت بعدی (پس از ۳ سال) خواهد داشت. محدودیت در سنین بالاتر خصومت بیشتری در طفل بوجود می آورد. در یک پژوهش ملاحظه شده، محدودیت های مادر روی کودکان پسر میان سنین ۶ تا ۱۰ سال ایجاد مؤلفه های اتکایی و رفتار پرخاشگرانه شدید نسبت به مادر نمود.
والدین متخاصم و محدود کننده: این نوع والدین احساس خصمانۀ شدید در فرزندان خودشان بوجود می آورند، ولی بطور خودآگاه، خصومت را درک می کنند. والدین متخاصم و محدود کننده مؤلفه های عصبی در فرزندانشان بوجود می آورند. این اطفال دارای تمایلات خودکشی بوده و می کوشند خودشان را آزار دهند و در رابطۀ اجتماعی خجول و گوشه گیر هستند.
والدین متخاصم و آزار دهنده: عامل خصومت زمانی که با عامل آزاد گذارندگی همراه شود رفتار پرخاشگرانه و نظارت نشده به شدیدترین وجهی در کودک ظاهر می کند (یارمحمدیان و همکاران، ۱۳۸۸).
۲-۹-۳- الگوی زیگلمن
زیگلمن با ترکیب دو بُعد فرزندپروری-پاسخدهی و مطالبه کنندگی- کنترل کنندگی چهار الگوی فرزندپروری یعنی ۱) والدین مقتدر ۲) والدین سهل گیر ۳) والدین مستبد ۴) والدین مسامحه گر ارائه کرده است.
۱) والدین مقتدر: والدینی که این الگوی فرزندپروری را دارند به فرزندان خود استقلال و آزادی فکری می دهند و آنها را تشویق می کنند و نوعی محدودیت و کنترل را بر آنها اعمال می دارند. در خانواده هایی با والدین مقتدر نظرها و ارتباط اخلاقی وسیع در تعامل کودک و والدین وجود دارد و گرمی و صمیمیت نسبت به کودک در سطح بالاست. کودکان دارای چنین والدینی متکی به نفس هستند، با همسالان روابط دوستانه دارند. با فشار روحی مقابله می کنند سرزنده و با انرژی هستند. این والدین قوانین واضحی را وضع می کنند و به طور پیوسته آن را دقیق اجرا می کنند. امّا آنها دلیل و منطق این قوانین و محدودیت ها را توضیح می دهند، نسبت به نیازها و دیدگاه های کودکانشان پاسخ دهنده هستند و کودکانشان را در تصمیمات خانواده دخالت می دهند. آنها در رویکرد خودشان مستقل و آزادمنش هستند والدین مقتدر بیشترین کمک را به ایجاد و شکل گیری هویت مثبت نوجوانان می کنند. در خانواده هایی با والدین مقتدر، نوجوانان آزادانه و با احساس راحتی بیشتری به والدین خود محبت می کنند. این شیوه فرزندپروری درجات بالاتری از شایستگی، رشد اجتماعی، خود ادراکی و سلامت روانی را به دنبال دارد.

 

مطلب مشابه : 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

۲) والدین سهل گیر: والدین شیوۀ سهل گیر نقطۀ مقابل والدین بی توجه هستند. زیرا آنها به صورتی افراطی نسبت به کودکان خودپذیرش و پاسخدهی دارند. امّا آنها توقعی از فرزندان خود ندارند. این والدین از جمله کسانی هستند که به کودکان خود اجازه می دهند با آنان بدرفتاری کنند. در این خانواده، نظم و ترتیب و قانون کمی حکم فرماست و پایبندی اعضاء به قوانین و آداب و رسوم اجتماعی پایین می باشد. بسیاری از این والدین نسبت به آموزش رفتارهای اجتماعی فرزند خود سهل انگارند، بطوری که چندان توجهی به آموزش آداب غذا خوردن به فرزند خود ندارند. کودک را از آسیب رساندن به اسباب خانه یا سایر اشیاء منع نمی کنند. اهمیتی به پاکیزگی یا اطاعت نمی دهند، از نظر آنان پرخاشگری و خودارضایی طبیعی است. اجازه می دهند که فرزندانشان مدت زمان طولانی بدون نظارت یا دخالت بزرگسالان بازی کند. در این خانواده ها هر کس هر کاری که بخواهد می تواند انجام دهد و فرزندان در چنین خانواده هایی دارای استقلال فکری و عملی هستند و به سبب هرج و مرج نوعی تزلزل روحی در اینگونه خانواده ها به چشم می خورد. این تزلزل باعث بی بند و باری کودکان می شود. موجب می شود کودکان نسبت به زندگی احساس مسئولیت نکنند. از ویژگی های دیگر این فرزندان مقاومت در برابر بزرگسالان، اتکاء به نفس پایین، خشمگین شدن تکانشی و پرخاشگر بودن آنها می باشد. و نوجوانان این خانواده ها احتمال بیشتری دارد که در رفتارهای مشکل آفرین درگیر شوند.
۳) والدین مستبد: شیوۀ فرزندپروری استبدادی با ویژگی های توقع بالا و پذیرش مشخص شده است. والدینی که این شیوه را دارند ممکن است چنین نگرش هایی داشته باشند «جایی که من می گویم برو» «زیرا من اینطور می گویم» بیشتر جوانان چنین برخوردی را نمی پذیرند و ضد والدینی هستند که از این شیوه استفاده می کنند. این والدین قوانین خود را به صورت انعطاف ناپذیری تحمیل می کنند و از نظر تربیتی خشن و تنبیه گرند. با رفتار بد مقابله می کنند و کودک بد رفتار را تنبیه می کنند، ابراز محبت و صمیمیت آنها نسبت به کودکان در سطح پایین است. آنها (والدین خشن) امیال کودکان را در نظر نمی گیرند و عقایدشان را جویا نمی شوند. کودکان دارای چنین والدینی ثبات روحی و فکری ندارند و خوشبختی را به بخت می پندارند آنها زود ناراحت می شوند و در برابر فشار روانی آسیب پذیرند. والدین مستبد تمایل به یک انضباط مطلق و تنبیهی بدون ارتباط متقابل دارند. به این معنا که آنها فرمان بیشتری به کودکان خود می دهند و زمانی که خواسته هایشان کاملاً انجام نمی شود، به سرعت کودکان خود را تنبیه می کنند. این والدین انتظار دارند بدون هیچ توضیحی از دستورات آنها اطاعت شود. نوجوانان دارای چنین والدینی، رفتار خوبی دارند امّا ممکن است افسرده باشند، این نوجوانان تمایل دارند عملکرد خوبی در مدرسه داشته باشند و در رفتارهای مشکل آفرین درگیر نمی شوند، امّا مهارتهای اجتماعی آنان ضعیف است و عزت نفس پایین دارند.
۴) والدین مسامحه گر یا بی اعتنا: بر اساس مشاهدات زیگلمن (۱۹۹۹)، این گروه از والدین در مقایسه با والدین بسیار مهرورز و از خود گذشته (سهل گیر) اهمال ورز و مسامحه گر به نظر می رسند. این والدین دارای ویژگی های کنترل کم، خواهندگی کم، پذیرش کم و کم پاسخگو بودن هستند. به نظر می رسد آنها نگران بچه های خود نیستند و حتی ممکن است آنها را طرد کنند، آنها بطوری درگیر مسائل شخصی خود هستند که فرصت های ایجاد و اجرای نظم و قانون در خانواده را ندارند (یارمحمدیان و همکاران، ۱۳۸۸).
۲-۹-۴- سبک های فرزندپروری بامریند
بامریند (۱۹۹۱) از سبک های فرزندپروری مستبد، مقتدر و سهل گیر نام می برد. بر اساس نظریۀ بامریند، سبک های فرزندپروری به عنوان واسطۀ بین متغیرهای هنجاری آنان وجامعه پذیری کودکانشان عمل می کند. سبک های فرزندپروری هم دارای نقش حمایتی و هم غیرحمایتی هستند که البته پیامد بکارگیری هر یک از آنها بر تحول کودک متفاوت است. نتایج بدست آمده از برخی پژوهش ها، رابطه ی سبک های فرزندپروری با شایستگی های اجتماعی کودکان را نشان داده است. بامریند در جای دیگر بیان می کند که والدین دیکتاتور، روابط سرد همراه با کنترل زیاد را بر فرزندان خود اعمال می کنند. والدین مقتدر خود را همراه با رابطه ای گرم و پاسخگویی بر فرزندان خود دارند. در حالی که والدین سهل گیر، انتظارات اندکی از فرزندان خود داشته و هیچگونه کنترل و پاسخگویی هم نسبت به آنان ندارند. والدین دیکتاتور اغلب فرزندان خود را تحقیر می کنند و در مورد تنبیه بکار گرفته شده هیچ گونه توضیحی نمی دهند. اجرای تأدیب های قومی سبب اختلال در پردازش کودکان نسبت به پیام ها و محبت های والدین و دیگران می شود و این باعث می شود که آنان در استرس دائم به سر ببرند. والدین مقتدر در حالی که روش های کنترلی را بر فرزندان خود اعمال می کنند، در مورد انجام آن توضیح می دهند و همچنین روش های تقویتی را برای تغییر رفتار کودکان خود بکار می گیرند. در این سبک، مجموعه ای از حمایت های اجتماعی، ارتباط دوسویه، پذیرندگی، پاسخگویی، شکیبایی و خشنودی نسبت به فرزندان دیده می شود. هیل (۱۹۹۵) نشان داد سبک فرزندپروری مقتدر با سازماندهی و پیشرفت تحصیلی و جهت گیری عقلانی در کودکان رابطۀ مثبت دارد. کودکان والدین مقتدر، سطوح بالاتری از خودمختاری را دارا هستند و از صلاحیت های اجتماعی بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند و پرخاشگری کمتری از خود نشان می دهند، دانش آموزانِ با والدین مقتدر بیشتر از دانش آموزان با والدین مستبد و سهل گیر، از شیوه های حل مسئله در شرایط استرس زا استفاده می کنند و ارتباط منفی معناداری بین رضایت مندی از ارتباط با والدین و احساس تنهایی وجود دارد. والدین سهل گیر، هیچگونه کنترلی بر روی کودکان خود ندارند و این کودکان، کمترین میزان اعتماد به نفس، کنجکاوی و خودکنترلی را در هر گروهی از خود نشان می دهند و در کنترل تکانه و تشخیص ارزش ها از ضد ارزش ها مشکل دارند (یارمحمدیان و همکاران، ۱۳۸۸).
۲-۹-۵- مقایسه بین ۳ سبک فرزندپروری بامریند
تفاوت های مهم بین گروه والدین مقتدر و والدین

مطلب مشابه :  بهترین باربری تهران – بهترین باربری ایران

دسته‌ها: اخبار

دیدگاهتان را بنویسید