دانلود پایان نامه

می کند و حریم خصوصی وی را به مخاطره می اندازد، نگاه کردن اشخاص از لابلای شکافهای درها و پنجره ها و نظیر آن به منظور اطلاع از اموری است که در منزل رخ می دهد و صاحبِ خانه یا مالک محل، علاقمند به مخفی ماندن آن از دید دیگران است. خداوند عزوجل می فرماید:
«قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیرٌ بما یصنعون و قل للمومنات یغضض من ابصار هن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الاماظهر منها…».
« به مومنان بگو چشمهای خود را «از نگاه به نامحرمان» فروگیرند و فروج خود را حفظ کنند، این برای آنها پاکیزه تر است. خداوند از آنچه انجام می دهید آگاه است. و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را از نگاه هوس آلود فرا گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند و…». ابن اثیر در تفسیر این آیه می گوید: «این آیه، دستوری است که از جانب خداوند متعال به بندگان مؤمنش، که چشمان خود را از آنچه خداوند حرام کرده فرو گیرند و جز به آنچه بر آنها مباح است نظر نیندازند و دیدگان خود را از محارم فرو بندند.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

صحیحه حماد بن عیسی از امام صادق (ع) نقل می کند، که آن حضرت فرمود: «روزی پیامبر (ص) در یکی از اطاقهایش بسر می برد که به ناگاه مردی از شکاف در به داخل اطاقش نگاه کرد. در این هنگام شانه ای در دست پیامبر (ص) بود، حضرت فرمود: اگر نزدیکت می بودم، با همین شانه چشمت را کور می کردم».
صحیحه ابن مسلم از امام باقر (ع) نقل می کند، که آن حضرت فرمود: «عورت مؤمن بر مؤمن حرام است و اگر کسی به مؤمنی در منزلش نگاه کند، در آن هنگام حق دارد چشمانش را کور کند».
مطابق تعالیم اسلامی هیچ کس نمی تواند بدون اذن همسایه به خانه او خروجی دهد یا به ملک او پنجره باز کند. اما چنانچه شخصی مبادرت به این کار نمود همسایه نیز می تواند در مقابل، پنجره یا پرده بکشد، یا به نوعی مانع ایجاد کند که از دید همسایه جلوگیری کند.
نگاه کردن به خانمهای محجبه در دیدگاه اسلام ممنوع بوده و ناظر، مرتکب گناه نیز گردیده است.
اسلام استراق بصر را نقض حریم خصوصی افراد قلمداد کرده و بعضی از فقها دفع آن را جایز و بعضی واجب دانسته اند.
دـ ممنوعیت استراق سمع
استراق سمع در سنت اسلامی از اعمال زشت و نکوهیده می باشد. در تفسیر نورالثقلین به نقل از کتاب «خصال صدوق» از قول محمد بن مروان از مام صادق (ع) روایت نموده است که مروان گفته است من شنیدم آن حضرت فرمود:
«سه دست هستند که روز قیامت دچار عذاب الهی خواهند شد و [انان را برشمرد تا اینکه فرمود:] از جمله کسی که به مکالمه دیگران گوش دهد در حالی که آنان به این کار رضایت ندارند. به گوشهای چنین کسانی در روز قیامت سرب گداخته خواهند ریخت».
همچنین در تفسیر نور الثقلین عکرمه از ابن عباس نقل کرده است که او گفت، من از پیامبر خدا (ص) شنیدم که در ضمن سخنان خود فرمود:

«هر کس به سخنان و گفتگوی دیگران گوش بسپارد در حالیکه آنان رضایت ندارند، در روز قیامت به گوشهای او «آنُک» یعنی سرب گداخته می ریزند. سفیان ثوری گفته است: منظور از کلمه «آنُک» در متن حدیث سرب است».
هـ ـ ممنوعیت بدگمانی
منشأ و ریشه اصلی تجسس و تفتیش در امور خصوصی دیگران، بدگمانی نسبت به آنان می باشد. اسلام برای اینکه ریشه تجسس در امور مردم را بطور بنیادی از بین ببرد به افراد جامعه توصیه کرده تا از سوء ظن درباره همدیگر پرهیز کنند. در اسلام ظواهر حجیت دارند و نباید پیرامون ظواهر تجسس نمود.
خداوند متعال در آیه ۱۲ سوره حجرات فرموده است:
«یا ایها الذین اموا اجتنوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم و…».
«ای کسانیکه ایمان آورده اید از بسیاری گمانهادرباره دیگران بپرهیزید، به راستی که برخی از گمانها گناه است و …».
در تفسیر آیه شریفه مذکور قرطبی چنین گفته است:
«در کتابهای صحیح بخاری و مسلم از ابوهریره نقل شده که پیامبر اسلام (ص) فرمود: از بدگمانی نسبت به دیگران بپرهیزید، چرا که آن حرفی که بر پایه سوء ظن و بدگمانی گفته شود، دروغ ترین سخنان است و…».
همچنین در تفسیر قرطبی از پیامبر اسلام (ص) روایت است که فرمود:
«خداوند خون مسلمان، آبروی مسلمان و بدگمان بودن درباره او را حرام کرده است».
و نیز امام علی (ع) در این باره چنین فرموده اند:
«سوء الظن یفسد الامور و یبعث علی الشرور».
«بدگمانی نسبت به دیگران کارها را تباه می سازد و شرارتها را بر می انگیزد».
بیهقی در کتاب «سنن» با سند ویژه خود از گروهی از اصحاب پیامبر (ص) از آن حضرت نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود:
«ان الامیر اذا ابتغی الرّیبه فی الناس، افسدهم».
«اگر زمامدار ملتی بخواهد بدگمانی های خود را دنبال کند ملت خود را به فساد و تباهی خواهد کشانید».
از امام کاظم (ع) روایت شده است:
«اذ کان الجور اغلب من الحق، لم یحل لاحد ان یظن باحد خیراً حتی یعرف ذلک منه».
امام صادق (ع) در تصدیق قول و فعل مسلم و نهی از سوء ظن فرموده اند:
«المؤمن اصدق علی نفسه من سبعین مؤمناً علیه».
مؤمن در تصدیق نفس خود از هفتاد مؤمن صادق تر است.
همچنین محمد بن فضیل از آن امام همام روایت کرده است: «به آن حضرت گفتم، فدایت شوم، گاهی می شود که مطالب ناپسندی درباره برخی از برادران دینی خود از دیگران می شنوم ولیکن وقتی از خود او می پرسم، آنرا منکر می شود، در حالی که دیگران که درباره او برایم نقل مطلب کرده اند مورد اعتماد و موثق می باشند، حضرت برای من فرمودند: ای محمد! درباره برادران دینی خود چشم و گوش خود را تکذیب کن و اگر دیگران درباره شخص با پنجاه سوگند نیزگواهی دهند و لکن خود آن شخص خلاف حرف آنها را بگوید، حرف خود او را قبول کن و …».
ابن جوزی در تفسیر آیه ۱۲ سوره حجرات می نویسد که ظن بر چهار قسم است. محظور، مأمور به، مباح و مندوب الیه. ظن محظور یعنی سوء ظن به خداوند متعال، چون که حسن ظن به خدا واجب است. همچنین است سوء ظن به مسلمینی که ظاهرشان عادلانه است. ظن مأمور به عبارتست از ظن نسبت به چیزی بی آنکه دلیلی که وصول علم به آنرا ممکن سازد ارائه شده باشد، در چنین مواردی، عمل به ظن غالب و اکتفا بر غلبه به جای علم، جایز است. پذیرش شهادت، عدول و تقویم مستهلکات و ارشهایی که در قبال جنایات باید پرداخت شود بر منبای این ظن صورت می گیرد. ظن مباح، همانند ظن پس از نماز است که در اینصورت شخص می تواند بنابر بُعد غالب ظن خود عمل کند یا اینکه آن را نادیده بگیرد. در مورد چنین ظنی از پیامبر اکرم (ص) منقول است در صورتی که ظنی در شما پیدا شد دربارۀ آن تحقیق کنید، نظیر ظنی که در قلب خود نسبت به برادر خود پیدا می کنید و بر اساس این ظن به وی مشکوک می شوید. ظن مندوب الیه عبارت است از حسن ظن نسبت به برادر دینی.
و ـ ممنوعیت غیبت
ممنوعیت غیبت و نمیمه در آیات و روایتهای بسیاری آمده است. خواه با زبان، خواه بصورت مکتوب و یا با ایما و اشاره ادا شود. نمیمه، اظهار عیب یا نقص در مورد دیگری است به گونه ای که سبب کراهت خاطر و ناراحتی وی می شود. به دلالت بخشی از آیه ۱۲ سوره حجرات، آنجا که خداوند می فرماید: «… ولا تجسسوا و لا یغتب بعضکم بعضا، ایحب احدکم ان یاکل لحم اخیه میتاًفِکَرَ هتمُوُهُ».
«… درباره همدیگر جاسوسی و کنجکاوی نکنید، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد البته که از آن بدتان می آید».
شیخ مرتضی انصاری در مقام تفسیر این آیه در کتاب مکاسب خود چنین گفته است: «خداوند مؤمن را برادر مؤمن، آبروی او را نیز مانند گوشت تن او قرار داده و از بین بردن آن آبرو از راه غیبت و افشاگری اسرار و عیوب پنهانی مؤمنین را نیز به منزله خوردن گوشت او معرفی کرده است. این مسأله بخاطر این است که غیبت کردن درباره افرادی که حضور ندارند تا از خود دفاع کنند، به منزلۀ این است که او را بصورت یک مرده فرض کرده باشند».
در وسایل الشیعه از زبان اباذر منقول است که پیامبر (ص) به وی وصیت کرده است:
«الغیبت الشد من الزنا».
«غیبت شدیدتر از زنا است» اباذر می گوید پرسیدم چرا؟ پیامبر فرمودند: زیرا شخص زناکار چه بسا ممکن است توبه کند و توبه اش نیز مقبول حق قرار گیرد، اما غیبت بخشیده نمی شودمگر آنکه کسی که از او غیبت شده ببخشد. اباذر می گوید پرسیدم: ای پیامبر، غیبت چیست؟ پاسخ دادند: یعنی اینکه پشت سر برادرت حرفی بزنی که او خوشش نمی آید. گفتم حتی اگر آن حرف حقیقت داشته باشد. فرمودند: بدان که اگر شخصی را به گونه ای یاد کنی که در خصوص او صدق می کند مرتکب غیبت شده ای، اما اگر آنچه گفته ای در خصوص او صادق نباشد مرتکب بهتان شده ای».
ز ـ ممنوعیت اشاعه فحشا و هتک ستر
افشای امور و مسائلی که نوعاً برای دیگران فاش نمی شود و کتمان آنها برتر از ابراز آنها تلقی می شود از منظر اسلام منع شده است. خداوند متعال در این مورد می فرماید:
«ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم، فی الدنیا و الاخره».
«کسانیکه پخش کردن و شهرت دادن کار بد در میان مؤمنان را دوست دارند در این دنیا و سرای دیگر برای آنان عذابی دردناک می باشد».
مرسله ابن ابی عمیر به نقل از امام صادق (ع) می گوید، منظور از اشاعه فحشاء در متن آیه شریفه، همان افشاگری عیوب و اسرار مردم و غیبت کردن آنان است. زیرا غیبت و بیان اسرار و عیوب و گناهان و لغزشهای افراد برای دیگران، عین انتشار و اشاعه فحشاء است.
علاوه بر آن باز از آن امام منقول است: «کسی که خطاها و لغزشهای مؤمنین را با دو چشم خود ببیند و با دو گوش خود بشنود، باز نباید آنها را برای دیگران نقل و پخش نماید. چون در آن صورت از مصادیق آیه شریفه فوق خواهد بود».
پیامبر اسلام (ص) در این باره می فرماید: «من اذاع الفاحشه کم مبتدئها».
«همانا کسی که اشاعه فحشا می کند همانند کسی است که آنرا بوجود آورده است».
کلینی در اصول کافی با سند ویژه از «زراره» از امام محمد باقر (ع) نقل می کند که آنحضرت فرمود:
«نزدیک ترین مرزها به کفر و بی دینی آن است که انسان لغزشها و معایب برادر دینی خود را شناسایی و به یاد بسپارد، تا روزی آنها را فاش ساخته و به رخ او بکشد».
روایت دیگری از آن حضرت منقول است و آن اینکه از آنحضرت سؤال می شود:
«آیا عورت مؤمن بر مؤمن حرام است؟ می فرمایند: بلی. سؤال می شود: آیا منظور از عورت دو عضو پائین تن [اعضای تناسلی] اوست؟ حضرت می فرمایند: نه، اشتباه فهمیده ای، منظور از عورت مؤمنین، اسرار و عیوب پنهانی آنان است که پخش کردنش حرام است».
از توجه به روایات وارده می توان چنین استنباط کرد که بر ملا نمودن مسائل خصوصی افراد حتی با رضایت آنان مجاز نخواهد بود و اشاعه فحشا تلقی می شود. بعضی از علما، ستر لغزشها و عیوب را از جانب خود شخص واجب دانسته اند و کسی را عادل می دانند که اگر عیب یا لغزشی باطناً از او سربزند، آن عیب و لغزش را از دیگران بپوشاند.

ح ـ ممنوعیت خیانت در امانت
وفای به عهد و عودت امانات به صاحبان آنها موضوعی است که کراراً در آیات قرآن و سنت اسلامی به آن سفارش شده است. قرآن مجید می فرماید:
«ان الله یأمرکم اتود و الامانات الی اهلها و …».
«همانا خداوند به شما دستور می دهد امانتها را به اهلش برگردانید».
در تعریف امانت گفته شده، اگر مال کسی نزد دیگری باشد بصورتیکه نگهداری آن بر ذوالید واجب باشد این بودن مال در حفظ غیرمالک امانت نامیده می شود. امر به بازگرداندن امانت در آیه فوق شامل تمام امانات مانند ودیعه، عاریه و امانات دیگر می شود. بازگرداندن امانت، حسن عقلی دارد. بنابراین به حکم عقل عملی واجب است و امساک از بازگرداندن آن عقلاً زشت و حرام است.
امانت را بر دو قسم تقسیم کرده اند: مالکی و شرعی
امانت مالکی آن است که مالک، خود مالش را به دیگری برای نگهداری سپرده است مثل ودیعه و عاریه.
امانت شرعی وقتی است که از طرف خود مالک، مال در دست امین قرار داده نشده، و مالک، خود، اذن در نگهداری مال خویش را نداده است بلکه شارع مقدس چنین اذنی را به مکلف داده است مانند مال لُقَطه یا مالی که از غاصب اخذ شده است.
آیه دیگر که در قرآن مجید در مورد امانت ذکر شده، چنین است:
«و من اهل الکتاب من ان تأمنه بقنطار یوده الیک و منهم من ان تامنه بدینار لایوده الیک الامادمت علیه قائماً ذلک بانهم قالوا لیس علینا فی الامیّیّن سبیل و یقولون علی الله الکذب و هم یعلمون».
«از جمله اهل کتاب کسی است که اگر اموال بسیاری به امانت به او بسپاری آنرا به تو می پردازد و از جمله کسی است که اگر یک دینار هم به او امانت بسپاری آنرا به تو بر نمی گرداند مگر آنکه پیوسته بالای سر او بایستی وآن بدان سبب است که ایشان گفتند، در بین امیین کسی بر ما راهی ندارد و بر خداوند دروغ می بندند و حال آنکه خود می دانند».
آیه شریفه در مقام ستایش رد امانت و مذمت خلاف آن است و بر وجوب ردّ امانت به صاحبان آن دلالت دارد. پزشک و وکیل دادگستری نیز نسبت به اطلاعاتیکه بیماران یا موکلان در اختیار آنها می گذارند در حکم امین هستند و حق افشای اطلاعات و اسرار آنها را ندارند.
ط ـ ممنوعیت دشنام (سبّ) و هجو و قذف
خداوند در آیه ۴ سوره نور می فرماید: «والذین یرمون المحصنات ثم لم یأتو باربعه شهداء فاجلدوهم ثمانین جلده و لاتقبلوا لهم شهاده ابدا واولئک هم الفاسقون».
«و کسانیکه زنان پاکدامن را متهم می کنند سپس چهار شاهد (بر ادعای خود) نمی آورند آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید و آنها فاسقانند».
قذف در لعنت به معنای پرتاب سنگ است. در حدیث هلال بن امیه آمده است که «انه قذف امرآته بشریک» یعنی او همسرش را به داشتن رفیق متهم کرد. قذف در این حدیث به معنای متهم کردن زن به زنا یا چیزی به معنای آن است. در حقوق اسلامی، قذف عبارت از، متهم کردن مسلمان بالغ، عاقل، آزاد و عفیف به زنا یا لواط می باشد. قذف به استناد آیه شریفه صدرالذکر، در صورت وجود شرایط آن موجب حد می شود و حد آن هشتاد تازیانه است.
از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است که پیامبر فرمودند:
«سباب المؤمن فسوق قتاله کفر و اکل لحمه معصیه و حرمه مال کحرمه دمه».
دشنام کردن به مؤمن فسق به شمار می رود.
در حدیثی دیگر از آنحضرت منقول است.
«سباب المؤمن کالمشرف علی الهلکه».
سبّ مؤمن، انسان را در آستانه تباهی و هلاکت قرار می دهد.
برخی از فقها سبّ را عبارت از منتسب ساختن یک عیب یا نقص به دیگری یا نامیدن انسانها با القاب و عناوین زشت و ناپسند همچون پست، رذل، حقیر، کافر، مرتد و سایر القاب و عناوینی دانسته اند که سبب ایذای خاطر منتسب الیه می شود. اینکه واژه یا عبارتی سبّ است یا خیر می بایست به عرف مراجعه شود و این موضوع یک مقوله عرفی است.
هجو، ذکر معایب واقعی یا غیر واقعی دیگری به نظم یا نثر، کتبی یا شفاهی می باشد. استهزاء و به تمسخر گرفتن می تواند معنی دیگر هجو باشد. حضرت علی (ع) دنبال کردن عیبهای دیگران را بدترین گناه معرفی می کند.
در اسلام سبّ و هجو و قذف حرام می باشد و عامل به این اعمال مرتکب گناه شده است. صرفنظر از اینکه به حقوق شخصی و حریم خصوصی اشخاص قدم نهاده و تعرض نموده است.
ی ـ ممنوعیت سرقت و دزدی
در تعریف سرقت گفته شده، سرقت ربودن مال غیر بطور پنهانی است. عمل ربایش اصولاً از حریم خصوصی اشخاص صورت می گیرد و تعدّی نسبت به اموال محسوب می شود. و پنهانی بودن آن هتک حریم خصوصی اشخاص را می طلبد. قرآن مجید می فرماید:
«و السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما جزاءً بما کسبانکالاً من الله و الله عزیزُ حکیم».
«دست زن دزد و مرد دزد را قطع کنید به کیفر آن گناهی که انجام داده اند که این عقوبتی است از جانب خداوند و خداوند ارجمند و حکیم است».
اسلام علاوه بر اینکه برای نفس و ناموس مردم ارزش و اعبتار خاصی قائل شده است. برای مال آنان نیز اعتبار و

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه حقوق : قانون استخدام کشوری
دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید