مصطفی قلیخان با منصب امیرتومانی و ریاست قشون آذربایجان، شکستی بزرگ به یاغیان مراغه و بناب (- که دوهزار تن بودند) وارد کرد، شهر ارومیه را پس گرفت و حدود ۶۰۰-۷۰۰ تن از ایشان را کشت، سال بعد (۱۲۸۹ق) مصطفیقلی خان اعتمادالسلطنه در حکومتسرای ارومیه به مرض حَصبه درگذشت، که پیکرش را به گورگاه «مجذوبعلی شاه» کبودرآهنگی در تبریز نقل کردند و به خاک سپردند، گویند که وی درویشمسلک بوده است. پسر وی، عبداللهخان ساعدالسلطنه سردار اکرم امیرتومان حاجی «امیرنظام» لتگاهی بود(اذکایی، ۱۳۶۶: ۲۳۷).

عاشقلوهای همدان
متأسفانه از تیرۀ عاشقلو، حتی نیم صفحه شجره نسب باقی نمانده است. در هر حال، پنج فرزند (پسر) از محمدحسین خان قراگوزلو (رئیس تیرۀ عاشقلو)، شناخته میآید:
اسامی دو تن از پنج فرزند محمدحسین خان عاشقلو، یکی «رستم خان» و دیگری «نبی خان» به نظر میآید، اما سه تن دیگر را نخست باید مستند بر نامهای از عباسمیرزا نایبالسلطنه (مورخ ۱۳۴۳ق) راجع به «رستم خان بن محمدحسین خان» دانست که در آن به برادرهای وی اشاره شده است و چنین به نظر میرسد که بیش از یک یا دو یا بیشتر برادر داشته است(فریه، ۱۳۷۸: ۹).
در همان نامه، از «نتیجه الخوانین»، «فضلالله خان» قراگوزلو یاد شده، که در مأخذی دیگر رستم خان را رئیس طایفۀ قراگوزلو ذکر نموده، با این خبر که سرهنگ محمود خان همانا برادرزادۀ اوست و چون این «محمود خان» (ناصرالملک) همانا فرزند سرتیپ «نبی خان بن محمدحسین خان» بوده، نتیجه آن میشود که سرتیپ «فضلالله خان» مذکور نیز پسر محمدحسین خان عاشقلو باشد، دو تن از فرزندان دیگر او: «عبدالله خان» (صارمالدوله) را به یقین و سرتیپ «علینقی خان» را به حدس دریافتهایم(قراگوزلو، ۱۳۷۳: ۲۹۸-۲۹۹).

۳-۴-۱- رستم خان قراگوزلو
سرتیپ «رستم خان» قراگوزلو بن محمدحسین خان عاشقلو، نخستین بار در سال ۱۲۳۳ق، یاد گردیده که حسنعلی میرزا شجاعالسلطنه مأمور سرکوبی شورش والی هرات شد.
رستم خان همدانی با پیاده و سوارۀ خویش جزو سپاهیان او به پیشروی پرداختند. پس از آن هم رستم خان جزو لشکریانی بود که تا «بالا مرغاب» بادغیس پیش رفتند(سالور، ۱۳۸۰: ۷۷۷۶).
در سال ۱۳۴۰ق، که محمدحسین خان عاشقلو درگذشت، منصب امارت قراگوزلو به پسرش رستم خان انتقال یافت. البته فتحعلی شاه قاجار نسبت به نوادۀ خود «محمدمیرزا بن عباس میرزا» (- بعداً محمدشاه قاجار) محبتی خاص داشت و هنگامی که (ذیحجۀ ۱۲۳۹ق) به چمن سلطانیه آمد، ایالات محالات طوایف قراگوزلو را بدو مقرر داشت(قراگوزلو، ۱۳۷۳: ۲۹۶).
پس آن گاه که محمدحسین خان عاشقلو درگذشت ۱۲۴۰ق، محمد میرزا حکمران همدان بود و لذا «رستم خان» رسماً برای احراز منصب پدر خود به خدمتگزاری او شتافت. اما چنین نماید که بر سر امارت قراگوزلو و میراث محمدحسین خان عاشقلو، میان فرزندان وی اختلافات شدیدی بروز کرده، که منجر به اغتشاشات وسیعی در درون قبیله گردیده و دامنهی آن تا شهر همدان و پیرامون آنجا هم کشیده است. چندان که در همان سال ۱۳۴۰ق، خود عباس میرزا نایبالسلطنه برای انتظام امور آنجا عزیمت میکند(اعتمادالسلطنه،۱۳۶۵-۶۷: ۶۳۴).
لیکن اغتشاشات همچنان ادامه مییابد. چه آنکه نامههایی از میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی و عباسمیرزا نایبالسلطنه (حدود سالهای ۱۲۴۱-۱۲۴۳ق) در دست است. که در آنها یکسَره از قراگوزلوها و کارهای آنها سخن به میان رفته، خصوصاً «رستم خان» محمود تمام سرکشیها، اخلالها و اغتشاشهای همدان در این نامه یاد شده است.
در یکی از نامهها، شکایت از قراگوزلوها به امیرزاده «محمدمیرزا» مذکور مطرح شده، در یکی دیگر به عنوان امیرزاده «طهماسبمیرزا» ابن محمدعلی میرزا دولتشاه، سخن از گوشمالی «رستم خان» به اتهام شرارتهایی که در همدان رخ داده و اعزام او به نزد نایبالسلطنه (عباسمیرزا) رفته است. اغتشاش مزبور در نامهای به عنوان هنگامهی میرزا تقی(همدانی) و رستم خان (قراگوزلو) در همدان و تهران یاد شده است(شیروانی، ۱۳۸۹، ۴۹۸).
همچنین، در یک نامهی عباسمیرزا به طهماسب میرزا ۱۲۴۳ق، باز از کار رستم خان و مواجب قراگوزلو فوج سوارهای که قرار است. برادر نایبالسطنه، یعنی شاهزاده شیخ علی میرزا (حاکم ملایر) شود، سخن به میان آمده است. اینک، عین یک نامۀ «عباسمیرزا» نایبالسلطنه (از مجموعۀ آقای دانشفر) خطاب به برادرزادهاش «طهماسبمیرزا» مؤیدالدوله که در تحت تربیت عموی خود قرار داشت و درآن تاریخ ۱۲۴۳ق، حکمران کرمانشاه و همدان بوده نقل میگردد(شیروانی، ۱۳۸۹، ۴۹۹). در این نامه از «خان بابا خان» سردار یاد شده، که باید همان محمدحسن خان ایروانی (سارواصلان) داماد عباس میرزا نایبالسلطنه، شوهر ماه رخسار خانم خواهر محمدشاه قاجار باشد و گویا پس از شکست از «پاسکویچ» سردار روسی در ایروان ربیعالاول ۱۲۴۳ق و مصالحهی در منطقهی دهخوارقان۹ که منجر به عقد معاهدۀ ترکمانچای شد، شعبان ۱۲۴۳ق، مأموریت همراهی با برادرزادهی نایبالسلطنه، امیرزاده طهماسبمیرزا را در همدان یافته است(جهانگیرمیرزا، ۱۳۸۴: ۵۱).

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان با موضوعجزای نقدی، نیروهای مسلح، بازداشت موقت، تعیین مجازات

۳-۴-۲- امیر تومان قراگوزلو
امیرتومان «مهدی خان» بن سرتیپ «احمد خان» قراگوزلو، برادر ناصرالملک (دوم) همدانی، اما از مادری دیگر که دختر سردار عبداللهخان صارمالدوله قراگوزلو همدانی بوده است. وی یکی از خوانین سته قراگوزلو، ملقب به «امیرالامراء» بود، که لقب «منصورالدوله» برادر، عبدالعلیخان را هم نخست او را داشته است(قراگوزلو، ۱۳۷۳: ۲۹۹). در هر حال، نام این دو برادر اغلب هم
بر یکدیگر یاد شده، چه آن که هر دو سرکردۀ فوج مخبران قراگوزلو بودهاند.
به نظر میرسد که پس از درگذشت پدرشان سرتیپ «احمد خان» (۱۲۹۲ق)، سرکردگی فوج مذکور تا چندی با برادر بزرگشان، ناصرالملک دوم بوده و همین که وی به اروپا میرود (۱۲۹۵ق) فرماندهی آن فوج به این یکی برادر، «مهدی خان» رسیده، در سالهای ۱۲۹۸-۱۲۹۹ق، با همین سمت عنوان سرهنگی داشته و بعدها عنوان سرتیپی یافته، چنان که در سال های۱۳۰۷- ۱۳۰۸ق، با همین منصب همراه با فوج خود در اهواز بوده است(مجیدی، ۱۳۸۲: ۳۰).
«مافینظام» گوید: که میان اینان با سردار اکرم ساعدالسلطنه قراگوزلو (- امیرنظام لتگاهی) رقابت و کدورت بوده است (فریدالملک همدانی، ۱۳۵۴: ۴۴۴).
در موارد مختلف از شورشهای همدان در سالهای (۱۳۱۰، ۱۳۱۴، ۱۳۱۵، ۱۳۲۴ق). و نقش خوانین قراگوزلو در آنها یاد شده و خواهد شد. اما یک مورد جالب توجه راجع به این مهدی خان منصورالدوله روایت شده که از این قرار است: مادر او(- دختر سردار عبدالله خان صارم الدوله همدانی) به سبب از بستگان و فرزندان خود بریده و از شورین به همدان آمده بود. در آن زمان، شاهزاده عزّ

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید