کنید.در مقابل سعی کنید نگرش مثبت ایجاد کنید: از توجه کردنت به مشکلات زندگی ممنونم، از کمک کردنت در حل مشکلات زندگی ممنونم .
قاعده چهارم: از زمانبندی مناسب استفاده کنید سعی کنید بلافاصله پس از آنکه فرد مقابل رفتاری را انجام داد نسبت به او واکنش نشان دهید و اگر فرصت پاسخ فوری را از دست دادید صبر کنید تا در فرصت مناسبی واکنش مثبت یا منفی خود را نشان دهید .
قاعده پنجم :سعی کنید سازنده و راهگشا باشید. وقتی به فرد مقابل می گویید از چیزی خوشتان نمی آید این را هم بگویید که از چه چیزهایی خوشتان می آید (ال ،۱۹۹۹٫ ترجمه. محمد خانی، ۱۳۸۹) .
۲-۶۰ روش های بهبود روابط زناشویی
– مهارت های ارتباطی آشکارا در مهارت های بیان و دریافت بسیاری از شکایت های متدوال زوج ها مانند عدم تفاهم، توجه ناکافی به یکدیگر، اشکال در گوش دادن و افزایش تعارض ارتباط دارد .مهارت های ارتباطی عبارتند از این که گوینده ابتدا افکار، احساسات و خواسته های خود را تشخیص می دهد. و بعد آنها را به شیوه ای مشخص و روشن از زبان خود، برای شخص مقابل بیان می کند. مهارت های دریافت عبارتند از: گوش دادن و توجه غیر کلامی، تایید و نقل بیان و سایر روش های بیان، خوب گوش دادن و درک کردن این مهارتهای ارتباطی، سنگ زیربنای تکنیک های حل مساله در بین زوجین را تشکیل می دهد. تاکید اصلی در افزایش ارتباط این است که به زوجها کمک کند تا درک کنند. به طورکلی ارتباط یک سری از مهارت هایی است که می تواند یاد گرفته شود(عامری،۱۳۸۳)..
– انتخاب سبک های ارتباطی :هر حرفی که زده می شود، حاوی دو جزء است: آنچه گفته می شود (محتوا) و نحوه بیان آن (سبک) .هر دو جزء بر نحوه دریافت پیام تاثیر می گذارد. در عین حال افراد اغلب می اندیشند که صرفاً با تغییر محتوا، ماهیت گفت و گویشان را تغییر دهند. با این حال تغییر موضوع گفت و گو تأثیر دارد .پیام ها اکثراً با تغییر سبک (نحوه حرف زدن راجع به چیزی) تغییر می کند (عامری،۱۳۸۳)..
سبک کلامی و غیر کلامی یک پیام دستوری است. این سبک به دیگران می گوید که چطور پیام را درباره محتوا بگیرند. افراد به همان اندازه که به محتوا پاسخ می دهند به سبک نیز پاسخ می دهند. نتیجه گفت و شنود به طرز چشم گیری به سبک های حرف زدن و گوش دادن که در این فرآیند به کار می بندند، بستگی دارد و لذا متفاوت است. طرز حرف زدن و گوش دادن یا به فرآیند گفت و شنود کمک می کند یا محل آن است و سبکی که زن و شوهر به کار میگیرند نشان دهنده نگرش توجه آمیز یا غیرتوجه آمیز آنها به خود و همسر می باشند(عامری،۱۳۸۳).
۲-۶۱ بررسی رضایت زناشویی در مراحل مختلف زندگی :
نتیجه تحقیقات مازلو (۱۹۸۹) نشان می دهد که میزان رضایت زناشویی در مراحل مختلف زندگی زناشویی متفاوت است. مزلو در ابتدا مراحل را به شرح زیر تقسیم بندی کرده است :
۱– آغاز خانواده ۲– خانواده با کودکان زیر ۲ سال ۳– خانواده با کودکان پیش دبستانی ۴– خانواده با کودکان دبستانی ۵– خانواده با کودکان ۱۳ سال تا ۱۷ ساله ۶– خانواده با فرزندانی که خانه را ترک می کنند ۷– خانواده در سالهای میانه ۸ – خانواده با مرگ یک همسر .
مازلو بیان می کند که مردها در دوره اول زندگی خانواده گی نسبت به زن ها کمترین رضایت را دارند. و این در حالی است که آنها در مرحله سوم دوره زندگی که کودکان پیش دبستانی هستند نیز در همان سطح رضایت هستند. زنها همیشه در سطح رضایت، کاهش نشان می دهند در حالی که مردها این چنین نیستند .پیوند های زناشویی بلند مدت و رضایت زناشویی در ۱۵۶ زوج مورد مطالعه قرار گرفت یافته ها از این دیدگاه در روابط با پیوندهای قدیمی و طولانی تر حکایت می کرد در مقایسه با پیوند های زناشویی افراد میان سال، زوجهای قدیمی روابط سالم تری نشان می دادند در این مورد نیروی بالقوه کمتری برای برخورد و تعارض وجود دارد و اختلال سنی کمتری در منابع لذت بروز می دهد ( و گاتمن، ۱۹۸۵) .
نتیجه تحقیقات رولین و کانن (۱۹۷۴) و اسپانیز، نشان می دهد که تنش های مربوط به نقش های مربوط به نقشهای زناشویی پس از استقلال فرزندان نسبت به زمانی که آنها در خانواده حضور دارند کمتر شده است و زوجها از رفتار خود نسبت به یکدیگر شکایت دارند. وینیچ و همکاران معتقدند که زنها یک کاهش قابل توجهی در رضایت کلی زناشویی و سطح بالایی از احساسات منفی نسبت به تعاملات زناشویی در مرحله تولد و تربیت بچه ها تا زمان ترک خانه دارند. این اطلاعات نشان می دهد که ازدواج معنی مختلفی برای زن و شوهر دارد و اینکه وقایع بسیار متفاوتی داخل یا خارج از رابطه زناشویی و یا خانواده رضایت زناشویی زن و مرد راتحت تاثیرقرار می دهد (عامری،۱۳۸۳).
۲-۶۲ رویکردهای زوج درمانی برای بهتر شدن روابط زناشویی:
زوج درمانی خود نظم بخشی: این رویکرد کاربرد نظریه خود کنترلی رفتاری مشکلات در ارتباط است. تاکید این رویکرد بر این است که به زوجین آشفته کمک کند تا صلاحیت های بیشتری را برای تغییر الگوهای مشکل آفرین رفتاری، شناختی، عاطفی به دست آورده و به وسیله این کار رابطه خود را تقویت کنند. در این رویکرد تلاش برای ارائه یک چهارچوب یکپارچه نظری است. روش های مورد استفادهدراین رویکرد بر مبنای مشکلات ارتباطی تدوین شده اند یعنی هدف تغییر الگوهای رفتاری – شناختی – عاطفی است که با مشکلات ارتباطی در پیوند است. (هالفورد ،۱۹۹۹٫ ترجمه، تبریزی و همکاران ،۱۳۸۴). .
زوج درمانی ارتباطی :این رویکرد با هدف افزایش توانایی زوجین برای گفتگویی مشارکتی و تعیین انواع راهبردهای مؤثر ارتباطی که زوجین را به شناخت و حل مشکلات برساند و همچنین مشارکت دادن زوجین با یکدیگر برای حل مشکلات انجام می شود. فرض اساسی این رویکردها این است که ارتباط بهتر میان زوجین و تعاملات صمیمانه را گسترش داده و موجب کاهش تعارضات میان آنها شود (پیتا،۲۰۰۱) .
زوج درمانی فمینیستی :اساس این رویکرد بان می کند که وجود تفاوت ها در قدرت موجب تفاوت در رشد شخصی و اجتماعی افراد می شود بنابراین مسائل مراجعان بیشتر ناشی از پیامها محدودیت های بیرونی است تا درونی. اهداف این رویکرد آگاهی دادن در زمینه فرآیند های اجتماعی، نقش جنسیتی، تشخیص پیامد ها یا عقاید درونی شده، گسترش و رشد زنجیره تکاملی از رفتارهای آزادانه انتخاب شده یا غیر تحمیلی، ایجاد تعامل وابستگی و استقلال در روابط و پژوهش طیف وسیعی از مهارت های زندگی، می باشد .زوج درمانی فمینیستی وجود تعارضات را ناشی از عدم آگاهی زوجین نسبت به نقش و انتظاراتی می داند که از الگوهای پیشین نشأت می گیرد بنابراین هدف درمانگرانتقال این انتظارات به حوزه آگاهی زوجین است.زوج درمانی فمینیستی مانندیک مترجم زبان میان زوجین قرار می گیرد و به آنها کمک می کند که تا دنیای ذهنی یکدیگر،‌نقش جنسی اجتماعی شده، انتظارات مربوط به ارتباط و زبان یکدیگر را درک کنند (نانت، ۲۰۰۵) .
زوج درمانی راه حل مدار: این رویکرد یکی از پرطرفدارترین رویکرد کنونی است که علت اصلی آن تاکید بر نگرش غیر آسیب شناسی به افراد، محدودیت های جلسات درمانی به ماهیت کاربردی عملی و سهولت یادگیری و فنون آن است. سرچشمه این رویکرد مدل درمانی کوتاه مدت موسسه تحقیقات ذهنی است .این رویکرد از تمرکز بر مشکلات اجتناب کرده و منحصراً بر راه حل ها تاکید می کند واین راه حل ها ممکن است نشانه هایی از تجارب قبلی فرد داشته باشد و یا اینکه در تجارب آینده او تحقق یابند ( چانگ، ۲۰۰۵) .
۲-۶۳ پیشینه تحقیق:
باتوجه به موضوع مورد تحقیق در این قسمت به تحقیقاتی که در زمینه اثرآموزش مهارتهای خودآگاهی و حل مساله بر افزایش رضایت زناشویی کار شده، در دو بخش داخلی و خارجی به چکیده ای از آنها اشاره می شود.
۲-۶۴ تحقیقات داخلی :
احمدی و همکاران (۲۰۱۰) در مطالعه ای بر روی مهارتهای حل مسئله خانوادگی و رضایت زناشوی تعدادی از زنان که نارضایتی زناشویی داشتند، به این نتیجه رسیدند که مداخله حل مسئله به صورت معنی داری نارضایتی زناشویی را کاهش داد و بهبود قابل توجهی در ابعاد مهارتهای ارتباطی، حل تعارضات، وژگی های شخصیتی، روابط جنسی و ارتباط یا خانواده و دوستان به وجود می آورد.
رفیعی بندری، نورانی پور (۱۳۸۷) در تحقیقی به بررسی بتثیر آموزش های شناختی – رفتاری بر رضایت زناشویی زوج های دانشجو مستقر در خوابگاه متاهلین دانشگاه تهران پرداختند در این تحقیق ۵۰ زوج (۱۰۰ زن و مرد) از بین کلیه دانشجویان به صورت داوطلب شرکت کردند و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. نتایج نشان داد آموزش شناختی– رفتاری موجب افزایش رضایت زناشویی زوجین می گردد و معلوم شد که جنسیت زوجین تاثیری بر میزان اثر بخشی آموزش های شناختی ندارد.
عباسی، (۱۳۹۰) در تحقیقی به اثر بخشی آموزش مهارتهای زندگی بر رضایت زناشویی زنان متاهل و شاغل شهر دوگنبدان بر روی نمونه ای با حجم ۵۰ نفر از زنان متاهل پرداختند نتایج نشان داد تفاوت معناداری در گروه آزمایش در پیش آزمون و پس آزمون در زیر مقیاس های موضوعات شخصیتی، ارتباط زناشویی، حل تعارضات و نظارتهای مالی و اقتصادی وجود دارد. به طور کلی نتایج نشان داد آموزش مهارتهای زندگی در بهبود وضعیت زندگی زناشویی و رضایت زناشویی تاثیر دارد و باعث ارتقاء کیفیت زندگی متاهلی می شود.
حمیدی پور، (۱۳۸۹) در تحقیق به بررسی تاثیر زوج درمانی گروهی مبتنی بر بخشش بر رضایت زناشویی پرداخت. نمونه پژوهش شامل ۱۰ زوج از افراد مراجعه کنند به مرکز مشاوره بودند ۵ زوج در گروه آزمایش و ۵ زوج در گروه کنترل به طور تصادفی جایگزین شدند. نتایج با بهره گرفتن از روش آماری تحلیل واریانس نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، هم در رضایت زناشویی و هم در مهارت بخشش در مرحله پی گیری پیشرفت معنی داری کرده است.
عرفانیان تقوایی و همکاران (۱۳۸۴). در پژوهشی به بررسی کمی و کیفی رضایت زناشویی معتادان و همسران آنها در مراجعه کنندگان به کلینیک درمان و ترک اعتیاد در شهر مشهد پرداختند. در جمعیت مورد بررسی ۱۴۶ نفر از معتادین و همسران آنها، در سه گروه شامل گروه شوهر معتاد، زن غیر معتاد۹ نفر، گروه زن معتاد شوهر غیر معتاد ۲۶ نفر، گروه زن و شوهر معتاد ۳۰ نفر، میزان رضایت آنها را در حد متوسط می داند..نتایج تفاوت معنی داری بین سطح رضایت شوهران معتاد و همسران آنها که معتاد نبودند وجود داشت و بین رضایت زناشویی معتادان و سن، تحصیلات و نوع ماده مصرفی آنها رابطه معناداری وجود داشت. اما بین رضایت زناشویی معتادان ومدت اعتیاد آنها رابطه معنی داری وجود نداشت.
برغندان ،(۱۳۸۸) در تحقیقی به بررسی اثر بخشی آموزش مهارت حل به شیوه گروهی بر سلامت عمومی و رضایت زناشویی همسران کارمند مرد طرح اقماری در شهر اعواز پرداخت. نمونه آماری در این تحقیق شامل ۶۰ نفر بودند که به روش تصادفی ساده از بین همسران طرح اقماری یکی از شرکتها انتخاب شدند. و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش ۳۰ نفر و گروه کنترل (۳۰) نفر قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد آموزش مهارت حل مساله به شیوه گروهی برسلامت عمومی و رضایت زناشویی همسران کارمند طرح اقماری گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تاثیر داشته است.
– زرگر، نجاریان و نعامی (۱۳۸۸) در تحقیق به بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی (هیجان خواهی ،ابرازوجود، سر سختی روانشناختی) نگرش مذهبی و رضایت زناشویی با آمادگی اعتیاد به مواد مخدر کارکنان یک شرکت صنعتی در اهواز پرداختند. حجم نمونه در این پژوهش شامل ۴۸۹ نفر از کارکنان آن شرکت صنعتی بودند و از ۶ پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. پس از جمع آوری اطلاعات با روش رگرسیون چند متغییره و ضریب همبستگی پیرسون داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد کارکنانی که نارضایتی بیشتری از روابط زناشوی (همسر) داشتند آمادگی به اعتیاد بیشتری دارند.
– جنا آبادی (۱۳۸۸) در پژوهشی با عنوان رابطه خودآگاهی هیجانی و کنترل تکانه از مولفه های هوش هیجانی با استعداد اعتیاد دانش آموزان پسر دوره متوسطه در شهر سیستان و بلوچستان را مورد بررسی قرار داد. حجم نمونه در این تحقیق ۱۰۰ نفر از دانش آموزان بودند که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. نتایج نشان داد بین خودآگاهی هیجانی با استعداد اعتیاد رابطه معناداری و بین کنترل تکانه و استعداد اعتیاد رابطه منفی معناداری وجود دارد. یعنی از روش های ایجاد مقاومت در بین دانش آموزان در مدارس و نوجوانان در مقابل سو مصرف مواد مخدر تقویت عوامل هوش هیجانی به خصوص خود اگاهی وکنترل تکانه است.
– پژوهش به منظور بررسی رابطه بین شیوه حل مساله،شیوه حل تعارض وسلامت روان شناختی در بین دانشجویان دانشگاه تهران توسط باباپورخیرالدین درسال(۱۳۸۱)انجام گرفت.دراین تحقیق۴۲۰ نفر از دانشجویان به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب و تحت آموزش مهارت حل مساله به روش کسیدی و لانگ قرار گرفتند. نتیجه این تحقیق نشان داد که بین شیوه حل مساله و شیوه مقابله با تعارض و سلامت روانشناختی رابطه معنی داری وجود دارد. دانشجویانی که از شیوه حل مساله استفاده می کنند از میزان مهارت حل تعارض و سلامت روانشناختی بالاتری برخوردارند .
– فقیرپور (۱۳۸۱) در یک پژوهش به برسی نقش مهارتهای اجتماعی در سازگاری زناشویی پرداخت. نتایج پژوهش نشان داد که مهارتهای ارتباطی و مهارتهای حل مساله با سازگاری زناشویی رابطه دارد .
– جعفری (۱۳۸۲) در تحقیقی با عنوان تاثیر آموزش مهارت حل مساله به روش مشاوره گروهی بر کاهش اضطراب دانشجویان دانشگاه علامه را مورد بررسی قرار داد. نتایج حاکی از آن است که با احتمال ۹۹% آموزش حل مساله به شیوه گروهی موجب کاهش اضطراب گروه آزمایش در پس آزمون شده است. بنابراین آموزش حل مساله به شیوه گروهی می تواند اضطراب را کاهش دهد .
– اصلانی (۱۳۸۳) در پژوهش خود به بررسی نقش مهارتهای ارتباطی در کارآیی خانواده پرداخت. نمونه تحقیق او ۱۶ زوج از دانشجویان متاهل دانشگاه تهران بودند. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی باعث بالا رفتن کارایی خانواده می شود .
– حجازی (۱۳۸۴) در پژوهش خود با عنوان اثر بخشی آموزش گروهی مهارت حل مساله بر میزان سازگاری اجتماعی بیماران زن مبتلا به اختلال دو قطبی در شهر اصفهان پرداخت. نتایج نشان داد که بین سازگاری اجتماعی سه گروه، آزمایش ۱ و ۲ و گروه گواه ( در گروه آزمایش ۱ فقط بیماران آموزش دیدند در گروه آمایشی ۲ علاوه بر بیماران خانوادها نیز آموزش دیدند و گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند)، بعد از آموزش (به روش گروهی حل مساله به شیوه هاوتون ) بین سه گروه تفاوت معنی داری مشاهده شد.
– جعفری (۱۳۸۴)، به منظور اثر بخشی آموزش مهارتهای ارتباطی زوجین پیش از ازدواج برای افزایش رضایت زناشویی زوجین پس از ازدواج پژوهشی انجام داد و نتیجه حاکی از اثر بخشی