ساختی بودن هوش، نظریات متفاوتی درمورد ماهیت هوش وجود دارد. عدهای آنرا عامل عمومی تعریف میکنند که نوع رفتار فرد در موقعیتهای مختلف را مشخص میکند.برخی، هوش را تعدادی عامل مستقل میدانند که در افراد مختلف، به نسبتهای متفاوت وجود داشته و عوامل اختصاصی نام دارد. برای مثال، بینه هوش را قابلیت درونی برای حل مساله میداند و براین اساس اولین آزمونهای هوش را تهیه نمود.(کدیور،۳۲،۱۳۸۹).

دیوید وکسلر روانشناس آمریکایی، هوش را مجموعه یا کل قابلیت فرد،برای فعالیت هدفمند، تفکر منطقی و برخورد کارآمد با محیط میداند(امیر تیموری،۲۶،۱۳۸۲)
اصطلاح هوش صرفا نامی است که به فرایند ذهنی فرضی و یا مجموعه رفتارهای هوشمندانه اطلاق میشود و نظریههای هوش عمات نظریههای مربوط به رفتار هوشمندانه است(ایکن،۱۹۸۵،نقل از شریفی، ۱۳۸۸).چنین رفتاری شامل تواناییهای مختلف و دیگر متغییرهای شخصیتی است که از فردی به فرد دیگر تفاوت میکند. بنابراین ارائه یک تعریف جامع و مانع از چنین مفهوم پیچیده آسان نیست( شریفی،۱۳۸۸،به نقل از داوری بینا،۱۳۹۱)
با اینحال، عناصری از هوش وجود دارند که مورد توافق اغلب پژوهشگران است. گیج و برلاینر(۱۹۹۲) این عناصر را در سه دستهی زیر قرار دادهاند:
توانایی پرداختن به امور انتزاعی: منظور این است که افراد باهوش بیشتر با امور انتزاعی (اندیشه ها، نمادها، روابط، مفاهیم، اصول) سروکار دارند تا امور عینی(ابزارهای مکانیکی،فعالیتهای حسی).
توانایی حل کردن مسائل: یعنی توانایی پرداختن به موقعیتهای جدید، نه فقط دادن پاسخهای از قبل آموخته شده به موقعیتهای آشنا.
توانایی یادگیری: به ویژه توانایی یادگیری انتزاعیات، از جمله انتزاعیات موجود در کلمات و سایر نمادها و نیز توانایی استفاده از آنها.
هوش یگانه و چندگانه:
دیوید وکسلر(۱۹۸۵) و چارلز اسپیرمن (۱۹۲۷) از طرفداران هوش یگانهاند. وکسلر هوش را یک توانایی کلی میداند که فرد را قادر میسازد تا به طور منطقی بیاندیشد، فعالیت هدفمند داشته باشد، و با محیط خود به طور موثر به واکنش متقابل بپردازد. اسپیرمن نیز معتقد است به یک هوش کلی است و آنرا با حرفg نشان میدهد. (سیف،۳۲۵،۱۳۸۸)
دلیل طرفداران هوش یگانه یا هوش کلی استناد به وجود همبستگی چشمگیر میان تواناییهای مختلف انسان (مانند توانایی کلامی و استدلال انتزاعی) است. این روانشناسان در دفاع از اندیشهی خود استدلال میکنند افرادی که در یادگیری یک موضوع موفقاند موفقیت آنان در یادگیری موضوعهای دیگر نیز قابل پیشبینی است.در مقابل اندیشه هوش یگانه، مفهوم هوش چندگانه نیز طرفدارانی دارد. قدیمیترین روانشناس طرفدار هوش چندگانه لوئیس ترستون(۱۹۸۳) است. در نظریهی ترستون هوش از هفت توانایی عمدهی زیر تشکیل شده است:
درک کلامی(توانایی درک قیاسهای کلامی و خواندن و فهمیدن متن)
سیالی واژهها (توانایی کارکردن با کلمات، واژگان)
سهولت عددی ( سرعت و درستی محاسبات)
تجسم فضایی ( توانایی انجام کارهایی نظیر چرخاندن اشیاء در ذهن)

حافظه تداعی ( توانایی یادآوری کلمات یا اشیاء ارائه شده به صورت جفت)
سرعت ادراکی ( مانند توانایی یافتن دفعاتی که یک کلمه در یک متن تکرار شده است)
استدلال ( توانایی حل مسائل استدلالی ریاضی یا منطقی)(سیف،۳۲۵،۱۳۸۸)
نظریه هوشهای چندگانه:
گاردنر نیز از طرفداران هوش چندگانه است.هوشهای معرفی شده از جانب گاردنر و تعاریف آن عبارتند از:
هوش کلامی: در آموزش سنتی یکی از انواع هوشهایی است که در کلاس درس به شدت روی آن تاکید میشود. این هوش باارزش است چراکه مطابق با روش های سنتیای است که ما با آن مورد تدریس قرارگرفتهایم از قبیل: سخنرانی،حفظ کردن، کتابهای درسی و کار با تخته سیاه. این هوش دربردارنده توانایی تشریح فرد از لحاظ شفاهی، کتبی و همچنین توانایی تسلط بر زبانهای خارجی را دربرمیگیرد.(مکنزی، ۲۰۰۵/۱۰،۱۳۹۱)
هوش منطقی: در آموزش سنتی نیز بسیار باارزش است. در حقیقت هوش ریاضیاتی نیست، بلکه منطق و استدلال است. این هوش به ما اجازه میدهد که حلال مشکلات باشیم. هوش منطقی به دنبال ساختار در محیط یادگیری است و براساس ترتیب و توالی دروس رشد مییابد. در کلاس درس سنتی، از دانشآموزان خواسته میشود که از زویکرد آموزشی معلم پیروی کنند و این هوش به آنها اجازه میدهد که چنین کاری را انجام دهند.(همان منبع)
هوش دیداری: هوشی است که استدلال سهبعدی را از طریق استفاده از نمودارها، نقشه های هندسی،طرحها،جداول،تصویرها،هنر،معماها، لباسهای محلی و بسیاری از دیگر مواد را بهبود میبخشد.هوش دیداری چیزی بیشتر از درونیسازی چشمی یک محرک است و به آنها این اجازه را میدهد تا قبل از تلاش برای کلامی کردن نظرات و راهحلهای مشکلات یا حتی عملی کردن آنها، ابتدا آنها را در افکارشان تصور کنند.(همان منبع)
هوش جنبشی: این هوش از طریق تعامل فیزیکی و فعال یادگیرنده با کمک محیط پیرامون فرد برانگیخته میشود. این هوش از طریق فعالیتهای حرکتی ریز و درشت پرورش مییابد از قبیل آنهایی که در مراکز یادگیری با اشیاء جورکردنی، آزمایشگاههای علوم،بازیهای کنشگر و ابتکارات نمایشی وجود دارد. دانشآموزانی با هوش جنبشی قوی ممکن است در کلاس سنتی به عنوان بیش فعال دیده شوند اما آنها در محیطهای یادگیری با اشیاء جورکردنی پرورش مییابند.(همان منبع)
هوش موسیقیایی: هوش الگوهایی دربردارنده آهنگها،شکل،ابزارها، صداهای محیطی و ریتمها است. با بهکار بردن این الگوها در موقعیتهای مختلف، یادگیرندگان میاوانند محیطشان را درک کنند و به طور موفقیت آمیزی با آن وفق یابند. دقت کنید که این هوش منحصراً یک هوش شنیداری نیست بلکه این هوش میتواند شامل همه انواع الگوها نیز باشد.به همین خاطر ریاضیات به عنوان مطالعه الگوها تعریف میشود و این هوش به درستی یک حوزه از آمورش ریاضیات میباشد.(همان منبع)
هوش درونفردی: این هوش مختص احساسات، ارزشها و نگرشها است. این هوش به یادگیرنده کمک میکند تا ارتباط موثری با برنامهی درسی برقرار کند. بچههایی که میپرسند،( چرا من باید این را یاد بگیرم؟) یا (این چه تاثیری روی من دارد ؟) ، همگی در حال به کارگیری هوش درونفردی خود هستند . این هوش بخشی از ماست که انتظار دارد یادگیری به طور معنا دار صورت پذیرد . بیشترین ارتباطی که درمییابیم در چیزی است که مطالعه میکنیم . این هوش بیشتر دربردارنده این پیام است که ما را متمایل سازد تا در یادگیریمان احساس مالکیت کرده و همچنین آن چیزی را که تاکنون یاد گرفتهایم بهتر نگهداری کنیم.(همان منبع)
هوش میانفردی: این هوش از طریق تعامل با دیگران تحریک میشود.دانشآموزانی که در این هوش قوی هستند اغلب نیازمند همکاری و مشارکتند تا یادگیری را برای خود معنادار کنند. دانشآموزانی با گرایش میانفردی قوی در کلاس درس سنتی احتمالا به عنوان ” بسیار پرحرف ” و ” بسیار اجتماعی” لقب میگیرند . اگر این دانشآموزان بهدرستی راهنمایی شوند،در گروه های جمعی و مشارکتی پیشرفت کرده و پرورش مییابند یا حتی در موقعیتهای تماما گروهیای که حضور دارند برای پرسش،بحث و ادراک مستقل هستند.(همان منبع)
هوش طبیعتگرا: این هوش مختص طبقهبندیها و سلسله مراتب است.اگرچه هوش طبیعتگرا دربردارنده مطالعه گیاهان ، حیوانات و دیگر علوم است ولی فرایندهایی که این انتظامها را تعالیم میبخشند و نیازمند ردهبندی،طبقهبندی و سلسلهمراتبی هستند را نیز در بر میگیرد . هوش طبیعتگرا میتواند در کلاس درس از طریق فعالیتهایی از قبیل گروه بندی ، رسم نمودار و نقشه معنایی و مشخصات و ویژگیها برانگیخته شود .(همان منبع)
هوش وجودی: هوش فهم و ادراک فرایندهای موجود در یک بافت وجودی بزرگتر است . این هوش شامل زیبا شناختی، فلسفه و مذهب میشودو روی ارزشهای کلاسیک زیبایی ، حقیقت و خوبی تاکید دارد . این به دانش آموزان اجازه میدهد که جایگاهشان را در تصویری بزرگتر ببینند چه در کلاس درس ، جامعه ، اجتماع ، جهان یا گیتی باشد . دانشآموزانی که هوش وجودی قویتری دارند از توانایی بیشتری برای خلاصه کردن و ترکیب نظرات برگرفته از منابع و سیستمها برخوردار هستند.(همان منبع)
از آنجایی که هوش مورد نظر ما دراین پژوهش هوش میانفردی است در ادامه به بیان اعمال مشهود این هوش میپردازیم:
اعمال مشهود این هوش میان فردی عبارتند از:
تقسیم کردن، سوق دادن، هدایت کردن، راهنمایی کردن، کمک کردن، میانجیگری کردن، مدیریت کردن، رهبری کردن، همکاری کردن، مشارکت کردن، مصاحبه کردن، تحت تاثیر قرار دادن، ترغیب کردن، مبارزه کردن، متقاعد کردن، مصالحه کردن، ایفای نقش، تعبیه کردن، بدیهه گویی کردن، داوری کردن، صلح کردن.(مکنزی، ۲۰۰۵/۱۴،۱۳۹۱)
برای درک بیشتر این هوش تعاریف دیگری از آن نیز ارائه میگردد که با اندکی توجه در این تعاریف میتوان شباهت و مشترکات بسیاری در آنها یافت.
هوش میانفردی:
استعداد درک مقاصد، انگیزهها و احساسات دیگران و مهارت در ایجاد روابط با آنان و توانایی همکاری موثر با دیگران است.(حامدیان،۱۳۹۰)
استعداد درک مقاصد،انگیزهها و احساسات دیگران و مهارت ایجاد روابط با آنان و توانایی همکاری موثر با دیگران است. فرد دارای هوش میانفردی بالا کسی است که دیگران غالبا برای مشورت و راهنمایی به او مراجعه میکنند.این افراد به انجام کارهای گروهی علاقهمندند و هنگام مواجهه با مشکلات بودن در کنار دیگران را به پناه بردن به تنهایی ترجیح میدهند. با همسالان خود معاشرت خوبی دارند و معمولا رهبران شایستهای در گروه میشوند. دوستان خود را نصیحت میکنند و از انجام بازیهای گروهی بسیار لذت میبرند. جالب است که دیگران هم از بودن با او و همصحبتی و انجام فعالیتهای مشترک با او احساس رضایت و شادی دارند. فروشندگان،معلمان،پزشکان،رهبران مذهبی،رهبران سیاسی و مشاوران نیاز مبرم به هوش میانفردی دارند.(حامدیان،۱۳۹۰)
در کلاسهای درس سنتی( که معمولا بر پایه رقابت استوار است تا همکاری گروهی)این هوش کمتر به کار گرفته میشود. از اینرو، فضای کلاس خشک و حس همکاری و تعاون درآن کمتر به چشم میخورد.(همان منبع)
در تعریفی دیگر میتوان گفت هوش میانفردی یعنی توانایی درک و تمایز حالات روحی وخلق وخو، رفتار،هیجانات،دیدگاه ها، مقاصد،انگیزهها و احساسات دیگران. این هوش مستلزم شناسایی حالات چهره،صداها، ایماها و اشارات و توانایی تشخیص انواع مختلف نشانه های بینفردی و توانایی پاسخگویی صحیح به این نشانه ها یا روشی عملی است (مانند تحت تاثیر قراردادن گروهی از مردم برای پیروی از یک الگوی عملکردی خاص) (آرمسترانگ،۲۰۰۱؛ رتیگ،۲۰۰۵؛ معرفت،۲۰۰۷؛ کوگ،۲۰۰۷؛ دوگلاس، ۲۰۰۸ به نقل از رضایی۱۳۸۸)
همکاری:
“همکاری” به عنوان یک ارزش اخلاقی: کوششی برای تشخیص برخی از عوامل با اهمیت موثر بر تمایل فرد برای همکاری با دیگران ( رضایی فرد،۱۳۷۶)
می و دوب(۱۹۷۳) همکاری را به عنوان رفتاری توصیف کردهاند که توسط حداقل دو نفر برای تحقق سرانجامی یکسان هدایت شده است؛و این سرانجام مشترکی است که،البته، همهی افراد یا تقریبا همهی افرادی که درگیرش هستند بدان دست مییابند.(به نقل از رضایی فرد،۱۳۷۶)
دوشه همکاری را اینگونه تعریف کرده است : همکاری موقعیتی است که درآن یک فرد میتواند به ناحیه هدف وارد شود…تنها اگر همهی افراد (دیگر) نیز بتوانند به نواحی هدف وارد شوند.کلر و شوئنفلد(۱۹۵۰) نیز در کوششی دیگر همکاری را به مثابه یک موقعیت تعریف میکنند که درآن رفتار متحد دو یا چند ارگانیسم برای تقویت وجوه مثبت و یا دور کردن وجوه منفی هریک از افراد لازم است.(همان منبع)
اسوالد(۱۹۵۵) با الهام از تئوری همکاری دوشه (۱۹۷۳) براین اعتقاد است که در وضعیت همکاری، افراد اعتقاد دارند که اهداف آنان به طور مثبت به هم مربوطند، به نحوی که چنانچه یکی به سوی دستیابی به هدف حرکت کند، دیگران نیز به سوی دستیابی به هدف حرکت میکنند. آنها در مییابند که تحقق اهداف خود، به دیگران کمک خواهد کرد که به هدفشان دست یابند یا برعکس. فرد خواهد دانست که دستیابی دیگران به هدفشان موجب تحقق اهداف او میگردد؛ لذا آنها از طریق بودن با یکدیگراست که توفیق مییابند.بنابراین، او باید با جمع همکاری نماید تا به هدفهای فردی خود دست یابد، از سوی دیگر در وضعیت رقابت، افراد براین باورند که اهدافشان به طور منفی(معکوس) با یکدیگر مربوطند؛بطوریکه موفقیت یکی در دستیابی به هدف مداخله در موفقیت دیگری است. به بیان روشنتر، تحقق اهداف فرد موکول به شکست دیگری در دستیابی به هدف میباشد.علاوهبراین،تصور این وضعیت نیز امکانپذیر است که اهداف افراد نسبت به یکدیگر استقلال داشته باشند. در این وضعیت که اهداف افراد،به یکدیگر مربوط نیستند، تحقق یا عدم تحقق اهداف دیگری،در موفقیت فرد تاثیری نخواهد داشت. این برداشت در اثر لسلی و همکارانش، “نظم و تغییر” به گونهای دقیقتر مطرح شده است.پدیدآورندگان “نظم و تغییر”، با اتکا به دو مفهوم اهداف مشترک و فعالیت مشترک، به یک منبع شناسی از همکاری و همچنین مفاهیم مجاور آن دست یافتهاند.نویسندگان مذکور آوردهاند که:علیرغم تفاوتهای میان جوامع غرب و شرق و تمایز بین جوامع پیشرفته و درحال رشد، صورتهای خاص مشترکی از تعامل اجتماعی میان این جوامع قابل تشخیص است. این اشکال مشترک تعامل اجتماعی که جامعهشناسان آنان را فرایندهای اجتماعی میخوانند، آنقدر همگانی هستند که پنداشته میشود ریشه در ماهیت زیستی، روانی و اجتماعی انسان داشته باشند. پنج نوع اساسی از اشکال گوناگون این تعاملات اجتماعی حایز اهمیتاند که همکاری یکی از آنهاست. چهارمورد دیگر عبارتند از: رقابتوتضاد و همسازیو همانندسازی(لسلی و دیگران ۱۹۷۳،به نقل از رضایی فرد) لسلی و همکارانش بر این باورند که همکاری و رقابت دوروی یک سکه هستند. آنها این دو مفهوم را از وجوه مختلف از تجربیات عام مشترک میدانند، به نحوی که نهایتاَ آنها به طور کامل قابل تشخیص نباشند و مجزای از یکدیگر هم وجود داشته باشند.دراینصورت یک پرسش مناسب این خواهد بود که بپرسیم نقش هرکدام از این دو- یعنی همکاری و رقابت- در تجربه انسانی چیست (لسلی و دیگران۱۹۷۳،به نقل از رضایی فرد،۱۳۷۶).
همدلی:
همدلی یعنی خود را جای دیگران گذاشتن و از دریچه چشم آنها به موضوع نگریستن، مانند آنها احساس کردن و اندیشیدن، یکی از زیباترین تعاریف همدلی تعریف دانیل گلمن در کتاب هوش عاطفی است، وی معتقد است توان گفتگو با دیگران یعنی بهرهمندی از هوش عاطفی، این بیش از بهرههوشی در موفقیت سهیم است.(دهقانپور،۱۳۸۹)
همدلی به درک احساسات و تجربیات افراد دیگر از طریق قراردادن خود به جای دیگران گفته میشود(وصولی،۱۳۹۲)
همدلی به عنوان سائق و توانایی شناخت حالات روانی(احساسات، افکار و انگیزشهای) دیگران و پاسخ به ایشان با هیجانات همخوان،تعریف میشود( بیلینگتون و همکاران،۲۰۰۷به نقل از وصولی،۱۳۹۲).

 

مطلب مشابه :  کسب درآمد اینترنتی از طریق فروش فایل

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تحول

دسته بندی : اخبار

دیدگاهتان را بنویسید